ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

ریشه‌های روانشناختی دموکراسی


19.04.2006 23:20


محمد بصیر بختیاری
دموکراسی را حکومت مردم توسط مردم، برای مردم، توسط همه برای همه تعریف می‌کنند. دموکراسی هم شکلی از حکومت و هم فلسفه زندگی با هم بوده و حکومتی است که در آن مردم یا اکثریت آن‌ها دارنده قدرت نهائی تصمیم‌گیری درباره مسایل مهم سیاست عمومی‌اند.
اگر مدیریت، فضای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و نظام دموکراسی را با دید روانشناختی و جامعه‌شناسی سیاسی به بحث گیریم و ببینیم که شخصیت‌های سیاسی و اداری ما در به وجود آوردن یک نظام مبتنی بر دموکراسی، قانون‌گذاری و عدالت اجتماعی با چه استراتیژی و راه‌کارهایی در این عرصه اقدام می‌نمایند، در عرصه مدیریت افراد نیز با تیپ‌های مختلف شخصیتی پایدار، ناپایدار، درونگرا، برونگرا، دموکرات و دیکتاتور قرار می‌گیرد. در کنار این تیپ‌ها افراد دارای شخصیت اقتدارطلب و سلطه‌جو می‌کوشند تا وارد نظام سیاسی و اداری شوند. چنانچه از نظر سیاسی شخصیت سلطه‌جو موجود بزرگ‌سالی است که هرگز به حد کمال و بلوغ نرسیده است، بزرگ‌سالان بالغ نیازی به کسب امنیت از سوی نیروهای خارجی ندارند و آن‌ها امنیت را در درون خود حس می‌کنند، چرا که برای نیل بدان مردم باید با مسئولیت مواجه شوند و به تنهائی تصمیم بگیرند، بدون آن که در صورت اشتباه بودن تصمیمات قادر به مقصر دانستن کسی باشند.
برخی از ویژگی‌های شخصیت اقتدارطلب عبارتند از: تشریفات‌گرایی، اطاعات استبدادی، تحجر فکری، عدم گذشت در برابر خطاهای دیگران، تمایلات تبعیض نژادی، تملق نسبت به منابع قدرت و پیروی از نظام‌های ارزشی متعارف، می‌باشد. در موقعیت‌های گوناگون اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، افرادی که دارای این تیپ شخصیتی می‌باشند گاه در عرصه‌های مدیریت راه یافته که قدرت تصمیم‌گیری مبتنی بر خواست و اراده مردم کمتر دیده می‌شود. مردم در نظام‌های دموکراسی افرادی را خواهانند که دارای شخصیت متعادل بوده و بتواند یک درک عمیق از اوضاع اجتماعی و سیاسی داشته باشد.
اما شخصیت دموکراتیک در عرصه‌های اداری و روابط بین اشخاص، احترام متقابل، وفاداری در جهت نظم و ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی را دارا می‌باشد.
شکل‌گیری شخصیت دموکراتیک ابتدا در خانواده تعیین می‌گردد و این خانواده که شخصیت اجتماعی و سیاسی کودکان و ساختار هویت کودکان را تشکیل و رشد می‌دهد باید مبتنی بر ارزش‌های دموکراسی خانواده‌ای سالم باشد. اگر ویژگی‌های دموکراسی و ابعاد شخصیتی کودک در خانواده به صورت سالم رعایت شود در آینده می‌تواند منحیث یک شخصیت دموکراتیک در جامعه تبارز نموده و با درک عمیق از دموکراسی، تحقق سالم آن در کشور را ایجاد نماید.
نزدیک‌ترین عامل بعد از خانواده، مکتب است که شاید مهم‌ترین منبع منحصر به فرد در رفتارهای روانشناختی کودک باشد. نظریه آموزشی دموکراتیک مستلزم کمک معلم به کودک در یادگیری چگونه فکر کردن به جای چه فکر کردن می‌باشد، وجود مکاتب خصوصی در نظام‌های دموکراسی تجلی بیشتری از آزادی در تعلیم و آموزش می‌باشد.
مکاتب می‌توانند همزمان تعداد زیادی از افراد، را گرد آورده و برای آن‌ها تعلق داشتن به یک ملت واحد را خاطرنشان سازند. از این طریق می‌توان حتی قبایلی را که با هم اختلاف دارند وحدت بخشید. مکتب در آموختن قسمت اعظم گرایش‌ها، تصورات و اعتقادات مربوط به عملکرد نظام سیاسی نقش بزرگ‌تری را ایفا می‌کند و خانواده در جامعه‌پذیری که اساس وفاداری نسبت به کشور است، بیشترین سهم را دارد. مکتب رضایت اطلاع و مفاهیم را ارائه می‌دهد که احساس‌های اولیه متعلق بودن را بسط داده و روشن می‌سازد.
حکومتی که مبتنی بر دموکراسی بوده و افرادی که در عرصه نهادینه ساختن دموکراسی در جامعه به مفهوم واقعی آن هستند، باید با یک شخصیت متعادل، پایدار و دموکرات که روحیات اجتماعی و روانی خویش را درک کرده‌اند و با یک راهکار و استراتیژی مناسب و با روند دموکراتیزه شدن با دولت همکاری نمایند. و افرادی که می‌خواهند شخصیت دموکراتیک، متعادل داشته باشند، باید درصدد برچیدن شخصیت سلطه‌جو و اقتدارطلب گردند. دموکراسی دارای چه ویژگی‌هایی باشد تا بتواند مردم را از یک بحران به سوی پیشرفت و نظم اجتماعی به پیش برد؟ مردم خواهان دموکراسی سالم که بتواند جلو فقر فرهنگی و اقتصادی را بگیرد، هستند. دموکراسی‌ای که مردم را از بحران‌های اخلاقی، اجتماعی و روانی که منجر به افسردگی، اضطراب، ترس و هیجان می‌شود، نجات دهد. آن چه در عرصه دموکراسی مردم را به یک بحران روانی منجر می‌کند دموکراسی استبدادزا و استبداد دموکراسی‌زا می‌باشد.
بعضی از ویژگی‌های دموکراسی عبارت است از: کارآیی حکومت، تأمین آزادی‌های فردی، تأمین برابری، آموزش توده‌ها، تقویت میهن‌دوستی، تأمین ثبات حکومت، نظم و پیشرفت ارزش مردم، حکومت متخصصان و نمایندگان مردم، آموزش شهروندان، شکل معقول حکومت و تکریم نکردن قدرت.
بسیاری از مردم از نبود یک اقتصاد سراسری مولد، شکایت داشته که این خود زمینه‌ساز بحران‌ها و ناهنجاری‌های روانی از قبیل گوشه‌گیری‌ دایمی، غصه و اختلالات شخصیت می‌باشد و این خود زمینه دموکراسی در بستر روانشناختی را متزلزل می‌سازد. با شناخت ویژگی‌‌های روانشناختی دموکراسی در یک جامعه می‌توان به ایجاد یک تحول و انقلاب فرهنگی و روند نظام سالم اجتماعی مبتنی به ارزش‌های سیاسی و مذهبی دست یافت. و روند آموزشی است که به انتقال هنجارها و رفتارهای پذیرفتنی نظام سیاسی حاکم از نسلی به نسل دیگر کمک می‌کند و هدف روانشناختی دموکراسی تربیت یا پرورش افراد به صورتی است که اعضای کارآمد جامعه سیاسی باشند.

·

دموکراسي      
دموكراسي و تروريسم ·
توسعه، دموكراسى و اهميت رسانه هاى جمعى ·
نقش و جايگاه جامعه مدني ·
جهاني شدن سياست و جامعه مدني در افغانستان مدرن ·
میز گرد آزادی بیان: حق مسئولیت ·
ریشه‌های روانشناختی دموکراسی ·
مزاری ، فریاد درد تاریخی یک ملت ·
متن صحبت دكتور همت فاريابي به مناسبت يازدهمين سالگرد شهادت عبدالعلي مزاري ·
متن مقاله محمد عوض نبي زاده درمحفل بزرگداشت از يازدهمين سالگرد شهادت استاد عبدالعلي مزاري ·
از دمکراسی چه باقی مانده است ·
تمثيل اراده مردم در پارلمان ·
دموکراسی چيست ·

Login »