ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

جايگاه زن در خانواده و جامعه


19.09.2005 21:48

جايگاه زن در خانواده و جامعه
قاسم قاموس
حقوق اجتماعي زنان مسلمان و مقايسه آن با جوامع غربي
‍‍‍\"هرجامعه داراي فرهنگ و سنت هاي خاص خود است و متناسب با اين فرهنگ و سنت هاي خاص، شكل دموكراسي كه هر كشور براي خود انتخاب مي كند يا مي تواند با آن تطابق پيداكند، از هم متفاوت مي گردد. اين شايد خيلي ديوانگي باشد كه كسي بخواهد دمو كراسي امريكايي يا بريتانيايي يا فرانسوي را بر اين كشور تحميل نمايد. اين كار هيچ منطقي داشته نمي تواند. به نظر من افغانستان بايد راه حل هاي خويش را در درون فرهنگ و مناسبات خاص خود در يافت نمايد. \" \" (24)
اين درست همان چيزي است كه در اكثر جوامع اسلامي مشكلاتي زيادي را به بار آورده است، تقليد و يا الگو برداري كور كورانه از دموكراسي غربي بدون اينكه به فرهنگ مسلط بر جوامع اسلامي توجهي شود. عدم توجه به اين گونه مسايل ناشي از عدم آشنايي به فرهنگ و سنت هاي جامعه بوده و روشن كننده اين موضوع است كه چنين افرادي تا چه اندازه از علم جامعه شناسي بي بهره اند.
ايجاد تعادل و توازن ميان حقوق بشر و يا جايگاه آنها در خانواده و جامعه و در اين ميان شكل تفكيك شده آن يعني حقوق زن و جايگاه آن در خانواده و جامعه كه مبحث اصلي اين نوشتار مي باشد موضو است كه نياز به وارد شدن به مباحث چون دين و جامعه شناسي، و روان شناسي را مي طلبد و هر نوع شتابزدگي احساسي بر خورد كردن و غير علمي بررسي نمودن اين موضوع مي تواند باعث ايجاد مشكلاتي زيادي در جامعه و خانواده ها گردد.
يكي از مواردي اساسي كه ليبرالهاي مسلمان نتوانستند با تمام كوششها و جديت شان دموكراسي غربي را در جوامع اسلامي پياده نموده و به ويژه زنان را به جايگاه اجتماعي شان برسانند نيز همين مو ضوع بوده است كه جوامع اسلامي را با جوامع غربي به اشتباه گرفته اند. در حاليكه انسان جوامع اسلامي چه زن و چه مرد آن قرن ها با فرهنگ اسلامي زندگي كرده اند.
ازاين دو هر نوع تغييري در بينش انسان هاي جامعه و در اين ميان ايجاد تغيير در جايگاه اجتماعي و خانوادگي زنان جامعه اسلامي اصلاح و ايجاد تغييرات در سيستم اجتماعي نظام را مي طلبد. لذا نظام دموكراسي ليبرال بديلي مناسب براي نظام راديكال نسيت زيراليبرالها از آنطرف يعني در نقطه مقابل راديكالها كه خواستار بر قراري نظام دموكراسي بوده اند خود در واقع راديكال عمل كرده اند. آنها با در پيش گرفتن روشي افراطي براي تطبيق اهداف و آرمان هاي شان در جامعه، درست همانند راديكالها بر خورد نموده اند.
نظام دموكراسي را كه ليبرالهاي مسلمان در پي تحقق آن در جوامع اسلامي استوار باشد برگرفته از نسخه هاي دموكراسي جوامع غربي است. در حاليكه \"نظام دموكراسي با ايجاد سسيتم دقيق حسابگيري و نظارت استحكام مي يابد؛ ما هركشور اين سسيتم را به گونه خاص خويش ايجاد مي كند. سسيتم نظارت و حسابگيري افغانستان ممكن است خيلي متفاوت از آنچه باشد كه ما در كشورهاي ديگر مشاهده كرده باشيم. درافغانستان هيچ چيزي اتفاق افتاده نمي تواند مگر اينكه توسط خود افغان ها و در چوكات سنت ها و فرهنگ خاصي كه اين كشور دارد، تنظيم و رهبري شود. يك فرد خارجي در اين زمينه كار خاصي انجام داده نمي تواند و حتي مشوره خاصي هم داده نمي تواند. به عبارت ديگر، نقش خارجي ها خيلي ضعيف و بي اهميت است. شايد بزرگترين كاري كه آنها بتوانند انجام دهند قرار دادن يك مقدار منابع و امكانات مادي باشد كه ممكن است گاه ناگاه افغاني ها را در انجام كار هاي شان مدد رساند. آنچه به عنوان نيازي، غرض ايجاد توازن مي توان نام برد، كار خود افغاني هاست؛ زيرا بر داشتي كه خارجي ها از افغانستان دارند به احتمال زياد ناقص و ناكامل خواهد بود.\" (25)
دوسوزا، به عنوان يك محقق غربي با آشناي محدودي كه از افغانستان و در كل از جوامع اسلامي دارد بخوبي به اين نكته مهم آگاه است كه جوامع اسلامي به ويژه افغانستان قابل مقايسه با جوامع غربي نيست. او در باره حقوق زن مسلمان و رسيدن او به جايگاه اجتماعي كه مي تواند بارسيدن به آن صاحب شغل و جايگاه اجتماعي شده و در مخارج خانواده و در آمد آن تغييري ايجاد نمايد وهم شخصيت اجتماعي او در جامعه به حساب آيد و به عنوان يك انسان كامل به شمار برود نه يك شهروند درجه دو، اعتقاد كامل دارد؛ اما در عين حال اين تفسير و تحول در شخصيت زنان در راستاي رشد فرهنگي و فكري آنها و اينكه بتوانند در جامعه حضور پيدا نموده و در زمينه هايي چون آموزش و پرورش كودكان و نوجوانان و جوانان نقش اجتماعي خود را ايفا نمايند، نياز به هموار ساختن بستر اجتماعي و فرهنگي آن در جامعه داشته و در اين ميان نبايد مسايلي چون فرهنگ و سنت ها و آداب و عادات جوامع اسلامي را ناديده گرفت. البته در حال حاضر در جوامع شهري تا حدودي اين نوع مشكلات رفع شده است ولي در جوامع شهري هم هنوز بسياري از موارد ديگري است كه خانواده ها حاضر نمي شوند تا دختران و زنان شان در اجتماع حضور پيدا كرده و مشاغلي را اشغال نمايند. جريان ليبرال هاي مسلمان در بسياري از موارد متاسفانه حتي به اندازه يك محقق غربي هم درك درستي از جوامع اسلامي نداشته اند. اين جريان تارسيدن به قدرت سياسي و اشغال پست هاي دولتي بدون توجه به فرهنگ و سنت هاي رايج جوامع اسلامي، بايك افراطي گرايي شديد سعي در عمل نمودن داموكراسي غربي در جوامع اسلامي را داشته اند.
اما \"تغييري كه فعلاً در افغانستان ضروري است يك تغييري بنيادي و نهادي است و اين كاري است كه به شناخت دقيق از جزئيات ضرورت دارد نه اينكه چند فقره معلومات كلي و سربسته داشته باشيم و به استناد آن صلاحيت امرونهي را به خوند دهيم، ‌‍‌‌زيرا اين عمل كاملاً ناممكن و حتي غير دموكراتيك است.
مسئله حقوق بشر و به طور خاص حقوق زنان، ‌[جايگاه اجتماعي آنها] مسئله نهايت حساس و مهم است. مسئوليت افغان ها تنها اين نيست كه از اين مسايل به طور گسترده حرف بزنند و يا آن را به يك مسئله داغ سياسي و اجتماعي تبديل كنند، بلكه مسئوليت سنگين تر آنها اين است كه براي هر كدام از اين مسايل منطقي ترين راه تحقق را نيز پيدا كنند. تبديل و توازن به همين معناست.
زنان افغانستان دشواري كارشان به مراتب بيشتر از مردان اين كشور است. آنها بايد فرهنگ و شخصيت خاص خويش را شامل فرهنگ و شخصيت جامعه افغاني سازند.آزادي و حقوق زنان به اين معنانيست كه آنها از زن اروپايي يا امريكايي تقليد كنند، بلكه به اين معناست كه آنها تصوير خاص زن افغاني را كه به دموكراسي و حقوق بشر معتقد است و در باره آن نظر و ديد خاص خويش را دارد، ارايه نمايند.\" (27) مسلمانان ليبرال در زمينه حقوق و آزاديهاي زنان بدون اريه راهكار عملي كه سنت هاي موجود در جوامع اسلامي را در نظر بگيرد، حقوق و آزاديهاي زنان را مطرح نموده اند كه در بسياري از موارد حساسيت هاي زيادي را عليه خودشان برانگيخته است و اين ناشي از ارايه طرحهاي ناپخته اي بوده است كه بدون تامل، تدبر و تفكر در رابط با موضوعات مهم اجتماعي مانند حقوق اجتماعي زنان مسلمان باالگو برداري از جوامع غربي صورت گرفته است كه بايگديگر قابل مقايسه نيست

پانويس ها
24- ماهنامه دموكراسي با شماره سوم‌؛ اسد 1384؛ 3000؛ بهير؛ كابل؛ ص 95،96، 25،همان؛ ص 96، 97.
26- همان؛ ص 96، 97و

·

زنان      
'وضع زنان در افغانستان تغييری نيافته است' ·
ترور یکی از مدافعین حقوق زنان در قندهار ·
نيمى از مهاجران زنان هستند ·
ممنوعيت چاپ تصاوير زنان در روزنامه‌هاي عربستان ·
خشونت خانگی علیه زنان ·
مینا زن شهیدیکه بر قله مبارزات آزادیخواهانه افغانستان می‌درخشد ·
حجاب، فطری و مشترک بین ادیان ·
اسلام و نیمه ای دیگری از اجتماع ·
بحران اجتماعي زنان عرب و فتواي مجمع فقهي ·
در پي حضور زني محجبه در تلويزيون دانمارك : ·
از مبارزات خواهر امیرکابل تا شجاعت زوجهً میر هزاره ·
تاریخچه روز بین المللی روز زن ·
سهم خورشید از مردان پنجشیر ·
وضعیت اسفبار روسپيان در اروپا از زبان خودشان ·
فاطمه ، فاطمه است : گزیده کوتاه از علی شریعتی ·
سخنرانی ملالی جويا در پارلمان افغانستان ·
زنان پاکستانی از تجاوز جنسی می گويند ·
سیمیناررفع خشونت علیه زنان درهرات دایرگردید ·
زنان افغاني پشت فرمان اتومبيل ·
ساده‌انگاري در تحليل وضعيت زنان جوامع مسلمان ·
نخستين كتابخانه زنان افغانستان از سوي ايران در كابل گشايش يافت ·
براي اولين بار زنان عربستان نمايشنامه اجرا مي‌كنند ·
جنبش زنان و جنبش دموكراسي خواهي آيا نسبتي هست؟ ·
پیام نهاد بین المللی زنان سویدن ·
قرائتى متفاوت از جايگاه زن در اسلام ·
پای صحبت یک زن افغانی-آمریکایی ·
گزارش ژيلا بني‌ يعقوب از دختران ايران در هرات ·
ورزشکاران انا ث عازم ایران شدند ·
جايگاه زن در خانواده و جامعه ·
بازتا ب های ستم بر زن هزاره در سراج التواریخ ·
اولين زنان افسر پوليس در باميان ·
زنان‌ ايراني‌ كه‌ همسر افغاني‌ دارند ·
رای دادن مادر کرزی در قندهار ·
والى باميان اجازۀ استعمال راى خود را نيافت ·
برسی وضعیت زنان در گفتگو با سیما سمر ·
چهل چهار درصد زنان در انتخابات ·
حقوق زنان از طریق مبارزات پارلمانی ·
مرکز آموزش قابلگى در باميان تهداب گذارى شد ·

Login »