دلم به حال مصطفی هنرجو سوخت …
اقرار میکنم، کم و بیش ما همه مقصر بودیم!
_______________________________________
نگارنده: فرهاد دريا
ساعت ۵ صبح امروز ناگهان از خواب بیدار شدم؛ چیزی در درونم غوغا داشت و تمام شب در رگهای آرامشم گژدموار میخزید. میدانستم چه چیزی بیقرارم کرده بود. روی بسترم نشستم و ویدیویی دقایق اعلان انتخاب مردم و ستارهی افغان را تماشا کردم … فضای استیژ را در دقایق پایانی، خیلی عجیب، شتابزده و غیر قابل توجیه یافتم و ناگهان دلم به تلخی، برای تنهایی و نگاههای حیران مصطفی هنرجو سوخت، که با وجود صدهاهزار هواخواه در کنار، احساس یاس و تنهایی را در چِشمکای جوانش میدیدم. برای لحظهی خودم را جای او احساس کردم. نخستین سال برآمدم روی استیژها بهیادم آمد و ناگهان دلتنگی این جوان معصوم را با تمام قلبم دریافتم … و بالاخره امروز به یقین دانستم چرا شماری از هواخواهان مصطفی عزیز، آزرده و ناراضی بودند.
در لحظات پایانی برنامه، چندین حادثهی خیلی بیموقع و بیمحل یکی پیهم اتفاق افتاد و استیژ تقریبن از اختیار برآمد. آن اتفاقات آنقدر سریع واقع شدند که حتا من که همیشه سخت متوجه اینگونه حساسیتها میباشم، نیز غافل افتادم و ناخواسته در اشتباه عمومی شریک شدم!
اینکه توانمندیها و استعداد مصطفی و منصور و عقیل در کدام حداست و کدامیک از آنها از نگاه موسیقی برتراند، هیچ به بحث ما ربطی ندارد و اهل کار، این ارزشها و تفاوتها را به سادگی میدانند. اما آنچه همین لحظه اهمیت دارد این است که طلوع، داوران گرامی و مهمان ویژه یا فرهاد دریا، ما نتوانستیم محبتی را که مصطفی هنرجو به عنوان انتخاب مردم شایستگی آن را داشت، به صورت صحتمند و مهربان تسلیماش کنیم و بگذاریم پیروزی خود را کیف کند!
میدانم نه داوران عزیز، که در طول سالها تلاش و خدمت، در رشد و ساختهشدن چهرههای چون مصطفی سهم بینهایت برجستهی دارند، یا طلوع که دیریاست زمینه ساز چنین برنامه های مردمی و بزرگ بودهاست و خودم فرهاد دریا – که بهثبوت عاشق و حمایتگر استعدادهای جوان استم – با آنکه فقط مهمان ویژه بودم و هیچ سهم و نقشی نیز در انتخاب نداشتم، هیچ کدام ما عمدی یا قصدی دست به ایجاد چنین فضا نزدهبودیم. گاهی حوادثی یکی پیهم جاری میشوند و نظارت از اختیار همه بیرون میشود و نتیجه چنان میشود که در شب برنامه اتفاق افتاد.
با آنکه در مجموع، خود برنامه موفقیت عظیم و تاریخی بود و توانست قناعت خاطر ملیونها تن را در کل حاصل کند و شادی بیافریند؛ اما صادقانه اقرار می کنم متوجه برخورد خود با انتخاب مردم یا مصطفی جان هنرجو نبودیم. من از سهم خیلی کوچک خودم – با آنکه فقط در حاشیهبودم – از مصطفی جان عزیز و هواخواهانش قلبن معذرت میخواهم. امیدوارم درآینده مسوولین چنین برنامهها، هوای مجلس را بهتر از این در چنگ نظارت خود داشته باشند.
و خلاصه که چهخوب است اگر فرهنگ اقرار به اشتباه و معذرتخواهی میان ما نهادینه شود. نه تنها چیزی از کسی کم نمیشود؛ بلکه بزرگی را نیز میرساند.
دیدگاه خودرا بنویسید