مقالات

اهمیت آموزش زبان مادری برای اطفال پناهنده ومهاجر(1) -ازنبی قانع زاده (بمناسبت 21فبروری روزجهانی زبان مادری) مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Admin   
چهارشنبه ، 7 حوت 1387 ، 23:44      (مشاهده: 939)

 

 به باورما زبان بهترین وسیله برای شناخت نمودهای فرهنگی یک ملت می باشد

وقتیکه یک ملت باورمند به شناخت نمادهای فرهنگی خوداست باید زبان خودرایاد

  داشته باشد یعنی هم خوانده هم نوشته وهم مفاهیم زبان خودرا درک کند تا نماد

های فرهنگی و اسطوره های خودرابشناسد.

 

 

 

 

 

 مفهوم دهکده جهانی درعناوین رسانه ها با تیتر درشت جلب توجه میکند یکی از جهات مهم آن مهاجرت روز افزون انسانها ازکشوری به کشوری دیگر به منظور شرایط بهتری زندگی ویا نیاز کشور های صنعتی به نیروی کار یا  بعلت پایین بودن تولید نسل ویا بدیلیل روند پناهنده پذیری کشورها بخاطر جنگ وکشمکش های قومی ، نژادی و مذهبی و........تعدادی وسیع از انسانها از جایی به جایی دیگر جابجا میگردندواین تعداد انسانها با زبان، فرهنگ ،آداب ورسوم خود در سرزمین جدید سکنی میگزینند. 

یکی از بزرگترین جابجایی هایی تاریخ مهاجرت دراثرتنشها ،جنگها ،تجاوزها وبی عدالتی ها درسه دهه اخیر، درافغانستان بود که اکثرا به دوکشور همسایه پاکستان وایران پناه گزیدند ، ولی تعدادی هم ناشی از مشکلات دیگروزندگی بهتر راهی کشورهای غربی شدند که دراین نوشته اینها مورد نظرما می باشند . پناهندگان ومهاجران   که درکشورهای غربی و پناهنده پذیر زندگی جدیدی را آغاز نمودند ازمزیت های رفاهی، اقتصادی واجتماعی برخوردار شدند ولی مسئله ایکه کمتر در این بین مورد توجه قرارمیگیرد پایه ها واصول حفظ اصالتهای فرهنگی میباشد و تعدادی هم دغدغه ذهنی شان حفظ اینها بوده  ولی پایه واصول ایکه بتواند از آن ارزشها واصالتها  پاسداری  نموده وازآن تصویری ارائه نمایند ، چیزی در بساط وطرحی درذهن ندارند. 

 اگربادید کنجکاوانه دردرون جامعه مهاجر رفته خواهیم دید، آنهاییکه تاهنوز به حفظ آن اصالتها باورمند هستند نظرات متفاوت ودیدگاه های مختلف راارائه می نمایند ، ارائه دیدگاه ها هم بستگی به توانائیها وبرداشت های افراد از پدیده ها ومعضلات اجتماعی وفرهنگی دارد. 

دراینجا لازم بنظرمی آید که:

 اول باید بدانیم  پایه ها واصول اصالتهای فرهنگی درکجاها قراردارد؟

  وبعدازآن چگونه میتوانیم این اصول را درجامعه ارائه نماییم ؟

 وراههای حفظ اصالتهای فرهنگی درکجا میباشد؟

 آیا حفظ آن برای جامعه پناهنده ومهاجر مفید است ؟

 ووجود جامعه میزبان وکشورهای پناهنده ومهاجرپذیر ازحفظ آن نفع می برد ویا به ضررآنست ؟ 

 این سوال های است که درذهن انسان ترسیم میگردد ونیازمند پاسخ روشن ومستدل برای جامعه پناهنده و پناهنده پذیر می باشد.قشری فرهنگی جامعه باید درصددی راه حل وجواب این سوالها باشند داشتن طرح و هماهنگی فرهنگیان فرهیخته جامعه موثرترین راه برای پیشبرد این اهداف متعالی خواهد بود. 

  کسانی که با شکارهای سیاسی زیر عنوان کارهای فرهنگی، دینی و...... تلاش می کنند لازم نیست  باآنها وارد بحث دراین وادی شد که کارهای تند وافراط گرایانه وگاهگاهی زیرکانه بعضی از جناحها را هم به نفع جامعه پناهنده ومهاجر ندانسته وعمل کرد آنها  موثربرای بقای زیربنای های فرهنگی ارزیابی نمی گردد. 

 بااندک دقت بدرون جامعه پناهنده ومهاجردیده شود به نکات برخواهیم خورد که این نکات می تواند برای آینده و بقای فرهنگی افغانستانی ها قابل تامل میباشد که موردتوجه وعنایت قرار نمی گیرد ، که این کم توجهی ها میتواند درآینده ها چیزی بنام کتله فرهنگی افغانی درکشورهای غربی کمتر بروز خواهند کرد.

 وهرکسی شاید برای محفوظ نگهداشتن آن حرفهای داشته باشد و این ایده ها میتوانند درجهت ترویج وتحکیم آن موثر خواهدبود،ولی طرح دقیق وحساب شده برای تحفظ اصالتهای فرهنگی تا حال حداقل نگارنده این سطورندیده است  کشورهای شمال اروپا تدریس زبان مادری را برای اطفال پناهنده ها در نظر گرفته اند که در هفته  دوساعت برای زبان مادری اختصاص دارد بعلت نبود آموزگاران مجرب نتیجه اش کمتر مشهود است . 

 وهرجامعه ای هم نماد های فرهنگی متفاوت دارد، اگرآن نمادهارادرست بشناسیم وسیله ای شناخت آن نمادهای فرهنگی چه خواهد بود؟ 

 به باورما زبان بهترین وسیله برای شناخت نمودهای فرهنگی یک ملت می باشد وقتیکه یک ملت باورمندبه شناخت نمادهای فرهنگی خوداست باید زبان خودرا یاد داشته باشد یعنی هم خوانده هم نوشته  وهم مفاهیم زبان خودرا درک کند تا نماد های فرهنگی واسطوره های خودرا بشناسد . 

 

  مثلا شعری یک شاعررادرنظربگیرید وقتیکه یک شاعر شعر میگوید توام بااحساس شاعراست زمانیکه  شعری  اش  ترجمه میگردد درترجمه ای شعرش آن چیزی که او می خواسته است کمتر دیده می شودچرایکه احساس شاعردرانجا نیست، و هر ملتی دارای تاریخ ، هنر،ادبیات ، موسیقی ، آداب ، رسوم  خاصی خود است و تمام زوایای این ویژه گیها را اگرخوب بشناسیم باید بازبان خودآن ملت آشنا شد امروز فرهنگ ترجمه پاره از مشکلات را حل می کند ولی نه در حد یکه کفایت کننده برای شناخت باشد بحث دیگریکه دراینجا پیش می آید اینست که بعضی کشور های پناهنده پذیر نتوانسته آثاری ملل دیگر- مخصوصا آثارتاریخی وفرهنگی افغانستان را- ترجمه نماید که خود یک کمبود دراین راستا می باشد .

 پس ضرورت آموختن زبان مادری برای حفظ فرهنگ هرملت ضروری بنظر میرسد علاوه برآن فواید دیگری نیز برآن متصور است که درآینده به آن خواهیم پرداخت پس میتوان گفت که زیربنایی نمادهای فرهنگی یک ملت حفظ زبان آن  بوده که از کلیدی ترین وعمده ترین رکن فرهنگ  بحساب خواهد آمد ما به نمونه ای از پدیده پناه گزینی که از کشور ما در حدود یک نیم قرن پیش اتفاق افتاده است (  منظور از این مهاجرت وارد شدن دریک فرهنگ کاملا متفاوت می باشد )   بطورمختصر به آن اشاره می کنیم :

 دکتر طبیبی مدعی است که : "برخی از مردمان افغانستان ازیک نیم قرن پیش راه مهاجرت به خارج را درپیش گرفته اند قرار معلوم نخستین  مهاجرت دسته جمعی افغان ها(افغانستانی ها) درسال 1860 میلادی ازافغانستان به استرالیا صورت گرفته  است دراین مهاجرت که به خواست دولت انگلیس گرفته بود ، درحدود زیادترازهفتاد فامیل ازافغان های  (افغانستانی های) نواحی غزنی وکابل برای راهیابی وشناخت ازناملایمات های طبیعی به بزرگترین جزیره ای   که مرکز تجمع برخی ازجنایتکاران آدم کشان انگلیس بودبرده شدند ، هدف این بود تاهمیاری افغان ها   (افغانستانی ها) که مردمان سرسخت ومقاوم میباشند ازدشتهای سوزان گیبسون وسیمپون[1]  از پرث[2]    سواحل غربی استرالیا که به اقیانوس هند انتقال دارد تاشرق که به اقیانوس آرام ختم میشود شناخت پیدا نمایند

  این مهاجرت که با وسایل نقلیه خود افغانها (افغانستانیها) یعنی شتروقاطر صورت گرفت ماه ها طول کشیده بود  چند فامیل نسبت تشنگی وطولانی بودن راه به هلاکت رسیده بودند."(3)

 حالا اگر ما دربین این مهاجرین که یک نیم قرن پیش به استرالیا مهاجرت کرده اند، رفته وببینیم که آنها چقدرافغانی مانده اند شاید تنها همین را بیاد داشته باشند که ما در گذشته ازافغانستان امده ایم آنهم این افهام تفهیم بزبان انگلیسی صورت خواهد گرفت .

 هرچند زمان آن مهاجرت باشرایط امروزی ما کاملا متفاوت است قدرت رسانه ها امروز مرزها وفاصله های جغرافیایی راازهم گسسته است دراینجااین پرسش پیش میآید که ماچقدرتوانسته ایم درراستای حفظ هویت فرهنگی خود از قدرت رسانه ایی استفاده های مطلوب نموده ایم ؟ 

 و درراستای ترویج وتحکیم حفظ زبان، راه های را جستجو نموده  ازحفظ اصالتهای فرهنگی که زیربنای آن همانا حفظ زبان مادری برای اطفال ، نوجوانان وجوانان ما خواهد بود غفلت نورزیم ، زبان مادری کلیدی خواهد بود برای باز کردن تمام درها در راستای حفظ هویت و اصالتهای فرهنگی که باداشتن کلیدی بنام زبان مادری ((فارسی دری ، پشتو و.......)) خود میتوان وارد تمام وادی های فرهنگی خود شد.   

 ادامه دارد............

 

 

 Gipson & Simpson] 1[Perth [2](3) به نقل از مردم نامه باختر ص 87 و 86 چاپ کانادا برگرفته از یک مقاله بصیر احمد دولت آبادی  

 

نظر ها
افزودن جدید
رحیم غفوری  - کنفرانس سالانه معلمان زبان مادری دری در سویدن   |07-10-2009 23:53:41
کنفرانس سالانه معلمان زبان مادری
دری
چاپ

Temakonferens för modermålslärarna som undervisar
dari

کنفرانس سالانهء معلمان زبان مادری دری،
در روزهای جمعه 30 و شنبه 31 اکتوبر، با حضور دو
شخصیت علمی و ادبی کشور خانم دکتور حمیرا نکهت
دستگیر زاده و آقای صبور الله سیاهسنگ برگزار
می گردد. در پایان کنفرانس امسال برنامه ء
ادبی و هنریی با حضور دهها نویسنده و شاعر
مطرح کشور نیز برگزار می باشد که فرصت ارزندهء
خواهد برای معلمان شرکت کننده در اُن کنفرانس.
معلمان گرامی می توانند فورمهء اشتراک را به
صورت (ورد) و هم بصورت (پ د اف) از روی صفحهء
www.maktabedari.comدریاف...
یاراحمدی داود  - طنز معاصر افغانستان   |12-03-2009 21:40:23
فصلنامه تخصصی طنز و کاریکاتور "گفتار
سبز "منتشر شد
http://artna.blogfa.com/
http://piclor.b
log spot.com/
برای آنها که به چاپ ونشر و این
جور چیزها واقفند ومن ومشغله های من
ودوستانم را میشناسند این تاخیر
لاجرم بخشودنی است اما برای علاقمندانی
که مدام پیگیر گفتار سبز هستند وصبورانه
بر وعده های امروز وفردای ما ایستاده
اند قدری گران ونابخشودنی و البته
اسباب شرمندگی. درهر حال ضمن بیان این
خبر که انتشار دو شماره گفتار سبز همزمان
چاپ شد...!
به هر حال ضمن بیان این خبر
انتشار همزمان دو شماره &...
سرورهزاره - ناروی   |07-03-2009 02:19:47
دراین قسمت کدام کاری جدی از طرف خود
افغانیهاصورت نگرفته.
کشورهای شمال اروپا
زمینه های خوبی رافراهم ساخته است ولی چگونه
استفاده گردد؟
مصطفی رنجبر   |02-03-2009 01:36:24
محترم قانع زاده سلام: شما مقاله بیسار زیبا و
در مورد مسله ی مهمی نوشته اید. اما یک بشنهاد
داشتم و این است: اگر مسله مهاجرت را و بعد هم
زبان را جداگانه به بحث بیگرید، اندکی فکر
میکنم به خواننده روشنتر خواهد شد. مثلا:
محاجرت افغانستانی از کدام سال و در چی زمان،
بعدا چی تاثیر مهاجرت به زبان انها نموده و
بعدا" چی اهمیت زبان مادری برای مهاجرین و
یا در ... دارد.
تذگر: مسله دق شدند و دل باد
شدند مسله بسبار عام گیر است. اگر فکر می کنید
این بشنهاد سبب نفاق و تفریقه می شود؛ خواهش
می کنم حذف کنید.
مناقبی  - سلام   |28-02-2009 17:07:55
جناب قانع زاده درود بر شما!
از ارسال مطلب
مهم و ارزشمند فوق برای این جانب کمال سپاس را
دارم. استفاده کردیم موفق باشید.
Ali S   |28-02-2009 02:56:34
برادر عزیز قانع زاده!
واقعا شما به مسئله ای
پرداخته اید که کمتر به توجه شده است تشکر از
شما.
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
کد داده شده را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."