بيانيۀ افغانستاني های فنلند در محکوميت سربريدن غيرنظاميان هزاره در ولايت زابل
با تاسف بازهم آدم کشان قرن بيست يکم که تاريخ را در اين قرن از جنايت ها و اعمال ضد بشری خود شان پر کرده اند، چهره های ددمنشانه و کثيف خود را واضحتر از پيش نمايان ساختند و مردم بيگناه و مسافران مظلوم را بعد از هفته ها گروگان گيری، اسارت و شکنجه سربريدند و مردم و کشور را به ماتم و عذا نشاندند. اين جنايتکاران تاريخ، حتي به اطفال خرد سال و زنان نيز رحم نکردند و آنها را با نهايت قسي القلبي و بي رحمي سر از بدن شان جدا کردند.
وقتي انسان به سرهای بريده شده ای آن طفل معصوم خرد سال و زنان بيگناه مي نگيرد، روح و جسمش بشدت متاثر مي گردد، طوری که شايد ماهها و سالها در خواب و بيداری اش اين چهره های مظلوم ظاهر شوند و آن اعمال پست و ددمنشانه طالبان و داعشيان فراموش نگردد و تبديل به نفرين و کينه ای ابدی گردد.
وقتي اين جنايت کاران از حيوانات وحشي هم بيرحم تر و قسي القلب تر هستند، چطور نام خود را انسان و مسلمان مي نامند؟ سربريدن اطفال خردسال و زنان در کدام دين، کدام مذهب، کدام فرهنگ، کدام اخلاق، کدام آئين و صفت انساني و اخلاقي قابل توجيه است؟ حتي در پست ترين جامعۀ قبيلوی و بدوی چنين عمل شنيع ممکن نيست.
غير نظاميان هزاره، که فقط بخاطر هزاره بودن از مسير راهها از ميان ساير مسافران جدا ساخته و به گروگان گرفته مي شوند و بعد به اين حالت فجيع سربريده مي شوند، سئوال های زيادی را ايجاد مي کند و جامعه تاريک فردای افغانستان را ترسيم مي کند. جامعۀ که با حضور بيشتر از چهل کشور جهان و مصارف صدها مليارد دالر کمک جامعۀ بين المللي در طول بيشتر از ده سال به هدف بهبودی اوضاع و صلح و ثبات در اين کشور تلاش شده و امروز بايد وضعيت ديگری مي داشت، اما چنين معلوم مي شود، که افغانستان سير قهقرايي را مي پيمايد و بسوی مسير بسيار خطرناک که همانا نزاع های قومي و نژادی است هدايت مي شود. تشديد اختلافات و نزاع های قومي کشور را بسوی تجزيه و نابودی مي کشاند. متاسفانه سران دولت افغانستان مسئولانه و قاطعانه در برابر گروههای جنايتکار عمل نمي کنند و اساس رفتار های شان قومي و نژادی و زباني است. با اين رفتارهای شان صدها هزار قوای مسلح افغانستان را نيز ضعيف و بي سرنوشت و سرگردان نگهداشته اند و اجازه نمي دهند که آنها در برابر مخالفان مسلح، قاطعانه و با اراده ملي مبارزه کنند و همچنين مردم را در ياس و نا اميدی قرار داده اند. در سالهای اخير، آهنگ سران حکومت طوری بوده است که دشمنان وطن و مردم را که اطفال و زنان اين سرزمين را سر مي برند، برادران ناراضي و مخالفان سياسي خود خطاب کرده اند و با آنها آشکارا و پنهان در معامله و رابطه بوده اند. اين دولت مداران فاسد مي خواهند که همه چيز را تسليم اين جنايت کاران و اربابان خارجي آنها کنند. اين سران حکومت که با رای اين مردم به قدرت رسيده اند، با کمال تاسف همين مردم را به قربان گاه طالبان و داعشيان مي برند و مملکت و جامعه و تمام ارزشهای انساني و دست آوردهای اين مردم و جامعه را نابود مي کنند.
اولين و مهم ترين وظيفۀ يک حکومت، تامين امنيت شهروندانش است. اين حکومت فاسد و نابکار برای مردم افغانستان چه کرده است؟ هر روز مردم در نقاط مختلف کشور تلف مي شوند و توسط جنايتکاران مسلح بقتل مي رسند، اما دولت با سيصد و پنجاه هزار نيروی نظامي و پشتيباني وسيع نظامي، سياسي، مالي جامعه جهاني برای تامين امنيت افغانستان و مخصوصا” مردمي که به اين دولت رای داده اند و به قانون اين کشور احترام گذاشته و شهروندان خوب و شريف و آرام بوده اند، بي تفاوت بوده و حتي امنيت آنها را تامين نکرده است. بنا” اين سئوال اساسي پيش مي آيد که اين دولت چه کرده است؟
هر روز مردم ما در مسير راهها اذيت و ازار مي شوند. به گروگان گرفته مي شوند و سربريده مي شوند. در مناطق زيست شان گشت و گذار نمي توانند و در محاصره هستند. دولت به مشکلات آنها عمدا” و قصدا” توجه نمي کند. دهها هزار جوان تحصيل کرده ما بيکار هستند و در دواير دولتي به آنها کار داده نمي شود. هر روز هزاران جوان تحصيل کرده وطن را ترک مي گويند، چون از اين دولت و نظام فاسد که با شهروندان خود رفتار عادلانه و يکسان ندارد، بي اعتماد شده و جلای وطن مي کنند. آناني که باقي مانده اند، زندگي برای شان غير قابل تحمل شده است.
ما افغانستاني های مقيم فنلند اعمال ددمنشانه و ضد بشری کساني را که در افغانستان جنايت مي کنند و هر روز در نقاط مختلف کشور مردم بي گناه را مي کشند و بخصوص سربريدن اين هفت غير نظامي هزاره را بشدت تقبيح و محکوم مي کنيم و خواستار تامين امنيت مردم از سوی دولت افغانستان و جامعۀ جهاني هستيم. اين اساسي ترين وظيفه دولت و قوای مسلح افغانستان و قوای مسلح خارجي در افغانستان است که بايد از مردم بيگناه در برابر گروههای تروريستي و جنايتکار دفاع کنند و اجازه ندهند، که ديگر سری طفل و زن و انسان بيگناهي در افغانستان از تنش جدا شود و حق زندگي از آنها گرفته شود؛ در غير آنصورت بودن اين دولت و صدها هزار نيروی مسلح بي فايده خواهد بود.
دولت افغانستان و جامعه جهاني نبايد اجازه دهند، که بيشتر از اين مردم افغانستان نسبت به آنها بي اعتماد شوند و از آنها رو برگردانند.
ما با مردم شريف مان که در کابل، غزني و ساير ولايات با اتحاد و همبستگي ملي شان از تمام اقوام شريف افغانستان تظاهرات کرده و کشتارهای وحشيانه مردم بي گناه را توسط طالبان و داعشيان و همچنين بي تفاوتي و نا شايسته گي دولت را در امر تامين امنيت مردم محکوم نموده اند، هم صدا هستيم و خوهان بر آورده شدن مطالبات و خواسته های بر حق تظاهرات کنندگان مي باشيم.
با اميد برقراری صلح و ثبات در افغانستان!