ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

از تحريک اسلامي طالبان تا خدام الفرقان


18.09.2005 13:52

از تحريک اسلامي طالبان تا خدام الفرقان
قاسم قاموس
پروژه طالب سازي هر چند شکل خزنده اي داشته است و حداقل 25 سال گذشته را در بر مي گيرد، اما با برچيده شدن زمامداري دست نشانده هاي کرملين از کابل و روي کار آمدن دولت اسلامگراي سنتي متمايل به پاکستان و ايران و آغاز جنگهاي قدرت ميان احزاب درون ساختار قدرت و خارج از آن يکي از پيامدهاي آن خارج شدن حزب اسلامي حکمتيار از ساختار قدرت سياسي کشور بود تئوريسين هاي سياسي و نظامي آمريکا با کمک ژنرال هاي پنجابي پاکستان گزينه يي براي گلبدين حکمتيار و بديلي براي دولت اسلامي مجاهدين را روي دست گرفتند. پاکستان با داشتن حدود 2240 کيلومتر مرز مشترک با افغانستان و حضور حدود 3 مليون نفر مهاجر افغاني در پاکستان بيشتر از هر زمان ديگري زمينه را براي دخالت و نفوذ در افغانستان مساعد يافت. از اين رو براي شعله ور نگهداشتن آتش جنگ در سالهاي بعدي و دامن زدن به اختلاف هاي قومي را ميان مهاجرين افغان در پاکستان جوانان زيادي را جذب مدارس ديني نموده به شستشوي مغزي آنها پرداخته و دين را با قرائت غلط به آنها آموزش داد و همين جوانان و نوجوانان بودند که بعد از چند سال شتسشوي مغزي هسته اصلي طالبان را تشکيل داده و با تعبير غلط و وارونه از دين وارد صحنه سياسي و نظامي افغانستان شدند تا منبع مطئمني باشند براي سوخت جنگ در افغانستان و ابزاري براي تحقق سياست هاي منطقه يي آمريکا، اما پاکستان اهداف زيادي را از ايجاد طالبان در سر داشته است. فرو نشاندن عقده حقارت تاريخي در مقابل افغانستان، دستيابي به مرزهاي کشورهاي آسياي ميانه، روياي الحاق افغانستان به پاکستان تئوري که جنرال هاي پاکستان از جمله ضياء الحق دنبال مي گردد، پايان دادن به اختلافات مرزي خط ديورند به نفع خويش، مسخ هويت تاريخي، فرهنگي و هنري افغانستان، گسترش و ادامه جنگ با نام مقدس دين و مذهب در سراسر افغانستان، نشان دادن مردم افغانستان به عنوان مردان جنگ و فاقد سياست در اذهان عمومي جهان و ... بوده است.
گذشته از اينها، پاکستان با ايجاد طالبان از نوع اسلام پاکستاني، سياست خارجي اش را در کوتاه مدت و بلند مدت در افغانستان طرح ريزي نموده و تا آنجا که توانسته از وضعيت ناآرام افغانستان امتياز سياسي و اقتصادي گرفته است. طالبان پاليسي غلط پاکستان در قبال افغانستان بوده است که با استفاده ازدين، دنياي خشن و قتل و ترور و انتحار را در مغز جوانان و نوجوانان روستايي افغان که اکثراً از نعمت سواد برخوردار نبودند فرو نموده و بهشتي، برايشان ساخته بود که تنها با کشتن پيروان اديان ومذاهب ديگر و يا با کشته شدن در اين راه و به بهشت موعودشان خواهد رسيد.
جوانان و نوجواناني که با فرار از رفتن به سربازي وترس از جذب در سازمان جوانان انقلاب و فرستادن به شوروي و شستشوي مغزي به پاکستان رو آورده بودند که خواسته يا ناخواسته به دام مثلث استخبارات و اردو و ملاهاي پاکستاني افتادند تا در پروژه طالب سازي از وجود آنها استفاده نمايند. پروژه طالب سازي از طرحهاي مشترک آمريکا و پاکستان بود که با هزينه مالي آمريکا به اجرا گذاشته شد و در نيمه دوم دهه 1370 خورشيدي زمان بهره برداري آنها رسيد و آنها را وارد عرصه نظامي و سياسي افغانستان نمودند. از آن زمان تاکنون که طالبان مراحل آغاز، اوج و فرود خود را طي کرده اند پاکستان به مثابه دايه مهربانتر ا زمادر از اين گروه حمايت نموده و نگذاشته است در هر شرايطي به آنها سخت بگذرد. اما آمريکا با کمک هاي اقتصادي، سياسي و نظامي از طالبان از شکل گيري در مدارس ديني گرفته تا زمينه هموار نمودن استيلاي آنها بر اکثر شهرها و ولايات افغانستان، نقش مادرانه داشته است. از آنجاييکه يکي از اهداف پروژه طالب سازي در پاکستان، ناامن نگهداشتن افغانستان و ايجاد دردسر براي آِينده در اين کشور بوده است. پاکستاني ها با تعقيب پاليسي مذکور سعي خواهند کرد. هميشه براي تحت فشار قرار دادن دولت هاي افغانستان در حال و آينده ابزاري در دست داشته باشند. بعد از اينکه مردم افغانستان و دنياي متمدن در برابر اعمال قرون وسطايي طالبان ايستادند، نتوانستند بيشتر از پنج سال در حفظ قدرت دوام بياورند و حکومت پوشالي شان فرو پاشيد. پاکستاني ها با دستپاچگي به فکر چاره افتاده و عده يي از طالبان شکست خورده و فراري ها را دور هم جمع کرده و نام خدام الفرقان بر آنها نهاده اند، به اين ترتيب تحريک اسلامي طالبان جايش را به خدام الفرقان داد. پاکستاني ها در کل و آمريکايي ها به طور خاص با شناختي که از جامعه افغانستان و با جامعه شناسي که از مردم افغانستان داشتند به راحتي توانستند حداقل پنج سال با استفاده از نام امارت اسلامي طالبان براي مردم افغانستان البته با زور تفنگ و قمچين حکومت نمايند. حال بعيد نيست طالبان با استفاده از نام خدام الفرقان بار ديگر بر مردم حکومت نمايند. زيرا نماينده هايي که از سوي طالبان به کابل آمده بودند و خواهند آورد تا با دولت افغانستان و سفارت آمريکا در کابل به مذاکره هاي زنجيروار ادامه بدهند چهره ديگري از طالبان با نام خدام الفرقان يا خادمان قرآن هستند که از آن جمله ملا متوکل وزير خارجه وقت طالبان و ملا مجاهد سفير طالبان در آمريکا در سالهاي زمامداري آنها بوده است شامل هئيت مذاکره کننده با دولت افغانستان هستند، با اين حال اين مذاکرات از سوي طالبان به اصطلاح تندرو مانند ملا عمر رد مي شود و آنها را نماينده هاي طالبان نمي دانند که اين گونه موضعگيري ها از سوي تعدادي ديگري از طالبان از پاليسي هاي پاکستان است تا با اين گونه حرکات امتيازهاي بيشتري از دولت افغانستان در حال و آينده بگيرد. حتي با پيوستن عده يي از طالبان به دولت، عده ديگري از طالبان مانند ملا عمر و... را در اختيار داشته و بتواند در مراحل بعدي از وجود آنها استفاده نموده و در ناامن نگهداشتن افغانستان بهره بگيرد و اين دور باطل همانطور ادامه خواهد داشت.
اما ديگر زمان آن رسيده است که جلو تکرار اين دور باطل گرفته شده و افغانستان بايد سياست مستقل براساس حفظ منافع ملي خود داشته باشد. در زمان طالبان اين مردم افغانستان بود که مورد ظلم و ستم و شکنجه روحي و جسمي قرار گرفته بود و اين يک امر و موضوع سياسي آگاهانه يي بود که به وجود آورندگان طالبان از آن اطلاع کاملي را داشتند و اصلاً چنين چيزي را مي خواستند تا مردم به طالبان و اعمال آنها بدبين شده و از آنها رو گردانند. اعمالي که به نام اسلام و دين صورت مي گرفت و اين توانست تا حدود زيادي چهره خشني از دين را به نمايش بگذارد. زيرا طالبان با نام امارت اسلامي مدعي حکومت اسلامي بر مردم بودند. حال نيز اين مردم افغانستان هستند که در پيوستن طالبان به دولت که اين بار زير نام خدام الفرقان در شرف تحقق است، تصميم بگيرند و امريکا و پاکستان قابل معامله نيست. از اين رو هر گونه مذاکره با طالبان از سوي مردم به نمايندگي از آنها مردود بوده و هيچ کسي نبايد اين حق و جرئت را به خود بدهد که به اين گروه رانده از ملت امتياز سياسي بدهد. قاتلان ملت بايد در
چيزي که در گزارش کميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان هم به آن تاکيد شده است. از سويي نيز اين واقعيت بر همگان روشن شده است که طالبان هيچ گاه به گفته ها و شعارها و ادعاهايشان صادق نبوده و شايستگي و لياقت حکومت بر مردم را ندارند و الا بعد از روي کار آمدن دولت موقت و انتقالي و از همه مهمتر بعد از انتخابات رياست جمهوري و تشکيل دولت منتخب، از صف دشمنان خارجي مردم افغانستان جدا شده و به ملت مي پيوستند و به اين درک تاريخي وشعور مي رسيدند که جنرال ها و ملاهاي پاکستاني تنها به منافع ملي خودشان فکر کرده و به افغانستان به عنوان رقيب و دشمن مي نگرند. اما اصرار طالبان بر ادامه حملات نظامي بالاي مراکز دولتي و حمله بر مردم بيگناه و حملات تروريستي و بمب گذاريها و حملات انتحاري نشان دهنده اين واقعيت است که طالبان با هرنام و عنواني که به ميدان بيايند در عمل و رفتارشان صادق نبوده و از اين رو به هيچ صورتي هم نمي تواند شرکت آنها در ساختار قدرت سياسي کشور قابل قبول و مورد اطمينان مردم باشد.

·

تروريزم      
نگاهي از درون به تشکيلات مخوف القاعده ·
جدول تشكيلاتی القاعده ·
تروريست ها مجهزتر شده اند 26/9/1384 ·
حامد کرزى پايان انتخابات را شکست تروريستان تلقى کرد ·
حضوراعضاي بلندپايه‌ طالبان در انتخابات ·
از تحريک اسلامي طالبان تا خدام الفرقان ·

Login »