ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

جوانان ، نسل سرگردان افغانستان


28.10.2005 01:29

((افغانستان در مسیر امنیت و توسعه ))

نویسنده : جواهری موضوع تاریخ : 2/4/84

جوانان ، نسل سرگردان افغانستان

شرکت کنندگان برنامه:

1- خانم آمنه افضلی، وزیر دولت در امور جوانان

2- آقای حسینی مزاری، رئیس خبرگزاری صدای افغان

3- سید ابوطالب مظفری، شاعر و نویسنده افغان مقیم جمهوری اسلامی ایران



به نام خدا

و باسلام

برنامه ای دیگر از سلسله برنامه های "افغانستان در مسیر امنیت و توسعه" را تقدیم می کنیم.

در این برنامه که باعنوان "جوانان، نسل سرگردان افغانستان" تقدیم می شود، سعی خواهیم کرد در پرتو نظریات و دیدگاه های کارشناسان، نسل جوان افغانستان را بیشتر بشناسیم و ببینیم این قشر فعال و کارآمد افغانستان، دراوضاع و شرایط کنونی چه نیازهائی دارند؟ چرا دولت افغانستان نتوانسته است برای این نیروی محرکه اجتماع، درحد نیازهای شان، کار و اشتغال فراهم نماید؟ و آیا جوانان افغانستان را می توان یک قشر آسیب پذیر نامید؟

البته سؤال ها و نکات مهم و قابل بررسی درخصوص جوانان افغانستان خیلی زیاد است که تلاش می کنیم در جریان برنامه امروز، لااقل به بخشی از این سؤال ها، از زبان شرکت کنندگان برنامه، پاسخ های لازم و درخور توجه فراهم نمائیم.

*****

افغانستان یکی از کشورهای جوان منطقه است و از مجموع 25 میلیون نفر جمعیت آن، بطور تقریبی ده میلیون نفر در سنین بین 15 تا 30 ساله هستند که همین جمعیت ده میلیون نفری، قشر فعال وکارآمد جامعه افغانستان راتشکیل می دهند. البته بخش قابل توجهی از این جمعیت کثیر، به عنوان مهاجر و پناهنده در کشورهای همسایه و ممالک دورتر زندگی می کنند.

قشر جوان افغانستان در طی سالهای اخیر چه در صحنه های مختلف جنگ و درگیری، و چه در بحران های اجتماعی و اقتصادی افغانستان، زیانها و آسیب های فراوانی را متحمل شده است.

اینها دوران طفولیت و نوجوانی خود را در اوج کشمکش های نظامی و درگیری های مسلحانه گذرانده اند و اکثراً در فضای آکنده از غبار جنگ و خشونت، نخستین سالهای جوانی خود را تجربه کرده اند.

و آلفده از جوانهائی هم که در دیار هجرت بسر می برند اضطراب ها ودلهره های مخصوص به خود را دارند.

این یک نظریه جهانی و پذیرفته شده است که آینده هرکشوری به نسل جوان همان کشور تعلق دارد. نگاه جوان به افق های دوردست آینده است و به فردای ملت وسرزمین خود فکر می کند.

سرنوشت یک ملت و آینده یک کشور با تدبیر حکیمانه خردمندان بازوان توانا وافکار شفاف و روشن جوانان همان کشور تعیین می شود.

نسل جوان بزرگترین سرمایه کشورهاست و دولت ها موظفند درحد توان و استطاعت خویش از این سرمایه های ملی حمایت کنند.

چرخ اقتصاد یک کشور بدست جوانان به حرکت در می آید.

فکر واندیشه جوان و قدرت خلاقه اوست که زمینه های توسعه و انکشاف را فراهم می سازد.

همچنین این جوانانند که از حریم عزت واستقلال و تمامیت ارضی کشور خود دلیرانه دفاع و حراست می کنند.

رشد و ترقی یک کشور زمانی میسر می گردد که سرمایه های ملی آن کشور یعنی جوانان، با عقل و تدبیر و درایت دولتمردان، بکار انداخته شوند و حکومت ها تلاش کنند تا نسل جوان مملکت، به عنوان نیروهای بالنده و بانشاط، وارد صحنه شوند و در تصمیم گیری ها فعالانه مشارکت نمایند.

اما حکایت نسل جوان درکشور اسلامی افغانستان از دهها سال به این سو، حکایتی دردانگیز و ناراحت کننده است.

جوان امروز افغانستان که تا هنوز صدای ناهنجار گلوله های زمان جنگ در کوشش طنین انداز است، کسی است که زمامداران کشور، او را فراموش کرده اند. نسل جوان امروز، که حاکمان فردای افغانستان خواهند بود به دلیل سه دهه جنگ ونابسامانی های اجتماعی و فرهنگی در این کشور، در وضعیت اسفباری بسر می برند 80 فیصد از آنها حتی از نعمت سواد ابتدائی محرومند و خاطرات اضطراب آور جنگ و آوارگی، آرامش روحی را از آنان سلب کرده است. اکثر جوانان افغان در بیکاری مطلق بسر می برند و فقر اقتصادی روحیه اعتماد بنفس آنها را خدشه دار کرده است.

پی آمدهای این وضعیت، می تواند برای جامعه متلاطم افغانستان، بسیار خطرناک وزیان آور باشد.

یک جوان بیکار که سرنوشت فردای خود راروشن نمی بیند ممکن است به عنوان یک عصیان اجتماعی، به گروههای طرفدار خشونت بپیوندد ویا مجبور شود با مافیای موادمخدر همکاری کند.

بیماری اعتیاد، اول به سراغ جوانان بیکار می رود و همین ها هستند که به دلیل محرومیتهای مختلف، ممکن است گاهی به ارتکاب جرایم وجنایات ضد اخلاقی دست بزنند.

در مجموع، جوانان به عنوان سرمایه های ملی وگرانقیمت افغانستان، این حق را برگردن دولتمردان دارند که به وضعیت امروز و سرنوشت فردایشان بیندیشند، زیرا همین جوانانند که باید افغانستان را آباد و از حریم عزت و استقلال آن دفاع نمایند.

در کابینه جدید آقای کرزی، وزارتخانه ای بنام وزارت امورجوانان، تشکیل شده است - که انتظار می رود کاری به نفع قشر جوان افغانستان انجام دهد- اخیراً سمیناری تحت عنوان "سمینار جوانان افغان" را تشکیل داد. این سمینار با چه اهدافی تشکیل شده بود؟

خانم آمنه افضلی، وزیر امور جوانان افغانستان در تشریح اهداف این سمینار می گوید:

" هدف از تدویر کنفرانس ملی جوانان به خاطر جمع آوری اندیشه ها و پیشنهادات جوانان برای بهبود وضعیت جوانان وبخاطر نظرخواهی استراتژی وزارت جوانان بود به این معنی که خواست جوانان در ساختار استراتژی وزارت جوانان سهیم باشد و با برداشت از نظریات و خواسته های آنها ما استراتژی وزارت جوانان را تنظیم کنیم که خوشبختانه این کنفرانس باشکوه برگزار شد وجوانان ازجاهای مختلف از دانشکده ها و نهادها و انجمنها حضور داشتند.

حدود بیش از پانصد نفر از جوانان حضور فعال داشتند و به بحث ومباحثه روی محور جوانان و استراتژی دولت در جهت بهبود وضعیت جوانان پرداختند و پیرامون چند محور خاص بحثهایی صورت گرفت و مجموع نظریات جوانان در رابطه با اینکه جوانان از وزارت جوانان چه می خواهند ووزارت چه کارهایی می تواند برای جوانان انجام دهد و مشکلات و راههای بیرون رفتن از آنها، دیدگاه جوانان بررسی و جمع آوری شد و انشاءالله در جمع بندی نهایی ما در استراتژی وزارت جوانان از آنها استفاده خواهیم کرد."

اکنون ببینیم در افغانستان قشر جوان درحال حاضر با چه نوع مشکلات و گرفتاری هائی روبرو هستند و چگونه می شود این مشکلات را برطرف کرد؟

آقای سید ابوطالب مظفری، قشر جوان مملکت را به سه دسته و مشکلات جوانان را به دو دسته تقسیم می کند و می گوید:

" ما در قدم اول باید قشر جوان را تقسیم کنیم چون هرکدام مشکلات خاص خود را دارند. قشر جوان عبارتنداز: اول جوانان مهاجر و دوم جوانان مقیم در وطن هستند. معمولاً هرکدام مشکلات خاص خود را دارند که این دو بازهم به دو گروه تقسیم می شوند: اول قشر باسواد و دوم قشر بی سواد.

تقریباً قشر مهاجرین و تعداد کمی از آنهایی که درافغانستان بودند باسواد هستند وقشر عظیمی از جوانان بی سواد هستند ومشکلات آنها هم به مشکلات آنی و درازمدت تقسیم می شود که برای هر کدام راه حل باید سنجیده شود. در قدم اول برای قشر تحصیلکرده کار است که براساس تخصص آنها بتوانند استفاده کنند و کادر فرسوده و غیرمتخصص ادارات ما به سرعت بازسازی شود.

این در قدم اول بسیار ضروری است الان ما جوانان زیادی داریم که از کشورهای مختلف به افغانستان می آیند ولی به دلیل سیستم بسته ادارات قادر به نفوذ در ادارات نیستند و لذا مجبور می شوند به کارهای آزاد اینجویی روی آورند مثل مؤسسات خارجی و کارهای سطح پایین را باید تقبل کنند. برای حل مشکلات درازمدت ما الحمدلله وزارتی بنام وزارت جوانان داریم که خیلی تازه است اینها باید برای درازمدت برنامه ریزی کنند ما در10 یا 20 سال آینده چه تعداد نسل جوان خواهیم داشت و نیازهای ده سال آینده اینها از لحاظ تحصیلی و مسکن و کار چه مقدار است که جوان افغانی بعد از این مدت به دنبال کارگری و غیرتخصصی نرود. اینها حرفهای کلی است ولی جوانان ما امروز مشکل آموزش و کار وآینده را دارند اینها مشکلات فوری است که دولت امروز باید به آنها بپردازد."

شکی نیست که جوانان سرمایه واقعی هر کشور از جمله افغانستان هستند و این کشور نیازمند به بازسازی در آینده نزدیک به کادرهای متخصص جوان نیاز دارد واین وظیفه دولت است که برای حل مشکل بی سوادی، مشکل کار و آینده جوانان، راه حل هائی پیدا کند.

و اما آقای حسینی مزاری، رئیس خبرگزاری افغان، تعلیم و تربیت جوانان را مهم ترین کاری می داند که دولت باید در این زمینه برنامه ریزی کند و تصمیم بگیرد

آقای مزاری می گوید:

" نیروهای جوان افغانستان با بیشترین مشکل روبرو هستند و متأسفانه بعد از بوجود آمدن حکومت موقت و انتقالی در افغانستان در رابطه با سایر موضوعات زیاد صحبت شد. در رابطه با مسائل بازسازی سرو صداهای زیادی صورت گرفت و بسیاری از حلقات به دنبال تأمین بودجه و امکانات برای بازسازی بود درحالی که جوان و نیروهای جوان از سرمایه های عمده ملی محسوب می شد به عنوان یک موضوع به هیچ وجه مورد توجه مسئولان و دست اندرکاران قرار نگرفت و این غفلت تاهنوز وجود دارد و در رابطه با جوانان کشور کار چندانی صورت نمی گیرد درحالی که در رابطه با تعلیم و تربیت جوانان باید بصورت جدی کار صورت گیرد و محیط پاک هم آماده باشد که این نیروها در این محیط تربیت شوند و در عین حال زمانی که اینها فارغ التحصیل شدند فورا باید در مناصب و کارهای مناسب به کار گرفته شوند.

متأسفانه چنین شرایطی در افغانستان تاکنون وجود نداشته کمبود امکانات دولتی هست و وسایل و ابزار در اختیار بخش تعلیم و تربیت درست وجود ندارد وهمچنین فضا و محیط سالم هم برای نیروی جوان وجود ندارد نه از لحاظ فرهنگی و نه از لحاظ اجتماعی و بلکه به شدت به این فضا مبهم است مخصوصاً از نظر تهاجمات فرهنگی این روند بدترین پدیده و معضل است وهمینطور درخصوص اوقات فراغت نه تفریحات سالم هست و برنامه های آموزشی سالم هم نیست پس اگر ما بخواهیم در مورد تعلیم و تربیت جوانان فاکتورها وعوامل را مدنظر بگیریم مخصوصاً برای جوانان که نتوانستند به دلیل مشکلات زمان طالبان و بعد یاقبل از آن تحصیل کنند باید زمینه اشتغال و کار فراهم شود."

اگرچه به گفته خانم افضلی جوانانی که در سمینار شرکت کرده بودند خواستار حضور نیروهای جوان در پارلمان آینده بودند ولی تاکید اصلی آنها بر روی دو مسئله تحصیلات و اشتغال بود. وی در ادامه صحبتهای خود می گوید:

" یقیناً چیزی که بیشتر جوانان روی آن تأکید داشتند، ابتدا مشکلات کاریابی بوده و بیشتر مسئله سواد بوده که تقاضاهایی که از وزارت داشتند همین بود و همچنین آگاهی جوانان درمورد جایگاه جوانان که بتوانند جایگاه اصلی خود را پیدا کنند و بتوانند عضو بالنده و فعال داشته باشند، خصوصاً در پارلمان حضور جوانان باید پررنگ باشد این چیزهایی بود که جوانان تقاضا داشتند که یقیناً وزارت جوانان در راستای استراتژی خود حامی جوانان خواهد بود در همه عرصه ها و چیزی که بیشتر جوانان آسیب دیده اند از لحاظ روانی مسائل خشونت و روحیه بی اعتمادی است که این کنفرانس بسیار مفید بود برای شناخت جوانان که از ولایات مختلف آمده بودند و درجهت وحدت ملی نقش اساسی داشتند علاوه براینکه مجموع نظریات آنها جمع بندی شد آنها هم استفاده های خوبی از کنفرانس کردند."

مشکلات جوانان در کشوری مثل افغانستان، اظهر من الشمس است و هیچ کس نمی تواند این مشکلات و گرفتاری ها را نادیده بگیرد.

اما باتوجه به وضعیت سیاسی، اقتصادی خاص افغانستان راه حل این مشکلات چیست؟

آقای مظفری معتقد است:

" اولین موردی که به ذهنم می رسد همان بازسازی ادارات است وکسانی که با افغانستان آشنا هستند می دانند که ما در ادارات متأسفانه یک سیستم بسیار پوسیده داریم یعنی یک سیستمی که اصلاًَ کارآمد نیست و افراد مسن وغیرمتخصص هستند اگر در ادارات اصلاح صورت گیرد و سیستم بسته اداری که هرکس که در ادارات هست اقوام وآشنایان او هم در آنجا هستند حذف و تخصصها سبب اولویت اشخاص شود قشر عظیمی از جوانان امروز در ادارات جایگزین خواهند شد و این اولین گام به سوی اصلاحات اداری و رفع مشکلات جوانان خواهد بود.

واقعیت این است که بخش قابل توجهی از جوانان افغان به عنوان مهاجر و پناهنده، در کشورهای خارجی بسر می برند، درحالی که اینها نیروهای فعال و کارآمد این کشور را تشکیل می دهند که علی القاعده باید در کار بازسازی و نوسازی افغانستان، سهمی بیشتر از دیگران داشته باشند.

برای اینکه این عده از جوانان بتوانند از مهارت هائی که فراگرفته اند در افغانستان استفاده کنند و در کار بازسازی وطن خود مشارکت و حضور فعالی داشته باشند دولت وجامعه بین المللی باید چه انگیزه هائی را در داخل افغانستان بوجود بیاورند؟

آقای حسینی مزاری در این زمینه می گوید:

" این بخش از نیروهای جوان از مهمترین بخشهای جامعه امروز ماست که درخارج فارغ از هرگونه مشکل ناامنی و معضلات مطرح در افغانستان به سر می برند، در راستای کسب تعلیم وتربیت و فنون تلاش کرده اند و اینها آمادگی کامل دارند، اما بازهم همین نیروها بدون یک برنامه دقیق حاضر نیستند که در افغانستان در سرنوشت اجتماعی و سیاسی خود و مردم مؤثر واقع شوند بنابراین طبیعی است که در این رابطه دولت افغانستان باید ارکان دولت و خود راموظف کنند درخصوص بکارگیری این جوانان و فراخوانی این نیروهای جوان برنامه دقیقی روی دست گیرد و جهت سهیم ساختن مجامع جهانی و کمکهای خارجی باید تلاش کند."

طبق برخی آمارهای غیررسمی، نزدیک به یک و نیم میلیون نفر از قشر فعال و کارآمد افغانستان، سالهاست که در خارج از این کشور بسر می برند، بخشی از این نیروها، در زمینه های مختلف مهارت هائی را نیز فراگرفته اند برای جذب این نیروها وعملیاتی ساختن آنان در داخل افغانستان چه باید کرد؟

آقای مظفری پیشنهاد می کند که افغانها باید از تجربه کشورهای دیگر در این عرصه ها استفاده کنند و می گوید:

" دوکار می توان کرد: اولاً ما باید از تجربه کشورهای دیگر استفاده کنیم چون اول جوانها در اکثر کشورها مشکلات بیکاری را دارند و ازجمله جوانهایی که روبه تحصیل می آورند بعد از اخذ مدارک کارشناسی و فوق لیسانس بیکار می شوند و باید ابتدا برنامه ریزی کرد که جوان افغانی تحصیل را نهایت آرزوی خود نداند چون جوان تحصیل کرده متوقع شده و وقتی کار فراهم نشود اینها سرخورده می شوند. ماباید جوانان را از ابتدا با تخصصهای فنی و حرفه ای آشنا کنیم و یک قشر محدود که امکان تحصیل برایشان فراهم است اینها را به سمت دانشگاه و بورس تحصیلی هدایت کنیم. درحقیقت این دو شیوه امروز می تواند از دست دولت افغانستان هم برآید و کشورهای خارجی هم می توانند در این قسمت مؤثر باشند."

چندی قبل وزیر کار و امور اجتماعی افغانستان اعلام کرد که در این کشور حدود 3 میلیون نفر جوان، بیکار است.

این آمار، طبعاً یک آمار مبالغه آمیز نخواهد بود، زیرا باکندی روند بازسازی، تقریباً در کلیه ولایات افغانستان، آثار فقر و بیکاری و عوارض ناشی از آن را مشاهده کرد. این بیکاری، بیش از همه، گریبانگیر جوانان است و به یک بحران ملی تبدیل شده است.

آقای حسینی مزاری معتقد است که هرگاه زمینه کار واشتغال فراهم نشود، جوانان بیکار، خود به یک عامل ناامنی تبدیل خواهند شد.

آقای حسینی مزاری:

" مسلماً تعداد این 3 میلیون هم اهل سواد و تخصص نیستند به این خاطر با این مشکلات و راه حل های دیگری هم هست ازجمله کسانی که به افغانستان می آیند با یک پدیده جدید مواجه هستند که آن واردکردن کارگر ساده از کشورهای دیگر است.

مثلاً شرکتهایی که در بازسازی افغانستان سهیم هستند کارگران ساده خود را از کشور متبوع خود وارد می کنند، مثلاً شرکت هندی و پاکستانی و غیره با کارگران خود به افغانستان می آیند درحالی که افغانستان نیروی کار آماده و ارزان در اختیار دارد که مجبور به کار در کشورهای دیگر می شود. به نظر من در قدم اول دولت باید جلو این کار را بگیرد مثلاً کشورهای دیگر نباید کارگر ساده وارد افغانستان کنند و باید از نیروی محلی وبومی خود ما در بازسازی کشور استفاده شود."

گفته می شود افغانستان 3 میلیون نفر بیکار دارد که این رقم با توجه به نابسامانیهای چند دهه اخیر بعید از قیاس نیست. اما این 3 میلیون بیکار در افغانستان چه کسانی هستند و برای حل مشکلات آنها چه راههائی وجود دارد؟

آقای مظفری می گوید:

" ما در برنامه وزارت جوانان برای بالابردن رشد جوانان برنامه های کاری داریم. طبیعتاً کاریابی مربوط به وزارت کار و امور اجتماعی است و از آنجا که جوانان بیشتر این مشکل را دارند یقیناً وزارت جوانان در این ارتباط بی تفاوت نخواهد ماند. ما طرحها و برنامه هایی برای بالابردن رشد ظرفیتهای جوانان داریم که با هماهنگی وزارت کار و امور اجتماعی بتوانیم در راستای بهبود وضعیت اشتغال جوانان ما خدماتی انجام دهیم چه در سطح تخصص برای کسانی که تحصیلات دارند و چه جوانان که بی سواد هستند در تأمین زمینه های سواد آنها کار کنیم و اشتغال یابی مطلق با بازارکار باشد مسائل زراعتی و تجارتی و معماری وغیره بتوانیم در راستای مدیریت و اداره و بازاریابی این مسائل را برای جوانان حل کنیم برنامه های کوتاه مدت و بلندمدت را بوجود خواهیم آورد از طریق همین کنفرانسها و دوره های 3 ماهه، 6 ماهه و یک ساله به همین ترتیب ما برنامه هایی روی دست داریم که انشاءالله بتوانیم با همکاری جامعه جهانی و خود دولت در این راستا مصدر خدمت شویم.

خلاصه مطالب مطرح شده در این برنامه :

اکثریت قریب به اتفاق جوانان افغانستان از بیکاری رنج می برند و دولت افغانستان تا هنوز نتوانسته است از این سرمایه های ملی در راه ترقی، بازسازی و آبادانی افغانستان، استفاده کند و درنتیجه، میلیونها جوان این سرزمین را بی کار و بی سرنوشت وبدون حمایت های دولتی به حال خود رها کرده است.

داستان نسل جوان افغانستان، داستان غم انگیزی است و غم انگیزتر زمانی است که جوانان بی کار و بی سرنوشت این کشور، ناخواسته به راههای دیگری غیر از آنچه که منافع ملی افغانستان اقتضا می کند کشیده شوند. بنابراین وظیفه دولت و حکومتگران است که این سرمایه های ملی و نیروی بالنده و متحرک و پرتلاش کشور را در راه بازسازی وآبادانی کشور بکار بیندازند.

·

جوانان      
جوان افغان برنده طلاي مسابقات بين‌المللي كامپيوتر ·
كجا درس بخوانيم ·
پیامدهای بحران هویت در جوانان ·
رابطه دختر و پسر، عوامل زمينه‌ساز و آسيب‌ها ·
رقص و پايکوبى جوانان در مزار ايجاد نگرانى کرده ·
جوانان ، نسل سرگردان افغانستان ·
افتتاح ریاست جوانان دربامیان ·
سلامت روانی بلوغ در نوجوانان ·

Login »