ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

روند بازسازی افغانستان پس از انتخابات ریاست جمهوری


28.10.2005 01:12

میزگرد سیاسی تحلیلی برون مرزی مرکز خراسان

روند بازسازی افغانستان پس از انتخابات ریاست جمهوری

(قسمت اول )

تهیه کننده: گروه سیاسی شبکه دری تاریخ: 15/4/84

شرکت کنندگان:

1. داکتر محمد امین فرهنگ وزیر اقتصاد در کابینه دولت آقای کرزی

2. داکتر رمضان بشردوست وزیر سابق پلان و منتقد برجسته سیاست های دولت آقای کرزی

3. اسحاق نگارگر تحلیلگر مسائل سیاسی افغانستان مقیم لندن فعلا در کابل



بنام خدا

و با سلام

میزگرد سیاسی را تحت عنوان بازنگری " روند بازسازی افغانستان در طول 8 ماه پس از انتخابات ریاست جمهوریدر این کشور" را تقدیم می کنیم:-

پس از امضای توافقنامه بن در سال 2001 میلادی، افغانستان با سه چالش عمده روبرو بود، سازمان ملل و جامعه جهانی در یک اتفاق آرای کم نظیر، برای حل این سه چالش اساسی، با ملت افغانستان اعلام همکاری کردند.

یکی این که در افغانستان یک دولت باثبات مرکزی و برخوردار از حمایت جامعه جهانی تشکیل شود.

مسئله دوم، تلاش برای تأمین نظم و امنیت در افغانستان و مقابله با گروههای مسلح ضد دولت و در رأس آنها گروه طالبان و شبکه القاعده است و بالاخره،

جامعه جهانی متعهد گردید که در امر بازسازی و نوسازی کشور جنگ زده افغانستان، کمکهای سخاوتمندانه ای را در اختیار دولت و سازمانهای خارجی ذیربط در افغانستان قرار دهد.

اکنون نزدیک به چهارسال از امضای این موافقتنامه می گذرد و دولت حامد کرزی ادعا می کند که در طول این مدت، عملیات بازسازی در افغانستان، گاهی باشتاب و زمانی به آهستگی و آهنگ کند، ادامه داشته است.

شاهد مثال دولت در این زمینه، ترمیم و احداث برخی از جاده های کمربندی افغانستان است. اما خارج از دستگاه هیأت حاکمه، اکثر افغانها با دید دیگری به این قضیه نگاه می کنند و معتقدند که عملیات بازسازی در افغانستان، نه تنها آنگونه که باید انجام می شد انجام نشده است بلکه به دلیل وجود یک سلسله عوامل منفی، از جمله ناکارآمدی دولت، فقدان یک برنامه و استراتژی ملی برای بازسازی و دخالت های بی حد و حصر انجوها یا سازمانهای غیردولتی خارجی (NGOs) در این قضیه، عملیات بازسازی در مجموع با شکست روبرو شده است.

اینک در این میزگرد سیاسی با حضور سه تن از میهمانان شرکت کننده، ابعاد مختلف کارنامه بازسازی افغانستان و اقدامات دولت در این زمینه را در طول 8 ماه پس ازانتخابات ریاست جمهوری افغانستان از زاویه ها و دیدگاه های مختلف مورد نقد وبررسی و بازنگری قرار می دهیم:

به عنوان مدخل و آغاز این گفتگوهای کارشناسانه، اکنون این موضوع را بررسی می کنیم که در طول بیش از 8 ماه از شروع فعالیت کابینه جدید آقای کرزی، چه کارهائی در عرصه بازسازی افغانستان صورت گرفته است؟

داکتر صاحب امین فرهنگ، وزیر اقتصاد افغانستان در این باره می گوید:

" در طی بیش از 8 ماه گذشته وزارت اقتصاد افغانستان در امر بازسازی دو سه کار بزرگ و عمده را انجام داده است که از آن جمله یکی تکمیل پروژه هایی بود که از گذشته ناتمام باقی مانده بود و کارهای دیگری مثل احداث جاده ها بوده است که به احیای مجدد شاهراه های کشور منجر شده است و همین طور طرح احداث پل روی رودخانه مرزی بین افغانستان و تاجیکستان می باشد و همین طور بازسازی جاده قندهار به هرات است که ادامه دارد. اما در قسمت تولید برق و انرژی پروژه های انتقال برق از کشورهای همسایه مخصوصاً کشورهای ازبکستان، تاجیکستان و جمهوری اسلامی ایران به افغانستان ادامه دارد و در حال حاضر با کمک کشور هندوستان کار انتقال برق از طریق ولایت بغلان به کابل جریان دارد و همچنین انتقال برق از جمهوری اسلامی ایران به هرات و زرنج است که پروژه اش تکمیل شده است.

در بخش آبیاری و پروژه هایی که در شمال افغانستان قرار است اجرا شود مثل سدسازی مطالعات اولیه وتکنیکی آن انجام شده است و در اولین فرصت کار احداث این سدها آغازخواهد شد."

داکتر رمضان بشردوست، به عنوان یک اقتصاددان و تحلیلگر مسائل بازسازی، با توجه به اظهارات آقای داکتر فرهنگ، در باره وضعیت بازسازی افغانستان، به خصوص بعد از انتخابات ریاست جمهوری و در طول این 8 ماه اخیر و توفیق جامعه جهانی در هماهنگی با دولت افغانستان در زمینه بازسازی این کشور می گوید:

بنام خداوند بزرگ و با یاد شهدای افغانستان

سلام گرم خود را به تمامی مخاطبین رادیو دری تقدیم می کنم.

" افغانستان را به صورت رسمی در کنفرانس توکیو از صحنه بازسازی خارج کرده اند و هیچ نقشی را برای دولت افغانستان در رابطه با بازسازی این کشور و اجرای پروژه های توسعه ای نداده اند و تمامی مسائل مربوط به بازسازی افغانستان به عهده سازمان ملل متحد و انجوها (NGOs) گذاشته شده است. برای من جای تأسف است که وزیر اقتصاد کشور ادعا دارد که دولت افغانستان در بازسازی شرکت می کند و مثال هایی را که آقای فرهنگ از بازسازی افغانستان زدند و مطرح کردند به نظر من اگر ایشان کمی منطق اقتصادی داشته باشند به خوبی ثابت می شود که دولت افغانستان کمترین نقشی هم در بازسازی کشور ندارد. من به طور مثال عرض می کنم در رابطه با همین احداث جاده های افغانستان که ادعا می شود باید بگویم که در ساخت جاده کابل قندهار دولت و مردم افغانستان هیچ دخالتی نداشتند و آمریکا مستقیماً هزینه بازسازی این جاده را به بخش همکاری های بین المللی خود داد و بخش همکاری های بین المللی سفارت آمریکا در افغانستان قرارداد آن را با یک شرکت آمریکائی امضاء نمود بدون آنکه سفارت آمریکا در افغانستان و یا درخود آمریکا کار احداث این جاده ها را به داوطلبی (و مناقصه) بگذارد تا بهترین قیمت و کیفیت را انتخاب کند.

پس از صرف هزینه هنگفت پس از مدت شش ماه جاده کابل قندهار شاهکار بازسازی در افغانستان دوباره نیاز به ترمیم پیدا کرده بود و پلی هم که بین افغانستان و تاجیکستان احداث و ساخته شد. نقش دولت افغانستان و مسئولین بازسازی کشور فقط ظاهرشدن در تلویزیون بود ونقش آقای کرزی صرفاً در حد یک سخنرانی 5 الی 10 دقیقه ای بود. افغانستان نمی تواند حتی از یک قطره آب رودخانه بزرگ آمو استفاده کند. اگر این 30 میلیون دلار مصرف می شد تا آب رودخانه آمو را به داخل افغانستان بیاورند تمامی استان های شمالی از انرژی برق می توانستند استفاده کنند و زمین های کشاورزی را سیراب می کرد و هزاران مردم افغانستان صاحب شغل می شدند. در حالیکه می بینیم که غرب کابل که پایتخت کشور است از نعمت برق محروم است و شهرنو کابل که به اصطلاح دهلیز (راه نو) ریاست جمهوری به حساب می آید دارای برق مداوم نمی باشد و پالیسی و سیاستی را که وزارت آب و برق افغانستان تا امروز در پیش گرفته است به نظر من یک جنایت اقتصادی علیه مردم افغانستان می باشد.

به عنوان مثال در مدت سه سال حکومت افغانستان بیش از 480 میلیون دلار برای خرید ژنراتورهای برق مصرف کرده است و آقای اسماعیل خان ژنراتورهای بزرگی از کشور ایران و سایر کشورها خریداری می کند و وارد افغانستان می نماید برای تولید صرفاً 45 کیلووات برق و دیزل (یا گازوئیلی) را که این ژنراتورها جهت تولید برق مصرف می کنند هزینه آن در یک ساعت 9 هزار و 720 دلار است و سؤال اینجا است که آیا افغانستان این توان را دارد که ژنراتورها را همیشه با این هزینه فعال نگهدارد و ژنراتورهایی که از سوی دولت به بعضی شهرها داده شده است و من رفتم و از نزدیک آنان را دیدم همه شان در حال زنگ زدن است و وقتی از مسئولین می پرسیم که چرا این ژنراتورها را فعال نمی کنید می گویند چه کسی توان آن را دارد که هزاران لیتر گازوئیل برای آن بخرد. من به همین دلیل می گویم که بدون اینکه متوجه باشیم - و یا این که متوجه هستیم - مرتکب آن می شویم یک جنایت اقتصادی بزرگی است.

درحالی که اگر از سد للندر (LALANDAR) به درستی استفاده کنیم کابل را برق می دهد و همه زمین های کشاورزی این ولایت راهم آبیاری خواهد کرد.

همچنین رودخانه ای که درکابل می گذرد و امروز خشکیده است دوباره پرآب خواهد شد اما هیچ کس گزارشی را که بنده تنظیم کرده بودم و خدمت آقای کرزی و وزرای محترم دولت تقدیم کردم به آن توجهی نکرد و بنده تقریباً درمدت 9 ماه که در وزارت برنامه ریزی بودم هفت پروژه بسیار کم مصرف برای ساختن سدها و ذخیره آب به دولت ارائه کرده بودم که هم از آب آن استفاده می شد وهم تولید انرژی برق می نمود اما متأسفانه کمترین توجهی به آن صورت نگرفت."

یکی از مشکلات در عرصه بازسازی افغانستان، مسئله پلان واستراتژی بلندمدت برای بازسازی است، باتوجه به این موضوع، روند بازسازی چطور قابل ارزیابی می باشد؟

آقای اسحاق نگارگر، در این باره می گوید:

" قبلاً گفته شده بود که اعضای کابینه هرکدام در رشته های خاص تحصیلی خود یا در وزارت های مربوطه خویش باید یک برنامه و پلان و طرح کار برای دولت ارائه نمایند واکثر وزراء هم شاید این طرح و برنامه را داده باشند. اما مشکل این است که تاکنون مردم و رسانه ها از این برنامه ها و طرحها غافل هستند واین برنامه ها در اختیارشان قرار نگرفته است تا ببینند که براساس این طرحها قرار است چه کارهایی انجام شود و یا انجام وعملی شده است یا خیر؟ و شرط اول دمکراسی هم این است که اعضای حکومت و دولت درمجموع در برابر مردم احساس مسئولیت نمایند که متأسفانه این مسئله هنوز در افغانستان ریشه نگرفته است و هنوز دولت ها خود را متعهد به این نمی دانند که مردم درجریان کارهایشان قرار گیرند و در رابطه با عملکردهای دولتمردان قضاوت نمایند.

اگرچه که می بینیم و شاهد هستیم که کارهای عمده و اساسی در امر بازسازی افغانستان حتی در خود پایتخت کشور صورت نگرفته مثلاً فرودگاه کابل را که می بینیم بعد از گذشت چهارسال از آغاز بازسازی هم به همان شکل باقی مانده است و مثال های زیادی را می توان عنوان کرد. وکارهایی هم از سوی کشورهای خارجی کمک کننده به بازسازی افغانستان انجام شده است اما مسئله این است که خود دولت افغانستان با توجه به کمک های زیادی که از منابع مختلف مساعدت کننده بدست آورده است هیچ پروژه مهمی را راه اندازی و احداث نکرده است."

به هر حال یکی از ضروریات در بازسازی افغانستان، مسئله مسکن است. باتوجه به موضوع بازگشت مهاجرین به وطن، دولت برای رفع مشکل مسکن در افغانستان چه کاری انجام داده است؟

داکتر فرهنگ در این زمینه اظهار می دارد:

" در رابطه با خانه سازی، دولت افغانستان پروژه هایی را روی دست دارد که هم اکنون در منطقه ده سبز کابل 140 هزار جریب زمین در حال استملاک است که خانه های ارزان قیمت، متوسط و گرانقیمت ساخته می شود که کارش هم اکنون جریان دارد. اما می دانید که انجام و به بهره برداری رسیدن چنین پروژه هایی زمان می خواهد و همینطور یکی از عمده مشکلاتی که امروز دامنگیر جامعه ما شده است این است که در طی سه سال بی ثباتی در افغانستان زمین های زیادی توسط مردم و یا افراد سودجو خودسرانه غصب گردیده و یا خرید و فروش شده است که می بینیم بر سریک قطعه زمین هم دولت ادعا دارد هم چندین نفر که از این موارد کم نیست و طبیعی است که باتوجه به این که هنوز اداره قضایی کشور و سایر ادارات از کارآیی چندان مناسبی برخوردار نمی باشند اصلاح وحل نمودن چنین مشکلاتی کاری نیست که بزودی و مدت کوتاه صورت گیرد."

راستی مشکل مسکن و شهرک سازی در افغانستان چگونه است؟ آیا مردم عامه و نیازمند در کابل و سایر شهرهای افغانستان می توانند صاحب مسکن در شهرکهای مورد نظر دولت شوند؟

داکتر بشردوست، می گوید:

" در باره مسئله شهرکها را که شما مطرح کردید باید بگویم که متأسفانه به یک موضوع تجارتی بزرگ در افغانستان تبدیل شده است. کسانی که در افغانستان پول دادند و یا زد وبندهای دارند و از قدرت برخوردارند زمین های دولتی را غصب می کنند یا با پرداخت پول اندک این زمین ها را صاحب می شوند و بعد اقدام به ساخت و ساز و به اصطلاح شهرک سازی می کند و بعد از این خانه ها را به کسانی که پول و سرمایه دارند به قیمت زیاد می فروشند و مردم عادی و بی بضاعت اصلاً در این پروژه ها سهمی ندارند.

به نظر من ساخت و احداث چنین شهرک هایی به مثابه خنجری است که به پشت مردم فرو می کنند و فقط کسانی که پولدارند یا واسطه و رابطه ای با مسئولین کشور دارند و از قدرت کافی برخوردارند این زمین های دولتی را در اختیار می گیرند و بعداً همانطور که توضیح دادم به قیمت های گزاف می فروشند."

باتوجه به اینکه یکی از شعار تبلیغاتی و اولویت های کاری جناب کرزی و همچنین سایر کاندیداهای ریاست جمهوری در افغانستان، ایجاد رفاه اقتصادی، رفع مشکل مسکن و اشتغال بود، چه کاری تا کنون در این عرصه صورت گرفته است؟

اسحاق نگارگر، می گوید:

" سعدی می فرماید که " دوصد گفته چو نیم کردار نیست"

بنا بر این آنچه که شعار داده می شود و ادعا می کنند یک مسئله است و آنچه که در عمل پیاده می شود چیز دیگر وتا جایی که بنده در جریان هستم و از جریان اخبار می دانم وزارت امور مهاجرین و عودت کنندگان در برخی از شهرهای افغانستان تعدادی از زمین های دولتی را برای خانواده های عودت کنندگان داده است تا سرپناهی برای خود بسازند اگرچه که ساخت خانه هم برای مهاجرین کار آسانی نخواهد بود اما به هرصورت اقدامی است که اجرا شده است و از این طریق دولت خواسته است تا حدی مشکل مردم را رفع و چاره نماید. اما هنوز هم در منطقه چمن حضوری در کابل شاهد هستیم که تعداد زیادی از مهاجرین بازگشت کننده در زیر چادرها زندگی می کنند. بنابراین می بینیم که در حال حاضر یک اقدام فوری صورت نگرفته تا مشکل بی سرپناهی مردم را رفع کند و باید دولت اقدام به روی دست گرفتن پروژه هایی می کرد که نتیجه و ثمر آن در کوتاه مدت نصیب مردم می شد. و دولت می توانست خانه هایی را احداث می کرد و بعد این خانه ها را با قیمت ارزان برای مردم واگذار می کرد یا به کرایه می داد در حدی که مردم می توانستند پولش را پرداخت کنند."

افغانستان به مدت 25 سال تخریب شده و مشکلات فراوانی دارد و امروزه یکی از پرابلم های اساسی برای دولت و جامعه افغانی مسئله اشتغال و تأمین معیشت مردم است، از سوی دیگر تاکنون تعدادی زیادی از مهاجرین بازگشته به وطن به دلیل نبود فرصتهای شغلی و یا فضای باز برای کارگران خارجی شاغل در افغانستان، در چند شهر تجمع اعتراض آمیز برپا کرده اند. در قسمت ایجاد اشتغال برای مردم، از 8 ماه بدین سو چه کاری از جانب دولت انجام شده است؟

داکتر فرهنگ، می گوید:

" از جمله چندین اولویت کاری که دولت افغانستان در نظر دارد یکی هم مسئله ایجاد اشتغال مردم است که با راه اندازی پروژه هایی مثل توسعه دهات و سایر پروژه های عام المنفعه این زمینه ها فراهم و بسته سازی خواهد شد. اما متأسفانه مشکلی که وجود دارد این است که تعداد زیادی از هموطنان ما که از کشورهای خارج برگشته اند در زمینه های مختلف دارای مهارت ها و توانمندی های کاری نمی باشند که همین عدم مهارت افراد در کارها باعث شده است تعداد زیادی از مردم بیکار بمانند. اما در رابطه با مسائل کاریابی دولت پروژه ها و سیاست هایی را روی دست دارد اما این مسئولیت بیشتر به وزارتخانه های مربوطه واگذار شده است مثل وزارت کار و امور اجتماعی و وزارت انکشاف دهات و وزارت فواید عامه که متصدی برنامه کاریابی عاجل و فوری می باشند."

باتوجه به اظهارات وزیراقتصاد افغانستان جناب آقای فرهنگ در مورد عدم مهارت افغان های مهاجر بازگشته به وطن و مسئله اشتغال در افغانستان، باید دید که مشکل در کجاست؟

داکتر بشردوست می گوید:

" آقای محمد امین فرهنگ، وزیر اقتصاد در هرماه 300 هزار افغانی حقوق می گیرد، ماشین لوکس و مدل بالا دراختیارش هست. محافظین از او حفاظت می کنند و بجای آن که روز خود را برای خدمت به مردم سپری کند در اتاق کارش و یا با بازی کردن با قناری هایش و پرندگان عجیب و غریبی که دارد سپری می کند.

و خود آقای فرهنگ هم به این اعتراف می کند که پس از گذشت سه سال تازه شروع کرده اند به طرح پلان کاریابی در افغانستان. از طرف دیگر من فکر می کنم که آقای فرهنگ صداقت لازم را در کار و مسئولیتش ندارد به خاطر این که افغانهایی که ایران را آباد کردند، افغانهایی که پاکستان را ساختند آیا این افغانها وقتی که به کشور خود برگشته یا برمی گردند توان ساختن کشور خود را ندارند؟ آیا افغانها این مهارت راهم ندارند که خیابان های شهرشان را جارو نمایند. آیا افغانها این مهارت را ندارند که به کارهای ساختمانی بپردازند در حالیکه بهترین و بیشترین کارهای ساختمانی را افغانها در کشورهای ایران و پاکستان انجام می دادند. متأسفانه افغانها در کشور خودشان مورد بی توجهی و بی مهری قرار می گیرند و در کشور خودشان با آنان همانند یک خارجه برخورد می کنند و کوچکترین شانس و فرصتی را برای آنان نمی دهند. هم اکنون بیش از 50 هزار نفر کارگر پاکستانی مشغول به کار در افغانستان داریم و من در کشور خود یک خطر بسیار جدی نابودشدن در صحنه اقتصادی را احساس می کنم. آقای حامدکرزی، رئیس جمهوری افغانستان افتخار می کند که رابطه تجارتی ما با پاکستان در مدت سه سال گذشته از 50 میلیون دلار به یک میلیارد دلار رسیده است. من از ایشان می پرسم که آیا وقتی آقای کرزی این حرف ها را می گوید می فهمد یا صرفاً برایش می نویسند و از روی خط می خواند و کسی هم اگر برایش می نویسد آن هم در مسائل اقتصادی چیزی را نمی فهمد. آقای کرزی باید بداند که ازیک میلیارد دلار معاملات تجارتی بین افغانستان و پاکستان 95 درصد آن به نفع پاکستان است و تولیدات داخلی ناچیزی که در افغانستان باقی مانده بود توسط اجناس و تولیدات پاکستانی در حال نابودی است وامروز جنایت اقتصادی از طرف جامعه بین المللی و کشورهای منطقه و دولت افغانستان علیه مردم این سرزمین صورت می گیرد و من فکر می کنم که آقای حامدکرزی، رئیس جمهور و آقای امین فرهنگ، وزیر اقتصاد بهتر است از خواب بیدار شوند وخوب است که در بین ملت بروند وخوب است که چند محصل اقتصاد را بطلبند و با آنان طرح های شان را مطرح کنند من مطمئن هستم که آنان به طرحهای اقتصادی و سیاست های اقتصادی دولت خواهند خندید.

این یک جنایت اقتصادی است که به مردم افغانستان تحمیل می کنند و من اطمینان دارم که روزی فراخواهد رسید که این مسئولین در برابر دادگاه قرار خواهند گرفت و به ملت افغانستان پاسخ پس خواهند داد."

نتیجه گیری"

نظریات و دیدگاه های آقایان: امین فرهنگ ورمضان بشردوست تقریباً در همه مواردی که مطرح گردید با همدیگر بسیار متفاوت بود.

داکتر امین فرهنگ، وزیر اقتصاد در کابینه فعلی افغانستان که امور مربوط به بازسازی را نیز برعهده دارد معتقد بود که در طول 8 ماه اخیر کارهای نسبتاً زیادی در بازسازی و ترمیم جاده های کمربندی افغانستان وهمچنین در ساحه آبیاری و تأمین انرژی برق انجام شده است، اما داکتر رمضان بشردوست براین عقیده بودکه درجریان کنفرانس توکیو دولت افغانستان عملاً از صحنه بازسازی خارج گردید وکار به انجوها (NGOs) سپرده شد.

آقای بشردوست براین باور است که دولت افغانستان در کار بازسازی نقش مؤثری ندارد. او پالیسی دولت را در قسمت تأمین انرژی برق از طریق واردکردن ژنراتور، یک جنایت اقتصادی علیه مردم می داند و در صحبت های خود گفت که نباید درکار بازسازی، به ترمیم جاده ها و ترانزیتی کردن افغانستان اولویت قائل شویم بلکه به عقیده ایشان بهترین راه آن است که بندهای آب گردان و ذخیره های بزرگ آب ساخته شود وهرگاه دولت بند للندر (LALANDAR) را به سد آب تبدیل کند شهر کابل از نعمت برق برخوردار خواهد شد.

در قسمت تهیه مسکن و فراهم کردن زمینه های کار و اشتغال برای میلیونها نفر بیکار و بی سرپناه افغانستان، آقای امین فرهنگ از استملاک 140 هزار جریب زمین در ولسوالی ده سبز کابل سخن گفت و یادآور گردید که دولت در قسمت خانه سازی پروژه های کلانی روی دست دارد، اما آقای رمضان بشردوست در مخالفت با این ادعای آقای فرهنگ گفت: مسئله شهرک سازی در افغانستان برای قدرتمندان و زمین خواران به یک وسیله تجارت تبدیل شده و نفعی برای فقرا و قشر ضعیف جامعه ندارد.

در قسمت ایجاد اشتغال برای جوانان بیکار در افغانستان، آقای فرهنگ گفت: ایجاد زمینه های کار و اشتغال یکی از 18 اولویت دولت افغانستان است اما به گفته وی مهاجرینی که از کشورهای همسایه به افغانستان بازگشته اند مهارت های خوب و در سطح بالا کسب نکرده اند و لذا در کارهای ساختمانی اکثراً از کارگران پاکستانی استفاده می شود که به گفته وی دارای مهارت های بالاتری هستند اما آقای بشردوست معتقد بود که افغان ها در کارهای ساختمانی و امور بازسازی از مهارت کافی برخوردار هستند و حضور بیش از 50 هزار کارگر پاکستانی در افغانستان به عقیده وی یک خطر جدی تلقی می شود.

در قسمت تجارت با پاکستان نیز که سقف آن تا یک میلیارد دلار در سال می رسد آقای بشردوست مدعی بود که 95 درصد از این معامله به نفع پاکستان است که تمام تولیدات داخلی افغانستان را نابود کرده است.
----------------------------------------------------------------------------

میزگرد سیاسی تحلیلی برون مرزی مرکز خراسان

روند بازسازی افغانستان پس از انتخابات ریاست جمهوری

(قسمت دوم)

تهیه کننده: گروه سیاسی شبکه دری تاریخ: 15/4/84

شرکت کنندگان:

1. دکتر محمد امین فرهنگ ( وزیر اقتصاد در کابینه دولت آقای کرزی )

2. دکتر رمضان بشردوست ( وزیر سابق پلان و یک تن از منتقدین برجسته سیاست های دولت آقای کرزی )

3. سیدمسعود ( استاد دانشگاه کابل)



بنام خدا

و با سلام

دومین قسمت از برنامه میزگرد سیاسی مربوط به روند بازسازی افغانستان پس از انتخابات ریاست جمهوری. را تقدیم می کنیم.

محورهای اصلی، مبحثها وگفتگوهای ما عبارت بود از:

- عملکرد دولت افغانستان در عرصه بازسازی و نوسازی این کشور در طول هشت ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری

- مشکل کار و اشتغال در افغانستان

- مشکل مسکن ومشکل حیاتی آب و برق در افغانستان

اینک دومین و آخرین قسمت از این میزگرد سیاسی را تقدیم حضورتان می کنیم.

از آنجایی که در بخش اول این میزگرد سیاسی مسائلی از قبیل کار و اشتغال، مشکل مسکن و کمبود انرژی آب و برق به عنوان مشکلات عمده و اساسی جامعه افغانستان مطرح گردید بنابراین این برنامه را به بررسی راه حل هایی اختصاص دایم که باتوجه به توانایی ها و ظرفیت های جامعه افغانستان برای مقابله با این مشکلات، وجوددارد و دولت چگونه می تواند مشکل بیکاری، مشکل مسکن و مشکل کمبود انرژی را در کشور به نحو مطلوب و شایسته حل کند.

همچنین بررسی فعالیت انجوها (NGOs) نیز جزو مباحث اصلی این میزگرد سیاسی می باشد.

در طول بیش از سه سال و نیم گذشته یکی از موانع و مشکلات اساسی در بازسازی و مسائل اقتصادی افغانستان حضور انجوها (NGOs) و نحوه فعالیت مشکوک آنان بوده است. باتوجه به اینکه وزارت اقتصاد افغانستان مسئولیت ثبت و بررسی فعالیت انجوها (NGOs) را درافغانستان برعهده دارد، بعد از انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان وضعیت فعالیت انجوها (NGOs) در افغانستان چگونه بوده و آیا تدابیری برای عملکرد آنان سنجیده شده است یا خیر؟

آقای محمد امین فرهنگ، وزیر اقتصاد افغانستان در این باره می گوید:

" نمی توان بطورکلی نقش انجوها (NGOs) را در افغانستان نادیده گرفت برای اینکه این مؤسسات جز, جامعه مدنی هستند و از طرف سایر کشورها تشویق می شوند در امر بازسازی و کار در افغانستان و بسیاری از کشورهای کمک کننده به افغانستان حتی دادن کمک های شان به افغانستان را مشروط نموده اند به این که این مساعدت ها از طریق همین انجوها (NGOs) در افغانستان به مصرف برسد.

اما در قانون جدید انجوها (NGOs) که در هفته قبل از سوی دولت افغانستان تصویب شد اصلاحاتی صورت گرفته است ازجمله اینکه از این به بعد انجوها (NGOs) به عنوان یک مؤسسه غیرانتفاعی و بخش خصوصی که منفعت می گیرد فعالیت خواهند کرد. در یکی از مفاد این قانون آمده است که دیگر انجوها (NGOs) درامور ساختمانی در داوطلبی ها (مناقصه ها) و پروژه ها نمی توانند سهمی داشته باشند ودولت افغانستان می خواهد تمامی این انجوها (NGOs) را که حدود دوهزار و 560 انجو (NGO) در افغانستان می باشد در رابطه با مجوز فعالیت آنان نیز تجدیدنظر صورت گیرد. تا به این ترتیب انجوها (NGOs)یی که تبدیل به بخش خصوصی شده اند را تفکیک نمائیم. تا آنان به عنوان بخش خصوصی فعالیت کنند و دولت هم مالیات های آنان را دریافت کند.

اما انجوها (NGOs)یی که به وظایف اصلی خود عمل می کنند و غیرانتفاعی هستند باید حسابدهی داشته باشند و در مقابل دولت افغانستان باید پاسخگو باشند و اگر دولت مطمئن شد که این انجوها (NGOs) به وظایفشان عمل نمی کنند مجوز فعالیت آنان را لغو خواهد کرد."

به هر حال انجوها (NGOs) در افغانستان فعالیت دارند و سؤال این است که آینده این سازمانهای غیر دولتی در افغانستان چگونه خواهد بود و با حضور پررنگ آنان چقدر می توان به بازسازی افغانستان امیدوار بود؟

آقای بشردوست می گوید:

" انجوها (NGOs) در افغانستان درحال مرتکب شدن یک جنایت اقتصادی علیه ملت افغانستان هستند و تروریسم بزرگ اقتصادی را در افغانستان براه انداخته اند و آقای فرهنگ چگونه می تواند علیه این تروریست های اقتصادی اقدام کند در حالیکه وقتی که بنده در وزارت پلان بودم حداقل آقای فرهنگ چهاربار بین وزارت پلان ویکی از انجوها (NGOs)ی آلمانی واسطه شد. وقتی که اینقدر رابطه عمیق با انجوها (NGOs) دارد چگونه می تواند علیه انجوها (NGOs) در افغانستان اقدام کند ومثال بسیار زنده اش هم همین است که در مدت 8 ماه که از تشکیل دولت جدید می گذرد وزارت اقتصاد افغانستان که آقای فرهنگ در رأس آن است هیچ انجویی را مورد ارزیابی وبررسی قرار نداده ونتیجه آن را اعلام ننموده است و هیچ انجویی هم منحل نشده است. بلکه برعکس هرکاری را که آقای فرهنگ در این مدت نموده است به نفع انجوها (NGOs) بوده است. وقتی ایشان در وزارت اقتصاد منصوب شد مسوده قانون انجوها (NGOs) را که بنده در زمان تصدی وزارت پلان تنظیم کرده بودم کنار گذاشت و با همین انجوها (NGOs) و با آمریکایی ها یک پروژه قانون انجوها (NGOs) را ساخت که در این قانون انجوها (NGOs) یک فصل مستقل درباره کنترل، نظارت، و بررسی انجوها (NGOs) وجود ندارد. درحالیکه مشکل اساسی مردم افغانستان مسئله نظارت و بررسی از فعالیت های انجوها (NGOs) است. بنابراین بنده بر این عقیده هستم که بعضی از وزرای کابینه افغانستان برخی از اعضای سفارتخانه های کشورهای مهم خارجی و اعضای سازمان ملل متحد با انجوها (NGOs) یک سیستم مافیایی را به وجود آورده اند و روز بروز همدیگر را تقویت می کنند و می توان گفت: که افغانستان امروز از نظر سیاسی و اقتصادی استقلال خود را از دست داده است و این سازمان ملل، انجوها (NGOs) و برخی سفارتخانه های خارجی هستند که درباره افغانستان تصمیم می گیرند و من از آقای کوفی عنان دبیرکل سازمان ملل متحد می خواهم که به صورت فوری نماینده خویش را از افغانستان بطلبد و بجای آن یک انسان پاک و کسی که افغانستان را بشناسد معرفی کند."

جناب سیدمسعود، یک تن از اقتصاددانان افغان نیز پیرامون همین موضوع می گوید:

" انجوها (NGOs) همانند ایام قبل از انتخابات ریاست جمهوری هم اکنون نیز به فعالیت های غارتگرانه خود ادامه می دهند و اشتباهات گذشته خود را بدون آنکه کسی آنان را مورد بازخواست قرار بدهد تکرار می کند و من می توانم دهها پروژه را نام ببرم و مثال بزنم که توسط انجوها (NGOs) ساخته شده و در مدت زمان اندکی مجدداً ویران شده است و هیچ کسی هم مورد بازخواست قرارنگرفته است.

من فکر می کنم که پس از روی کارآمدن دولت منتخب هم کماکان انجوها (NGOs) به فعالیت های گذشته خویش با همان سبک و سیاق ادامه داده اند. و نباید اینطور تصور شود که بنده همه انجوها (NGOs) را به ناکارآمدی متهم می کنم. اینطور نیست بلکه هستند انجوها (NGOs)یی که واقعاً به وظایفشان عمل می کنند و به خاطر مردم افغانستان کار می کنند، اما تعداد این انجوها (NGOs) بسیار اندک است.

اما انجوها (NGOs)یی که صرفاً به کارهای تئوریک و شعارگونه می پردازند وکارهای مثبت و قابل توجه را در امر بازسازی افغانستان انجام نمی دهند باید از صحنه بازسازی افغانستان حذف شوند که این کار خود به یک جرأت وشهامت اخلاقی نیازمند است و از طرفی هم چون اکثر این مؤسسات از حمایت های خاصی برخوردار هستند کنار گذاشتن آنها از عرصه فعالیت در افغانستان هم کار آسانی نخواهد بود و نیازمند یک اقدام شجاعانه دارد."

اکنون دولت افغانستان با توجه به روندی که انجوها (NGOs) در بازسازی افغانستان در سه سال ونیم گذشته بوجود آورده اند برای چشم انداز بازسازی چه طرحها و برنامه هایی را دارد؟

جناب محمد امین فرهنگ، وزیر اقتصاد افغانستان در این باره می گوید:

" از جمله اولویت هایی که برای آینده افغانستان در چارچوب طرح استراتژی طویل المدت توسعه افغانستان در نظر گرفته شده است مسئله زیربنای اقتصادی است که عبارت از تمامی سرمایه گذاری ها در بخش هایی می باشد که به صورت غیرمستقیم برای کشور عوایدی را بوجود خواهند آورد و چون این طرحها نیازمند زمان است و بخش خصوصی هم در چنین پروژه هایی حاضر به سرمایه گذاری نمی باشد به همین دلیل این طرحها را در برنامه ها توسعه ای دولت گنجانیده ایم. چنانچه تمامی پروژه های راه سازی، راه اندازی شبکه های برق رسانی و احداث سدهای بزرگ برای ذخیره آب هم برای تولید برق و هم برای کشاورزی در مناطق مختلف افغانستان و همین طور مسئله آموزش و پرورش و تحصیلات عالی و بهداشت و درمان و همه و همه از طرحهایی است که دولت باید آن را اجرا نماید که اکثر این پروژه ها هم مطالعات و بررسی های اولیه خود را پشت سرگذاشته و بخشی از این طرح ها کارهای اجراییش آغاز گردیده و برخی دیگر نیز بزودی آغاز خواهد شد."

در برنامه گذشته گفته شد که یکی از مواردی که در سه سال ونیم گذشته در عرصه بازسازی افغانستان چندان توجهی به آن صورت نگرفته مسئله شبکه آب و برق در افغانستان است. با توجه به طرحها و برنامه هایی که آقای فرهنگ ابراز کردند چه پیشنهادی می توان برای بازسازی و نوسازی شبکه آب و برق در افغانستان ارائه کرد؟

جناب آقای سیدمسعود می گوید:

" صحبت ها و طرحهایی را که آقای فرهنگ عنوان کرد تقریباً در مدت سه سال گذشته گفته شد و در برابر هر سؤالی پاسخ ایشان همین است که ما (وزارت اقتصاد) طرحها و برنامه هایی را دارد و انشاءالله که کاری صورت خواهد گرفت. و تاکنون سه سال گذشته است و مطمئناً سالهای زیاد دیگری هم خواهد گذشت و کاری انجام نخواهد شد و از جانب دیگر من فکر می کنم که افغانستان براساس پیش بینی دانشمندان دانشکده زمین شناسی دانشگاه کابل دوران کامل خشکسالی ها را گذرانده و تا 35 سال دیگر در افغانستان شاهد خشکسالی نخواهیم بود و باید در رابطه با ایجاد سیستم های جدید شبکه های برق و آبرسانی درکشور اقدام نمود و دریاچه ها ورودخانه هایی که در افغانستان جریان دارند از ظرفیت های بالایی برای تأمین آب و انرژی برق کشور برخوردارند به شرط آنکه بصورت علمی و اصولی کار شود و تا زمانی که شبکه برق کشور به درستی و به صورت علمی و مدرن آن ایجاد و راه اندازی نشود افغانستان به پیشرفت و بازسازی مناسب دست نخواهد یافت.

و من به وزارت آب و برق پیشنهاد می کنم که در راستای استفاده درست از منابع آبی کشور طرح ها و برنامه های قابل قبول اجرا را پی ریزی کنند و افغانستان نمی تواند از دستگاه های حرارتی برای تولید انرژی برق به دلیل گران و پرهزینه بودن سوخت این دستگاه ها استفاده کند."

کاربران عزیز! همانگونه که در برنامه گذشته نیز اشاره شد یکی از مشکلات عمده افغانستان اشتغال و عدم استفاده مطلوب از نیروی انسانی کارآمد است و سؤال این است که برای راه حل مشکل اشتغال و استفاده صحیح از نیروی انسانی در افغانستان چه باید کرد ؟

آقای بشردوست می گوید:

" این که گفته می شود که در افغانستان ظرفیت کاری وجود ندارد حرف درستی نیست. بلکه اگر کسانی که در رأس امور افغانستان هستند درست مدیریت نمایند. اما در راس امور افغانستان افراد دارای تخصص حضور ندارند که با جامعه مدرن آشنایی داشته باشند. بنا بر این کارها باید به اهلش سپرده شود و من معتقدم که در افغانستان افراد و اشخاصی را که از ظرفیت های کاری و توانمندیهای خوبی برخوردارند و بخوبی می توانند جامعه را مدیریت کنند و در بخشهای مختلف از تحصیلات و تجربه کافی هم برخوردارند و شرایط کشور را هم خوب درک می کنند، داریم اما متأسفانه از استعداد و توانایی های این افراد به صورت درست کار گرفته نمی شود و آنچه را که من می خواهم بگویم و برآن تأکید دارم این است که باید برای متخصصین افغان قدر و ارزش داده شود و از نظر مادی نیز باید آنان را تأمین کرد تا با فکر آرام تمامی نیرو و استعداد خویش را درجهت خدمت به مردم و کشورشان صرف کند و همینطور از افغان هایی که در خارج از کشور به مهارت های تجربی در بخش ها وزمینه های مختلف دست یافته اند، باید استفاده کرد در حالی که چنین نیست بلکه هزاران کارگر خارجی فرصت های شغلی را از افغان ها گرفته اند و اتباع کشور در بیکاری به سر می برند."

سخنان دکتر بشردوست را شنیدیم و اکنون این موضوع را بررسی می کنیم که با توجه به این که مسئله مسکن و ایجاد اشتغال یکی ا زضرورت های فوری در بازسازی افغانستان می باشد برای حل مشکل مسکن و اشتغال در افغانستان چه پیشنهادی را می توان ارائه کرد؟

آقای سید مسعود در این باره می گوید:

" این سؤال آنقدر دردآور است و بحث روی آن آنقدر رنج آور است که کسی که از عاطفه بسیار اندکی هم برخوردار باشد نمی تواند دراین باره بحث کند و درد هم اینجاست که وضعیت ما به سمتی پیش می رود که ما در خانه خود بیگانه شویم و تمامی کارهای خود را از دست بدهیم. سال های سال است که اکثر مردم افغانستان از بی خانگی و بی سرپناهی رنج می برند وکسانی هم که سرپناهی داشتند دراثر جنگهای طولانی تخریب گردیده است و یکی از دلایل عدم تمایل مهاجرین افغان مقیم در کشورهای خارجی به بازگشت به وطن، همین مسئله بی سرپناهی است و جایی را ندارند که در آن زندگی کنند وشب و روز خود را بگذرانند و پول و سرمایه ای هم ندارند که دوباره به آباد کردن خانه های ویران و تخریب شده خویش بپردازند و دولت هم به علت تعقیب برنامه های خصوصی سازی آهسته آهسته می رود که به دولت کوچکی تبدیل شود که صرفاً نقش برنامه ریزی و رهبری کننده داشته باشد و همه چیز را به سکتور خصوصی واگذار کند که سکتور یا بخش خصوصی هم درحالات بحرانی و نابسامان کشور به اژدهای اقتصادی تبدیل می شود و جایی که منفعتش اقتضا کند فعالیت و کارمی کند و درجایی که احساس کند نفعی نمی برد و یا سود کمتری نصیبش می شود نه سرمایه گذاری می کند نه فعالیت.

ایجاد سرپناه برای مردم در چنین حالت بحرانی صرفاً وظیفه دولت است و دولت باید قبل از این که مهاجرین وارد کشور شوند زمین هایی را در اختیار آنان قرار دهد به آنان کمک کند تابرای خود سرپناهی ایجاد کند و درهمه زمینه ها باید دولت با مردم رو راست باشد و همیشه به مردم حرف هایی را که حقیقت دارد بزند و اگر چنین نباشد هیچ طرح و برنامه ای که پایه و اساسش فریب مردم باشد به بار نخواهد نشست."

اکنون نظر می بینیم که آقای فرهنگ با توجه به اظهارات دکتر مسعود در باره اقدامات آتی دولت افغانستان برای رفع مشکل مسکن چه می گوید؟

آقای فرهنگ:

" در قسمت تهیه مسکن دو نوع طرح در دست است. که طرح اول آن است که در کابل که امروز تجمع مردم و بازگشت کنندگان به کشور در این شهر زیاد است و این شهر در گذشته 500 هزار نفر را در خود جا داده بود اما امروز نزدیک به چهارمیلیون جمعیت در آن زندگی می کند و زیربنا و خدمات شهری درکابل برای این تعداد نفوس پیش بینی نشده بود و به همین دلیل است که کابل امروز به شهری تبدیل شده است که معضلات آن تقریباً به این زودی ها لاینحل به نظر می رسد. مگر این که مناطق جدیدی را آماده کنیم تا مردم از هجوم به سوی کابل خودداری کند و مسئله دوم بازگشت مهاجرین افغان از کشورهای خارج به ویژه از دو کشور ایران و پاکستان است که می خواهند به مناطق خودشان برگردند و اگر در مناطق و موطن اصلی شان امکانات زندگی و شرایط لازم وجود نداشت بالاجبار به شهرها هجوم خواهند برد که وزارت مهاجرین هم اکنون برای حل مشکلات مردم و بازگشت کنندگان اقدام به توضیح زمین نموده است که هر کسی در زادگاه و موطن اصلی خودش برگردد و در عین زمان وزارت انکشاف دهات نیز مسئولیت دارد تا زمینه کار فوری را برای مهاجرین عودت کننده فراهم نماید که این مسئله ومشکل را با راه اندازی پروژه های کوچک و بزرگ در سراسر مناطق افغانستان روی دست دارد."

با تشکر از آقای دکتر فرهنگ اکنون از استاد مسعود می پرسیم که وی بعنوان یک اقتصاددان علت اصلی عدم بازسازی در افغانستان را در سه سال و نیم گذشته در چه می دانند که با شناخت علت بتوان به یک راه حل صحیح در امر بازسازی کشور رسید؟

آقای مسعود:

" عدم وجود یک استراتژی و پلان و برنامه ریزی درست، عدم مطمئن بودن منابع تمویلی چه داخلی و چه خارجی و بوروکراسی حاکم در سیستم اداری کشور و همچنین انحصارگری در پست ها و مقامات اساسی و کلیدی در کشور و از جانب دیگر شامل شدن تعدادی از مقامات بلندپایه دولتی در عیاشی غرب مأبانه باعث شده است که مردم افغانستان به آرمان های خویش دست نیابند. که این مسائل باعث اختلاف طبقاتی بزرگی را در جامعه شده است و طبقه متوسطی در کشور وجود ندارد یک تعداد انگشت شمار سرمایه دار با ثروت های آنچنانی وطرف دیگر اکثریت فقیر و کم درآمد که هیچ چیزی در بساط ندارند در جامعه وجود دارد.

من فکر می کنم درصورتی که قبول بکنیم که اداره فعلی کشور یک اداره فاسد و ناکارآمد است و قبول نماییم که کادر اجرایی کشور از توانمندی های خوب و مطمئنی برخوردار نمی باشد، قبول کنیم که منابع تمویلی هم از منابع داخلی نداریم و قبول بکنیم که تمامی پست ها و مقام های مهم درانحصار گروهی از افراد قرار گرفته است که اصلاً علاقمندی به کار ندارد در این صورت باید از کشورهای خارجی کمک کننده به افغانستان خواست که پروژه های مشخصی را خود در دست اجرا بگیرند و به اتمام برسانند وبعد از تکمیل آن را به دولت تحویل دهند و در این صورت است که می توان به بازسازی کشور و از بین رفتن مفاسد اداری امیدوار شد."

اکنون باید ببینیم که آقای رمضان بشردوست در پاسخ به این سؤال که چه پیشنهادی برای بازسازی افغانستان و ساختار زیربنایی این کشور دارد، چه می گوید ؟

آقای بشر دوست:

" بنده معتقدم که برای بازسازی افغانستان باید در سه بخش کار شود و اولین کاری که باید در کشور انجام شود این است که افرادی را که نقش اساسی در بازسازی افغانستان ایفا می کند و در رأس امور هستند می بایست جا به جا شوند و افراد دیگری که از توانایی و تخصص لازم و بهتری برخوردار هستند بجای آنان قرار بگیرند و این قضیه هم باید از کابینه دولت افغانستان آغاز گردد.

و اگر می خواهیم که افغانستان واقعاً بازسازی شود باید کسانی که صلاحیت کاری و علمی دارند بکار گرفته شوند و دوم این که تغییراتی در پالیسی ها و سیاست های اقتصادی افغانستان باید ایجاد شود ودرحال حاضر دو تفکر در افغانستان وجود دارد یکی این که می خواهند از افغانستان به عنوان یک کشور ترانزیتی و یک بازار مصرفی بسازند و کسانی که خواهان این طرح هستند در خیال راه ابریشم هستند. درحالیکه شرایط امروز جهان وافغانستان ومنطقه با شرایط آن روزی که از راه ابریشم صحبت می شود به کلی متفاوت است.

بنابراین این طرز تفکر که می خواهند از افغانستان صرفاً یک کشور ترانزیتی و مصرفی بسازند کاملا ًاشتباه و غلط است. و باید پالیسی جدید اقتصادی را نظر به توانمندی های کشور روی دست بگیریم چون افغانستان یک کشور زراعتی با توانمندی های خدادادی خوب است و می توان با رشد زراعت و صنعت که من نامش را (زرصنعت) می گذارم افغانستان را به سوی رشد متعادل اقتصادی و بازسازی جهت داد و برای این کار باید اقدام به احداث سدهای آب نمود تا هم از هدررفتن منابع آبی کشور جلوگیری شود و هم زمین های زراعتی کشور آبیاری گردند و هم انرژی برق در کشور تولید و کارخانه ها فعال گردند."

به پایان دومین وآخرین قسمت میزگرد سیاسی "روند بازسازی افغانستان پس از انتخابات ریاست جمهوری" رسیدیم.

در این میزگرد شرکت کنندگان دیدگاه ها و نظریات خویش را پیرامون چند مسئله مهم از جمله نقش و فعالیت انجوها (NGOs) در افغانستان وجستجوی راه حل هایی به منظور حل مشکلات بیکاری، مسکن، کمبود انرژی، آب و برق و برخی مسائل مهم دیگر مطرح کردند از جمله با فعالیت گسترده وحضور متورم انجوها (NGOs) در افغانستان مخالفت گردید و تأکید به عمل آمد که برای فعال ساختن و تسریع روند بازسازی افغانستان باید افراد و مقاماتی که در طول این مدت در رأس کارهای مربوط به بازسازی بوده اند به علت سهل انگاری و بی کفایتی باید از وظایف خویش برکنار شوند و پالیسی اقتصادی دولت نیز تغییر یابد و برای رشد و انکشاف اقتصادی و تسریع درروند بازسازی افغانستان اصلاحاتی در کابینه دولت صورت بگیرد




·

اسکان      
ايجاد شهرک پناهندگان در کابل ·
روند بازسازی افغانستان پس از انتخابات ریاست جمهوری ·

Login »