ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

از مبارزات خواهر امیرکابل تا شجاعت زوجهً میر هزاره


29.03.2006 00:11

از مبارزات خواهر امیرکابل تا شجاعت زوجهً میر هزاره

ازفداکاری تا وفاداری بی بی مکارمی زوجهً امین الملک



در این اواخرکتاب بسیار مهم وپراز اسناد ومدارک تاریخی در ارتباط به تجاوز اول انگلیس برافغانستان وفرجام این تجاوز زیر فرنام زندگی امیر دوست محمدخان نوشته موهن لال کشمیری(ترجمه دکتورسیدخلیل الله هاشمیان)، در دسترس نگارنده قرار گرفت که معرفی مفصل آن را درسایت آریائی وافغان _جرمن آنلاین میتوان دید، واما از مزیتهای این کتاب، یادآوری از دلیری وشجاعت وفداکاری سه شیرزن افغان است، که کارنامه های هریکی از آن ها میتواند درس بزرگی برای سایر زنان افغان باشد وتا کنون درتاریخ های کشورما نا شناخته مانده اند.



از این سه شیرزن شجاع وبا شهامت، یکی خواهر امیردوست محمدخان، خانم سردارعبدالرحیم ، مشهور به مادر مددخان بود که هنگام تجاوز انگلیسها برکشور خانه به خانهً رؤسای با رسوخ کابل وکوهدامن وکوهستان وپروان میرفت و آنها را به قرآن سوگند میداد وبرای مقابله با انگلیسها وراندن آنان از کشور تحریک وتحریص میکرد. ودیگری دخترزعیم دایزنگی ، خانم یزدانبخش میرهزاره بهسودبود وسومین زن، بی بی مکارمی ،خانم امین الملک بودکه مرگ را بر تسلیمی دربرابرهوس شهزاده جهانگیر پسر کامران ترجیح داد وتا آنجا محبوب وزبانزد مردم کابل شده بود که پس از مرگ شوهرش امیر دوست محمدخان از او خواستگاری کرد، مگرحاضر نشد با امیر ازدواج کند وامیر به زوربا او عقد بست ولی موفق نشد او راتصاحب کند وسرانجام امیر مجبورشد بی بی مکارمی راطلاق بدهد و آزادش کند.

بقول موهن لال، مادر مدد خان وقتی بخانه متنفذین میرفت، چادر می انداخت وآنها را به حمایت از برادرخود تشویق میکرد.او علاوه میکندکه از زبان کسان نزدیک اوشنیده ام که بعد از حمله امیر به بامیان وشکست او درآنجا، این زن شب وروز بخانه سران کوهستان میرود ، قرآن را درمیان میگذارد وبلباس آنها گره میزند وحمایت وهمکاری آنها رابرای برادرش کمایی میکند. در بین افغانها گره انداختن بدامن مردان وسیله موثراست برای جلب حمایت وترحم آنها که به اساس عنعنه ملی ردشده نمیتواند، خصوصاً که توسط زنی سرشناس صورت بگیرد. وقتی ازاین موضوع خبرشدم، باساس شناخت سابقی که با میردرویش( برادر میر مسجدی خان) داشتم برایش نوشتم وسفارش کردم که از بغاوت دست بکشدوبشاه شجاع بیعت نماید.(ص275،ج2)

موهن لال جای دیگری مینویسد:این زن که اکنون بیوه است وبه نام مادر مددخان یاد میشود، به برادرخودامیر کابل شباهت دارد وزنی است متهور وفعال. هنگامی که تمام افراد فامیل امیرزندانی [وبعد]به هندوستان اعزام شدند، این زن به هروسیله ممکن دست زد تا اولیای انگلیس را راضی بسازد که همراه خواهرش( ظاهرا مادر عبدالرشید خاین،خانم عبدالامین خان توبچی باشی _ س) درکابل بماند. مشارالیها میدانست که گرچه برادرش در ترکستان بسرمی برد، عاقبت عودت خواهدکرد وآنوقت قیام ملی درکشور صورت خواهدگرفت. به این منظوراو شخصاً بمنزل هریک از سران قومی میرفت وآنها راتحریک به قیام برضد انگلیس مینمود. وهنگامی که امیردوباره خود را به میدان جنگ رساند وبا سپاه ما در بامیان وکوهستان می جنگید، مشارالیها شب وروز آرام نداشت واز یک قریه به قریه دیگرمیرفت ورئیس محل رابا شفاعت بقرآنی که در دست داشت تحریک بجنگ وقیام ملی وحمایت از برادرش امیر المؤمنین میکرد. هنگامی که امیر تسلیم شد، مشارالیها بسیار ماهرانه بجلال آباد گریخت وباوجود تعقیب ومراقبت ما(انگلیسها) ، خود را بنحوی به پشاور رسانید.(ص 185_186، ج1)



شجاعت زوجه میرهزاره:

زن دیگری که ازشجاعت وهوشیاری آن موهن لال یاد میکند، زوجه یزدان بخش میرهزاره بهسود است. یزدان بخش پسرکوچک میرولی بیگ مسکونه کارزاربود که از طرف یک خان محلی دیگر به قتل رسیده بود وبرادربزرگش موسوم به میر محمدشاه برجای پدر رئیس قوم هزاره شد. بعدها یزدانبخش نیروی گردآورد وبرقاتل پدر حمله کرد واو را دستگیر وبه انتقام خون پدرش سربرید وسپس برادر بزرگ را نیز مغلوب ساخت وخود زعیم قوم هزاره گردید.از آن پس هرقدر برقدرت یزدانبخش افزوده میشد، باعث ناراحتی امیر کابل میگردید.امیردوست محمدخان از طریق غلام خانه(سپاه قزلباش که از لحاظ مذهبی با میر یزدانبخش همدلی داشتند) سعی نمود تا روابط خود را با میر هزاره تحکیم ببخشد ولهذا با امضای خود درورق قران از او دعوت نمود به کابل برای ملاقات امیر بیاید. امیر این دعوت نامه را توسط افراد سرشناس اهل تشیع کابل به میریزدانبخش فرستاد.

گفته میشود وقتی پیام امیر به میر هزاره دربهسود رسید، به نحوی که مصونیت اواز جانب هم مذهبان خودش تضمین شده بود،میر تصمیم گرفت بدربار کابل برود، اما زوجه او که دخترزعیم دایزنگی بود، شوهر را از رفتن به کابل برحذر داشت.موهن لال مینویسد: این زن دارای صفات خارق العاده بود وهم قدرت ودسترسی عجیبی در پیشگوئی واقعات آینده داشت. مشارالیها بعضی اوقات کالای مردانه می پوشید که مجهز با شمشیر وسپر، تیروکمان، نیزه وخنجر وهم تفنگ فتیله ای بود وهمراه شوهرخود به میدان جنگ میرفت و در پهلوی او در جنگ سهم میگرفت. وبدریافت افتخارات نایل میگردید. این زن بداخل خانه بشوهرخود خدمت، راحت ومشورت تقدیم میکرد ، اما در میدان جنگ دشمنان او را میکشت. مشارالیها نسبت به شوهر با ارتباط مشکوک بودن بصداقت وراستی افغانهاهوشیارتر بود وهمیش او رامشوره میداد تا بالای افغانها اعتماد نکند وخود رابدسترس آنهاقرار ندهد، ولی این بارمشارالیها موفق نگردید شوهرش دعوت امیررارد کندیا مانع رفتن او بکابل شود. لهذا با شجاعت معمول لباس وسلاح در برکرد ومثل یک سپاهی دلیر به معیت شوهر خود روانه کابل شد.

امیر دوست محمدخان از میر هزاره در کابل بخوبی استقبال کرد، اما بزودی ... مهمانان خود رااسیرساخت. امیر دوستمحمدخان میخواست میرهزاره رابدون فوت وقت بکشد، امااسیر هوشیار ودراک بخوبی میدانست که زروطلا یگانه وسیله ایست برای زایل ساختن حرص وآزامیر. میر هزاره مبلغ یک لک روپیه به امیر پیشنهادکرد، بشرطی که فوراً رها گردد تا بقلمروخود رفته این پول رااز مردم خود جمع آوری کند. وتا آنوقت اهل تشیع کابل تضمین این پرداخت را خواهندکرد.

امیرکه همیشه بطور ستمگرانه درطلب وتقاضا[ی پول] می بود، امر اعدام امیر هزاره رافسخ نمودتا پول موعود تحصیل شده بتواند. هنگامی که ترتیبات مقتضی برای بدست آوردن تضمین غلام خانه بارتباط تادیه پول موعود براه افتیده بود، اسیرمذکور یعنی میر هزاره از زندان امیر فرار کرد. وقتی امیر دوست محمدخان ازاین خبراطلاع یافت، خشم وغضب ومایوسیت او اتنها نداشت، اما زوجه دلیرمیر هزاره را هنوز در تصرف داشت ومشارالیها رابدربارخود احضارنموده بشدت سرزنش کرد. هزارهً خوش صورت، در دربار روی خود را بجانب امیر گشتانده باصدای قهرمانانه گفت: اوپسر سرفرازخان! آیا شرم نداری که خود رابیک زن برابر میسازی؟ با شنیدن صدای این زن امیر ودرباریانش سرهای خود راپایان انداخته احساس خجالت نموند. درباریان امیر شجاعت وروحیه این زن را ستوده به امیر گفتند، مصلحت نمیدانند این زن شکنجه وعذاب شود. امیر که از خشم نشسته بود متوجه وضع شده موافقت کرد تا مشارالیها رادر حفاظت اهل تشیع قرارقراردهد، چونکه آنها به مقایسه گارد امیررفتار بهتر با زوجه میر هزاره میکردند. آنگاه این زن بناحیه اهل تشیع در چنداول برده شد.

بعد از چندی زن موصوفه درحالی که لباس مردانه وسلاح بتن داشت، بسواری اسپ از کابل فرار ورهسپار کوه های بلند وپر برف هزاره جات گردید. امیر بزودی از فرار مشارالیها خبرشد ویک گروپ سواره نظام رامامور ساخت تا او رادستگیر کنند. سپاهیان امیر او رادر یک حلقه بگیرآوردند(محاصره کردند) ، اما این زن موفق گردید با فیر تفنگ وتفنگچه بطرف سپاهیان، آنها رااز خود دورسازد. تک وتوک متقابل دوام داشت وبعضی اوقات آرام میشد تا که او فرصت یافت از طریق دره ها بقلمرو هزاره جات برسد، آنگاه سپاهیان امیر مجبور شدند دست خالی بکابل برگردند، البته با احساس عمیق خجالت که نتوانسته بودند یک زن رادستگیرنمایند. زن دلیر در عین زمان نزد شوهرخود رسید وبا تجلیل واحساسات عالی مردم هزاره مواجه گردید. معهذا زعیم هزاره بمقابل امیر کابل هیچ عمل و نیت سوء نشان نداد وهرگزبا اعمال غصب واضافه ستانی وظلم امیر که بالای نواحی دیگر هزاره جات تطبیق میشد ، مداخله ننمود. علاوتا مالیات قلمروخود رابوقت معین بامیر می پرداخت، ولی در عین زمان به اعمار قلعه بسیار مستحکم در یک موضع کوهستانی پرداخت وغله جات وسلاح کافی درآنجا ذخیره نمود تا در وقت ضرورت پناهنگاه محفوظ برای اوباشد. (ص 189_191) بقول موهن لال بالاخره درسال 1832 میلادی میرهزاره توسط حاجی خان کاکروالی بامیان دستگیر وبه قتل رسید.(همان، ص195)



بی بی مکارمی وفداکاری او نسبت به شوهرش:

بی بی مکارمی از زنان با عصمت وباشهامت کابل و بسیار خوش صورت ومقبول و خانم سرداررحیم خان امین الملک بود. داستانی در وفاداری وفداکاری او را موهن لال حکایت میکند که ظاهراًمربوط به سالهای 1820 وزمان سلطنت شاه محمود سدوزائی است.موهن لال میگوید: بی بی مکارمی چنان از حسن وزیبائی وعفت وعصمت زنانه برخوردار و زبانزد عام وخاص بودکه شهزاده جهانگیر پسرشهزاده کامران نادیده عاشق اوشده بود. اتفاقاً امین الملک در زندان کامران درقندهار بود ودرغیاب او، شهزاده درکابل از طریق پیش کشکردن پول وهدایای فراوان به او، عشق ودوستی خود را نسبت به او ابراز کرد، مگر این زن همه هدایا وپول شهزاده را رد کرد وعشق شهزاده را نپذیرفت .شهزاده چون دید با پول وزر نمیتوان محبت این زن را نسبت بخود جلب کند، تصمیم گرفت او را با زوراختطاف وتصاحب نماید وبنابرین به افرادمسلح خود دستور داد تا به منزلش رفته وی رابه زور بیرون بیاورند. وقتی بی بی مکارمی از تصمیم شهزاده مطلع شد، برای اینکه عزت شوهروعصمت خود را از دست درازی شهزاده حفظ کرده باشد، بدون اینکه از موضوع به اعضای فامیل خبر بدهد، از خانه بیرون شد وخود را درچاهی درآن حوالی انداخت تا برزنده او کسی دست نیابد، الا برجسدش. وقتی بی بی مکارمی خود را در چاه انداخت ووسروصورت زیابیش در دیوارهای چاه بشدت ضربه دید، اتفاقا چاه آب نداشت ومتوجه شد که تهً آن از خس وخاشاک انباشته است. مردی تاجراز همسایه ها این صحنه رااز بام منزل خود دید،ولی به افراد شهزاده که به منزل بی بی مکارمی داخل شده او رامی پالیدند چیزی نگفت وخاموش ماند. پس از آنکه افرادشهزاده از پیدا کردن زن درمنزل خودش و منازل همسایه ها مایوس شدند وواپس رفتند، مرد همسایه شبانه مقدارپوشاک ونان وآب در سطلی نهاد وبرسر چاه رفت وآن رادر چاه فروبرد تا آن زن از آن استفاده کند.این کا رهفته ها دوام یافت . از سوی دیگر شوهر بی بی مکارمی نیز در زندان از سوء نیت شهزاده نسبت به خانم خود مطلع شد ، پس در بدل پرداخت دولک روپیه به شاهزاده کامران خود را اززندان رها ساخت وراهی کابل گردید. از این سوهم تاجرمرد همسایه بی بی مکارمی را از چاه بیرون آورد وشبانه از شهر بیرون برد وبسواری اسپ بسوی قندهار شتافت. بعد از دونیم شبانه روز تاختن ناگاه در وسط راه با شوهرش سردار رحیم امین الملک برخوردند، هردوازخوشحالی همدیگر رادر آغوش کشیدند وامین الملک پاداش بزرگی به تاجر نیز بخششید وهردو بکابل بازگشتند.

رخ دیگرزندگی این زن نیز شنیدنی است :موهن لال میگوید، بعد از فوت شوهربی بی مکارمی ، امیر دوست محمدخان از او خواستگاری نمود، امااین زن راضی به ازدواج با امیر نگردید وامیر که تصور میکرد از هرزنی که خواستگاری کندبدون مخالفت به نکاح با امیر راضی خواهدشد، سخت برآشفت وبه آغا حسین مصاحب خود دستور داد بی بی مکارمی را بزوراز خانه اش به بالاحصار بیاورد تا قاضی او را به عقد امیر درآورد و رسماً زوجه امیر بشود.این دستور در حق بی بی مکارمی اجرا شد وملا وقاضی نیز حاضر گردیدند تا بی بی مکارمی را برای امیر نکاح ببندند، اما گریه ونوحه ً بی بی مکارمی در حضور قاضی گواه عدم رضائیت او بود وحضار را سخت متاثر کرد. بعد از مراسم عقد، بی بی مکارمی بازهم میگریست وبا گریه نفرت خود راازاین عمل ابراز میداشت . هنگامی که امیر به اطاق خواب اوداخل شد بی بی مکارمی بازهم میگریست و وقتی با امیر روبروشد برای امیر گفت که اونمیتواند محبتها وعشق ونیکی های شوهرش را فراموش کند وبسیار شرم است که امیرمیخواهد با زور وجبرعشق وعلاقه او را نسبت به خود جلب نماید واگر بخواهد به او دست بزند ، بازهریک همراه دارد خود را خواهدکشت.

نصایح وابراز محبت امیر نیز مانع گریه وشیون وسرکشی بی بی مکارمی نشد وچون امیر دید که عروس از عزمش برنمیگردد ودست ازگریه وشیون برنمیدارد از اطاقش بیرون رفت و منتظر فرصت دیگر ماند، اما هروقتی که امیر به دیدن این زن میرفت،او با گریه وندبه امیر را ازخود منصرف میساخت ، باری بی بی مکارمی به امیر گفت:حاضراست تمام زیورات وثروت وجایداد خود را به امیر بدهد بشرطی که امیر از او دست بردارشود، این را گفته یراق وزیورات خود را همراه کنیز خوش صورتی که داشت درخانه رهاکرد وخود از اطاق خارج گردید. امیرهم که دید این زن رام شدنی نیست، ونمیتواند محبت وعلاقه او را نسبت بخود جلب کند، چند ماه دیگر هم او را در حرمسرا نگهداشت وبعداو را رخصت کرد که دوباره بخانه وزندگی قبلی اش برگردد، اما بقول موهن لال امیرثروتش را از وی گرفت. موهن لال میگوید: این زن اصلاً کشمیری است واکنون هم در کابل از شهرت ومحبوبیت فوالعاده برخوردار است. موهن لال از قول امیر دوست خان مینویسد که : علت تمام جنگ ها درافغانستان سه چیز است که با حرف "ز" شروع میشود: زن،زر وزمین.( دیده شود، زندگی امیر دوست محمدخان، ج 1، ص 204_207 )این داستان در میان کابلیان روایت نمیشود ورنه مرحوم غبار از آوردن آن دریغ نمیکرد. شاید موهن لال انرابخاطر اینکه از کشمیر بوده برای خوش ساختن اولیای انگلیس وبدنام کردن امیر ودیگررجال افغانی جعل کرده باشد. در هرحال نام بی بی مکارمی در جمله زنان امیر دوست محمدخان در جدول خاص شجره زنان امیر درج است.

پایان

کاندیدای اکادمیسین سیستانی

























·

زنان      
'وضع زنان در افغانستان تغييری نيافته است' ·
ترور یکی از مدافعین حقوق زنان در قندهار ·
نيمى از مهاجران زنان هستند ·
ممنوعيت چاپ تصاوير زنان در روزنامه‌هاي عربستان ·
خشونت خانگی علیه زنان ·
مینا زن شهیدیکه بر قله مبارزات آزادیخواهانه افغانستان می‌درخشد ·
حجاب، فطری و مشترک بین ادیان ·
اسلام و نیمه ای دیگری از اجتماع ·
بحران اجتماعي زنان عرب و فتواي مجمع فقهي ·
در پي حضور زني محجبه در تلويزيون دانمارك : ·
از مبارزات خواهر امیرکابل تا شجاعت زوجهً میر هزاره ·
تاریخچه روز بین المللی روز زن ·
سهم خورشید از مردان پنجشیر ·
وضعیت اسفبار روسپيان در اروپا از زبان خودشان ·
فاطمه ، فاطمه است : گزیده کوتاه از علی شریعتی ·
سخنرانی ملالی جويا در پارلمان افغانستان ·
زنان پاکستانی از تجاوز جنسی می گويند ·
سیمیناررفع خشونت علیه زنان درهرات دایرگردید ·
زنان افغاني پشت فرمان اتومبيل ·
ساده‌انگاري در تحليل وضعيت زنان جوامع مسلمان ·
نخستين كتابخانه زنان افغانستان از سوي ايران در كابل گشايش يافت ·
براي اولين بار زنان عربستان نمايشنامه اجرا مي‌كنند ·
جنبش زنان و جنبش دموكراسي خواهي آيا نسبتي هست؟ ·
پیام نهاد بین المللی زنان سویدن ·
قرائتى متفاوت از جايگاه زن در اسلام ·
پای صحبت یک زن افغانی-آمریکایی ·
گزارش ژيلا بني‌ يعقوب از دختران ايران در هرات ·
ورزشکاران انا ث عازم ایران شدند ·
جايگاه زن در خانواده و جامعه ·
بازتا ب های ستم بر زن هزاره در سراج التواریخ ·
اولين زنان افسر پوليس در باميان ·
زنان‌ ايراني‌ كه‌ همسر افغاني‌ دارند ·
رای دادن مادر کرزی در قندهار ·
والى باميان اجازۀ استعمال راى خود را نيافت ·
برسی وضعیت زنان در گفتگو با سیما سمر ·
چهل چهار درصد زنان در انتخابات ·
حقوق زنان از طریق مبارزات پارلمانی ·
مرکز آموزش قابلگى در باميان تهداب گذارى شد ·

Login »