ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

نگاه جامعه شناختي به آشوب‌هاي شهري فرانسه


24.11.2005 00:11

خبرگزاری البرز

امروز: پنجشنبه سوم آذر 1384

تاریخ خبر:17 /8/1384



آشوب‌هاي شهري فرانسه در حالي وارد دومين هفته خود شده كه عناوين رسانه‌هاي جهان را اشغال كرده و مسوولان راست فرانسه را در يكي از بدترين روزهاي عمر سياسي‌شان قرار داده است.

در آغاز بر اين نكته بايد تاكيد كرد كه بررسي پديده آشوب‌هاي شهري در جوامع صنعتي و صد البته با پيشينه استعماري به سادگي امكان پذير نيست و مي‌تواند علل مختلفي را در يك تحليل همه جانبه اقتضا كند.

همچنين مقايسه آن با ساير كشورها بويژه كشورهاي درحال توسعه يا مسلمان نيز امكان پذير نيست، چرا كه اين دو از يك مقوله نيستند و ريشه‌هاي اين مساله فقط با فهم و درك پيچيدگي‌هاي جوامعي چون فرانسه و شناخت دقيق از آنها امكان پذير است.

براي كساني كه مي‌خواهند ريشه‌يابي اين مسايل را در يك يا دو عامل خلاصه كنند و زودهنگام به نتيجه مورد نظر خود برسند راه كوتاه است ولي براي كارشناساني كه با تعمق و تدبر به چنين وقايعي مي‌نگرند و با تحليل نظري در پي كشف همه‌جانبه ريشه‌هاي آن هستند كار آساني نيست.

از نظر جامعه‌شناسي كليد واژه‌هاي اين بحران را در مواردي چون حومه‌هاي شهري، جوانان، مهاجرين، تبعيض، فقر، بيكاري، عوامل خارجي، قانون شكني، بحران‌هاي بين‌المللي، استعمار و مستعمرات، خشونت، بنيادگرايي (در معناي عام كلمه)، رقابت‌هاي حزبي، پليس و... مي‌توان خلاصه كرد.

اما از اين ميان مي‌توان به گزاره‌اي معتدل پرداخت كه در بيشتر رسانه‌هاي خبري آمده هر چند حكايت از همه داستان نمي‌كند: "جوانان مهاجر حومه‌هاي شهري و فقيرنشين فرانسه در اعتراض به تبعيض و خشونت پليس دست به آشوب زدند."

از اين كليد واژه‌ها و گزاره‌هاي خبري مي‌توان به جملات زير رسيد كه مي‌تواند فضا را براي خواننده بيشتر روشن كند.

- جواناني كه دست به شورش زده‌اند اغلب از مهاجرين مسلمان هستند.

- غالب حومه‌هاي شهري فرانسه محل سكونت مهاجريني است كه اغلب از مستعمرات سابق فرانسه آمده‌اند.

- تبعيض و نابرابري از بارزترين وجوه برخي حومه‌هاي شهري مهاجرنشين در فرانسه است.

- مهاجرين مسلمان بويژه عرب تبار كشورهاي شمال آفريقا تاكنون نتوانسته‌اند جايگاه مناسبي در ساختار و هرم جمعيتي، سياسي و اقتصادي فرانسه كسب كنند.

- نظام سياسي فرانسه با وجود شعارها و تلاش‌هاي فراوان بدليل سياست‌هاي ناهمگن و متناقض هنوز نتوانسته خارجيان بويژه خارجيان مسلمان و بطور خاص مسلمانان مستعمرات سابق را در اين جمهوري جذب و هضم كند.

- نوع عمل و زيست مسلمانان عرب تبار مغربي و انزواي آنان در جامعه فرانسه از سويي و برخورد فرانسويان از سوي ديگر، دو سوي حلقه بسته‌اي را تشكيل داده كه ظاهرا راه برون رفت از آن مشكل مي‌نمايد و مسلما ايجاد آشوب راه آن نيست.

- بحران هويت يكي از عمده‌ترين بحران‌هايي است كه جامعه مهاجر كشورهاي صنعتي بويژه فرانسه با آن دست و پنجه نرم مي‌كند.

- در پي تحولات تاريخي و بين‌المللي، اسلام به عنوان يك خطر بالقوه و درازمدت براي كشورهاي غربي و لاييك چون فرانسه معرفي شده است.

- جمهوري پنجم فرانسه دچار بحران كارايي است و همراه با نظام سياسي ديگر كشورهاي اين قاره كه با ورود به اتحاديه اروپا دوران خاص سياسي را تجربه مي‌كنند نمي‌تواند پاسخگوي تحولات نظام نوين جهاني باشد.

- رقابت احزاب سياسي براي يارگيري و آرايش در برابر جبهه رقيب در داخل كشور، گاه مي‌تواند به بحران‌هايي ملي بيانجامد و نظام سياسي كشور را براي كوتاه مدت دچار تامل و وقفه و بحران كند.

- بحران‌هايي از اين دست كمتر مي‌تواند كليت نظام‌هاي سياسي غربي را بدليل پايداري، آسيب شناسي و نقد مدام، انسجام و همگني پايه‌هاي حقوقي دچار آسيب جدي كند، بنابراين هر يك از اين بحران‌ها مي‌تواند به بازانديشي، نقد و تقويت بنيان اين نوع نظام‌ها منجر شده و آنها را با يك بازسازي انديشيده دوباره به صحنه اجرايي باز گرداند.

- تجربه‌هايي از اين دست نشان مي‌دهد كه جذب در يك جامعه كار آساني نيست، اين مساله بيش از همه بخش‌هايي چون آموزش عمومي و نظام فرهنگي يك كشور را زير پرسش مي‌برد.

- اقتدار در يك كشور همواره با پوشاندن مسايل و يا آدرس غلط دادن به رسانه‌ها و افكار عمومي تامين نمي‌شود، بلكه بايد به ريشه‌يابي صحيح مسايل پرداخت و از تهديد، تنبيه و زور در سامانه يك نظام سياسي مدرن كمتر استفاده كرد.

- چنين تجربه‌هايي به نظام‌هايي سياسي مدرن و لاييك چون فرانسه مي‌آموزد كه مذهب يك واقعيت اجتماعي است و اعتقادات كه ريشه در جان افراد دارد، نمي‌تواند با تعيين رفتارهاي جديد قانوني و حتي وظايف شهروندي از حوزه خصوصي بيرون رود.

بروز چنين بحران‌هايي به كشورهاي غربي آموخته كه رفتار يك شهروند سنتي بويژه مهاجر و مسلمان مي‌تواند با مختصات مدني يك جامعه مدرن غربي تفاوت‌هايي داشته باشد كه به صرف قرار گرفتن شهروند سنتي در فضاي جديد، تعارض‌هايي ذهني او حل نخواهد شد.

مساله مشاركت سياسي كه اين روزها از مباحث داغ فرانسه است از اين پس در دستور كار جدي دولت مي‌تواند قرار گيرد، به اين معني كه يكي از راههاي كاهش انزاواي خارجيان ايجاد فضاي مشاركت سياسي براي آنان است.

مساله حق راي و احساس قدرت در تصميم‌گيري‌هاي مدني براي يك شهروند مي‌تواند احساس مسووليت را به او باز گردانده و او را از انزوا و ارتكاب رفتارهاي خشونت‌آميز و انتقام‌جويانه باز دارد.

با نگاهي به گذشته مي‌توان دريافت كه دولت فرانسه خود در پديد آمدن اين وضع بي‌تقصير نيست، موضوعي كه سياستمداران و كارشناسان فرانسوي از سال‌ها پيش خود بدان پرداخته و هشدار داده‌اند.

اين حساسيت‌ها به پديد آمدن حوزه‌اي در مطالعات جامعه‌شناختي منجر شده و از اين پديده به عنوان "گتو" و مباحت ناشي از آن ياد مي‌كنند.

"گتو" اصطلاحي است كه براي اماكن اقامتي اين نوع از مهاجران بكار گرفته مي‌شود و داراي بار منفي است. در سالهاي گذشته بسياري از جامعه شناسان به مساله "گتو" به‌عنوان مناطقي جرم‌خيز پرداخته‌اند.

اين مفهوم از اين جهت مورد نقد مخالفين واقع شده كه دولت با ساخت گتوها در واقع تلاش كرده كه طبقات مهاجر را دور هم جمع كرده و از ورود و انتشار آنها به متن جامعه فرانسوي جلوگيري كند.

اين كار با اعمال سياست‌هايي مستقيم و غيرمستقيم صورت گرفته است، به اين صورت كه فرد مهاجر با مشكلات فراواني براي زندگي روبروست، نداشتن اجازه كار، موقت بودن اجازه اقامت و محدوديت‌هاي مالي ديگري چون نداشتن حساب بانكي قوي، معتبر و پايدار از سويي وي را در ضعفي مزمن نگاه مي‌دارد و از سوي ديگر نبود شغل، نداشتن تخصص و سرمايه، استقبال نكردن

كارفرمايان فرانسوي و گران‌بودن هزينه‌هاي مسكن وي را عملا به حاشيه مي‌راند.

او كه نمي‌تواند به دليل همين محدوديت‌ها به متن جامعه فرانسه وارد شود و با بيكاري و فقر مزمن روبروست به حاشيه رانده مي‌شود.

از سوي ديگر، مناطق مهاجرنشين فرانسه يا همان "حاشيه" به دليل همين ويژگي‌ها چون با طرد جامعه فرانسوي روبروست به مناطقي ارزان بدل مي‌شود و به همين ترتيب كيفيت خدمات نيز نسبت به ساير مناطق ديگر شهري مي‌تواند در آن افت محسوسي داشته باشد.

ارزاني اين مناطق دور بسته‌اي را تكميل مي‌كند و بطور طبيعي مهاجر ناتوان را از برخورد و ورود در دنياي مدرن غربي به حاشيه رانده و وارد گتوها مي‌كند.

مهاجر در اين مناطق با افراد مشابه خود روبروست، درد مشترك، سرنوشت مشابه و آينده و برخوردهاي همسان از سوي جامعه ميزبان آنها را به هم مي‌پيوندد و اين همبستگي مي‌تواند در صورت بروز كوچكترين مساله‌اي به يك آشوب و بحران اجتماعي بدل شود.

در سال‌هاي اخير و در تب و تاب سياست‌هاي حزبي از سوي جامعه‌شناسان يا كارشناسان نسبت به اين مساله هشدارهايي داده شده و اين مساله‌جديدي نيست.

با اين همه، ديوانسالاري نظام فرانسه و رقابت‌هاي حزبي گاه نمي‌گذارد كه اينگونه آسيب‌هاي اجتماعي بسرعت درمان شده يا براي پديده مهاجرت راه حلي قاطع انديشده شود.

آشوب‌هاي روزهاي اخير در فرانسه مي‌تواند نقطه عطفي در روابط دولت با مهاجرين قلمداد شود و نتايج اين سياست‌ها الزاما به نفع اين دسته از مهاجرين نيست چرا كه دولت به عنوان سياستگذار و مجري همه ابزارهاي قانوني برخورد با اين پديده‌ها را داراست.

دولت در دراز مدت مي‌تواند با اعمال سياست‌هاي جديد، حضور، توان مالي و اقتصادي، همبستگي و هويت اين دسته از مهاجران كه از اين پس وارد فهرست شهروندان مساله‌دار مي‌شوند را تحت تاثير قرار داده و روابط آنها را دگرگون كند، ضمن آنكه وقايع روزهاي اخير نيز اين پيام را رسانده كه مسوولان فرانسه بايد مهاجران مسلمان را جدي‌تر بگيرند.

جامعه فرانسوي نيز به‌نوبه خود از سياست‌هاي پليس ملي چندان راضي نيست و از آنها چهره‌اي خشن در ذهن دارد ولي اين مساله باعث نمي‌شود كه جامعه فرانسه به ايجاد آشوب و بلوا از سوي جمعي مهاجران تن در دهد و امنيت شهرها را در معرض آسيب ببيند.

در اين ميان پشتيباني برخي مقامات و مسوولان همچون برخي شهرداران مناطق آشوب‌زده از خانواده‌هاي قربانيان نيز جالب است، آنها با انتقاد از سياست‌هاي "نيكلا ساركوزي" وزير كشور فرانسه كه به طنز در برخي نشريات "گنده پليس" خوانده مي‌شود خواستار استعفاي وي شده‌اند.

آنان گاه حتي پا را فراتر گذاشته و با انتقاد از سياست عمومي فرانسه نسبت به مسلمانان، برخورد آنها را در مقايسه با اقوام يهودي و مسيحي تبعيض‌آميز خوانده‌اند.

ادبيات بكار گرفته شده توسط وزير كشور فرانسه كه گفته مي‌شود يهودي‌تبار مهاجر است تحريك‌آميز بوده و مورد انتقاد افراد و برخي شخصيت‌ها واقع شده است، به همين دليل احزاب چپ در يك اقدام سياسي خواستار استعفاي وي شده‌اند.

مردم شهرهاي آشوب زده فرانسه نيز در واكنش به اين اظهارات گفته‌اند كه بكارگيري واژه "ولگرد و اوباش" در مورد جوانان مهاجر از سوي ساركوزي، آتش‌افروزي بوده و "مي‌توان در اين محله‌ها سكونت كرد بدون آنكه اوباش يا ولگرد بود."

از سوي ديگر اظهارات وزير كشور فرانسه در موارد مشابه نسبت به يهوديان با اين موارد يكي نبوده است، به‌عنوان مثال وي در موار متعددي از تهديد يهوديان و توهين به آنان به‌عنوان "توهين به جمهوري و توهين به ملت و كل فرانسه" ياد مي‌كند كه لازم است با مرتكبين آن بشدت برخورد شود.

نمونه اين اظهارات را مي‌توان حضور وزير كشور فرانسه در مدرسه‌اي در منطقه ‪ ۱۸‬پاريس، در ماه ژوييه گذشته دانست كه پرتاب يك بطري اسيد به يهوديان توهين تلقي شده بود.

ولي همين وزير كشور نسبت به اظهارات توهين‌آميز سه ماه پيش "فيليپ دو ويليه" سياستمدار راستگراي افراطي در سه ماه گذشته نسبت به اسلام و مسلمانان از خود واكنشي در خور نشان نداد و سبب آزردگي مسلمانان شد.

ويليه در سخنان توهين‌آميز و كم سابقه خود، اسلام را منشا تروريسم دانسته و با اعلام آغاز جنگ جهاني سوم، از دولت فرانسه خواسته بود با استقرار نيروهاي ويژه در حاشيه و شهرك‌هاي مسلمان‌نشين ، آنان را تحت كنترل گيرند.

انگليسي‌ها كه منتظر فرصت هستند تا سياست‌هاي فرانسه را به باد انتقاد بگيرند از فرصت پيش آمده در اين آشوب‌ها استفاده كرده و مقامات فرانسه را در اين مورد نكوهش كرده اند.

سياست انگليس در مورد مهاجران با فرانسه از اساس متفاوت است، آنها بر اين اعتقادند كه بايد آزادي بيشتري به اقليت‌هاي ديني و قومي داد تا به سنت‌هاي خود عمل كنند، با اين راهكار مقامات انگليس نيز با ظرافت بيشتري رفتار اقليت‌هاي قومي و مذهبي مقيم اين كشور را زير نظر مي‌گيرند.

ولي مقامات فرانسه بر اين اعتقادند كه هر مهاجر خارجي بايد در متن جامعه و جمهوري فرانسه بطور كامل هضم شود. اين مسئله كه "انتگراسيون توتال" خوانده مي‌شود تساهلي براي آزادي‌هاي قومي و مذهبي جدا از سياست‌ها و ارزش‌هاي جمهوري فرانسه قايل نيست.

در اين مورد كتاب‌ها و رساله‌هاي متعددي نوشته شده تا ثابت كنند بدلايل تاريخي و راهبردي فرانسه تحمل قوم گرايي يا "كومونتاريسم" را ندارد و دليلي هم ندارد تا به سبب اين تفاوتها در اين زمينه و در مورد مهاجران سياست واحدي با انگليس پيشه كند.

همين مساله سبب شده در روزهاي اخير رسانه‌هاي انگليسي سياست انتگراسيون توتال فرانسه را به باد ريشخند و انتقاد بگيرند و از آن به عنوان سياست بي‌پاسخ ياد كنند.

جوانان معترضي كه در روزهاي اخير با رسانه‌هاي فرانسه مصاحبه كرده‌اند نيز در گفت وگوهاي خود بر اين صداي متفاوت تاكيد كرده اند.

آنان ضمن محكوم كردن آشوب‌هاي خياباني و آتش زدن اموال عمومي و خودروها با تذكر به مقامات فرانسه و دعوت به توجه به اين صداي متفاوت، خواسته‌اند تا اين بي‌عدالتي‌ها پايان يابد.

با اين همه به اعتقاد بسياري از صاحب نظران هيچ چيز به اندازه نطق ساركوزي نمي‌توانست آتش خشم جوانان را شعله‌ور كند.

برخورد با ساركوزي در اين ماجرا كه مي‌تواند با عقب نشيني زيركانه وي همراه باشد، به شائبه‌هاي سياسي نيز آميخته شده است.

هر چند نخست وزير فرانسه تلاش مي‌كند همبستگي دولت را در برخورد با اين آشوب‌ها نشان دهد و از اقتدار دولت در برخورد با آشوبگران دفاع كند اما هم جناح راست طرفدار شيراك خواستار خروج ساركوزي از صحنه رقابت‌هاي رياست جمهوري سال ‪ ۲۰۰۷‬فرانسه است و هم جناح مخالف دولت يعني سوسياليست‌ها بي‌ميل نيستند از اين رهگذر بتوانند ساركوزي را وادار به عقب نشيني كنند و از اين شكست وي در مهار يك بحران اجتماعي، پلكاني براي ترقي و شانس رقباي او درست كنند.

با اين وجود ساركوزي سياستمدار زيرك و جسوري است كه تاكنون با ارايه راهكارهايي در زمينه‌هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي توانسته جايگاهي قابل توجه در افكار عمومي براي خود بيابد.

در ميان اقدامات وي حتي مي‌توان مواردي را سراغ گرفت كه بدليل جانبداري از مهاجران، دست حزب رقيب و مخالف يعني سوسياليست‌ها را كه از ديرباز به دفاع از خارجيان شهره‌اند، بسته است.

وي اين روزها درگير تصويب حق راي براي خارجيان مقيم فرانسه است، طرحي كه براي بسياري از فرانسويان يك اقدام جسورانه سياسي بشمار مي‌رود ولي در واقع راهكاري براي ايجاد زمينه مشاركت سياسي براي خارجيان تلقي مي‌شود.

گذشته از اينكه ساركوزي اين اقدامات را براي ايجاد محبوبيت و زمينه‌سازي براي انتخابات رياست جمهوري آينده بكار بسته باشد يا براي اصلاح امور انجام داده باشد، از اين نكته نمي‌توان غفلت كرد كه اظهارات وي در چند روز اخير نسبت به آشوبگران انبار باروتي را شعله‌ور ساخته است.

اينك يك واكنش مناسب در برخورد با اين آشوب‌ها و پس گرفتن اظهارات توهين‌آميز نسبت به كليت ساكنان شهرك‌هاي مهاجرنشين و بكار گرفتن لحني دلجويانه و آشتي‌طلبانه با مسلمانان اين كشور مي‌تواند او را از اين مخمصه نجات دهد، هر چند كه چهره وي آسيب ديده است.

منبع: ايرنا

·

مهاجرين      
كارگران افغاني ، مهاجرت ودهها ميليون دلار سود براي ايران ·
مهاجر یا پناهنده یک مبحث حقوقی ·
بريتانيا مهاجران غيرقانونی را اخراج می کند ·
تصويب مقررات سختگيرانه برای مهاجران فرانسه ·
عودت کنندگان افغان دوباره مهاجرگرديدند ·
اتحاديه اروپا ميخواهد ضوابط مهاجرتی برای پناهجويان را استاندارد و يکسان کند ·
كميسر عالي ملل متحد : بار زيادي در خصوص پناهندگان روي دوش ايران است ·
نگاه جامعه شناختي به آشوب‌هاي شهري فرانسه ·
رئیس جمهور حامد کرزی با کمیشنر عالی سازمان ملل متحد ملاقات نمود ·
رئيس مهاجرين ملل متحد وارد كابل شد ·
عودت داوطلبانه مهاجرین افغانی از آلمان ·
وضعيت فاميل هاى اخراج شده از ايران در ولايت فراه وخيم خوانده شد ·
به بهانه ای اخراج افغانها از ایران ·
تظاهرات مهاجرین افغانستان در هالند ·
بازداشت افغان هاى مهاجر در پاکستان ·

Login »