ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

متن مقاله محمد عوض نبي زاده درمحفل بزرگداشت از يازدهمين سالگرد شهادت استاد عبدالعلي مزاري


16.03.2006 22:32

متن مقاله محمد عوض نبي زاده درمحفل بزرگداشت از يازدهمين سالگرد شهادت استاد عبدالعلي مزاري
بنام خداوند جا ن وخرد

درکوچه های سرخ زخون ستمکشان
در وسعت هلا کت و در بیکران مرگ

القصه درین زمانه پر نیر نگ
یک کشته به که صد زنده به ننگ
همو طنان شریف / خواهران وبرادران گرامی!

قبل ازهمه اجا زه دهید به پشگاه ابر مرد راستین تاریخ پیکار و مبارزه راه حق و عدالت سمبول شجاعت مردانگی ایثار پایداری پرهیز گاری واعتماد به نفس ادای احترام نمایم. مردم ما امروز بار سنگین اندوه بر دوش میکشند و عقربه زمان یاد وخاطره مزاری بزرگ را در قلب داغدار مردم حق شناس و سوگ نشسته مانقش میزند ودل به فردای روشن تاریخ سپرده راه و یاد آن قهرمان را در تمامی صحنهای پیکار با نا برابری امروز و فردای تاریخ همیشه زنده و گرامی میدارند. ما امروز جمع شده ایم که تبعبض پیمان شکنی وعدالت شکنی را تقبیح و نکوهش نما یم وبا ابراز احساس نیک مان برای تامین عدالت واستواری به عهد در گفتار وکردار نشان دهیم که دیگر نباید درین جهان متمدن و پشرفته کاروان جهل وستم قرون وسطی بیداد نماید. شهید مزاری میگفت و حدت ملی زمانی تامین شده میتواند که اراده جمعی در ساختار سیاسی قدرت تامین گردد که این مسله با تفا هم ملی از طریق سهم گیری مساویانه همه ملیتهای کشور و اشتراک آنها در قدرت سیاسی حفظ وتقویت میشود. تفاهم ملی نیاز به تحلیل وبرخورد وقعبینا نه از گذشتها دارد. باید با تحلیل ومنطق اصولی چهره واحدی از زمامداران ونظامهای سیاسی آنها در تاریخ کشور ترسیم کرد تا هر فرد جامعه بدان با دید گاه واحد بنگرد. اگر یک قوم بطور نا موجه قدرت را غصب کند نمیتوان به تفا هم ملی نایل آمد.به یقین پیروان و هواخواهان بابه مزاری شهید بمقولهای انسانی و اجتماعی اعتقاد دارند و در مبارزه بخا طر دستیا بی به حقیقت و برای ایجاد حا کمیت سیاسی مبتنی بر عدالت اجتماعی و دموکراسی برای جلو گیری از نفاق ملی میتوان تفاهم ملی میان ملیتهای افغانستان را برقرار نمود و تغیرات بنیادی در ساختار سیاسی آ گاهی ملی وسیاسی ملیتها وتکامل جامعه مدنی را باید ممکن ومیسر گردانید. چون در شرایط کنونی شعور و آ گاهی ملی در میان همه ملیتهای کشور ار تقا یافته و اشتراک در سا ختار قدرت سیاسی به ارزش مسلم فکری وسیاسی این ملیتها تبد یل شده است وباید عنصر تقسیم قدرت جا نشین عنصر قدرت پرستی قبیلوی وقومی و کنترول قدرتسیاسی ازطریق سهم گیری
تمام ملیتها ی افغا نستان مساعد و فراهم شود و افغا نستان متحد، نیرو مند ودارای حا کمیت ملی با پایه ها ی وسیع فرا قو می بوجود آ ید وبه بحران داخلی و بی اعتمادی ملی وحا کمیت تک تباری پا یان داد . با به مزاری میگفت در گذشته های تاریخ کشور ، امتیاز طلبی های قبیلوی و قو می تشنج های ز یادی را در سر راه ایجاد یک ملت واحد بوجود آورده است،صرف در حرف با ابراز شعار وحدت ملی و ظا هر نمائ ها با بیان کلمه د مو کراسی نمیتوان ملت واحد را ایجاد نمود. اتحاد داوطلبانه تمام اتنی ها و اقوام ، در افغا نستان یگا نه راه استقرار ثبات سیاسی واجتما عی است ، و حدت ملی زمانی در افغا نستان تا مین شده میتوا ند که اراده جمعی ، در سا ختار سیاسی قدرت ، با تفا هم ملی از طریق سهم گیری مسا ویا نه همه اتنی ها واقوام کشور و اشتراک آ نها در قدرت سیاسی تقو یت گردد وتفا هم ملی و شرا یط د موکراسی برای همه افغا نها ی سا کن قلمرو جغرا فیای سیاسی وطن ما فراهم شود وهیچ فرد ی از کشور خود را از مسا یل کشوری بیگا نه احساس نکند و مشارکت گسترده مردم در سطح عمودی و افقی در قدرت سیاسی و توسعه حکو مت مر کزی را تا دور ترین نقطه کشور فرا هم و ممکن سازد و برادر وار ومساوی بر بحران قومی بصورت منطقی غلبه کرد،ثبات اقتصادی، اعتلا ی فر هنگی، اجتما عی بر بنیاد سا ختار وقعبینا نه ملی و د مو کراتیک را میسر نمود. شهید مزاری از ما هیت غیر مشار کتی نظام ها ی سیاسی در کشور انتقاد میکرد وفر هنگ انحصار سیاسی قدرت را قطعأ نمی پذ یرفت ، ایشا ن دید گا ه های سیاسی و بر داشت های پیچیده شا ن را بسیار
ساده، صریح و شفا ف تو ضیح میداد ودر حا لیکه هیچ حرف اضافی بر ز با ن نمی آورد ویک گا م هم از آنچه که
طرح و یا اصو ل فکر ی ارآ یه مینمود عقب نشینی نمیکرد. هزاره های افغا نستا ن در آن سالها که برا ی بعنوان
اولین بارصا حب یک چارچوب سیاسی شده بود وجرئت نه گفتن رهبران خود را از نزدیک مشا هده میکردند و تنهابقای خود رادر حما یت از آنچه که با به مزاری به نما ینده گی از آنا ن مطرح میکرد،شنا سائی و اعتقاد پیدا
کرده بودند.مزاری شهید مانند دیگران زر اندوزی نکرد، با خواست های روشن و ساده، مقدم بر همه به هدف بر پائی
عدا لت در جا معه هزاره وشیعیان وبطور کل در سراسر کشور ، در مو جی از تو فا ن غیر منتظره وخارج از محاسبه های جنگی وبی اعتمادی ذات ابینی وبازی های پیچیده سیاسی که عمدتأ توسط دست های از خارج افغا نستان هدایت
میشد قر بانی شد و با شجا عت فداکاری آگا ها نه صاد قترین شخصیت به مردم و سر زمین افغا نستان واحد به استقبال
شهادت شتا فت واز تمامی متاع دنیا صرف یکد ختر سه ساله برای باز مانده گان به میراث گذاشت. استاد شهید از عمق جامعه فقر زده، استبداد زده مردم هزاره بر خواست که با گوشت و پوست خویش استبداد، تبعیض، فقر و بیعدا لتی اجتما عی را درک و لمس میکرد ودر این راه پر از خم وپیچ همراه با خطرات گام های استوار وشجا عانه بر داشتند وهمه استعداد ونیروی خویش را وقف مبارزات رهائی بخش نمود ودر ین راه همراهان ویاران فراوانی را پیدا کردند وبخاطر تا مین عدا لت اجتما عی و برابری حقوق ملی تمام اقوام کشور پا فشاری و تأ کید داشت که درین باره اقدامات لا زم بعمل آ ورد و خواستار جدی تآ مین وحدت ملی بود،گر چه تأ مین عدا لت اجتما عی و حق مشا رکت سیاسی خواسته های دیگر احزاب و ساز مان های سیاسی افغا نستان اعم از چپ وراست نیز است. اما این خواستها
برای هیچ گروه قو می دیگر از چنین اهمیت حیاتی بر خوردار نیست . عدالت اجتما عی برای مردم هزاره به مفهوم
پا یان چند قرن تبعیض ، زبانی ومذ هبی است وحق مشا رکت سیاسی زمینه را برای اعا ده هویت وشخصیت اجتما عی
،سیاسی وفرهنگی آ نان در جامعه افغانستان فراهم میکند . در حا لیکه دیگر گروه های قومی کشور ممکن است از یک
یا دو نو ع تبعیض رنج ببرند،دعوت به عدالت اجتماعی و مشارکت سیاسی برای مردم هزاره نه صر فأ یک شعا ر ویا خواست سیاسی ، بلکه برای بقاء به عنوان یک گروه مشخص قومی، مذ هبی بوده است ، ایشان میگفت که ریشه اکثر عقب مانده گی های دیروز وجنگ های خونین میان اقوام کشور تسلط نظا م های استبدادی و انحصار قدرت سیاسی در کشور بوده است،انحصا ر قدرت ریشه عمیق وطولا نی دارد و انعکاس روابط اجتماعی مسلط قبیلوی در جا معه است.وتا زما نیکه انحصا ر قدرت و گرایشات انحصا ر طلبی وبر تری جو یئهای قومی از میان نرود وتمام مردم افغا نستان مسا ویانه بر اساس شعاع وجودی شان در سر نوشت سیاسی کشور حصه نگیرند،عدالت اجتماعی و وحدت ملی تأ مین نخوا هد شد وتذکر میدادند اندیشه حق طلبی وعدالت خواهی وایجاد یک نظام مبتنی بر دمو کراسی واحترام به انسان و حقوق انسان در افکار و وجدان مردم ما زنده است . افغا نستان با آن همه افتخارات درخشان در اثر مداخلا ت خا رجی و استبداد داخلی، نفاق ملی همواره فشرده شده وبار ها از رشد طبیعی خود بسویپشرفت وتر قی باز ما نده است و بر اساس سیاست های استعما ر خا رجی ونظام های استبدادی داخلی عقب مانده،فر هنگ ومد نیت تاریخی منطقه ای ما وجغرافیه ای سیاسی کشور ما تا ریخ و فر هنگ پا رچه شده ای کنو نی را بخود گر فته است . جنگ سرد،رقابت استراتژ یک میان دو ابر قدرت، بحران دوامدار داخلی ومداخلا ت کشور های همسا یه وشماری از محا فل منطقوی و جها نی د را مور داخلی ما سبب اساسی آغا ز و تداوم جنگ در افغانستان گردید .این مداخلا ت که با اهداف مغر ضا نه وسود جویا نه توأم بود ،اوضاع سیاسی کشور و پدیده های اطراف آ نرا بغرنجتر ساخت وابعاد جنگ وتراژیدی را گستریش بیشتر بخشید که در نتجه آن بحران عمیق بوجود آمد.جنبیش های خود جوش ملی ،آزادیخوا ها نه، استقلا ل طلبانه و مقاومت ملی فصل جدیدی از مبارزات مردم ما در تجا وز خا رجی بود که متأ سفا نه بنا بر نفوذ عوامل بیگا نه وابسته به حلقات استخبارات کشور های خارجی، نتوانست به رستا خیز ملی تبد یل شود، ثمره مبارزات و مقا ومت مردم افغانستان در مقا بل مداخلات خارجی نتا ئج لا زم حا صل نگردید، تداوم جنگ داخلی وپراگنده گی نیرو های ملی،وابستگی های اید ئو لوژیک موجب شد تا مردم ما نتوانند به راه های حل موئثر این مشکل دست یا بند، حملات خونبار گروه مزدور و واپسگرائی طا لبان تحت حما یت مستقیم پاکستان با سا ز وبرگ نظا می، استقلا ل، حا کمیت ملی و تما میت ارضی کشور را به خطر جدی مواجه سا خت. رژیم قهقرائی طالبان با از بین بردن استقلا ل و آزادی ملی، به زنجیر کشیدن اقوام با هم برادر، زدودن آخرین اثرات جنبیش ضد استعماری،نیروهای واقعی مقا ومت ملی را نابود نمود،حا کمیت بدوی وطراز فاشیستی و افراطی مذ هبی طا لبان، بقتل عام مردم ، نسل کشی وزمین سو خته اکتفا نکرد،بلکه کشور ما را به پایگاه تروریستی،زرع وقاچا ق مواد مخدر وما فیای بین المللی تبد یل کرد.مقاومت ملی مردم ما در برابر نیروهای اجیر طالبان وحا میان جها نی ومنطقوی آنان،قوت های ملیشیائی واشغالگران خارجی وشبکه تروریستی جها نی القا عده فصل جدید وشکو همندی از مبارزات ومجا هدت مردم ما در مقا بل تجاوزگران خارجی واستبداد خشن داخلی در راستای حفظ استقلال،وحدت ملی وتمامیت ارضی کشور بحساب میاید . حکومت وحشت طالبان در تبانی با شبکه القا عده با ا یجاد اردوگاه ها ی تروریستی در افغانستان باعث وقوع حا دثه دلخراش وضدبشری یازده هم سپتا مبر سال 2001 میلادی در امریکا گردید. پس از حادثه مذ کور کشور ما بیش از هر ز مان دیگر در محراق توجه جهانی قرارگرفته ومنحیث گره گاه مهم در جیوپولیتک منطقه وارد مرحله خاص خویش شد واداره طالبان تحت ضر بات سنگین نیروهای داخلی و ایتلاف جهانی برهبری امریکا نا بود گردید . 22 حوت سال 1373 هجری،شمسی دهشتنا کترین تراژیدی تاریخ کشور را در خاطره ها زنده میکند. نه گفتن به سنت دیرینه تاریخ

یعنی مبارزه وجدال خیر بر علیه شر که بنیادی ترین مبارزه تاریخ بشریت است. در جا معه افغا نستان خیر در سیمای شهید مزاری وشر در قیافه ملا عمر وجدال و مبارزه میان خیر وشر درین دو چهره تبارز یا فته اند در سیمای این دو میتوان ادوارمختلف مبارزه انسان را ترسیم کرد این دو در همه جا حضور دارند، در نماد ها، اسطوره ها وباور ها،اما با نام های گوناگون. شهید مزاری وملا عمر ،آدم وشیطان،ها بیل وقا بیل، ابراهیم و نمرود، موسی وفر عون،محمد وابو سفیان،اهورا مزدا واهریمن،خیر وشر ،علم وجهل، معصوم وجنایتکار ترسیمی است دقیق از دو گا نگی ادوار زنده گی انسان،هر فردی میتواند ازین دو امکان یکی را انتخاب کند، اما دربرابر این انتخاب مسوول است. مبارزه میان مزاری شهید وملا عمر تجلی دو ساخت از سر نوشت آدمی ودر درون هر کسی در جنگ است .آنچه مفقود نمیشود فضیلت درخشان عدالت خواهی بابه مزاری میباشد.با گذشت بیش از یک دهه وتحو لات فا جعه بار که در طی این مدت در کشور پدید آ مد، بر همگان ثا بت کرد که قدرت سیاسی باید، ممثل اراده ملی باشد ومشروعیت خود را از اراده آزاد مردم بگیرد، صلح وثبات، وفاق وهمگرائی ملی، استقلال وآ بادانی کشور ،آرمانی تحقق نیا فتنی نخواهد بود و آن آرزو ها حتمأ به واقعیت خواهد پیوست. با درک همین موضوع بود که دشمنان بد اندیش خارجی ومخالفان وحدت ملی وبرادری وهمبستگی مردم افغانستان، بابه مزاری را از میان بر داشتند، گویا،با این تصور ، فریاد عدالت وبرادری را برای همیشه خاموش کرده باشند. از آن روز خونین وسیاه یازده سال سپری میشود که مردم ما شا هد حوادث دلخراش وخونین فراوان بود. اما در طی مدت چهار سال اخیر بصورت نسبیروزنه امید بخا طر بر قراری صلح وثبات در کشور فراهم می شود و درین مدت ، حکومت های موقت، انتقالی وانتخابی وپارلمان در افغانستان بوجود آمد و آرزو برده میشود که حکو مت مشروع وقانونی استقرار یابد ، حقوق مساوی وبرابر برای تمام اتنی ها واقوام کشور تأ مین گردد.شها دت بابه مزاری محصول ونتجه یک توطیه بزرگ شبکه های استخبا راتی منطقه وجهان وخفا شان کتاه اندیش یا گروه جنایتکار وتروریست طالبان مزدور وساز مان جهنمی القا عده میباشد، آرزومندیم که بلای خانما نسوز تروریزم جهانی برای ابد وهمیشه نابود شود وکبوتر صلح و سلا متی در آسمان سبز کشور مان به پرواز در آید. در آخیر یکبار دیگر این ضا یعه بزرگ را به همه رهروان وهوا خوا هان مزاری شهید تسلیت میگویم ودرود بی پا یان به روح پاک آن شهید که در میان مردم افغانستان بمثابه اسطوره بزرگ متانت و فداکاری، صداقت وایمانداری در راه حق و عدالت متبارز شده اند میفراستم .

روح شان شاد باد
من اله و التو فیق
تشکر از توجه شما
12 ماه مارچ سال 2006

·

دموکراسي      
دموكراسي و تروريسم ·
توسعه، دموكراسى و اهميت رسانه هاى جمعى ·
نقش و جايگاه جامعه مدني ·
جهاني شدن سياست و جامعه مدني در افغانستان مدرن ·
میز گرد آزادی بیان: حق مسئولیت ·
ریشه‌های روانشناختی دموکراسی ·
مزاری ، فریاد درد تاریخی یک ملت ·
متن صحبت دكتور همت فاريابي به مناسبت يازدهمين سالگرد شهادت عبدالعلي مزاري ·
متن مقاله محمد عوض نبي زاده درمحفل بزرگداشت از يازدهمين سالگرد شهادت استاد عبدالعلي مزاري ·
از دمکراسی چه باقی مانده است ·
تمثيل اراده مردم در پارلمان ·
دموکراسی چيست ·

Login »