ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

افغانستان در پر گاه خطر ناک - مصاخبه با داکتر روبن


29.11.2006 21:28

بارنت روبن رئیس مطالعات و محقق با تجربه "مرکز بین المللی همکاری" در دانشگاه نیورک است. وی نوسنده دو کتاب و ده ها گذارش در باره افغانستان است و نزدیک به یک ربع قرن است که در مورد افغانستان تحقیق می کند و به عنوان یکی از کارشناسان پر طرفدار مسایلي افغانستان، به شمار می رود.


مصاحبه کننده: بارنرد گویرتزمن- پی بی اس

برگردان: دایزنگی


" ناکامی اداره بوش در وارد ساختن فشار بر پاکستان که حمایتش را از طالبان متوقف کند، افغانستان را در یک وضعیت عاریه ای و پرمخاطره قرار داده است." و "افغانستان در یک پرتگاه بالقوه قرار دارد چه اینکه انتظارات مردم افغانستان و تمام منطقه کاملا بطور دراماتیک تغییر خورده است و انها واقعا می بینند که طالبان ابتکار را در دست دارند و بسوی پیروزی قدم میگذارند."


حکومت خیلی ضعیف، مبتلا به فساد و غیر تاثیر گذار است. به علاوه، رئیس جمهور کرزی تجربه کارهای اجرایی را در قبل ندارد. وی به عنوان یک تصمیم گیرنده نقشهایی دارد. خلای مردم در تجربیات واقعی اداری معنی اش این است که کرزی و وزارت هایش تقریبا کارمندان لایق ندارند و به این جهت ماشین های اصلی حکومت کار نمی کنند.


شما برای نزدیک به یک ربع قرن، یک کارشناس چیره دست در مسایل افغانستان و این بخش از جهان هستید، فعلا افغانستان در کدام نقطه ایستاده است؟ پنج سال بعد از مداخلهء امریکا که منجر به شکست حکومت طالبان گردید، آیا پیاله نیمه پور است یا نیمه خالی، می خواهید بگویید؟

بارنت روبن: اول، این کمتر از نیم پور است و بیشتر از نیم خالی است، چیزی اصلی این است که این پیاله کاملا بالای یک میز لق و لرزانی قرار دارد که ممکن است تمام چیز در بالای آن میز بهم بخورد و بریزد. من فکر می کنم که ما لفط به لفظ این کنایه و تشبیه را با قرار داشتن در یک پرتگاه بالقوه دنبال می کنیم. بخاطریکه انتظارات مردم در افغانستان و در تمام منطقه کاملا بطور دراماتیک تغییر خورده است و انها واقعا می بینند که طالبان ابتکار را بدست دارند و بسوی پیروزی قدم میگذارند.

شما فکر می کنید این چیزی است که اکثر مردم افغانستان آن را احساس می کنند؟

بارنت روبن: بلی، من فکر می کنم که انها چنین احساس می کنند. انها احساس می کنند که همه وقایع به نفع طالبان در حرکت است. و در مجموع حکومت و جامعه جهانی واقعا موثرانه به آن پاسخ نمی دهند. من فکر می کنم که برداشت قوی غالب در منطقه این است که ایالت متحده در باره موفقیت در افغانستان، جدی تلاش نمی کند. بخاطریکه انها چه چیز را مینگرند؟ انها می بینند که ما باعجله توجه خود را از انجا به عراق برگشاتندیم، یک روز بعد از 11 سبتامبر 2001 دونالد رامزفلد وزیر دفاع امریکا، خواست به عراق بمباردمان کند. انها می بینند که ما شاید هفت برابر به عراق پول مصرف کرده ایم. ما نیروی بیشتر به عراق گسیل داشته ایم، و ما حمایت پاکستان از طالبان را تحمل کرده ایم در حالیکه ما تا هنوز با پرویز مشروف رییس جمهور پاکستان به عنوان یک متحد عمل کرده ایم، در صورتکه معلومات استخباراتی بسیار واضح است. من گفتم که سازمان استخباراتی پاکستان (آی اس آی) رهبری طالبان را از مراکز طالبان در کویته حمایت می کند، جایی که غیر از مرزهای قبایلی پاکستان است.


تا هنوز رییس جمهور بوش، رامزفلد، معاون ریس جمهور دیگچینی، مراکز طالبان را در کویته، در تازه ترین ملاقات های شان با پرویز مشرف مورد توجه قرار ندادند.

چرا چنین است؟ این بخاطر این است که همه درک می کنند که مسئله ایران نیز در قضیه دخیل است

، تا هنوز رییس جمهور بوش، رامزفلد، معاون ریس جمهور دیگچینی، مراکز طالبان را در کویته، در تازه ترین ملاقات های شان با پرویز مشرف مورد توجه قرار ندادند.

چرا چنین است؟ این بخاطر این است که همه درک می کنند که مسئله ایران نیز در قضیه دخیل است، تلاش وجود دارد که پروگرام هسته ای ایران را متوفق سازند، و شاید هم رژیم اسلامی ایران را می خواهند از بین ببرند، و شاید هم می خواهند رژیم سوریه را تغییر دهند، پیروزی در عراق برای اداره بوش در امریکا، بسیار جدی تر نسبت به موفقیت شان در افغانستان می باشد، اداره بوش فکر می کند انها در صورتی می تواند که به این اهداف منطقه ای خود برسند که رابطه خود را با پاکستان حفظ کند. زمانیکه پرویز مشرف و حامد کرزی ریس جمهور افغانستان هر دو در ماه گذشته بخاطر شرکت در جلسه عمومی ملل متحد در نیورک بودند، کرزی گفت که او آدرس مراکز ملا عمر رهبر طالبان را که در کجایی کویته استند، به پرویز مشرف داده است.

شمامی گویید که استخبارات آمریکا آن را تثبیت کرده است، درست؟

بارنت روبن: استخبارات امریکا و ناتو هر دو تثبیت کرده است، من یادداشت کرده ام موقع که جنرال جمزجانز فرمانده عالی ائتلاف اروپا، جنرال مارین عضو سابقه روسای مشترک اعضا، قبل از کمیته روابط خارجی سنا در 21 سبتامبر، تصدیق کردند. توسط سناتور چک هگل از وی پرسیده شد: " ایا این درست که بعضی ها ادعا می کند که مراکز طالبان در اطراف شهر کویته پاکستان است؟" وجنرال جانز جواب داد،" این را همه پذیرفته اند، بلی آقا" همچنان فرمانده عالی ناتو که فعلا فرماندهی تمامی عملیات نظامی را رهبری می کند، می گوید مراکز طالبان در کویته است و فعلا هم است. تا جای که من درک نموده ام مسولین اداره ما، این را به پرویز مشرف زمانیکه وی اینجا بود، یاد آوری نکردند. آنها بسیار زیاد روی مسایلی جدی دیگر چون وزیرستان، تمرکز کردند، بخاطریکه مراکز القاعده در آنجا هست. اینها باور دارند که القاعده تهدید مستقیم علیه ایالت متحده است.

اینها چیز های استند که این برداشت عمومی را در منطقه تقویه می کنند که ایالت متحده در باره موفقیت در افغانستان، جدی نیست.

پی بی اس: این همان منطقه مشرف است که مشرف در انجا معامله کرد و باعث تمامی این نگرانی ها در افغانستان شد؟

بارنت روبن: بلی. من فکر می کنم که این باعث ایجاد نگرانی اطراف افغانستان شد. پرویز مشرف نیز بطور سیستماتیک معامله را به انحراف کشانید. مشرف تناقض گویی نمود؛ در شورای روابط خارجی می گوید که این تنها یک معامله با رهبران قبایل بخاطر محدود ساختن طالبان بود. اما واقعیتی که در خود توافقنامه وجود دارد چیزی غیر از این است. من حدس می زنم که مشرف چنین محاسبه می کند که هیچ کسی ان را نخوانده است. همچنان که معلوم شد مشرف به بوش گفت، زمانیکه افغانها در شامانه درباره قطعه نامه با وی در تقابل قرار گرفتند، این چیزی بود که خودش تا آنوقت ان را نخوانده بود. اما توافقنامه در هردو زبان، چه زبان اصلی ان که اردو است وچه زبان ترجمه شده ان انگلیسی کاملا واضح می سازد که دو طرف معامله اینها هستند: یک طرف حکومت پاکستان و طرف دوم متنفذین قبایل، مجاهدین محلی، طالبان، پیشوایان مسلمان قبایل وزیرستان شمالی. ببینید یک طرف معامله به عنوان مجاهدین یاد شده است. فعلا این مجاهدین کی ها استند؟ این جهاد علیه کی اغاز شده است؟ این چیزی است که رئیس جمهور کرزی ان را در خواست نمود، این مردم که علیه شان اعلام جهاد می شوند کی هستند؟ علیه حکومت افغانستان؟ علیه ایالت متحده؟ اما حکومت پاکستان اینها را به عنوان مجاهد به رسمیت می شناسند و این کلمه ای است که مردم ان را برای مبارزین جنگ های مقدس، بکار می برند.

این گفتگو ها چه پیامی دارد؟

بارنت روبن: خیلی جالب است.

حالا به سوالی که پیشتر مطرح کردم، برمیگردم. شما گفتید که این یک پرتگاه است، آیا راه های وجود دارد که این پرتگاه برداشته شود، تا از سقوط جلوگیر گردد؟

بارنت روبن: این ایجاب می کند که بعضی فعالیت های خیلی دراماتیک انجام شود، نه تنها ایالت متحده که دیگران نیز در ان شامل باشند. با ان هم من هیچ قرینه ی را نمی بینم که ما آماده برای انجام چنین عملی باشیم. از همه اولتر ضرورت است که یک فشار قوی بالای پاکستان وارد شود که مراکز طالبان را مسدود سازد، اما چنانکه قبلا گفتم حتی موضوع توسط بلند ترین مقامات اداره بوش به مشرف یاد آوری نشد. این یک مسئله اساسی برای امنیت ملی پاکستان است، نه اینکه آنها طرفدار تروریست است یا اینکه می خواهد ما را از بین ببرد، بلکه بخاطر این است که انها نگرانی منطقه ی خود را در مورد رشد اثر گذاری های هند در افغانستان، دارد، افغانستان خط دیورند را هرگز به رسمیت نشناخته است، در باره جاه سلطه خواهی پاکستان که یک قدرت منطقه ای باشد، استیلا داشتن ان بر افغانستان، و افزایش نقش ان در اسیای میانه، نگرانی های پاکستان را تشکیل می دهد. از اینکه یک قدرت هسته ای است انها تفوق طلبی را برای خود متناسب می دانند اگر چه با پایه های اقتصادی قدرت شان سازگار نیست. اما در عین زمان، البته، نیروی نظامی انها بطور وسیع به تجهیزات ایالت متحده وابسته است. البته بودن ان به عنوان یک متحد اسلامی ایالت متحده در دوران جنگ سرد خیلی راحت بود بخاطر که پروژه جهاد اسلامی بر علیه اتحاد جماهیر شوری به راه انداخته شد و در کنار ان بر علیه هند نیز استفاده شد همچنانکه در کشمیر انجام شد- نه اینکه در کشمیر چیزی دیگر وجود ندارد، این یک چیز مشروعیت دهنده برای امریکا است. اما پاکستان از ان بنام جهاد سوء استفاده کرد. پاکستان بعد از 11سبتامبر خیلی بیشتر با نیرنگ برخورد کرد اما ایالت متحده نتوانست که از قدرت و اهرم های فشار خود که در اختیار دارد بخاطر راه اشتباه و بسیار وسیعی که ما دشمنان خود را در جنگی بنام" جنگ علیه تروریسم" تعریف کرده بودیم، استفاده کند.

ما باید چه کار کنیم؟

بارنت روبن: این برای یک کسی که بیرون از حکومت است خیلی مشکل می باشد- کسیکه در باره تمام موضوعات مختلف، توافقات محرمی که در باره عملیات های اسختباراتی صورت می گیرد، نمی داند، مشکل است که یک طرح قطعی ارایه دهد. اما من باور دارم که اول ما باید تجهیزات نظامی را که برای پاکستان تهیه می کنیم، بالای میز بگذاریم و بگوییم که " ما نمی توانیم نیروی نظامی شمارا بسازیم و همکاری خود را در این باره ادامه دهیم در حالیکه شما میزبان مرکز فرماندهی یک سازمانی هستیند که امریکایی ها، ناتو و متحدین افغان ما را به قتل می رساند و مشغول ترور مردم عادی است. دوم، ما باید بگوییم "ما می دانیم که شما ان را انجام نمی دهید بخاطر که شما از ما بیزار استید، اما بخاطر که شما بعضی مسایل امنیتی منطقه ای دارید که هند در ان دخیل است، ما تلاش خواهیم کرد که انها را حل کنیم." پاکستان نگران است که کنسولگری های هند در شهرهای افغانستان که در مجاورت پاکستان قرار دارد، مراکز عملیات اسختباراتی علیه پاکستان است، این عملیات شامل حمایت از شورش بلوچ های پاکستان، بازهم شورش بلوچ ها ریشه های ملی گرایی خود را در پاکستان دارد، این بعضی مشروعیت های را به همراه دارد، اما با این وجود ما نگرانی های پاکستان را مبنی بر دخیل بودن هند، با خواستن از هند و افغانستان که ان کنسولگری ها را کوچک بسازد و شفافیت را در مورد انها رعایت کند، حل خواهیم کرد.

همچنان افغانستان باید بسوی برسمیت شناختن نهایی خط دیورند قدم های بگذارد و ملحق شدن مناطق مورد منازعه بلوچ را به پاکستان، به رسمیت بشناسند، این بعضی چیزهای است که افغانستان هرگز تا هنوز مشروعیت انها را نپذیرفته است.

در باره مسایل داخلی خود افغانستان چطور؟ ایا وضعیت اقتصادی بهتر شده است؟

بارنت روبن: اول، افغانستان یکی از فقیر ترین کشورهای جهان باقی مانده است. تنها بخش محرک ودینامیک اقتصاد، خشخاش است، چیزی که امسال از طرف ایالت متحده موشک باران شد. در مقایسه با سال گذشته 60 درصد امسال تولید ان افزایش خواهد یافت و این همه بخاطر این است که نا امنی در مناطق که خشخاش تولید می کند، بیشتر شده است و کشت خشخاش در هر یکی از ولایات در افغانستان افزایش یافته است چیزی که هر گز در قبل اتفاق نیفتاده بود.

همچنان در سفر اخیر که من در اواخر ما جولای الی اوایل ما اگست داشتم از معلومات که من جمع اوری کردم قرینه ها نشان می دهد که رشد اقتصادی که در شهرها به عنوان نیتجه فشارهای بین المللی دیده می شد در حال متلاشی شدن است. مردم می خواهد اکنون سوال کند که بازسازی انجام نشده است، برای میوه و سبزیجات شان کاری صورت نگرفته است و بحران بیکاری ایجاد شده است. بطور گسترده بازهم نگرانی در مورد امنیت بوجود امده است. یک تعداد تاجر های که از خارج به افغاستان برگشته بودند و سرمایه گذاری کرده بودند، دوباره بخاطر رقم بالای اختطاف سرمایه داران که وجود دارد، کشور را ترک می کنند، سرمایه دارها توسط کسانی که با یونفارم پولیس ااستند ختطاف و به قتل می رسند. هنچنان دزدی ها و چیزهای دیگر که وجود دارد.

گفته می شود در انجا نیرو های ناتو به تازگی دست اوردهای دارد، این درست است؟

بارنت روبن: فرماندهان نظامی می دانند که این حقیقتا تنها یک میدان جنگ نیست. چیزی که نیروهای نظامی انجام می دهد این است که در یک ساحه بروند، دشمن را شکست دهند و سپس دشمن در پایگاه های اصلی شان در پاکستان بر می گردند، در جایی که انها کاملا در امن و پناه استند و می توانند دوباره نیرو استخدام کنند، دو باره تمویل شوند، دوباره اموزش ببینند و چیزهای دیگر انجام دهند و خود را دو باره تجهیز کنند. بازهم جه اقدامات نظامی باید صورت گیرد؟ ما یک حکومتی داریم که فوق العاده ضعیف است، مبتلا به فساد است، و غیر موثر است. ما بر نامه های زیاد زیر تمویل بازسازی داریم و بنا براین معنایش ان است که ما باید واقعا بطور جدی حمایت های خود را از حکومت افغانستان در بازسازی افزایش دهیم. بعد از عملیات نظامی ما، یک خلای وجود دارد از اینکه هیچ راهی موجود نیست که این پیروزی ها را به موفقیت استراتژیک برساند، از فرماندهان بلند رتبه نظامی که من با وی در افغانستان صحبت کردم، یکی از این فرماندهان بین المللی گفت، پنداشت اساسی من این بود که ضرورت داریم منابع خود را دو چند بسازیم. رئیس جمهور کرزی زمانیکه اینجا می اید خیلی فصیح و رقابت کننده ظاهر می شود و من در افغانستان دیدم که وی خیلی مورد توجه نیست.

البته هیچ کسی نمی تواند به عنوان رییس حکومت افغانستان خیلی مورد توجه باشد بخاطر که ان حکومت خیلی ضعیف، مبتلا به فساد و غیر تاثیر گذار است. به علاوه، رئیس جمهور کرزی تجربه کارهای اجرایی را در قبل ندارد. وی به عنوان یک تصمیم گیرنده نقشهایی دارد. خلای مردم در تجربیات واقعی اداری معنی اش این است که کرزی و وزارت هایش تقریبا کارمندان لایق ندارند و به این جهت ماشین های اصلی حکومت کار نمی کنند. حالا در ان خلا ها، طالبان که یک نوع حکومت مرتجع و بدوی را با توسل به خشونت بوجود اوردند، انها اگر یک ادم فاسد را می دیدند او را به مثل یک دزد جزا می دادند، دستانش را قطع می کردند. اگر یک قاتلی می بود، بعد از یک بازپرسی و محکمه مختصر در یک زمان کوتاه او را به دار می اویخت. به این دلیل است که مردم می گوید"حد اقل در دوران حکومت یک مقدار عدالت بود" به بهانه ی اینکه این نوع عدالت با ارزهاش حقوق بشر در تضاد است از تطبیق ان خود اری می شود و حقوق بشر را نیز برای مردم نتوانستیم پیشکش کنیم. چیزی که ما پیشکش کرده ایم، دادگاه های نا کارامد به اضافه چند پروگرام اموزشی هست.

من شمارا در این مورد خیلی بدبین فکر می کنم، درست است؟

بارنت روبن: من نمی خواهم آن را بگویم. من می خواهم یک هوشدار دهم. در این میان دو عنصر خیلی مثبت نیز وجود دارد. یکی این است که در اینجا خیلی یک توافق عام وسیع وجهانی وجود دارد که ما می خواهیم ساختار سیاسی فعلی و حکومت افغانستان را حمایت کنیم و از ثبات ان پشتیبانی می نماییم. ملیشه های طالبان را شکست می دهیم، اگر چه البته که طالبان می تواند یک حزب سیاسی ایجاد کند و در سیستم قدرت بدور از خشونت اشتراک نمایند اگر انها آن را بخواهند. دوم این است که مردم افغانستان اگرچه مایوس اند و ولو اینکه نگران امدن دوباره طالبان استند و یا اینکه نسبت به فساد و عدم ظرفیت حکومت بی باور اند ولی بازهم ارزو می کنند که تلاشها و حمایت های بین المللی به موفقیت بینجامند. بنا براین اگر ما این دو چیز را یکجا کنیم، هنوز بعضی چیزهای مهم وجود دارد که می تواند ساخته شود. اما ما این را در اولویت کار خود قرار نداده ایم؛ امکانات نیروهای نظامی، اقتصاد و سیاست که نیازمند موفقیت است.

بر گرفته از نشریه صلصال


نظرات بازديد کنندگان      
مصاحبه با داکتر بارنت روبن - افغانستان در پردگاه خطر ناک ·

Login »