ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

کــــــــــوچــي هـــــا


02.08.2005 12:11


چرا بين دو قوم بزرگ و باهم برادر پشتون و هزاره اختلاف و تفرقه بوده است؟
چه عوامل و انگيزه های بر نفاق و کدورتها ميان دو قوم تآثير داشته اند ؟
اين اختلافات از کي، چگونه و چرا شروع شد؟
چرا برای حل اختلافات تلاش نشده و ادامه يافته است؟ چه کساني از آن تاکنون نفع برده اند؟
آيا هنوز سياست تفرقه انداز و حکومت کن توسط صاحبان قدرت ادامه دارد؟

هزاره جات خارج از سلطه حکومت مرکزی
هزاره جات منطقه ای بود خارج از سلطه حکومت مرکزی که توسط اربابان و ميران و خوانين منطقه بشکل فئودالي اداره مي شد و امير عبدالرحمان خان در صدد کنترل بر هزاره جات افتاد و اقدامات وی منجر به جنگ وحشتناکي شد که کشتار بي رحمانه مردم هزاره جات را بهمراه داشت.

قيام هزاره جات 1982-1981
بنقل از جلد دوم کتاب افغانستان در مسير تاريخ نوشته ی مورخ شهير افغانستان مرحوم مير غلام محمد غبار که نوشته است : (( مردم زحمتکش هزاره جات که در قلب کشور بود و باش داشته و از دير باز درکار زراعت و مالداری و صنايع نساجي و فلز کاری بشکل منزوی دور از پايتخت مي زيسته اند شرايط پيدايش فئوداليزم و زمينه بستر تحکيم ملوک الطوايفي را در اين سرزمين آماده داشت، لذا در هر منطقه خرد و بزرگ يک تعداد کثيری ملوک الطوايف بوجود آمد و بعدها از نظر مذهب نيز جنبش واقع شد. يک تعداد رهبران مذهبي بنامهای سيد، مجتهد، مبلغ، ملا و خطيب و غيره در پهلوی ملوک الطوايف قرار گرفتند. پس مردم هزاره که قبلا قسمت عمده ی حاصلات کار خود را قهرا در دهان مير و ارباب و سلطان و کد خدا
مي انداختند، اينک بقيه حاصلات خود را بعنوان ماليات و بيگار و خرج دستر خوان ملک و خان و نذر و نذور و خمس و زکات و غيره توسط ارباب و روحاني بلعيده مي شد.))

امير عبد الرحمان خان که در صدد گشترش دامنه حکومتش بود کوشيد تا هزاره جات را تحت فرمان خود در آورد. مردم فقير و استثمار شده ی هزاره جات که توسط عوامل مختلف مانند خوانين و ميران هزاره، ملاها و سادات و مبلغين مذهبي دارائيهای شان بنام باج و خراج خوانين و ماليات ديني تقسيم مي شد با فشار حکومت برای اطاعت از حکومت مرکزی و دادن ماليات به دولت و گردن نهادن به دساتير حکومت وقت تحت فشار داخلي و بيروني قرار گرفت، طوريکه توانايي آنرا نداشتند تا به سه جهت خراج و ماليات بدهند که عبارت بودند از ماليات به خوانين، ماليات ديني به سادات و ملاها و ماليات به دولت مرکزی. از طرف ديگر خوانين و ملاها که گسترش سلطه حکومت مرکزی را به هزاره جات به نفع خودشان نمي ديدند در قيام مردم بر عليه دولت مرکزی نقش اساسي را داشتند، طوريکه آنان رهبری اين قيام را بدست گرفتند. يکي از دلايل مهم شکست قيام هزاره ها نيز عدم رهبری شايسته آنها بوده است.

در قيام هزاره جات، امير عبد الرحمان خان خود را نا موفق ديده و با مشکل جدی روبرو شد. بناچار از جهل مردم با تحريک تفرقه مذهبي شيعه و سني استفاده کرده و به اين جنگ چهره مذهبي داد. چند تن از ملاهای درباری اهل سنت به خواست امير عبد الرحمان خان فتوای جهاد عليه هزاره ها را که شيعه مذهب بوده اند صادر کرد و از سراسر افغانستان نيرو برای جنگ به هزاره جات با تحريک احساسات مذهبي جمع گرديد.

در اين جنگ ظالمانه که بنا بر کتاب سراج التواريخ حدود دو سوم مردم هزاره بي رحمانه قتل عام شدند و پيامد آن خريد و فروش اطفال هزاره ها در بازار شهرهای افغانستان و کشورهای همجوار بود، آوارگي و کوچاندن اجباری بخشي از هزاره ها را به ساير نقاط و از جمله به خارج از افغانستان به دنبال داشت و اراضي آنها به قبايل پشتون تقسيم شد. بعنوان مثال تنها در ارزگان بنا بر کتاب سراج التواريخ حدود 14 هزار خانوار از قوم دراني پشتونها به اراضي هزاره ها در ارزگان انتقال داده شد و اين آغاز کوچاندن های اجباری و اسارت و برده داری و شروع نفاق و دشمني بين اقوام ساکن افغانستان، مخصوصا بين هزاره ها و پشتونها بود.

پس از استقلال افغانستان به رهبری امان الله خان در سال 1919 عيسوی، بردگي هزاره ها منع گرديد. تا آن لحظه کودکان مظلوم هزاره در همه جا خريد و فروش مي شدند. شايد اين موضوع يکي از دلايل مهم حمايت هزاره ها از امان الله خان و رضايت آنها از اين شاه مترقي و آزاديخواه بوده است.

کوچاندن اجباری هزاره ها از مناطق حاصلخيز سرزمين شان و واگذاری آنها به اقوام پشتون، برده داری، محروميت کامل از حقوق انساني شان، گرفتن غرامت سنگين جنگ، هدايت کوچي ها به هزاره جات عوامل سرکوب و متلاشي ساختن جامعه هزاره بوده اند. تمام اين اهرمهای فشار از سوی دولت سياست گذاری و در طول بيش از يک قرن برای نابودی جامعه هزاره، اعمال شده و در ابعاد مختلف دشمني و نفاق را بين هزاره ها و پشتونها بهمراه داشته است ..

پس از واگذاری اراضي حاصلخيز هزاره ها در مناطق حاصلخيز هزاره جات مانند ارزگان، غزني و ديگر جاها، مناطق کم حاصلي که در دره های تنگ و احاطه شده از کوههای مرتفع و سرد و کم آب باقي ماندند، که با بيشتر شدن جمعيت خانواده ها غذای آنها بستختي تآمين مي شد. مردم اين مناطق با برداشت حاصل يک فصل زراعتي خود سه فصل را در سردی و دور از امکانات با مشقت فراوان زندگي خويش را مي گذراندند، زيرا زمستان اين منطقه کوهستاني طولاني و بسيار سرد مي باشد. در بهترين فصل سال که وقت زراعت در اين منطقه است، دهها هزار کوچي با صدها هزار عدد گوسفند و بز و شتر و ديگر حيوانات خويش راهي هزاره جات شده و بي باکانه محصولات زراعتي آنها را توسط حيوانات خويش چرانيده و با صاحبان اراضي به نزاع مي پرداختند، وقتي که از سوی زارعين به حکومت شکايت مي شد، ماموران حکومتي در ولسواليها و ولايات همه جانبداری کوچي ها را مي کردند و برخلاف انتظار به لت و کوب و توهين و تهديد شاکيان زارع دست مي زندند. زارعين هزاره به ناچار ظلم کوچي ها را تحمل کرده و برای زنده ماندن خود و فرزندان خويش از کوچي ها پول بر سر سود مي گرفتند تا مواد خوراکه خريده و در زمستان سرد از گرسنگي جان ندهند. اين قرار دادها طوری بودند که نوشته مي شد فلان مبلغ به مدت مثلا سه تا پنج سال با سود سالانه کلان با گرو زمينهای زارع داده مي شود و چنانچه در موعود مقرر پول مذکور پس داده نشود زمينهای شان به کوچي صاحب پول واگذار مي شود. اين ظلمهای نظم يافته و سيستماتيک در تمام مناطق هزاره جات هر ساله تکرار شده و زارعين مطلوم هزاره بسختي قادر بودند تا فقط سود قرض شان را بدهند و خود پول همچنان باقي مي ماند و هر سال قرض بيشتری گرفته مي شد و زير قروض و سودهای آن مي ماندند. پس از چند سال کوتاه اراضي اجدادی شان با کمال بي عدالتي به کوچي ها واگذار مي شد و خودشان دهقان بر روی زمينهای خويش گماشته مي شدند، بعضي ها که اين دهقاني را نيز بدست آورده نمي توانستند، به شهر کابل کوچ کرده و در آنجا به کارهای پائين و بسيار شاقه مانند جوالي گری و سقاوی مي پرداختند. شعر زير که سرودنده آنرا نمي دانم کي بوده است، گويايي از سياست تبعيض آميز و ظالمانه ای دولتهای گذشته افغانستان نسبت به ملت محروم و ستم کشيده ی هزاره بوده است.

سـالـهـا مـحـروم از زنـدگـي انـسـان بـودی يـا جـوالـي، يـا سـقـا، يـا بـه زنـدان بـودی

در شهرها نيز سياست تحريم و تبعيض عليه هزاره ها برای ممانعت از رشد فرهنگي، اقتصادی و سياسي آنها اعمال مي شده است. پس از بقدرت رسيدن حزب دموکراتيک خلق افغانستان و آغاز جنگ در نقاط مختلف، کوچي ها نتوانستند به مناطق هزاره جات بروند. آنها به نقاط ديگری افغانستان مانند ولايات شمال، غزني و ولايات شرقي افغانستان راه يافته و مشکلات زيادی را در آن مناطق ايجاد کردند که گهگاهي منجر به درگيری ميان کوچي ها و ساکنين محلي مي گرديد.

در زمان طالبان به کوچي ها کمک شد تا دوباره به هزاره جات بروند، اما پس از سقوط حکومت طالبان و بوجود آمدن دولتي متشکل از اقوام مختلف افغانستان که با حمايت جامعه بين المللي بوقوع پيوست، رفتن کوچي ها به هزاره جات توقف يافت. اکنون دوباره آوازه ی از سرگيری مهاجرتهای تابستاني آنها به مناطق هزاره جات است. گفته مي شود که اقوام کوچي با قاطعيت عزم رفتن را به هزاره جات گرفته و ساکنين هزاره جات با آن مخالف بوده و آنرا ادامه ی سياست سرکوبگرانه ی مردم ساکن هزاره جات مي دانند که در طي يک قرن ادامه داشته است. سياستي که با قتل عام قريب به دو سوم جمعيت هزاره ها در زمان عبد الرحمان آغاز شد و توسط ساير اميران و شاهان و سران دولت تقيب و در ابعاد مختلف به اجرا در آمده است.

آيا سياست فشار و سرکوب مردم مناطق هزاره جات توسط دولت موجود نيز ادامه خواهد يافت؟
قانون اساسي جديد افغانستان واضحا تاکيد بر حل مشکلات کوچي ها و اسکان آنها نموده است. دولت بعنوان مجری قانون اساسي بايد مشکل کوچي ها را با اسکان و ارائه خدمات لازم به آنها حل نمايد. کوچي ها بعنوان يک عامل سرکوب عليه يک قوم ديگر مورد سو استفاده دولتهای مستبد سابق افغانستان قرار گرفته و از پيشرفتهای مدني محروم مانده اند. دولت بايد در امر اسکان اقوام محترم کوچي اقدام جدی نموده و آنها را از کمکهای لازم برای تآمين زندگي و رشد فرهنگي و اقتصادي بهره مند سازد تا کوچي ها با داشتن مناطق مسکوني مناسب و رضايت بخش و داشتن تآمينات اجتماعي لازم از مهاجرت به ديگر مناطق افغانستان خود داری ورزيده و راه حل عادلانه برای اين مشکل ديرينه پيدا شود


نويد آخوندزاده

·

تاريخ      
چهلمين سالگرد خاموش انقلاب فرهنگی مائو در چين ·
امیر عبدالرحمان پس از صد سال سخن می گوید ·
خراسان : از مرحوم غبار ·
چگونگی روابط میان افغانستان و پاکستان(1947-2005 ·
درآمدی بر تاريخ تجدد در افغانستان (1919-1869م ·
طالبان چگونه آمدند وکجا رفتند؟ ·
تاریخ تحلیلی افغانستان ·
عبد الرحمن خان دست پرورده روس د رخدمت انگليس ·
افغانستان در سال 1384 ·
نگاهی به تاریخ اولین تمدن جهان یعنی سومری ها ·
تاريخ ديرين تركان ايران ·
كشف كتابخانه 4 هزارساله سومري ها ·
شهادت استاد مزاری وحوت 1373 از منظر رسانه ها ·
آریانای باستان ،وخراسان پهناور وافغانستان پر آشوب ·
کنکاشی پيرامون ورود تشيع به افغانستان ·
لـقـب کبير بَـر مرد حقير ·
تحقيقي درباره‌ي تاريخ تشيع-هزاره‌ها در افغانستان. ·
مروری بر عوامل و زمینه های پیدایش طالبان از قسیم اخگر ·
بودیسم در افغانستان ·
کــــــــــوچــي هـــــا ·
كشف آثار باستاني جديد در باميان ·
نمايه سياسی يک کشور: افغانستان ·
خلاصه ای از تاریخ اروپا ·

Login »