۲۱ فبروری (سوم حوت) از سوی یونسکو به عنوان «روز جهانی زبان مادری» نامگذاری شده است؛ روزی برای یادآوری اهمیت تنوع زبانی و نقش آن در هویت فرهنگی ملتها. این روز نخستینبار در سال ۱۹۹۹ اعلام شد و از سال ۲۰۰۰ در تقویم رسمی سازمان ملل متحد گرامی داشته میشود.
در جهان امروز حدود هفت هزار زبان وجود دارد که بخش قابل توجهی از آنها در معرض خطر نابودیاند. پژوهشهای آموزشی نشان میدهد آموزش ابتدایی به زبان مادری میتواند سواد پایه را تقویت کند، میزان ترک تحصیل را کاهش دهد و اعتماد به نفس دانشآموزان را افزایش دهد. به همین دلیل، آموزش چندزبانه بهعنوان رویکردی علمی و مؤثر در نظامهای آموزشی پیشرو مورد توجه قرار گرفته است.
اما نگاه به زبان مادری در همه کشورها یکسان نیست.
در نظامهای دموکراتیک، زبان مادری به عنوان سرمایه فرهنگی و بخشی از حقوق بنیادین شهروندان شناخته میشود. برای نمونه، در کشورهایی مانند فنلند و سویدن آموزش زبان مادری در چارچوب نظام آموزشی رسمی پیشبینی شده است. کودکان متعلق به اقلیتهای زبانی میتوانند زبان مادری خود را در مدرسه بیاموزند و همزمان زبان رسمی کشور را نیز فرا بگیرند. این رویکرد نهتنها تهدیدی برای وحدت ملی محسوب نمیشود، بلکه به انسجام اجتماعی، برابری فرصتها و مشارکت فعال شهروندان کمک میکند.
در مقابل، در بسیاری از نظامهای استبدادی، تنوع زبانی گاه با نگرانیهای امنیتی یا سیاسی همراه میشود. در چنین ساختارهایی، زبانهای محلی ممکن است بهجای آنکه بهعنوان میراث فرهنگی تلقی شوند، با سوءظن نگریسته شوند. نتیجه این رویکرد، محروم شدن بخشی از شهروندان از آموزش به زبان مادری و تضعیف سرمایه فرهنگی جامعه است.
با این حال، وجود فرصت قانونی بهتنهایی کافی نیست. حتی در کشورهایی که امکان آموزش زبان مادری فراهم است، میزان استفاده و جدی گرفتن این فرصت به آگاهی، تلاش و مطالبهگری خود خانوادهها و گویشوران آن زبانها بستگی دارد. اگر جامعه زبانی برای حفظ و انتقال زبان خود فعال نباشد، سیاستهای حمایتی نیز تأثیر محدودی خواهند داشت.
زبان مادری تنها ابزار ارتباط نیست؛ حامل تاریخ، حافظه جمعی و شیوه اندیشیدن یک جامعه است. پاسداشت آن نه در تقابل با زبان رسمی، بلکه در تکمیل آن معنا مییابد. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که میتوان همزمان وحدت ملی را تقویت کرد و تنوع زبانی را پاس داشت.
روز جهانی زبان مادری فرصتی است برای بازاندیشی در این پرسش: آیا زبانهای گوناگون را به عنوان سرمایهای برای غنای فرهنگی میبینیم، یا آنها را از دریچه نگرانیهای سیاسی ارزیابی میکنیم؟
دیدگاه خودرا بنویسید