ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

بیکاری، پرابلم بزرگ اجتماعی افغانستان


28.10.2005 01:01

بیکاری، پرابلم بزرگ اجتماعی افغانستان

تهیه کننده : گروه سیاسی شبکه دری تاریخ: 21/3/84

شرکت کنندگان برنامه:

- آقای نذیراحمد شهیدی، معین وزارت اقتصاد افغانستان

- واصل مؤمند، معین وزارت کار و امور اجتماعی و

- دکتر شیرشاه یوسف زی، کارشناس در مسائل سیاسی و اقتصادی



به نام خدا

و باسلام

برنامه ای دیگر از سلسله برنامه های "افغانستان در مسیر امنیت و توسعه" را تقدیم می کنیم.

در این برنامه که تحت عنوان "بیکاری، پرابلم های بزرگ اجتماعی افغانستان" تقدیم حضورتان خواهد شد سعی خواهیم کرد در پرتو نظریات و دیدگاههای دو تن از مسئولین دولت افغانستان و یک کارشناس مسائل سیاسی و اقتصادی، پدیده بیکاری را در افغانستان مورد بررسی وتحلیل و تجزیه قرار دهیم.

در ارتباط با پدیده بیکاری در افغانستان غالباً این سؤالها مطرح می شود:

1- عوامل بیکاری در افغانستان چیست؟

2- چرا دولت افغانستان تا هنوز قادر نشده است پدیده بیکاری را در کشور مهارکند و یا لااقل از گسترش آن جلوگیری نماید؟

3- در افغانستان چه تعداد از نیروی فعال کشور از بیکاری رنج می برند؟

4- مشکل بیکاری در کشوری مانند افغانستان چه عواقب وپی آمدهای ناگواری می تواند به دنبال داشته باشد؟ و بالاخره،

4- دولت افغانستان با اتخاذ چه تدابیر و راه حال هائی می تواند پدیده بیکاری را در کشور مهار و کنترل نماید؟

سعی می کنیم با استفاده از نظریات شرکت کنندگان، جواب های روشن و قانع کننده ای برای این سؤالها جستجو کنیم.

چندی قبل وزیر کار و امور اجتماعی در کابینه آقای کرزی اعلام کرد که درحال حاضر از مجموع نیروی فعال کشور، سه میلیون نفر از بیکاری رنج می برند. این درحالی است که افغانستان در مرحله بازسازی قرار دارد وایجاب می کند دولت این کشور با استفاده از کمکهایی بین المللی و نیروی کار ارزان و فراوانی که در افغانستان وجود دارد به تطبیق و اجرای طرحهای بازسازی و پروژه های انکشافی اقدام نموده و کشور را از وضعیت اسفبار و ناهنجار کنونی نجات دهد.

برای بازسازی و اجرای طرحهای انکشافی در یک کشور به سه عامل اساسی نیاز است:

1- سرمایه

2- نیروی کار

3- مدیریت دلسوز، متخصص وبرنامه ریز

مدیریتی که بتواند پروژه های عمرانی را طرح ریزی و سرمایه و نیروی کار را در مسیر درست هدایت کند.

مهم ترین عنصری که یک مدیریت به آن نیاز دارد عزم و اراده قوی است. مدیریت به دولت تعلق دارد و در کشوری مثل افغانستان، ملت کوشا و زحمتکش و جوانان فعال و خستگی ناپذیر منبع پایان ناپذیر تدارکات نیروی انسانی است.

هرگاه دولت، عزم و اراده قوی داشته باشد با استفاده از کمک های بین المللی و میلیونها افغان فعال و زحتمکش، می تواند طرح های بزرگ بازسازی و پروژه های انکشافی را در کشور به اجراء درآورد که به این صورت، هم زمینه های بازسازی و انکشاف افغانستان میسر خواهد شد و هم دولت می تواند پدیده شوم و نفرت انگیز بیکاری را در کشور ریشه کن نماید.

ولی متأسفانه، چنین آرزوئی در افغانستان تا هنوز تحقق نیافته است، بلکه برعکس طی سالهای اخیر مسئله بیکاری در این کشور به یک بحران ملی و پرابلم بزرگ اجتماعی تبدیل شده است.

آقای نذیراحمد شهیدی، معین وزارت اقتصاد افغانستان در باره مسئله بیکاری و عوامل مؤثر و دخیل در آن، می گوید:

"می دانید که موضوع بیکاری خصوصاً برای کشورهای رو به توسعه یک معضل است. اگرچه پدیده بیکاری در کشورهای صنعتی هم وجود دارد و هیچ کشور و جامعه نیست که تعدادی از افراد آن از بیکاری رنج نبرند و معضلاتی برای دولت هایشان بوجود نیاید، اما در افغانستان که اکنون در دوران بازسازی بسر می برد فکر نمی کنم که درصد بیکاران کشور افزایش یافته باشد چرا که پروژه های زیادی در حال احداث و راه اندازی و در مرحله بازسازی قرار دارد و حتی تعداد زیادی اتباع خارجی بخصوص از کشور پاکستان برای کار به افغانستان آمده و مشغول به کار هستند.

با این حال با توجه به بازگشت انبوه مهاجرین افغان از کشورهای دیگر ممکن است دولت برای اشتغال آنها به خصوص تحصیلکرده ها، نتواند زمینه مناسبی فراهم کند اما بهترین راه حل که می تواند در از بین بردن و یا به حداقل رساندن بیکاری کمک کند راه اندازی و تشویق بخش خصوصی است که باید سرمایه گذاری صورت بگیرد و کارخانجات کوچک و بزرگ راه اندازی شود.

در این حال برخی کارشناسان بی برنامگی دولت و موسسات بین المللی و بی کفایتی آنها در ارائه پلان های متناسب با نیروی کار موجود و براساس نیازهای افغانستان در عرصه بازسازی را عامل اصلی بیکاری در افغانستان می دانند و دکتر شیرشاه یوسف زی، هم معتقد است که بیکاری در افغانستان به یک پدیده ملی بی پدر و مادر و بی پرسان و بازخواست تبدیل شده است که با دیگر کشورها فرق دارد. وی می گوید:

" به صورت کلی در رابطه با پدیده بیکاری باید بگویم که این یک مشکل جهانی است، اما این پدیده در افغانستان با سایر کشورها و جوامع تفاوت دارد. در افغانستان مسئله بیکاری به شکل یک پدیده و بدون بازخواست است. لیکن اگر در کشورهای دیگر پدیده بیکاری وجود داشته باشد در کنار آن مؤسسات خیریه ای وجود دارد و سازمان های حقوق بشر هم در این زمینه کار می کنند و هستند مؤسسات دیگری که جبران بیکاری آنان را می کنند و بیشترین بار بیکاری و جور افرادی که کاری ندارند را دولت می کشد.

اما در افغانستان متأسفانه نه تنها برای رفع بیکاری و کمک به بیکاران جامعه کاری انجام نگرفته است بلکه در طی سه سال گذشته این مشکل افزایش یافته است و راه حل اساسی هم تاکنون برای این معضل بوجود نیامده است و به نظر من علت اساسی آن هم این است که در افغانستان متأسفانه یک دولت قوی و مقتدر و مسئولیت پذیر وجود ندارد که بتواند درد ملت را درک کند و زمینه های اشتغال و درآمد منطقی مردم را فراهم آورد و این بی کفایتی دولت است که بیشتر عامل افزایش بیکاری در جامعه شده است و بخش دیگر این قضیه بیکاری و مشکلات بیکاران بومی به سازمان ها و مؤسسات خیریه و صلیب سرخ جهانی و صلیب سرخ افغانستان که در این جهت و رفع مشکلات مردم کاری نمی کند بلکه آنها هم در افغانستان بیشتر مشغول کارها و زد و بندهای سیاسی هستند و هرکدام وابسته به کشورهای خارجی است که اهداف مشخص و برنامه های استراتژیکی دارند و کمک ها و پولی را که دریافت می کنند به جای اینکه وظایف اصلی شان یعنی رفع مشکلات مردم و ایجاد زمینه های اشتغال را فراهم آورند می پردازند به کارهای غیر از این و صرفاً به دنبال منافع و ثروتمند شدن خویش حرکت می کنند.

واقعاً وجود بیکاری و نبود زمینه های اشتغال خصوصاً برای تحصیلکرده های کشور که سالانه چندین هزار فارغ التحصیل در رشته های مختلف داریم معضل بسیار اساسی و بزرگی را برای جامعه افغانستان بوجود آورده است و افراد متخصص کشور وقتی جذب دولت و نهادهای داخلی نشدند بالاجبار روی می آورند به مؤسسات خارجی و در آنجاها استخدام می شوند وچون این مؤسسات هم اهداف خاص خود را دنبال می کنند به هیچ وجه تخصص وعلم و دانش این افراد به نفع مردم و کشورشان بکار گرفته نمی شود و می توانم بگویم که به عقیده بنده تا 75 درصد علل بیکاری در افغانستان این است که دولت وظیفه و مکلفیتی را که دارد بخوبی انجام نمی دهد."

در افغانستان این احساس وجود دارد که جریان تجارت آزاد و بی رویه، که نتیجه آن واردات صدها نوع مال التجاره مصرفی است باعث شده است تا تجار سودجو و منفعت طلب داخلی و خارجی، با وارد کردن اجناس لوکس و ساخته شده خارجی بازار کار و تولیدات داخلی را به سقوط بکشانند.

طرفداران این نظریه می گویند اگر چنانچه دولت واقعاً تصمیم دارد مشکل بیکاری را در افغانستان حل کند اول باید جریان واردات کالا و مال التجاره خارجی را به شدت کنترل و تعرفه های سنگینی را در این زمینه وضع کند و ثانیاً برای حمایت از بازار کار و تولیدات داخلی، قوانین و مقررات ویژه ای را تصویب و مورد اجراء قرار دهد که در این صورت با فعال شدن تولیدات داخلی، بازار کار در افغانستان رونق خواهد یافت و پدیده بیکاری به تدریج در این کشور ریشه کن خواهد شد.

آقای شهیدی در این مورد می گوید:

" من کاملاً با این مسئله هم عقیده هستم و این یک حرف بجا و درستی است و برای آینده افغانستان می تواند بسیار خطرناک و معضل آفرین باشد که در کشور زمینه و امکانات رشد و توسعه ضایع وجود نداشته باشد، بنا بر این می بایست وزارتخانه های دارایی و تجارت بیشتر بکوشند تا زمینه های تشویق و سرمایه گذاری را روی ضایع کشور به وجود آورند واگر بخش صنعت کشور رشد نکرد به هیچ وجه نخواهیم توانست با کشورهای دیگر رقابت کنیم نمود.

یکی از وزارتخانه ها در کابینه افغانستان، وزارت کار و امور اجتماعی است و طبیعی است که مردم انتظار داشته باشند بخشی از معضل بیکاری، براثر اقدامات و کارآفرینی های این وزارتخانه ها برطرف شود. ولی بهتر است اول ببینیم وزارت کار در کابینه افغانستان چه اهمیت و جایگاهی دارد؟

دکتر شیر شاه یوسف زی می گوید:

" در افغانستان یک وزارتخانه بزرگ بنام وزارت کار و امور اجتماعی داریم که وظیفه این وزارتخانه برنامه ریزی و کاریابی برای مردم می باشد. وقتی که به تشکیلات وزارت کار و امور اجتماعی نگاهی می اندازیم این طور تصور می شود که باید تمام افغانستان را بسازد و فرد بیکاری هم در کشور نباشد وباید این وزارتخانه از وضعیت کاری فرد فرد افغانستان مطلع باشد و برای بیکاران جامعه ایجاد اشتغال کند. خلاصه در همه زمینه ها باید فعال باشد تا مردم از لحاظ اشتغال احساس امنیت بکند و تشویشی از این که بیکار خواهند ماند و درآمدی نخواهد داشت نداشته باشند. اما متأسفانه این وزارتخانه صرفاً نام وزارت کار و امور اجتماعی را با خود دارد و هیچ فعالیت مثبتی در آن صورت نمی گیرد، و تا کنون افرادی هم که این وزارتخانه را اداره کرده اند افراد مسلکی (و متخصص) نبوده و نیستند وکاری راهم از پیش نمی برند و این وزارتخانه در کابینه دولت هم ازاهمیت چندانی برخوردار نیست و بودجه خیلی ناچیزی در سال در اختیار آن قرار داده می شود و هر طرح و برنامه ای هم اگر داشته باشد مردم با شک و تردید به آن می نگرند و در حال حاضر از سوی دولت اداره ای بنام اداره اصلاحات اداری تشکیل شده است که این اداره برای هر وزارت تشکیلات درست می کند و برنامه ها و پلان ها را می سازد و حتی افراد را معرفی می کند که این کار راهم دولت مطابق ذوق و سلیقه انجام می دهد تا افرادی را که مورد نظر دولت هستند صرف نظر از این که آیا واقعاً شایستگی دارند یاخیر بکارمی گمارد. و این نزد اداره اصلاحات اداری مهم نیست و نمی خواهد مشکلات افغانستان را از ریشه حل کند تا با اصلاح درست و واقع بینانه ای ادارات دولتی در زمینه خدمت به افراد شایسته به وجود آید و شرایطی ایجادگردد که مردم افغانستان هم بتوانند در سایر صلاحیت ها و لیاقت ها و ابتکارات افراد دلسوز و متخصص و راه اندازی پروژه های اساسی در کشور از رنج بیکاری نجات یابند و یک افغانستان شکوفا داشته باشیم.

مسلماً بحران بیکاری در افغانستان، فراتر و جدی تر از آن است که یک وزارتخانه کوچک آن هم با بودجه و اختیارات محدود، بتواند یک تنه در برابر این بحران عظیم اجتماعی مقاومت کند.

چنین معلوم می شود که برای مبارزه با بحران بیکاری در افغانستان به یک تصمیم جمعی و اراده ملی نیاز است و دولت افغانستان با استفاده از همه صلاحیت ها و امکانات خویش باید به جنگ این بحران اجتماعی برود وگرنه به عوض مشارکت در کار بازسازی و احیای مجدد افغانستان، در جستجوی کار، راه مهاجرت را در پیش خواهند گرفت."

از سوی دیگر فقدان امنیت به معنای وسیع کلمه- تولید و قاچاق مواد مخدر و بحران بیکاری سه پرابلم بزرگ اجتماعی و ملی در افغانستان می باشند ولی متأسفانه دولت آقای کرزی در طول سه و نیم سال اخیر، در هیچ یک از زمینه های یادشده و از جمله درحل پدیده بیکاری، توفیق چندانی نداشته است. اما آقای واصل مومند، معین وزارت کار و امور اجتماعی دیدگاه دیگری در این زمینه دارد. وی معتقد است:

"برخلاف آنچه که از طریق رسانه ها پخش و منتشر می شود اوضاع امنیتی افغانستان آنقدر نگران کننده و بحرانی نیست که نتوان برای مردم ایجاد کار و اشتغال کرد ودولت هم تصمیم قاطع دارد تا امنیت را درکشور تأمین کند و کارخانه ها و مؤسسات صنعتی را فعال نموده است و برای بازسازی کشور و راه اندازی پروژه های زیربنایی و اساسی برنامه های جامع دارد و همینطور بخش خصوصی را تشویق وحمایت می کند تا درکشور سرمایه گذاری نماید که از این طریق هم برای مردم بیشتر ایجاد اشتغال خواهد شد و همینطور برای جذب نیروهای متخصص و کارای کشور برنامه ریزی های مشخصی از سوی دولت مدنظر گرفته شده وقرار است حقوق و مزایایی که در شأن آنان خواهد بود برایشان در نظر گرفته شود. از طرفی هم مشکلاتی که درگذشته وجود داشت در کشور مثل پدیده خشکسالی که موج عظیمی از هموطنان ما چون صرفاً پیشه شان کشاورزی بود بیکار شدند و باغات و مزارع مردم خشکید واز جانبی مانند زمان حال هنوز روند بازسازی کشور بصورت درست و اصولی راه نیفتاده بود و معضلاتی که وجود داشت نیز باعث ناهماهنگی ها و بروز مشکلات در قسمت ایجاد کار و اشتغال مردم گردیده بود، اما به لطف الهی و بارندگی هایی که درکشور صورت گرفته و از جانبی هم دولت پروژه های وسیعی را در زمینه های مختلف روی دست دارد امیدواریم که بحران بیکاری از جامعه افغانستان برچیده شود."

باز هم سه مشکل اساسی افغانستان: ناامنی، مواد مخدر و بحران بیکاری در این کشور است و اینکه چه عواملی باعث شده است که دولت آقای کرزی نتواند دراین عرصه ها به موفقیت دست یابد؟

آقای شهیدی، معین وزارت اقتصاد افغانستان می گوید:

" برای حل پرابلم های اساسی افغانستان، به زمان بیشتری نیاز است. این کارمشکلی است که تمامی مسائل ومشکلات افغانستان به یک باره حل و فصل گردد. می دانیم که در این کشور بیش از دو دهه جنگ بوده است و تمامی زیربناهای کشور در همه عرصه ها تخریب گردیده و ازجانبی هم درحال حاضر کشور منابع آنچنانی ندارد که از آن استفاده کند و در هر زمینه مشکل وجود دارد. اگرچه که مشکل امنیتی کشور به فضل خداوند روز به روز بهتر می گردد. اگرچه که گاهاً مشکلاتی رخ می دهد مثل حوادث چند روز پیش که در قندهار یا برخی جاهای دیگر اتفاق افتاد.

و همینطور در رابطه با مبارزه با مواد مخدر هم آنطوری که شواهد نشان می دهد دولت توانسته موفقیت های خوبی داشته باشد و تولیدات مواد مخدر آنطوری که گفته می شود کاهش یافته است، اما در رابطه با حل معضل بیکاری مردم باید تلاش شود ظرفیت های کاری و تولید در داخل کشور بوجود آید و کشور را که فعلاً در وابستگی مطلق به تولیدات و کالاهای خارجی می باشد از این حالت بیرون آورد و پروژه ها و کارخانه های کوچک و بزرگ را باید راه اندازی کرد تا مشکل بیکاری حل شود و کشور به سوی ترقی و پیشرفت گام بردارد واین که کشورما صرفاً مصرف کننده و وارد کننده باشد نه تنها مشکل افغانستان را حل نخواهد کرد بلکه براین مشکلات خواهد افزود. بنابراین باید در افغانستان تولیدات افزایش یابد، صادرات کشور تشویق وحمایت شود، بخش خصوصی فعال گردد و ازجمله مهمتر بخش کشاورزی افغانستان تقویت گردد وکشور را از واردات محصولات کشاورزی و وابستگی به کشورهای دیگر بی نیاز سازد. آن وقت است که می توان به آینده کشور امیدوار شد."

اکنون با توجه به بحران ها و مشکلات موجود در افغانستان، نگاهی می اندازیم به چشم انداز آینده این کشور و این موضوع را بررسی می کنیم که هرگاه دولت افغانستان برای مقابله با پدیده بیکاری و ریشه کن ساختن آن به یک اقدام جدی دست نزند، این موضوع چه آثار و عواقبی برای آینده افغانستان در پی خواهد داشت؟

آقای شیرشاه یوسف زی میگوید:

" یگانه عواقب خطرناک آن تداوم و گسترش حضور نیروهای خارجی در افغانستان است و خود بیکاری سبب خواهد شد تا مردم از پرداختن به مسائلی چون کسب علم و دانش دست بکشند و سعی نمایند به هر طریق ممکن برایشان شغلی و درآمدی محیا سازند. مسئله دیگر این است که روز به روز اختلافات بیشتر خواهد شد و اعتماد بین مردم از بین خواهد رفت و مردم، دولت را یک دولت بی کفایت خواهند داشت و خواستار آن خواهند شد تا دولت دیگری جایگزین آن گردد که بتواند مشکلات مردم را مرفوع بسازد و اگر دولت نتواند کاری برای کاستن بیکاری انجام دهد مخالفان دولت هر روز بیشتر خواهند شد و آن وقت است که مشکلات سیاسی و امنیتی دامنگیر دولت خواهد شد. شما می دانید که خود کار افراد را داخل یک نظم می سازد و افرادی که شاغل هستند و کاری دارند هیچگاه به فکر انجام کارها و اعمالی نمی افتند که جامعه را دچار مشکل نماید، اما افرادی که کار مشخصی ندارند و از درد بیکاری عذاب می کشند بالاجبار برای تأمین هزینه و مخارج زندگی خویش و خانواده اش ممکن است دست به هر کاری بزند و به این هم اهمیت نمی دهد که آیا این کار مشروع است یا غیرمشروع که این خود گرفتاری های عدیده ای را برای کشور بوجود خواهد آورد که متأسفانه عملاً در حال حاضر در افغانستان شاهد بروز همین مشکلات از اثر بیکاری مردم هستیم و نارضایتی ها از دولت زیاد شده و آمار جرایم رو به افزایش است.

·

بيکاری      
بحران اشتغال ·
بیکاری، پرابلم بزرگ اجتماعی افغانستان ·

Login »