مقالات

واقعیت ها, تغییرات ودرست باید کردها ! مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Admin   
يكشنبه ، 9 حوت 1394 ، 14:45      (مشاهده: 1547)
واقعیت ها, تغییرات و درست باید کردها !
محمد رفیق رجاء 

واقعیت ها, تغییرات ودرست باید کردها !

مدت ها است در فضای مجازی وواقعی در جامعه افغانستان "هزاره سنی" از هویت نژادی وقومی اش سخن می گوید. جستجوی هویت قومی هزاره های سنی که با تهدید های مشخص همرا بود, با استقبال بی نظیرگروهای اجتماعی هزاره شیعه مواجه شد. نفس این مسئله نشان می دهد که جامعه کرخت وسنتی در افغانستان به تناسب اوضاع مشخص سیاسی وفرهنگی در حال ریزیش وزایش است. ریزیش فهم ها وداده های وارونه وتحمیلی وزایش تحول وحد اقل آگاهی بخش برای بستر سازی جامعه جدید وعاری از تحمیل ها وسنت های تاریخی جزیره های اجتماعی در یک کشور.

جستجوی هویت قومی یک امر طبیعی ,انسانی وعقلای است که انسان حق دارد از هویت قومی ومذهبی اش سخن بگوید. نکوهش این پدیده از موضع مذهبی ویا سیاسی نیز یک واکنش قابل پیش بینی است. زیرا آن عده از مردمی  که؛  احساس می کند بخش از او جدا شده وواقعیت دومین قدرت قومی اورا سخت به خطر انداخته است ممکن به خشونت وتهدید روی اورد. به تناسب همان تهدید ها؛ دعوت عده ای از هزارهای شیعه , از؛ هزاره های سنی که: " بیائید ما همه شیعه باشیم" آزار دهنده است. درین نوشته مختصر,به چند مسله ای اساسی این گفتمان مداوم ومتحول می پردازم:

اول. واقعیت ها ی جامعه ای ما:

1:  هویت قومی , فرهنگی ومذهبی واقعیت های جامعه انسانی واز جمله کشور ما است. ملیت ها واقوام در افغانستان هر کدام ازهویت ویژه نژادی ومذهبی بر خوردار اند. ملیت ها شاخه های درخت است بنام" انسان" که در تاریخ ظهور نموده وهر کدام به نام ها ی متفاوت شناخته می شود. این تفاوت ها, گاه زمینه ای جنگ های خونین گردیده است. به هر اندازه که انسان در تاریخ آگاهی وتوانایی یافته ومدنی شده ؛از زندگی گروهی وگله ای فاصله گرفته از خشونت وجنگ به دلیل تفاوت های نژادی ومذهبی پرهیز نموده ؛ فرهنگ ومعنویات مشترک را برای زندگی پدید اورده است. جنگ های مذهبی ونژادی در تاریخ ,ریشه در "طبعیت انسان " ندارند که به مجرد آگاهی از تفاوت به جنگ هم رفته باشد. اما تفاوت نژادی ومذهبی درشرایط نادانی وفقدان مدنیت ادمی, زمینه های رافراهم نموده تا گروهای قدرت وسیاست به وسیله ان؛ به تداوم قدرت وحاکمیت ونیزاسارت مذهبی وقومی بپردازد.

2: هویت مذهبی ونژادی در افغانستان  پس ازتجاوز روسها وجنگ مقاومت؛ با فروریختن  دیوارهای ستم واستبداد قومی در آسمان سیاست وفرهنگ افغانستان سبزشد. فهم وآگاهی از هویت قومی ومذهبی چون در شرایط غیر طبیعی پدید آمد؛ به جای ایجاد گفتگو وساختن زمینه های مشترک سیاسی وپس ازآن اعمارفرهنگ مشترک ملی ومدنی ؛ به دلیل خامی وفقدان تجارب طبیعی , وسیله ای قدرت وسیاست گروهای افراطی  قرار گرفت. در فقدان سازمانها وگروهای ملی ومترقی , احزاب سنتی, خشن ومذهبی, که صلاحیت ایجاد حکومت اسلامی را نداشتند, از این تفاوت ها برای ادامه بقاء سیاسی خودسود بردند.از سوی دیگرعوامل خارجی به بهانه ای تجدید حاکمیت سنتی قومی در افغانستان, جنگ ها واختلافات قومی ومذهبی را نهادینه ساختند. در تشکیلات احزاب سیاسی , جامعه مدنی وحتا درساختار حکومت,  اکنون گروهای قومی وهویت های نژادی رسمیت یافته ونقش تعیین کننده ی درگمراهی سیاسی وناتوانی در ایجاد "افغانستان نوین"  ایفا می نماید. اندیشه سیاسی محور تجمع وفعالیت های سیاسی نیست بلکه روابط عشیره ای , طایفه ای وقومی است که معادلات سیاسی را رنگ ورونق می بخشد.

3: هزاره های شیعه به دلیل تفاوت های نژادی ,فرهنگی ومذهبی با دیگر اقوام وملیت های کشورستم های مضاعف را تحمل نمودند. به همین دلیل مبارزات طولانی وجسورانه ای را سازمان دادند, ونیز شرایط داخلی و منطقه ای بگونه ی کمک کرد که؛ هویت قومی هزاره ها در کنار دیگر اقوام وملیت های کشور,حد اقل اکنون درسطح ملی درین مرحله ای تاریخی صرفا مطرح گردد.

4: تبعیض قومی چنان عمیق وگسترده در تاریخ کشور صورت گرفته است که  مافیای احزاب اسلامی  شیعه وسنی, در خدمت حاکمیت قبیلوی تا هنوز نتوانسته است آن را از ذهنیت, عینیت ودرون جامعه ای افغانی پاکسازی نماید. مافیای احزاب اسلامی  در بدل زندگی ورفاه با استفاده از عقاید دینی مردم وایجاد ترس از طالبان, خواست های مدنی اقوام وملیت های افغانستان را به گروگان گرفته اند. استقلال وتمامیت ارضی کشورتاراج گردیده , عدالت اجتماعی ,امنیت وحداقل حقوق اساسی مردم وسرنوشت ملی اسیر مافیای قدرتی به نام "رهبران قومی" که به شبکه ای قدرت های خارجی وصل است, می باشد.

دوم. تغییرات وتحولات اجتماعی:

الف: خودآگاهی اجتماعی وانسانی در اثرتحولات زندگی در زمانه ای ما, تغییرات مثبتی را پدید اورده است. مهمترین آن بحث" حق انسان" واز جمله گروهای اتنیکی ومذهبی است. هزاره های سنی وبه خصوص روشنفکران ونسل جوان آن, به طور گسترده ای همبستگی هزاره های سنی را برای احیاء "هویت قومی" اگاهی رسانی می نمایند. این نشان از بیداری وآگاهی آنها است, که بگویند ما هویت قومی جداگانه داریم, باکسانی که هوشیارانه مارا در لحاف دین پیچانده ودنیا اش را آباد نموده واز هویت قومی ومذهبی ما نماینده گی می نماید؛ بدون اینکه نفرتی داشته باشیم , از تبار واحدی نیستیم.

ب: شناخت وبیان هویت قومی ویا مذهبی حق است که باید به پای آن ایستاد. شوراهای قومی ترکمن ها , سادات ,عربها وقزلباش ها ... دها اقلیت قومی داریم که اکنون از طریق ایجاد شوراهای قومی, هویت خودرا در عرصه های سیاسی واجتماعی افغانستان نشان داده اند. اما این پاره ها بعنوان تکه های از فرهنگ وهویت مدنی ملی, اگر نتواند موقعیت جدید خود را برخواسته های انسانی وهویت فرهنگ مدنی ملی تبیین نمایند؛ بازهم بگونه ای دیگر,جزیره های بسته اجتماعی را افزایش می دهد.

رواج ,شور وشوق احیاء هویت قومی به غرض خواسته های معین اجتماعی وسیاسی است.این پدیده باز تاب تبعیض و تفاوت های در درون جامعه ی افغانی است که؛ راهای اساسی تر ومعقول تری برای حل آن وجود ندارند. به همین خاطر بخشی  از مردم افغانستان می خواهند خواسته های سیاسی و برابری اجتماعی را از این طریق تامین نمایند.

سوم. درست باید کرد ها؟

الف. به تکراربیان شد که ابراز هویت اتنیکی ومذهبی حق است که زمانه ای ما ,با دها دلیل انسانی وحقوقی ان را به رسمیت شناخته ومی پسندد. ونیز گفتیم اقوام وملیت های افغانستان به وسیله ی علایق قومی واعتقادات دینی ومذهبی,اسیرمافیای احزاب است که اکنون سرنوشت ملی مارا بدست گرفته است. جدا شدن از هر کدام این "جزیره " وایجاد کتله خوردتر,اما درست با همان ماهیت وتفکر وساختارسنتی غیر مدنی, قومی ویا مذهبی راه مارا بسوی فردای روشن هموار نمی سازد. بلکه پاره ای دیگری این مردم  است که به چنگ گروه "خورده مافیای" دیگر مذهبی ویا قومی می افتد.این کتله های قومی ویا مذهبی بنا بر شرایط خاص کنونی افغانستان خواسته های درست ومنطقی دارند وممکن حمایت مردمی را نیز پشت سر داشته باشد ,اما به دلیل ساختارسنتی قومی ویا مذهبی در کشور,انچه بدست می اورد؛ با دست اورد های اقوام وملیت های بزرگ در کشور" تفاوت ماهیتی" ندارند. فقط عده ای به گوشه ای از شبکه ای مافیای حاکم قومی وصل و شریک می شوند. این روند هر گز به تامین عدالت اجتماعی وبرابری در کشورنخواهند انجامید. تصور کنیم اگر"هزاره های سنی" با خلق حساسیت های گوناگون در جغرافیایی زندگی خود, ریسک نموده وبیایند به جامعه هزاره شیعه بپیوندند ویا بشکل مستقل خواسته های را طرح نمایند, بدون حمایت یکی از اقوام نیرومند تر, چه دست اورد خواهند داشت. در صورت پیوستن به این یا آن,  فقط عده ای انها عضوشبکه ای حاکم ومافیای مذهبی هزاره شیعه میشوند وممکن به مقام وثروت هم دست یابد. اما انچه بی هیچ تردیدمشخص است این است که: راه را برای رستگاری وبرابری هموار نمی سازند وسنگلاخی دیگری است در راه دشوار ازادی ها ی مدنی!

ب. ضرورت امروز جامعه ای افغانستان پیوستن به اردوی مدنی دفاع از "حق انسان افغانستانی" است. برجسته کردن "حق انسان افغانستانی "می تواند به هدف احیاء جنبش نیرومند ملی بانجامد. پشتون فقیروگرسنه که بمب به کمر می بندد تا هزاره جوالی وکارگر تاجیک را دربیمارستان وفرزندان آنهارا در مکتب به قتل برساند , پدیده است که شناخت مسئولانه را می طلبد. دیگر مشی سیاسی گذشته که از آن رهبران به سود وسودای دست یافتند کهنه شده وکاربرد عملی ندارد. وقت اقوام وملیت های  جامعه ما, اکثریت به چنین فضای ونبرد نفس گیر میان زندگی ومرگ نفس می کشد, دشمن مشترکی را در برابر خود می بینیم. درینجا هزاره وپشتون هردودربند اعتماد قومی ومذهبی خود گیر مانده است. اگر هزاره ای "جوالی " از ان پشتون بمب گذاروانتحاری , کینه می ورزد واز ان" دام پردوام" هرگز رهای نمی یابد؛ روشن است که رهبران اقوام محروم وحاکم هر دو در ارگ به انها می خندند وبر حماقت شان از ته دل خوشحال می گردد. اوضاع موجود بدون هیچ ابهامی نشان می دهند که ؛ مردم افغانستان اقوام وملیت ها  در یک طرف ؛ باحاکمیت سیاسی احزاب قومی موجود که بقاء شان  به حمایت خارجی ها تعلق یافته اند؛ هردو سرنوشت جداگانه دارند. از جهنمی اکثریتی, زندگی اقلیتی آباد گردیده است.

 هرگاه رهبری وهدایت جنبش مدنی , حقوق وازادی های انسانی وحق تعیین سرنوشت ملیت هارا, احزاب سنتی وماهیتا غیر مدنی به عهده بگیرند, به " مافیای قدرت" می انجامد. زندگی در زندان مافیای هزاره وپشتون تفاوت ندارد. هردو زندان است فقط تفاوت در این است که زندان بانان" هزاره شیعه" باسوء استفاده از اعتماد مذهبی وقومی به این قدرت دست یافته, اما زندان بانان پشتون, با زور وسر نیزه! در "جنبش تبسم " تمام اقوام وملیت های افغانستان به "طفل سربریده هزاره" با غم واندوه انسانی, اشک ریختند. اما رهبر مذهبی وقومی هزاره به این جنبش لعن ونفرین گفته وهزاره هارابه سکوت وپذیریش هر ذلت وخواری فراخواندند. وقتی "صندوق رای" هزاره  نمی گذارند ,تا دولت مافیایی به خواسته های انسانی انها پاسخ روشنی دهند, تامین حقوق انسانی وبرابری از طریق انها انتظارات بی هوده ای است . تردید نباید کرد که ادامه این" راه "هر گز به ازادی وتامین عدالت اجتماعی نمی انجامد. ما در شرایط زندگی می کنیم که هیچ کسی شک ندارند, در اینکه اکنون هیچ قومی در افغانستان به انچه می خواستند یعنی تامین برابری نه رسیده وبا "وجود حاکمیت قومی کنونی" که با ترساندن مردم از طالبان به عمر خود ادامه می دهند, به هیچ کدام از خواسته های مدنی وانسانی نه خواهند رسید. بلکه روز به روز اوضاع پیچیده تر شده وموانع موجود سخت جان تر می گردد. آنگاه برای عبور از ان هذینه های بیشتر باید پرداخت.

 نتیجه: هزاره سنی وابراز هویت قومی او, ویا احیاء هویت هر قوم وقبیله ی دیگر, زمان تغیرات بنیادی مدنی را ,در فرایند اجتماعی تولید می نمایند که در مسیرایجاد فرهنگ ویا اندیشه های مدنی باشد؛ فرهنگ واندیشه های مدنی که ؛ هویت انسان وحقوق اورا بر تابد. به تعبیر دیگر؛شبیه سازی گروهای قومی ومذهبی سردرگرمی های نسل مارا افزایش می بخشد. زیرا شیعه باشیم یا سنی , هزاره باشیم ویا تاجیک, فرق نمی کند, اسیر زندان هستیم که خود ساخته ایم. مهم وانسانی این است که در سیاست, اقدام های دموکراتیک راترجیح دهیم. در روابط اجتماعی به" اساسات حقوقی انسان" همت نماییم. در فرهنگ واعتقادات, تلقی را بر گزینیم که انسان افغانستانی را از انتحار, راسیزم قومی, جنگ , فقر,خشونت وتعصب جدا نموده واورا به عشق انسان ومحبت ادمی درروابط انسانی ومدنی آشنا سازد.چرخیدن وماندن بردایره بحث های شیعه وسنی مارا از محرومیت های فکری ,تبعات وتباهی های ان نجات نمی دهد. به خصوص که برخی باورهای دینی ومذهبی در کشور ما انحتار, کینه ونفرت می آموزاند. معرفت بشری وآگاهی های انسانی, مارا به انسان های دیگر پیوند می دهد. "فربه" شدن فرهنگ ومدنیت در افغانستان اقوام وملیت هارا, حس مشترک وانسانی می بخشد. در حال که " فربه شدن" گرایشات افراطی مذهبی شیعه وسنی؛ کینه , نفرت, امتیاز وتبعیض را نهادینه می سازد .این نهاد ها, نه تنها جنگ وفقر را توجیه می سازد, که بردگی اقوام وملیت هارا, به چند خانواده رهبران قومی "مشروعیت الهی" می بخشد.


نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
کد داده شده را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
firma reklam rehberi