ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

کابل و آلودگی های محیطی


15.09.2005 01:16

كابل و آلودگي هاي محيطي
محمد عزيزي
بخشي از آلودگي هاي زيست محيطي را دركابل امروز، زباله هاي شهري و دود و غبارهاي ناشي از وسايط كهنه وتاريخ تيرشدهء فراوان در خط نقل و انتقالات سطح شهر به اضافهء خاكي بودن اكثر جاده ها، تشكيل مي دهند كه متاسفانه در ادامه و ايجاد اين آلايش ها مراجع و منابع مختلفي نقش دارند و درصورت هماهنگي و همكاري هم مي توانند دركاهش آن نيز مؤثر باشند!
شكي نيست كه مردم، درتوليد زباله ها وآلودگي سطح شهر وكوچه ومحله، به شدت مقصراند؛ زيرا همانگونه كه بارها تكرار كرده ايم، مردم هنوز داراي فرهنگ شهرنشيني نيستند و براي شان اصلا مهم وتفهيم نيست كه شهر ومحلهء شان حكم خانهء شانرا دارند و زيبايي و نظافت شان افتخار وآلودگي وآشفتگي شان، به شدت مايهء ننگ و عار است؛ متاسفانه، فعلا مردم نه خودشان از انداختن زباله ها درسطح شهر، مي شرمند واز آن خودداري مي كنند ونه در برابر كساني كه زباله هارا در روي كوچه و سرك مي ريزند ومي گذرند، عكس العملي نشان ميدهند تا زبالهء شانرا ازحريم خود برداشته در دامن شان بريزند و به زباله داني بفرستند وياد بدهند كه در شهر، چگونه بايد زندگي كنند و چه مكلفيت هايي دارند!
زن و مرد، كودك و بزرگ، پير و جوان، شهري و دهاتي، همه و همه بي تفاوت از برابر هرتخلف وتكلفي ، چشم بسته مي گذرند وتير مي گيرشوند و مي گويند كه وظيفهء مانيست! بدبختانه كه بسياري از دكانداران در داخل دكان شان، هنوز سطل اشغال ندارند و صبح تا شام، هرچه دارند، داخل جويچه پيش دكان شان سرازير مي كنند و در دل شان هم خطور نمي كند كه جويچه براي عبور آب باران است نه زباله دان جناب ايشان!
با اين حساب، تاكنون شاروالي شهر، هرچه پيشاپيش پاك كرده مردم از پشت سر آلوده و اشغال نموده و نتيجهء نظافت و زحمتش راضرب صفر ساخته اند؛ از همه بدتر آيسكريمي ها و آبميوه يي ها درجاي جايي ازشهراند كه هيچوقت پيش مغازهء شان، خشك نيست و پياده روها را مي آلايند و مي فرسايند. ضمن اينكه آب هاي هميشه جاري شان در داخل جويچه ها جمع شده به لجن راكد و متعفن تبديل مي شوند و مزرعه يي از مكروب ومرض مي آفرينند؛ اين، درست كه آنها جواز كار دارند وحق كاسبي. اما هيچگاه حق آلوده سازي محيط و لجن آفريني در پياده روها را هم ندارند؛ واگر چنانچه خود شان نمي دانند و مردم آزاري براي شان مهم نيست، چه مشكل دارد كه شاروالي، گريبان شانرا بگيرد و قانونا وادارد كه از داخل مغازهء شان، لوله يي را از زير سنگفرش ها به جويچه ها وصل كنند و پياده روهارا پيش پاي خلق كثيف نفرمايند!
به اين ترتيب، هرصنف وطبقه يي به نوبهء خود مشكلي راخلق مي كنند و متاسفانه كسي براي بيرون رفت از اين وضعيت، مشمئز كننده فعلي، فكري هم نمي كند و از رسانه ها گرفته تا مقامات، كسر شأن مي دانند كه به اين امورات بپردازند و انتقاد و پيشنهادي ارائه نمايند؛ در نتيجه \"قطره قطره جمع گردد وانگهي دريا شود\"، شهر، در دنيايي از مشكلات غرق شده و شاروالي هم خيلي آسان مي گويد كه امكانات ما كم است و بودجه نداريم! درحاليكه نظافت و نظم شهر، نصف آن توسط خودشهروند تامين مي گردد و شاروالي، نقش نظارتي و پلانگذاري را دارد و بيشتر به تخلفات رسيدگي ميكند؛ شاروالي طرح مي دهد ومردم خود به خود درچارچوب يك نظم پيگير وگذشت ناپذير، كم كم ملزم به رعايت اصول داده شده ازسوي شاروالي مي شوند و رفته رفته به فرهنگ شهرنشيني مي رسند!
وانگهي، قبول كه بودجه و امكانات، كم است اما همين امكانات كم نيز مسلكي وتخصصي بكار انداخته نمي شود؛ بعنوان مثال؛ عملهء تنظيف، زباله هارا از مزدحم ترين نقاط شهر مثل فروشگاه، ساعت هشت صبح در بيروبارترين لحظهء روز ازجويچه ها بيرون آورده و باكراچي هاي دستي از لابلاي جمعيت متراكم نقل و انتقال مي دهند و به موتر، بار مي زنند و در آن لحظهء صبح، به جاي عطر و نشاط و انبساط، هزاران شهروند عابر و دكاندار و دستفروش را زير گرد وگند و بوي و مرداري، گم مي كنند و ميليونها مگس حريص و مزاحم، از روي تودهء آلوده وگنديدهء زباله بر مي خيزند و سرگردان به روي كراچي هاي ميوه و مواد خوراكي و سبزي و سر و روي مسافرين و عابرين هجوم مي آورند و قريب دو ساعتي كه عملهء تنظيف طول مي كشد، مصيبت و فاجعهء مسلم خلق مي شود! چه مشكلي دارد كه همان عمله تنظيف، مثل ديگر كشورها، اين مصيبت و مزاحمت را، در اولين ساعات صبح تا طلوع آفتاب، از روي شهر و پيش پاي شهروند بردارند و قبل ازعبور و مرور مردم، درخلوت وآرامي، كارشانرا صحيح به انجام برسانند؟
اينكه شاروالي، حد اقل طي يكي دوسال اخير، بيشترين تلاش را براي پاكي و نظم و نظافت شهر نموده و با عملهء اندك و امكانات محدود خويش، شهر چهارميليوني كابل امروز را عرقريز، كوچه به كوچه، جويچه به جويچه و محله به محله لايروبي و پاكسازي نموده و نسبت به يكسال پيش ميزان آلودگي در سطح شهر و تراكم زباله ها در سرك ها و جويچه ها به ميزان بسيار قابل ملاحظه يي كاهش يافته است، جاي هيچ شك وترديدي نيست و همچنين تلاش و زحمات خستگي ناپذير شاروالي شهر و عملهء تنظيف طي يكي دوسال اخير در پاكسازي ده ها متر مكعب زباله وخشت و خاك ده ساله، از نقطه نقطهء شهر، بسيار قابل قدر وارج و ستايش است كه به هيچوجه نميتوان ناديده گرفت و ناگفته از آن رد شد كه:\" من لم يشكرالمخلوق لم يشكر الخالق!\" اما متاسفانه، اين را هم بايد قبول كرد كه شاروالي شهر، تا هنوز روي نقش دهي خود مردم در مراعات نظم و حفظ نظافت شهر، كاري نكرده و به شدت ناموفق بوده است كه بايد در آينده دقيقا در پلان داشته باشد و مردم را از بي تفاوتي و مسئوليت گريزي در اين زمينه، بيرون بياورد و در پاكي و زيباگري شهر، با شاروالي فعالانه سهيم بسازد!

·

محيط زيست      
ابتكار برنده ويژه جايزهقهرمان زمينسال2006 ·
تا پانزده سال آينده سرک هاى کشور با نهال ها تزئين خواهند شد ·
نهالهای خزانی اماده غرس درهرات ·
کابل و آلودگی های محیطی ·

Login »