ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

به بهانه ای اخراج افغانها از ایران


18.09.2005 22:24

به بدشمن سازى دروغين از ,ديگرى, انتزاعى
به بهانه ى اخراج افغان ها
فواد شمس

shams_foad13@yahoo.com

http://naslefarda.blogfa.com

١-((من)) فردى و((ماى)) اجتماعى در مقابل)) ديگرى(( شکل مى گيرد. بر اساس اختلاف ها و تضاد منافع! در جامعه انسانى شکاف ها و تضاد ها در مقابل با)) ديگرى(( ،خودى و ما را شکل مى دهند و مشترکات ما و خودى در دل اين تضاد ها قرار دارد. اين تضاد ها و اختلافات در يک بستر واقعى و عينى براساس منافع مادى و ملموس و در بستر اجتماعى که هر فرد و گروهى جايگاهى واقعى در مناسبات اجتماعى _ توليدى و خاستگاه خاص طبقاتى دارد، شکل مى گيرد. در اينجا است که تضاد منافع بين گروه ها و طبقات گوناگون اجتماع ايجاد مى شود و ((ديگرى)) شکل مى گيرد . آرى باز هم تاکيد مى کنم در بسترى واقعى و عينى نه خيالى و انتزاعى!

در نتيجه يک اقليت مسلط به وجود مى آيد در مقابل ديگرى که زير سلطه دارد. اين اقليت مسلط براى حفظ مناسبات موجود که هم تامين کنده ى منافعش است و هم دليل اصلى سلطه اش به هر شيوه اى متوسل مى شود و يکى از اين اعمال ساختن ((ديگرى)) کاذب و دشمن سازى از آن است که هم تضاد هاى واقعى را پنهان سازد و هم اختلاف بين(( ديگرى)) مقابل خود را تشديد کند.

مارکس در ايدئولوژى آلمانى مى گويد: ((انديشه هاى طبقه ى حاکم در هر عصر انديشه هاى حاکم اند، يعنى طبقه اى که نيروى مادى حاکم جامعه به شمار مى آيد در عين حال نيروى فکرى حاکم نيز هست. طبقه اى که وسايل توليد مادى را در اختيار دارد، در عين حال بر وسايل توليد فکرى نيز مسلط است، به گونه اى که بدين سان، به طور کلي، انديشه هاى حاکم چيزى جز بيان انديشگانى {Ideal} ارتباط مادى مسلط ، که همچون انديشه ها دريافته مى شود نيستند.))

٢‐طبقات مسلط با دستگاه هاى تبليغى و فکر سازى خويش سعى در حفظ شرايط موجود دارند. سعى مى کند هميشه از حاشيه اى ترين و ضعيف ترين افراد موجود در جامعه دشمن کاذبى براى کليت انتزاعى جامعه بسازد. اين ديگرى را براى فرافکنى مشکلات به همه القا مى کند. براى سرپوش نهادن بر تضاد هاى عينى و واقعى تضاد هاى انتزاعى و دروغين توليد مى کند. اين(( ديگرى)) مى شود عامل تمامى مشکلات جامعه و حل شدن مشکلات موکول مى شود به حذف(( ديگرى)) از جامعه!

بر همين مبنا است که ناگهان هويت ها ى انتزاعى به وسيله دستگا هاى تبليغى خلق ميشوند . ديگرى از آسمان بر زمين مى افتد و تمام مشکلات جامعه بر گرده ى او گذارده مى شود.

ناگهان(( افغان)) ها که تا ديروز برادران دينى ما بودند, مجاهدان ضد کفار و استکبار! مى شوند عامل وبا ، بى کاري، جنايت، تجاوز، قتل، دزدى و فقر و هزاران درد ديگر! براى اينکه بايد بر دلايل اصلى اين امور سرپوش نهاد. براى اينکه کسى نبايد(( ديگرى)) واقعى که مسئول اين وضع نا مطلوب است را بشناسد. دستگا هاى فکر سازى به کمک قدرت مسلط مى آيند، چون دشمن پيدا شده بايد حذفش کرد. بايد اخراجش کرد، تا همه مان خوشبخت شويم. روزنامه ها پر از جنايات افغان ها مى شود. تمام قتل ها و تجاوز ها گردن آنان است . ناموس ما(( عجب ترکيبى! زنان جز کالايى براى مردان چيز ديگرى نيستند؟!؟!)) در خطر است. جوانان ما بيکارند(( چقدر کار کردن در اين مناسبات شيرين است که جوانان از آن محروم شده اند!؟!؟!؟)) وبا بى داد مى کند(( با وجود بيمارستان ها مجهز و خدمات پزشکى رايگان؟!؟؟!)) و مسئول تما اين بدبختى ((افغان)) يعنى همان ديگرى دشمن است.

دشمن نا کارآمدى نيست. دشمن ((ديگرى نا کارآمد)) نيست. دشمن ((افغان ديگرى)) است. که بايد هر چه سريع تر حذف شود. بايد اخراج شود. ما ((کدام ما؟)) بيش از اين طاقت نداريم. که اين جرثمههاى فساد و بدبختى را تحمل کنيم اين افغان هاى دشمن اين ديگرى بدبخت کنندمان را! اين است تمالم شعار کسانى که خود مسئول اين بدبختيند.

۳‐اما اين تمام قضيه نيست. چون هنوز به نيروى کار ارزان و يا بهتر بگويم مفت و مجانى اين خيل عظيم نفرين شدگان تاريخ نياز مندند. جور ديگرى بايد داستان را حل کرد. به ((ديگرى)) دشمن لطفى و التفاتى مى شود. از هر خانواده يک نفر حق دارد براى کار کردن((بيگاري؟)) بماند.مشکل را به خيال واهى خود حل کردند. اين ((ديگرى)) بدون داشتن اندک حقى بدون آن که بچه هايش بتوانند درس بخوانند. بدون حق بيمه. بدون حق ازدواج آزاد .بدون حق بازنشستگى و بدون هيچ حقى تنها کار مى کند و براى ((خودى)) ها ارزش افزوده توليد مى کند. در يک کلام او را از انسانيت تهى مى کنند و تبديل به ابزار مى کنند. به کالايى مفت و مجانى چون(( ديگرى)) است. چون در سرزمين ((ديگر))ى در خاک((ديگر))ى متولد شده چون مهر افغانى بر پيشانيش داغ شده است.

٤‐اما باز هم داستان ادامه دارد.اين ((افغان)) دشمن اين ((ديگرى)) خبيث همچون شمشير دموکلس بر بالاى سر نيرو هاى کار و مزدبگيران نگاه داشته مى شود. حکم لشکر زخيره بيکاران و يا بهتر بگويم بردگان مدرن را بازى مى کند. اگر به ظاهر مزد بيگيران خودى ها رويشان را زياد کنند و خواست هايشان را مطرح کنند. سريعا اين ((ديگرى)) جايگزينشان مى شود. پس براى نيرو ى کار هم اين ديگرى را همچون دشمن معرفى مى کنند. تا مزدبگيران جامعه ((ديگرى)) واقعى که در مقابل شان ايستاده است رانبينند. تا عامل اصلى بدبختى شان را مشاهده نکنند. تا ناعادلانمه بودن اين وضع را درک نکنند. درگير رقابتى کاذب با(( ديگرى)) انتزاعى شوند. اين ((افغان)) است که دشمن ماست نه سرمايه ى ((خودي؟!)).

اين است شعارى که به ما القا کرده اند.

به اين ((ديگرى)) دشمن و ((افغان)) خبيث نيازاست. هم براى انداختن اختلاف دروغين بين ((ديگرى)) مزد بگير و هم حفظ وحدتى انتزاعى بين خود با آن ديگرى !

٥‐در آخر ، افغان ها نيز انسانند. آنان هم از حقوق انسانى برابر با ديگران بر خوردارند. اين شرايط زندگى شان بوده که آنان را به اينجا کشانده است. اگر دزدى و جنايت در آنان بيشتر است(( که به نظر اينگونه هم نيست))، دليلش شرايط زندگى شان بوده است. بايد آن را تغيير داد. بايد شرابط زندگى شان را تغيير داد بايد به کودکانشان درس داد تا آنان خود آينده اى متفاوت با پدرانشان را بسازند. بايد بسترى مناسب براى رشد آنان در همينجا، در آنجايى که زندگى مى کنند، نه لزوما متولد شده اند ساخت. وراى بحث هاى انسانى و حقوق بشرى و اخلاقى بر مبناى يک تحليل واقعى در بستر زندگى مادى و اجتماعى مشکل در جاى ((ديگر))ى است نه در افغانى!

٦‐((خود)) واقعى و ((ديگرى)) واقعى نه بر مبناى سرزمين و خاک و جايى که در آن انسان متولد مى شود و نه بر مبناى مفاهيم انتزاعى همچون مليت و قوميت و نژاد و رنگ و مذهب بلکه بر مبناى واقعيت زيستى و جايگاه اجتماعى و طبقاتى و نوع فعاليت و خاستگاه توليدی _ اقتصادى انسان ها شکل مى گيرد.

دشمن سازى از ((افغان)) ، دشمن سازى دروغينى است از يک ((ديگرى)) کاذب و انتزاعى براى گمراه کردن و سرپوش نهادن بر وضعيت نا مطلوب موجود که مسئولش آن ((ديگر))ى واقعى است.

26 شهریور 1384 22:28

·

مهاجرين      
كارگران افغاني ، مهاجرت ودهها ميليون دلار سود براي ايران ·
مهاجر یا پناهنده یک مبحث حقوقی ·
بريتانيا مهاجران غيرقانونی را اخراج می کند ·
تصويب مقررات سختگيرانه برای مهاجران فرانسه ·
عودت کنندگان افغان دوباره مهاجرگرديدند ·
اتحاديه اروپا ميخواهد ضوابط مهاجرتی برای پناهجويان را استاندارد و يکسان کند ·
كميسر عالي ملل متحد : بار زيادي در خصوص پناهندگان روي دوش ايران است ·
نگاه جامعه شناختي به آشوب‌هاي شهري فرانسه ·
رئیس جمهور حامد کرزی با کمیشنر عالی سازمان ملل متحد ملاقات نمود ·
رئيس مهاجرين ملل متحد وارد كابل شد ·
عودت داوطلبانه مهاجرین افغانی از آلمان ·
وضعيت فاميل هاى اخراج شده از ايران در ولايت فراه وخيم خوانده شد ·
به بهانه ای اخراج افغانها از ایران ·
تظاهرات مهاجرین افغانستان در هالند ·
بازداشت افغان هاى مهاجر در پاکستان ·

Login »