
شعر از: مصطفی وهریز
وقتیکه
وقتیکه زبانی درد دل همدیگر را،
هیچ نمی فهمیم،
پس چی فرقی میکند ،
که ما،
با کدامین،
زبان با هم همنشین باشیم؟
زبانی،
اجوج و یا ماجوج،
روسی و یا فنلندی،
و یا زبان شرین پارسی،
وقتیکه،
نمی فهمیم زبان درد دلی همدیگر را،
چی فرقی می کند باشیم با هم،
و با پدرد گوییم هم زیستن را،
و یا،
با هم بودن، فقط در انتظاری مرگ،
تا ابد در کنار هم ،
ولی خالی بیهوده،
وقتیکه هیچ نمی فهمیم،
زبان درد دل همدیگر را،
چی فرقی می کند،
که ما،
با هم با کدامین زبان،
و با چی لهجه،
همدیگر را دشنام و فحش خواهیم داد،
و یا نفرین خواهیم کرد!؟
***
معنی !
آه،
میدانم چی معنی می دهید:
بوتل وینو،
توت فرنگی،
شمع آفروخته روی میز،
چی باید کرد:
باز هم،
مثل هر بار دیگر،
خالی است،
جای پروانه ای.
.
دیدگاه خودرا بنویسید