ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

حقوق زنان از طریق مبارزات پارلمانی


17.09.2005 02:47

حقوق زنان از طریق مبارزات پارلمانی

انجنیر غلام سخی ارزگانی از آلمان

این من و تو حاصل تفریق ماست پس تو هم با من بیا تا ما شویم

حاصل جمع تمام قطره ها میشود دریا بیا با من در رودبار عاطفه تا دریا شویم

حاکمیت های مرسوم دولتی و حکومتی در جهان کنونی از سه ارگان که عبارت از قوهء اجرائیه ، قوهء مقننه و قوهء قضائیه هستند ، تشکیل شده اند . مطلب مورد نظر ما صرف مسئله قوهء مقننه و یا پارلمان است که ذیلا بر آن به صورت شتابزده و گذرا مکث می گردد ، که فقط یک شکل پیشنهاد انسان دوستانه نسبت مشارکت کل مردم به خصوص شرکت و تشویق زنان گرانقدر جامعه ما در مبارزات انتخابات پارلمانی بیشترمطمع نظر است :

پارلمان یکی ازعناصر محوری سه گانه معمول و پذیرفته شده در بدنهء دولت و حاکمیت سیاسی یک کشور می باشد . و اگر پارلمان در دستگاه سیاسی حکومتی مطرح نباشد ، حکومت هیچ گاهی مشروعیت پیدا نکرده و چنین حکومت از نگاه ملی و بین اللملی مورد اعتبارهم نخواهد بود . زمام داران می توانند که یک حکومت بدون پارلمان را هم تشکیل دهند و با انواع گوناگون بر مردم و جامعه چند صباحی را با استبداد ، اسارت ها ، آوارگی های مردم ، پشتوانهء اجانب ، کله منارها ، حتا کشتارهای مردم و نظایر آن حکومت نمایند و لکهء ننگ تاریخ بی دادگری و جنایت را به پیشانه خودها مانند مستبدین اعصار مختلف تاریخ حک نمایند . حکومت ها می توانند که با انواع نیرنگ ، رشوه ، اکراه وغیره نیز نمایندگان فرمایشی را به پارلمان معرفی کنند و مشروعیت کذایی خودها را کسب نمایند که اینگونه حاکمیت هم سازگارو ماندگار نخواهد بود . اما از آنجای که مسئله رضایت داوطلبانه مردم به صورت حقوقی و مشروع بنیاد اصلی حاکمیت ها را تعیین می کند ، اگر ذات و جوهر حکومت ها بدون خواست و رأی و حمایت مردم شکل گرفته باشند ، دوام ننموده و بحران آفرین خواهد بود .

پارلمان محصول مبارزات ، آزمون ها ، تلاش ها ، جان فشانی های نسل های گذشته است که برای نخستین بار ازاین نهاد نقش و ارادهء مردم در جوار حاکمیت سیاسی تمثیل گردید و پارلمان یگانه نهاد نمایندگان برحق و مشروع مردم بوده که حقوق جامعه در آن به صورت صریح مشروعیت پیدا نمود . و در این راستا بود که دولت ها و حکومت ها نیز از مشروعیت قانونی برخوردار گردیدند و اعتبار بین المللی را کسب کردند. بارز ترین نمونهء این چنین حکومت ها در کشورهای صنعتی به خوبی مشاهده می گردند که حتا امروز شاهد پارلمان اروپا نیز هستیم که از سوی اکثر ممالک اروپایی به میان آمده تا مسایل مورد نظرشان را مشترک از طریق رایزنی و مشوره های دموکراتیک مردم اروپا حل و فصل نمایند .

اینجاست که پدیده انتخابات پارلمانی که یکی از مهمترین عناصر دموکراسی در جهانی کنونی است ، در بطن نظام های دیکتاتور، مناسبات اجتماعی- اقتصاید و فرهنگی- سیاسی گذشته تدریجا نفوذ کرده و مطابق تکامل قانونمندی و نیاز منطق عصر و زمان به صورت مسالمت آمیز و تدریجی خود را رشد داده و قانونیت استوار وعینیت معقول را در اکثریت جوامع بشری کنونی و به خصوص در کشورهای مدرن و پیشرفته صنعتی جهان کسب نموده و بارزترین عنصر فرهنگ دموکراسی را نیز تشکیل داده است .

درحاکمیت های استبدادی و غیر دموکراتیک گذشته افغانستان نیزگاهگاهی پارلمان های هم داشتیم که به دستور حکام بر سر اقتدار یعنی شاهان ، رؤسای جمهور و اراکین غیرمردمی دربار به میان می آمدند. و به صورت تصادفی اگر بعضی از عناصر ترقیخواه ، میهن دوست و نیک کردار در چنین پارلمان ها راه می فتند که مسلما در جو استبداد حاکمیت های مسلط و نمایندگا طبقات حاکم در جامعه نقش کم رنگ و مغلوب را در برابر سیستم استبدادی و خودکامگان به حیث اپوزیسیون داشتند . ولی جوهر اصلی این گونه پارلمان ها را نمایندگان دولت های انحصارگر ، طبقات استثمارکننده ، اربابان قبایل ، روحانیون متنفذ سنتی ، تمدن ستیزان و سایر مرتجعین کشور تشکیل می داند که حافظ منافع اجانب ، حکومت های غیر منتخب ، مالکان بزرگ ارضی ، خود کامگان بومی و امثالهم بودند و بس . جالب اینست که اگر ندرتا کدام زن و یا چند زن در بین پارلمان حضور پیدا می نموند و دیگر باز هم کلیه اعضای پارلمان از جنس مذکر بودند . برعلاوه آن ، چنین زن و یا زنان هم بناء بر فضای حاکم استبدادی نمایندگان فئودالی و مرد سالاران نمی توانستند که آواز محکومیت و مظلومیت مردم و به خصوص حقوق زنان را مطرح نمانید . و یا هم زنانی که مربوط به اشرافیت مستبد دربار و طبقات حاکم در جامعه بودند که به طرفداری از حاکمیت غیر دموکراتیک دربار در پارلمان های فرمایشی و خاندانی نمایندگی می کردند که تاریخ نیز شهادت می دهد .

پارلمان دموکراتیک محل مشروعیت استبداد و تمدن ستیزان نیست :

انتخابات پارلمانی یکی از میراث ها و داشته های ارزشمند جوامع بشری طی چند قرن اخیراست که مجال گزینش دموکراتیک و حضور نمایندگان جامعه را در مجلس شورا ممکن گردانیده و بدین ترتیب مشارکت نمایندگان مردم را در جوار حاکمیت سیاسی کشور صبغهء عینی و رسمی داده و بدان قانونیت دموکراتیک بخشید .

قبل از همه قشرمحکوم اناث جامعه ما اگر این مسئله را به صورت علمی و شفاف درک نمایند که خانه پارلمان ، دیگر کاخ استبدادیان ، شاهان ، امپراطوران ، اربابان ، قدرتمندان و جلادان نیست ، بلکه این خانه ، محل خدمت گذاری نمانیدگان واقعی مردم است که از آنجا ندای حق ، آزادی ، انسانیت ، وحدانیت ، مدنیت خواهی ، ترقی و علم پروری و عدالت اجتماعی از سوی نمایندگان منتخب مردم بلند شده و از سوی دیگر بدین وسیله هم زیر بنای معنوی ، اجتماعی و مادی استبداد به صورت تدریجی و مسالمت آمیز به طرف زوال ابدی رهنمود خواهند گردید .

خانه پارلمان مانند آن غم خانهء چهار دیواری زندان نیست که زن با تمام فقر عمومی جامعه و استبداد خاصی مرد سالاری و فرهنگ مسلط قبیلوی تمدن ستیز در کنج اجاق آتشخانه ( به اصطلاح مدرن آشپزخانه ) تولد می گردد و همچنان درزیر دود ، کثافت ، عدم بهداشتی ، نبود تغذیه و هر گونه تلخ کامی تمام بزرگ می شود ، و ضمنا کنیزی و اسارتش درسطح کل جامعه نیزعام می گردد و بالاخیره بدون کوچکترین لذتی اززندگانی و با نا بینایی تمام خود در جوار همین آشپزخانه با حسرت و اندوه دردناک جان می سپارد و سنگ لحد را ناگزیر بوسه می زند ، بلکه پارلمان جای است که زن با شناخت از جهان بشریت و زندگانی اسارتبار جامعه خویش ، دردها و خواستهای عادلانه و انسانی جامعه را در آن مطرح نموده تا زن و مرد بدون هر گونه استثناء صاحب قدرت عادلانه و حقوق مساوی و دموکراتیک در نظام اجتماعی- سیاسی ، اقتصادی- فرهنگی وغیره در جامعه گردند . پارلمان توده ای آن جایگاه نیست که با فتوای طالبان ، زن مجرم توسط وارث مقتول در محضر عام با کارد گاوکشی حلال گردد . پارلمان مردمی آن جای نیست که رهبران اخوانی بازهم اعلام دارند که اهل هنود ، شیعیان و زنان حق شرکت در انتخابات افغانستان را ندارند . پارلمان دموکراتیک مجال آنرا نخواهد که ملا عبدالمنان نیازی ها طالبی بازهم روی صحنه بیایند و فتوا صادر نماید که : هزاره ها یا در افغانستان باج بدهند ، یا از کشور خارج شوند ، یا مسلمان شوند و یا اینکه کشته شوند. ، بلکه پارلمان مرجعی است که اعتراض محکومین و ستم دیدگان جامعه ما را که ناشی از تعدی خودکامگان ، اشرفیت مذهبی دربار فرعونیان ، فرهنگ استبدادی جامعه ، و نظام اجتماعی- سیاسی تمدن ستیز بوده به سمع همگان رساینده میشود و داد از بی عدالتی مستبدین در پیشگاه الهی ، انسان ، تاریخ و مردم نیز صورت می گیرد تا جامعه دشنان اصلی خدا ، انسانیت ، خرد و ترقی را خوب بشناسد . پارلمان آن مقر نمایندگان مردم است که کارنامه های ننگین متولیان سیاسی خودکامه ، اربابان ، استحمارگران ، استثمارگران و خلاصه تمام دشمنان آزادی ، مدنیت ، وحدانیت و ترقی جامعه آفتابی می گردد . خانه پارلمان دیگر آن کاخ استبدادی شاهان و رؤسای جمهور خودکامه و حامی بیگانگان نیست ، بلکه جایگاهی است که در این جاه قانونیت ، عدالت سیاسی ، انصاف ، مدنیت ، عقلانیت تکامل حیات انسانی ، برابری ، تساوی حقوق زن و مرد ، آزادی ، تحقق جامعه مدنی و دموکراسی در جامعه حفظ و حراست قانونی می گردد . در پارلمان مردمی جای باقی نخواهد بود که فرمان ازدواج اجباری زن بیوه را مغایر کلام وحی الهی و ضد اعلامیه حقوق بشر به یکی از مردان شوهر متوفا صادر نمایند . پارلمان آن قصر استبدادی ملاعمرخانی نخواهد بود که با کیبل آهنی مردم ( حتا اهل هنود هم ) را با جبر و آنهم بدون وضو به ادای نمازهای پنجگانه مجبور نمایند . مقر پارلمان دیگر آن مسکنی نیست که فرمان ازدواج دختران صغیر را به مردان کهنسال و مولوی های مردنی مشروعیت گذایی بخشند . پارلمان آن مرجعی نیست که یک بخش از قبایل و مناطق کشور مربوط به حاکمیت دربار و هرم قدرت از پرداخت مالیات به دولت مرکزی و ایفای خدمات مقدس زیر بیرق در کشور معاف باشند و دیگر اکثریت مردمان کشور ما به عوض آنها عسکری کنند و همچنان در زیر بار پرداخت مالیات کمر شکن و کارهای اجباری به دولت خودکامه جان بسپارند . پارلمان مردمی دیگر آن مرکز تصمیم گیری و قانون گذاری نیست که فرمان سنگسار کردن انسان زن و یا مرد مجرم مغایر اعلامیه جهانی حقوق بشر صادر و در ملای عام و محل ورزشی عملی گردد . خانه مردم ( پارلمان ) دیگر آن مقام طاغوتی نیست که به بازی گرفتن دین محمدی و شقاق و نفاق میان جامعه خواهیر- برادر ما ، رسمیت یک مذهب ( در ظاهر گویا خدمت به پیروان حنفی ما ) را در قانون اساسی کشور اعلان نماید . پارلمان منتخب مردم دیگر آن مرکز صدورمشروعیت گذایی حاکمیت سیاسی اربابان فئودالی ، نوکران اجانب ، ملا های ( نه همه ملاها ) مسلمان نماها و سایر خودکامگان نیست که زن از حق طلاق ، ازدواج ، کار، سیاسی شدن ، تعلیم و دانش و سایر حقوق انسانی و مدنی و دموکراتیک خود در نظام اجتماعی- سیاسی جامعه محروم باشد . بالاخره از راهی پارلمان رساندن پیام وحدانیت الهی ، حق و عدالت ، حفظ کرامت انسانی ، حراست از قانون دموکراتیک ، جلو گیری از فساد اداری و دیکتاتوری حکام ، توسط برگزیدگان دموکراتیک مردم در جامعه است . و خانه پارلمان یک خانه خدا جویی صادقانه ، صلح دائمی ، ترقی ، شکوهمندی ، عقلانیت ، خردمندی ، مدنیت خواهی و مردم سالاری برای تک تک مردمان ساکن و تابع در افغانستان خواهد بود . مکررا باید تأکید نمود که پارلمان دموکراتیک آنجایی نخواهد بود که بیش از نصف نفوس جامعه که زنان اند از مزایایی مشروع انسانی ، حقوق سیاسی- اجتماعی ، سهم گیری در ترقی کشور و ... خودها در جامعه محروم گردند .

مبارزات انتخابات پارلمانی :

اینکه مردم رنجدیده افغانستان پس از طی سه دهه جنگ های تجاوزگرانه و فرسایشگر در کشور خویش منتظر انتخابات پارلمانی در بهار سال جدید 1384 خورشیدی اند ، جای بسیار خوشی است که آنرا برای مردم ستم رسیده و داغدیده کشور خویش به فال نیک می گیریم . امیدواریم که این انتخابات پارلمانی به موقع و باشرایط مساعد و بدون مداخله غرض آلود دولتیان ، احزاب ، قدرتمندان محلی ، قاچاقبران مواد مخدره ، کشورهای خارجی و سایر عناصر و نیروهای فرصت طلب ، به نفع جامعه و آینده حاکمیت دموکراتیک از طرف مردم ما برگذار گردند و نمایندگان منتخب مردم با فضایل نیکو و سوابق خدمت گذاری سالم برای جامعه و میهن ، ماهیئت و ساختار اصلی پارلمان دموکراتیک آینده را تشکیل دهند .

از آنجای که در انتخابات ماه اکتوبر سال 2004 م ریاست جمهوری کشورما با تمام کمبودات و موانعی که در زمینه ذید خل بود ، با آنهم حضور گسترده مردمان کشور و به ویژه اقشار زنان در تاریخ کشور در این انتخابات کم نظیر بود . با همه تهدیدات طالبان ، القاعده و حزب اسلامی ، استبداد مرد سالاری و صدها موانع دیگری که بر اوضاع جامعه جنگ زده و میهن ویرانه ما حاکم بودند ، علی الرغم آن زنان محکوم کشور ما قهرمانانه در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان شرکت ورزیدند و با مشارکت خودها صفحهء نوین تاریخ کشور را جهت پیدایش و زایش عصر نوین و جامعه مدنی ورق زدند .

دراین میان از آنجای که طالبان ، القاعده و حزب اسلامی متأسفانه در مناطق پشتون نشین ما نفوذ داشتند ، کمترین شرکت زنان اسیرو مظلوم جامعه پشتون خویش را درانتخابات ریاست جمهوری کشور شاهد بودیم . اما برعکس در سایر ولایات افغانستان که سایه شوم این سه نیروی زن ستیز و تروریستان جهانی به چشم نمی خورد ، و با تمام دشواریی های موجوده ، شرکت زنان سایر اتنی های محروم کشور ما خیلی ها قناعت بخش و حتا دور از انتظار بود . و به صورت خاص در هزارستان و مناطق هزاره نشین حتا با گزارش رسانه های بین المللی و داخلی کشور ما بیش از 45 در صد شرکت کنندگان را زنان هزاره تشکیل می دادند . با این صورت درک می گردد که زنان میهن غزیز ما با همه فقر عمومی اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و با هرگونه استبداد مرد سالاری که دامنگیر شان بوده و است ، با آگاهی نسبی سیاسی خودها در انتخابات مقام ریاست جمهوری کشور دلیرانه شرکت نمودند . و ما این مشارکت تاریخی زنان کشور را یکی از آغاز رمز شکستن اسارت زنان از قید استبداد سیاه مرد سالاری و سنت های تمدن ستیزی نظام ارباب و رعیتی و سایر بی دادگری های اجتماعی و سیاسی در جامعه به خون خفته افغانستان لقب می دهیم .

حال که انتخابات پارلمانی در پیش رو است . کاملا ضرورت است که زنان شجاع و قهرمان کشور ما با درس از تاریخ کشور و جهان بشریت خودها را در مبارزات انتخابات پارلمانی آماده نمایند . همانطوریکه دلیرانه در دو لویه جرگه قبلی گرچه با حضور نسبی خویش و به خصوص در انتخابات ریاست جمهوری با سهم گسترده و شجاعتمندانه خودها به سراغ صندوق رأی قدم های متین و سرنوشت ساز شان را با افتخار تمام رنجه نمودند . اگر اینباربیش از پیش نقش رسالتمندانه و عاقلانه خود ها را در انتخابات پارلمانی کشور دنبال نمایند ، خیلی تعیین کننده و سرنوشت ساز خواهد بود . مشارکت مردم ما در این انتخابات تنها این نیست که انتخاب شدن و انتخاب کردن آزاد باشد و شرکنندکان به اشخاص دلخواه و مورد نظر خودها رأی بدهند و یا در انتخابت پیروز و یا شاید هم شکست یابند ، بلکه اصلا مشارکت گسترده مردم در انتخابات اینست که فرهنگ انتخابات دموکراتیک در جامعه ایجاد ، نهادینه ، قانونی شده و همچنان این فرهنگ در تمام شؤن مادی ، اجتماعی و معنوی جامعه عام شمول و عقلانی گردد .

هدف از انتخابات پارلمانی :

وقتی که مردمان تشنهء حق و آزادی جامعه افغانستان به ویژه خواهران عزیز ما در فکر خویش به انتخابات می اندیشند ، بیش از پیش باید به این باور و اعتقاد رسیده باشند که انتخابات یعنی چه و برای کی است . و اگر فهم و علم درست از پدیدهء انتخابات و از ارزش آن در حیات مادی ، معنوی و اجتماعی جامعه نداشته باشند ، در این صورت با فکر تاریک و چشم بسته و بدون هدف و آنهم مطابق دستورات صاحبان زور و رز و حکام خودکامه در پی صندوق های رأی به نفع عقل گریزان خواهند رفت . در این حالت مردم با بی خبری و عدم آگاهی خود به عوض شخصیت های شایسته و خدمتگار به دشمنان دین و جامعه و میهنش رأی خواهند داد و اسارت خویش را به دست خود مشروعیت خواهند بخشید . انسانی که انتخاب کردن ، انتخاب شدن ، رأی دادن برای کی و نظایر آنرا در ارتباط آینده جامعه و خویش با بینش و بصیرت در ذهن خود اساسا درک نکرده و قلبا نپذیرفته باشد ، چطور ممکن است که جهت خیرخواهی ، خدمت گذاری کشور ، ترقی جامعه و تعیین سرنوشت مردمش وارد عرصه انتخابات ملی شود ؟

به خصوص زنان کشور ما که در وضع موجود بیشتر از نیم پیکیره جامعه را به خود اختصاص داده و اگر با عدم درک عقلانی و فهم سیاسی عصر کنونی از مفهوم فرستادن نمایندگان مردم به پارلمان و پس منظر آن چیزی در جاغور خویش نداشته باشند ، آیا با اینگونه صفاتی که در پی صندوق های رأی می روند ، سند تداوم بردگی کل جامعه و خاصتا سند اسارت و سیاه ورزی بیشتر خودها را به صورت غیرشعوری صحه نمی گذارند ؟

در این شرایط خیلی ها حساس و پر اهمیت واجب است که مردم ما به خصوص زنان محکوم و اسیر میهن ما با ذهن روشن و دید شفاف و هدفمندانه در روند انتخابات پارلمانی مسؤلانه و فعال شرکت جویند تا با گزینش شخصیت ها و افراد خدمت گار ، صالح ، پرهیزگار ، خرمند با تجربه ، ترقیخواه ، مدنیت طلب ، سازنده اندیش ، دموکرات و ... وظایف انسانی ، دینی ، ملی ، عاقلانه و دموکراتیک خودها را به ثمر رسانده باشند .

جامعه ما باید بدین خرد دموکراتیک ، اعتقاد راسخ و علمی رسیده باشند که هدف از داشتن پارلمان در کشور ، یعنی انتخابات نمودن شخصیت های شایسته با خصایل نیکو و با سوابق آزمون های مثبت برای خانه مردم ( پارلمان دموکراتیک ) است که از آن مرجع بایست توسط نمانیدگان منتخب مردم ، از ارزش های تکاملی دینی و منافع جامعه و کشور حراست و حفاظت گردد . مردم ما با تابعیت از نیازمندی عصر و زمان نمایندگان را به مجلس شورا بفرستند که در نظر و عمل با تمام توانایی خویش در خدمت وحدانیت ، ترقی ، پیشرفت عقلانی نهادهای اجتماعی ، شکوفایی ، استقرار امنیت ، تحقق نهادهای جامعه مدنی و دموکراسی برای تمام اتنی ها و پیروان ادیان و مذاهب تابع و ساکن در افغانستان باشند .

هدف از پارلمان اینست که جامعه و کشور ما صاحب یک مرجع برگزیدهء دل انگیزانه مردم یعنی پارلمان دموکراتیک در جوار ارگان های مجریه و قضایه گردد که ممثل خواست ها ، نیازها و تحقق آرمان های عادلانهء سیاسی و انسانی تمامی جوامع افغانستان باشد . منظور از داشتن پارلمان مردمی ، جلوگیری ازخودکامگی زمامداران ، فساد اداری توسط نمایندگان منتخب مردم به نفع تکامل نعمات مادی ، معنوی و اجتماعی در کشور است . مرام از صاحب شدن پارلمان دموکراتیک مبارزه تدریجی علیه کلیه نابرابری های اجتماعی ، رفع خشونت و دفع تبعیضات در برابر زنان ، زدودن تعصبات نژادی- مذهبی و طبقاتی وغیره برای جامعه کنونی و نسل آینده افغانستان است . مطلب از داشتن پارلمان عادلانه و دموکراتیک در کشور ما این خواهد بود که به صورت کل تمام مردمان میهن ما بخصوص زنان از جوهر دینداری کامل ، آزادی ، حق ، عدالت اجتماعی ، سیاست ، علم ، بینش ، خرد ، عقلانیت و سایر نعمات و ارزش های مدنی مطابق به منطق و نیازمندی عصر و زمان بدون تعصب برخوردار گردند . و دیگر هیچگونه تبعیض علیه زنان و تمام انسان های افغانستان اعمال نشود و مردم در پرتو قانون اساسی دموکراتیک زیست مسالمت آمیز و عادلانه نمایند و اعلامیه جهانی حقوق بشر با کمال هوشمندی و خردورزی کاملا حمایت و رعایت گردد .

زنان جامعه ما با نقش و اثر گذاری مثبت و ماندگار خود در این انتخابات نه تنها سرنوشت کنونی بیش از نصف نفوس جامعه که قشر اناث است ، به سوی آزادی ، شکوهمندی و رسیدن به حقوق مدنی و دموکراتیک شان رقم خواهند زد ، بلکه اساس فرهنگ انتخابات دموکراتیک را برای نسل آینده نیز خواهند گذاشت . و این همان تعیین سرنوشت انسان زن توسط خود انسان زن است که خداوند توانا در قسمت تعیین سرنوشت تمام اولاد بشر ذریعه خود انسان چنین فرموده است :

ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بالنفسهم ، سرنوشت مردم و قومی را تغییر نمی دهد مگر که خود آن مردم و آن قوم سرنوشتش را تغییر د هد . ( ص 13 احیاء هویت مرکز فرهنگی نویسندگان افغانستان زمستان 1347. ) پس این انسان زن و یا مرد است که با زیر بنای منشور قرآنی با نیازمندی زمان ، آزمون های بشری ، تعقل ، بینش ، خرد ، دانش و شعور سازنده سیاسی و اجتماعی خودش ، تعیین و تغییر سرنوشت حقوقی ، اجتماعی ، سیاسی و عادلانه و دموکراتیک خود را فقط و فقط به دست خلاق و سازندهء خود رقم می زند و بس . در مورد تعیین سرنوشت یک ملت اقبال لاهوری این چنین نغز فرموده است :

خدا آن ملتی را سروری داد که تقدیرش بدست خویش بنوشت

به آن ملت سرو کاری ندارد که دهقانش برای دیگران کشت

مردم با انتخاب آزاد است که در تعیین سرنوشت جامعه خویش نایل خواهد شد . حق انتخاب و تعیین سرنوشت انسان را خداوند لایزال تنها برای خود انسان واگذار نموده است . پس چرا انسان های جامعه ما و آنهم مشخصا زنان کشور ما از این حق برای انتخاب نمایندگان صالح ، متعهد ، صادق ، پیگیر ، پیکارگر ، مترقی ، خردمند ، نو اندیش و مردم سالار بهرهء عظمی را نمی برند ؟ باید اذعان نمود که به هر پیمانهء که نمایندگان منتخب مردم و خدمتگار در تمام نهادهای حکومتی و به خصوص در پارلمان به صورت مشخص در مجلس شورا راه پیدا نمایند ، با همان اندازه زیربناهای خشونت و دیکتاتوری تدریجا تضعیف شده و برعکس ، زمینه های رشد طبیعی نهادهای عقلانی و مدنی جامعه به سوی نظام قانونمند ، فراخ دامن و دموکراسی هموار و گسترده خواهند شد .

نقش نهادهای غیردولتی و جامعه مدنی در جریان انتخابات :

دیگر اینکه بنیادهای غیردولتی و صنفی منجله مطبوعات ، تلویزیون ها ، رادیوها ، روزنامه ها ، هفته نامه ها و سایر نهادهای مستقل و آزاد باید از نظر تبلیغاتی ، فرهنگی و سیاسی نیز در روند انتخابات به طور خردمندانه و مسؤلانه همت گمارند و از همه بیشترزنان با رسالت روشنگری خودها از طریق نهادهای مدنی و رسانه های مستقل در مورد ارزش انتخابات سالم و پی آمد آن برای جامعه در سدد کار و پیکار شوند و به خصوص در بسیج نمودن تمام مردم و از همه بیشتر در سمت و سو دادن اقشار مختلف اناث در پروسه انتخابات پارلمانی نقش آگاهی بخش تبلیغاتی ، اجتماعی و تاریخی خودها را به قدر توان اداء نمایند . به هر پیمانهء که مادران و خواهران میهن ما با حضور فیزیکی خویش هم گسترده تر ، بارزتر ، شتابان تر در انتخابات پارلمانی شرکت نمایند ، به همان اندازه راهی ورودی مستبدین بومی ، زن ستیزان ، جنگ سالاران طالبی و نظایر آنان به داخل پارلمان کم رنگ تر گردیده و زنجیرهای اسارت مرد سالاران عقل برانداز ، نقاب داران دینی ، قوم پرستان ، طالبان نیکتایی دار و ... تدریجا زنگ زده و بیکاره خواهند شد .

قبل ازهمه زنان هم باید با تبلیغات و تحلیل های خردمندانه سیاسی ، شکوهمند و سازنده خودها دوست و دشمن را برای جامعه معرفی دارند تا مردم با شناخت و آگاهی اجتماعی- سیاسی خویش رأی خودها را به صندوق های کاندیدان خدا دوستان بی ریا ، شایسته ، دموکراتان صالح ، طرفرداران و حامیان حقوق بشر و خدمتگاران سازنده و با تجربه جامعه بریزانند که اینگونه برگزیدگان و نمایندگان منتخب مردم در آینده خدمتگار واقعی و صادق مردم باشند ، نه اینکه خائین به جامعه و کشور باشند .

ضرورت مبرم است که روشنگران مبتکر ، دموکراتان متعهد ، زنان خردمند در سخن رانی ها ، تحلیل ها و نوشتارهای خودها ، رمز اسارت تاریخی ، اجتماعی- اقتصادی ، فرهنگی- سیاسی وغیره جامعه به خون تپیده و به خصوص راز محرومیت و اسارت زنان جامعه ما را افشاء نمایند و حقوق مردم را بناء بر دستورات قرآنی ، حکم خرد و عقلانیت ، منشور اعلامیه جهانی حقوق بشر و خواست های زمان در جامعه ما ، مساوی و عادلانه اعلام نمایند . اگر از سوی روشنفکران سازنده و پیکارگر به جامعه و به ویژه به زنان کشور ما آگاهی لازم را نسبت به اهمیت انتخابات پارلمانی و نقش ارزشمند مردم در این لحظات باریک داده نشود ، در آن صورت ممکن است که مردم به صورت غیرآگاهانه به کاندیدان دشمنان دیرینه جامعه و میهن خود رأی دهند . لذا همه مردمان کشور ما و آنهم مادران گرانقدر و خواهران عزیز جامعه ما بیشتر ازطریق رسانه خبری- تصویری ، مطبوعات ، سیمنارها ، نطقها ، حضور فیزیکی خودها و امثالهم ، اهمیت مشارکت مردم را درانتخابات پارلمانی و گزیدن نمانیدگان شایسته را با توجه تمام با خصایل پسندیده و فضایل نیکو کاندیدان مورد پذیرش جامعه گوش زد نمایند. اگر مردم ما معلومات و شناخت صحی از کاندیدان بدست آورند ، در آن صورت این حق داوطلبانه و مختارانه از مردم ما خواهند بود که به صندوق های کی ها و چه گونه اشخاص رأی خودها را بریزانند .

در این برههء حساس آن عده ای از مادران داغدیده ، خواهران زجر کشیده و دختران دانشگاه ها ، مکاتب که در سازمانهای اجتماعی و مدنی ، دولتی ، تعلیمی وغیره مسؤلیت دارند ، باید تمام نیروهای خود را برای تبلیغ برگزاری سالم انتخابات به صورت کل و به طور خاص برای کاندیدان زن و بسیج نمودن زنان به خرج بدهند تا حضور نمایندگان خردمند و دموکرات زن به صورت گسترده و شایسته از طریق پارلمان در قدرت و حاکمیت سیاسی افغانستان به یک واقعیت کتمان ناشدنی و دائیمی و شکست ناپذیر تبدیل گردد .

مسؤلیت دولت آقای حامد کرزی و نیروهای ائتلاف بین المللی :

در قدم نخست یکی از وظایف و مسؤلیت های اساسی دولت کنونی ما است که زمینه های لازم را برای مردم کشور مساعد نمایند تا افراد واجد شرایط با کیفیت و کمیت دل انگیزانه خودها در انتخابات پارلمانی شرکت جویند . از آنجای که تمام امکانات مادی ، اجتماعی ، فرهنگی و نظامی در زیر نگین حاکمیت دولت منتخب و نیروهای ائتلاف جهانی اند و همچنان دولتمردان از حمایت جوامع بین المللی ، ناتو ، ائتلاف ضد تروریزم و به خصوص ایالات متحده امریکا و جوامع کشور ما برخوردار است ، باید کلیه قوای خارجی مستقر در کشور ما و مسؤلین حکومت کنونی صادقانه با تمام امکانات ؛ اصلا برگزاری انتخابات دموکراتیک را مطابق با نورم ها و معیارهای پذیرفته شده بین المللی برای مردم تضمین و آنرا عملی نماید . اگر دولتمردان کنونی خواهان وحدانیت الهی ، آرامش ، استقرار امنیت و صلح ، ترقی ، قانونیت ، ایجاد و نهادینه سازی جامعه مدنی و دموکراسی در افغانستان هستند که هیچ جای تردیدی در زمینه باقی نیست ، اما باید که صداقت ، مسوولیت ، وظایف دینی ، قانونی ، ملی ، انسانی و خردمندانه خودها را در جهت برپایی و تحقق پارلمان عادلانه و دموکراتیک بدون مداخله غرض آلود دشمنان بومی و بیرون مرزی کشور به نفع خواست ها و آرمان های مردم ، استقرار دائیمی امنیت و صلح و جهت تضمین استقلال سیاسی ، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی و دموکراتیک عملا در افغانستان اداء نمایند و افتخار تاریخ را کسب نیز نصیب گردند و همچنان مورد اعتماد مردم ما و جوامع جهانی نیز قرار خواهند گرفت .

همچنان زمانی که نیروهای ائتلاف بین المللی تحت قیادت قوای نظامی ایالات محتده امریکا خواهان مبارزه علیه کشت خشخاش ، تولید مواد مخدره ، طالبان و حزب اسلامی ، تروریستان القاعده و سایر تمدن ستیزان و ضد نهادهای غیر دموکراتیک در افغانستان هستند ، جامعه مستحق به کمک ما از آنها خواهش دارد که بدون تحقق منافع خاص و یکطرفه خودها ، مردم ما را در این انتخابات پارلمانی ، باز سازی کشور ، استقرار امنیت ، نهادینه سازی جامعه مدنی و تحقق دموکراسی صادقانه مساعدت نمایند .

وقتی که در جریان انتخابات مقام ریاست جمهوری کشور ما با تمام کاستی ها ، خوشبینی ها ، بد نگریها ، دست بازیها و ترورها که ملموس بودند ، مردم کشور ما بدون ملحوظات فوق به این خاطر به آقای کرزی رأی دادند تا رئیس منتخب و حکومتش برای جامعه و کشور ممد خدمات صادقانه و بدون هرگونه تبعیض باشند . نه اینکه مانند حکومات اداره موقت و انتقالی سه سال قبل که مرتکب ائتلاف های نادرست ، مصلحت های غیر ضروری ، اشتباهات مکرر ، ناکارآمدها ، رشد فساد اداری ، گسترش تولید کشت کوکنار و مواد مخدره ، قوت گیری مجدد طالبان ، حزب اسلامی و تروریستان القاعده ، گسترش روز افزون قوماندان سالاری ، طفل ربایی ، توسعه بیشتر قاچاق مواد مخدره و مافیایی بین المللی ، استفاده جویی نا مشروع سازمان های ان . جی . او از کمک های خارجی برای مردم ما و صدها مصائیب دیگر در افغانستان مخروبه گردیدند . این چیزهای اند که نه تنها جامعه ما و منابع بین المللی و رسانه بومی و خارجی آنرا شهادت می د هند و عینیت نیز دارند ، بلکه شخص جناب آقای حامد کرزی ، اعضای کابینه حکومت های انتقالی و جدید و سایر اراکین مقامات عالی دولتی شان نیز رسما از چنین کردارهای ناشایسته و ضد مصالح ملی در افغانستان پرده بر داشته اند . ولی با آنهم پیروزی انتخابات ریاست جمهوری خیلی غنیمت و با اهمیت است و امیدواریم که حکومت جدید آقای کرزی این بار مصدر خدمات واقعی به مردم درد رسیده و حیران زدهء افغانستان گردد و اشتباهات گذشته خودها را نیز جبران نمایند .

پس مردم ما از جوامع جهانی ، حکومت داران دولت اسلامی افغانستان ، قوای ائتلاف بین المللی و ناتو در کشور و به خصوص از ایالات متحده امریکا انتظار دارند که زمینه ها و شرایط لازم انتخابات پارلمانی را بدون غرض ورزی به نفع استقرار امنیت و صلح ، تحکیم حاکمیت نهادهای دولت دموکراتیک مرکزی ، ریشه کن نمودن تمدن ستیزی ، رفع تبعیض و خشونت و دفع حق تلفی علیه زنان ، رعایت کامل حقوق بشر ، تحقق مشارکت عادلانه تمام اتنی های ساکن و تابع در کشور در تمام ارگان های دولتی و غیر دولتی ، نهادینه سازی جامعه مدنی و مردم سالاری عملا در نظر بگیرند و در این آزمون انتخابات پارلمانی مردم مستحق ما را مخلصانه مساعد نمایند . قوای بین المللی مستقر در کشور و دولتمردان کنونی باید با درس و عبرت گیری مثبت از تاریخ گذشته و حاکمیت استبدادی و ناکارآمدهای دولت های سه دههء اخیر افغانستان ، این بار تمام نیروهای خودی و بین المللی جهت جبران تلفات جانی ، مادی و معنوی که عاید مردم شده اند ، خدمات ارزنده ، فراموش ناشدنی و تاریخی را برای مردم افغانستان انجام دهند تا کارنامه انسانی و نام های شان به حیث خدمتگاران پیشتاز و قهرمانان صادق ثبت تاریخ بشریت گردند ، نه اینکه بار دیگر مردم افغانستان را و آنهم در زیر نام دموکراسی به خاطر خواسته های یک جانبه خودها قربانی نمایند .

کاندید شدن شخصیت های شایسته و بایسته :

دراین راستا لازم است که به صورت کل در جامعه ما و خاصتا زنان خردمند ، آگاه ، تحصیل کردهء بادرد ، مبارز ، شایسته و خدمتگار خودها را مستقیما به نمایندگی از حوزه های انتخاباتی مردم خویش کاندید نمایند ، تا با نصیب شدن رأی از سوی جامعه به نمایندگی واقعی مردم راهی پارلمان گردند. این چنین زنان که با خود آگاهی سیاسی و شناخت از جامعه خویش نقش برازندهء را برای بیان دردها و عقب مانی ها ، وغیره جامعه در پارلمان خواهند نمود و از حقوق حقهء تمام افراد جامعه به طور یکسان دفاع خواهند نمود . وقتی که حضور زنان در پارلمان چشمگیر باشند ، در این صورت به همان اندازه از حضور فیزیکی میراث داران نظام خرافاتی و استبدادهای سنتی در پارلمان کاسته می شود . وجود زنان به حیث نماینده منتخب مردم در پارلمان بیانگر پلورالیزم جنسیت مؤنث و مذکرنیز بوده و این گونه زنان منتخب مردم سد محکمی را در برابر خود سری ها و استبداد مرد سالاری و فساد اداری دولتی و متولیان سیاسی خودکامه خلق خواهند کرد . زنان در مبارزات پارلمانی خود نه تنها از استقلال ، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی دفاع خواهند نمود ، بلکه اصلا از حقوق دموکراتیک تمام افراد جامعه و به ویژه از حقوق مؤکلین حوزهء انتخاباتی خویش به صورت مشخص حراست خواهند کرد . اینجا تنها برای وکلای زن صرفا مسئله تحقق حقوق حقهء زنان در جامعه به صورت انتزاعی مطرح نیست ، بلکه در واقع تحت یک برنامه دموکراتیک ، عام شمول و عادلانه تحقق آزادی ، حقوق مدنی و مردم سالاری به نفع تک تک افراد جامعه اعم از زن و مرد و مسلمان و غیر مسلمان هدف اصلی را تشکیل می دهد .

از سوی دیگر مقر پارلمان مانند چهار دیوار اسارت خانه مرد سالاری برای زنان نخواهد بود که شلاق بخورند و اسیرباشند ، بلکه زنان در این خانه نمایندگان خلق الله خواهند توانست تا از وحدانیت الهی ، کرامت انسانی ، عقلانیت و خردمندی ، حق و حقانیت ، عدالت سیاسی- اجتماعی برای تمام اعضای جامعه خویش در برابربیداد گران دفاع نمایند و موازنه میان مستمندان و اغنیا را به نفع سعادت عامهء مردم و شکوهمندی و آبادانی کشور مبدل سازند . این زنان منتخب در پارلمان اند که از مشکلات ، دردها ، علل اسارت وغیره زنان جامعه خود عینا آگاهی دارند و از حقوق زنان خوبتر و رساتر دفاع و حراست خواهند نمود . لذا از همین جا است که زنان پیشتاز ، تحصیل کرده ، آگاه با درد ، دانشمند ، صادق ، مبتکر ، پیکارجو و شجاع خودها را به حیث نمایندگان مردم در انتخابات پارلمانی کاندید نمایند . به هر پیمانهء که حضور زنان از نگاهی کیفی و کمی وسیع تر و پردامنه تر گردد ، به همان اندازه جای برای مرد سالاران جمود اندیش ، دین گریز و تمدن ستیز تنگ تر و باز هم هرچه بیشتر محدود تر خواهد گردید .

نقش زنان به حیث رأی دهندگان :

این درست است که زنان جامعه ما از نگاه فکری ، جسمانی ، تخنیکی ، اولاد داری ، امنیتی ، خانوادگی ، روانی وغیره با مشکلات عدیدهء مقابل هستند و از قبیل چنین مسایل موانع زیادی مبنی بر شرکت شان در انتخابات پارلمانی موجود اند . اما با تمام این گونه دشواری ها بایست مردان و به خصوص دولت جدید زمینه مشارکت زنان را در انتخابات پارلمانی عملا مساعد سازند تا حضور زنان در این زمینه بیشتر گردد و به نمایندگان مورد نظر خودها رأی دهند .

آن عده زنانی که خود به حیث رأی دهندگان در انتخابات شرکت می کنند ، لازم است که به کسانی ( چه زن و یا مرد ) رأی بدهند که سوابق دینی ، خدمت گذاری ، پرهیزگاری ، تقوا ، خصایل اخلاقی ، اجتماعی ، مفیدیت ، دانش ، تجارب و سایر ویژه گی های دموکراتیک و عادلانه و اعمال چنین کاندیدان در آئینه اجتماع شفاف و روشن باشند . زنان جامعه ما باید از شرایط که پدیده آمد است بصورت اعظمی از آن به نفغ کشور و مردم خویش استفاده نمایند و این فرصت طلایی را رایگان از دست ندهند . اگر زنان به طور چشمگیر در انتخابات پارلمانی شرکت نکنند در واقع صحنه را برای مرد سالاران ، اسلامیستان بی خدا ، متحجرین تمدن ستیز و استبداد گران داخلی و خارجی خالی نموده و زمینه های اسارت خود و جامعه خویش را بیشتر به نفع نیروهای تاریخ زده و ارتجاعی و نوکران اجانب مساعد می نمایند . برعکس اگر زنان با کمیت و کیفیت گستردهء خویش در انتخابات پارلمان حضور یابند ، نه تنها نقش خودها را در تعیین سرنوشت جامعه خویش از طریق مشارکت در انتخابات عام می سازند ، بلکه در این راستا با مبارزهء مسالمت آمیز و رویا رویی مستقیم خود در برابر اسلام نمایان عقل ستیز ، اربابان قبیله ، قدرتمنداران سیاسی خودکامه و علیه تمام پاسبانان نظام قبیلوی و غیر دموکراتیک و اجیران بیگانه عرض اندام خواهند نمود.

هدف از شرکت مردم در انتخابات ، عام کردن انتخابات در روند حیات ملی کشور است . مقصد از فرستادن نمایندگان در جوار قوای اجرائیه و قضائیه ، حراست و تطبیق قانون دموکراتیک در تمام روابط اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی و امثالهم در بطن نظام اجتماعی جامعه می باشد . منظور با انتخاب شدن زنان در انتخابات پارلمانی و حضور آگاهانه و فیزیکی آنان در این خانه مردم چنان است که دیگر فرامین خونریزی ، مشروعیت حاکمیت مستبدین ، دختر فروشی ، جنگ ، تضییع حقوق سیاسی و اجتماعی جامعه به خصوص فتوای تکفیر و حق تلفی زنان به امضاء نخواهند رسید . پارلمان دموکراتیک جای است که با خدا ترین ، صادق ترین ، خدمتگار ترین ، مدنیت خواه ترین ، خردمند ترین و روشنگرترین شخصیت های جامعه ما بدون تفکیک زن و مرد با انتخاب داوطلبانه مردم در آنجا حضور می یابند و حافظ آزادی ، حقوق ، قانون اساسی دموکراتیک ، حفظ استقلال و تمام ارضی و مصالح جامعه و کشور می باشند . بالاخیره هدف از انتخابات ، ترویج نمودن این مأمول و نهادینه سازی فرهنگ انتخاب ، آزادی ، رشد عقلانیت و نقش اساسی مردم در تعیین سرنوشت دموکراتیک شان در جامعه می باشند . زیرا خداوند توانگر از جملهء نعمات خود این حق انتخاب ، اختیار ، آزادی و نظایر آنرا به تمام اولاد آدم اعم از زن و مرد و همچنان اعم از مسلمان و غیر مسلمان بدون تفکیک عطا نموده است تا خود انسان تعیین تکلیف سرنوشت خودها را برای خودش نمایند . پس چرا در این شرایط پرارزش و مهم جامعه ما به خصوص زنان عذاب دیده و در سوگ نشستهء افغانستان از این فرصت در کل و به ویژه از شرکت در این انتخابات پارلمانی و یا سایر مسایل مبرم اجتماعی- سیاسی به حد اعظم آن استفاده را نکنند ؟

کوتاه سخن :

حکم و منطق زمان بر این دلالت دارند که هر فرد واجد شرایط جامعه ما و به خصوص لایه های مختلف زنان دارای شرایط رأی باید به صورت گسترده ، چشم باز، دور اندیشی لازم و جدی سهم ملی خویش را در این انتخابات پارلمانی به خاطر استقرار امنیت و صلح ، بازسازی کشور ، تحکیم پایه های حاکمیت دموکراتیک ملی ، سیستم پارلمانی و بالاخیره تحقق انسان سالاری اداء نمایند . تمامی افراد کشور و آنهم خاص تر از آن زنان جامعه ما باید با شناخت ارزش عصر و زمان بیشترین بهره برداری را از این فرصت جهت زمینه سازی نهادهای حقوق مدنی ، آزادی ، عدالت اجتماعی و تحقق پیش شرط های نظام دموکراسی در افغانستان نمایند . لذا ، زنان با سهم فعال و استفاده معقول از عنصر زمان و نقش مبارزات انتخابات پارلمانی را در تاریخ ماندگار و به میراث بگذارند تا آیندگان در پرتو آن خوبتر و شتابان تر به حق تعیین سرنوشت سیاسی- اجتماعی ، فرهنگی- اقتصادی و امثالهم خودها نایل گردند .

باید اذعان نمود که زنان محکوم تاریخ ما منجمله از طریق مبارزات پارلمانی نیز می توانند که از راهی انتخابات دموکراتیک و رسیدن به کرسی پارلمان و از آنجا ، تساوی حقوق زنان را با مردان مشروعیت ببخشند و همچنان از مجاری قانون اساسی دموکراتیک کشور در پی تحقق و عملی شدن آن برای کاهش تدریجی حق تلفی های تمام افراد جامعه و زدودن مسالمت آمیز هرگونه خشونت و استبداد علیه مردم خویش و بالاخره زنان قهرمان و تاریخ ساز جامعه ما جهت تحقق عدالت اجتماعی و نظام دموکراسی در جامعه افغانستان نقش محوری خویش را اداء نمایند .

در اخیر باید مکررا تأکید نمود که مقصد از شرکت مردم در انتخابات حتما این نیست که شرکت کنندگان در آن پیروز می گردند ، امکان دارد که در برابر نیروهای سیاه دل ، فاشیستان ، دلالان مذهبی ، اربابان سنتی ، سایر خودکامگان و حامیان جهانی شان شکست را هم متحمل گردند که خدا نکند . ولی مسئله مهم در اینست که مردم از مشارکت خویش درانتخابات یا مسایل اجتماعی یا سیاسی وغیره کشور هرگز دریغ نورزند ، ولو که خدای نخواسته همواره در همچو مسایل به ناکامی هم مواجه گردند . و مهم اینست که صحنه را برای دشمنان دین و کشور، زن ستیزان ، قاتلان مردم و تمدن ستیزان سنتی افغانستان خالی نکنند و همچنان از شکست خودها هرگز مایوس نشوند . مثلا در جریان دو لویه جرگه و گزینش مقام ریاست جمهوری کشور شرکت کنندگان آنچه را که خواست و آرزوی جامعه ما بودند ، بدان چندان نایل نگردیدند. و دراین زمینه به اراده و سرنوشت جامعه ما دست بردهای مخفی و حتا اشکار از سوی قدرتمندان ، طرفداران دولت و حامیان خارجی شان نیز صورت گرفتند . اما مهم این بود که مردم در آن تا حدود ممکن به خاطر سرنوشت دموکراتیک و فردای روشن خود شرکت جستند و در مورد مسایل ملی خویش بی تفاوت نماندند .

خلاصه ، مردم ما در این انتخابات ( و یا انتخابات آینده ) چه پیروز شوند و یا خدای نخواسته شکست را اگرنصیب گردند که نباید سرخورده و دل سرد شوند . جان مطلب در این است که با مشارکت خود ولو که با یک کمیت و کیفیت ناچیز هم باشد ، اصلا در مرحلهء کنونی مقصد از سهم فعال و مشارکت مسؤلانه در قبال مصالح مردم و آینده کشور است تا با اینگونه مبارزات انتخاباتی ، خلق نمودن پیش زمینه های زایش و پیدایش تفکر نوین آزادی و مدنیت را جهت ایجاد سالم و نهادینه سازی منطقی ، آگاهانه و علمی فرهنگ انتخابات دموکراتیک در تمام شؤن نظام اجتماعی جامعه عام سازند ؛ تا آیندگان از این ابزار دموکراسی و سرنوشت ساز بهرهء لازم را ببرند .

بالاخیره بگذاریم که زنان محکوم و اسیر کشور ما با شرکت دل انگیزانهء خودها در انتخابات ، زنگ شکستن زنجیرهای اسارت جامعه اش را در برابر مستبدین و نظام دیر پای قبیلوی به صدا درآورند !

بگذاریم که مردمان تاریخ ساز ما به ویژه زنان تحت ستم و اسیر جامعه ما با سهم گیری وسیع خودها در انتخابات ، رمز تعیین سرنوشت حقوق سیاسی- اجتماعی خود و جامعه خویش را بر مبنای خرد دموکراتیک ، اندیشهء نوین و عقلانیت انسان ساز بدست آورند !

بگذاریم که دختران جوان ما با شرکت خود در انتخابات ، صاحب خرد نوین حق ازدواج و آزادی های دموکراتیک و قانونی خویش با فرمایش الهی ، حکم عصر و زمان ، منشور اعلامیه جهانی حقوق بشر و سایر نهادها و موازین مقبول بین المللی درآینده گردند !

و بگذاریم که انسان های سراسر جهان به خصوص همه زنان گیتی از آن جمله زنان کشورهای فقیر و عقب گذاشته شده و بازهم به ویژه زنان میهن عزیز ما افغانستان با اتکای خداوند و خود با تلاش و پیکارهای درازمدت ، تدریجی ، مسالمت آمیز ، خردمندانه به آن حد ازمعراج های کمال ، جمال ، ترقی ، مدنیت ناب نایل گردند تا شایسته گی وکالت و خلفیه گی خداوند متعال را در روی زمین حاصل نمایند !

و این زمینی که اصلا متعلق به انسان می باشد ، خود انسان با رسالت پرهیزگاری ، تقوا ، عقلانیت ، خردمندی ، شایسته گی ، با دانش و انسان سالاری در آن خودش برای خود و بالای خویش حکومت نماید .

درخت دوستی بنشان که کام دل ببار آرد نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد

دم صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد



و من الله التوفیق



·

زنان      
'وضع زنان در افغانستان تغييری نيافته است' ·
ترور یکی از مدافعین حقوق زنان در قندهار ·
نيمى از مهاجران زنان هستند ·
ممنوعيت چاپ تصاوير زنان در روزنامه‌هاي عربستان ·
خشونت خانگی علیه زنان ·
مینا زن شهیدیکه بر قله مبارزات آزادیخواهانه افغانستان می‌درخشد ·
حجاب، فطری و مشترک بین ادیان ·
اسلام و نیمه ای دیگری از اجتماع ·
بحران اجتماعي زنان عرب و فتواي مجمع فقهي ·
در پي حضور زني محجبه در تلويزيون دانمارك : ·
از مبارزات خواهر امیرکابل تا شجاعت زوجهً میر هزاره ·
تاریخچه روز بین المللی روز زن ·
سهم خورشید از مردان پنجشیر ·
وضعیت اسفبار روسپيان در اروپا از زبان خودشان ·
فاطمه ، فاطمه است : گزیده کوتاه از علی شریعتی ·
سخنرانی ملالی جويا در پارلمان افغانستان ·
زنان پاکستانی از تجاوز جنسی می گويند ·
سیمیناررفع خشونت علیه زنان درهرات دایرگردید ·
زنان افغاني پشت فرمان اتومبيل ·
ساده‌انگاري در تحليل وضعيت زنان جوامع مسلمان ·
نخستين كتابخانه زنان افغانستان از سوي ايران در كابل گشايش يافت ·
براي اولين بار زنان عربستان نمايشنامه اجرا مي‌كنند ·
جنبش زنان و جنبش دموكراسي خواهي آيا نسبتي هست؟ ·
پیام نهاد بین المللی زنان سویدن ·
قرائتى متفاوت از جايگاه زن در اسلام ·
پای صحبت یک زن افغانی-آمریکایی ·
گزارش ژيلا بني‌ يعقوب از دختران ايران در هرات ·
ورزشکاران انا ث عازم ایران شدند ·
جايگاه زن در خانواده و جامعه ·
بازتا ب های ستم بر زن هزاره در سراج التواریخ ·
اولين زنان افسر پوليس در باميان ·
زنان‌ ايراني‌ كه‌ همسر افغاني‌ دارند ·
رای دادن مادر کرزی در قندهار ·
والى باميان اجازۀ استعمال راى خود را نيافت ·
برسی وضعیت زنان در گفتگو با سیما سمر ·
چهل چهار درصد زنان در انتخابات ·
حقوق زنان از طریق مبارزات پارلمانی ·
مرکز آموزش قابلگى در باميان تهداب گذارى شد ·

Login »