ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

جهاني شدن سياست و جامعه مدني در افغانستان مدرن


16.05.2006 01:39

قسمت اول

- سردار محمد رحيمي دكتراي جغرافياي سياسي و ژئوپلتيك
يكي از تعاريف عمده جهاني شدن (Globalization) بين‌المللي شدن (Internationalization) مي‌باشد، بين‌المللي شدن در واقع تحرك و جابجايي فزاينده مبرم پيام‌ها و انديشه‌ها در ميان كشورها و در فرجام وابستگي متقابل بوسيله توسعه مبادلات بين‌المللي را مفهوم مي‌نمايد. به بيان ديگر از اين ديد جهاني شدن واژه جهاني (Global) فقط صفت ديگري براي توصيف روابط برون مرزي ميان كشورهاست و مشخصي كننده توسعه و گسترش مبادلات بين‌المللي و وابستگي متقابل مي‌باشد. (پل هيرت و گراهام تامپسون).
چنانچه جهاني شدن را در معناي فوق يعني بين‌المللي شدن تعريف كنيم مي‌توانيم از تأثيرپذيري دولت و جامعه در افغانستان مدرن از سياست‌هاي جهاني و بعد سياسي جهاني شدن سخن بگوييم، همچنين در اين مقاله صرفاً بر آييم تا از عوامل اصلي جهاني شدن سياست در افغانستان بحث نماييم.
ابتدا مي‌بايست به علل و عوامل جهاني شدن اشاره نماييم، جهاني شدن مبتني بر خصوصيات مشخصي به وقوع مي‌پيوندد و به پيش مي‌رود اين عوامل عبارتند از : (مالكوم واترز)
الف- عقل‌گرايي به معناي:
1- برداشت‌هاي سكولار در باره هستي بر حسب دنياي مادي
2- توجه انسان مدارانه به كره زمين به‌عنوان زيستگاه همه آدميان.
3- عقايد علمي مبني بر اين كه حقايق عيني اعتبار فراجهاني دارد.
4- بحث‌هاي كارآمد در برابر تقسيمات قلمروي نامعقول.
ب- سرمايه‌داري
1- بازارهاي جهاني براي افزايش حجم فروش و دستيابي به اقتصادهاي در مقياس گسترده
2- حسابداري جهاني قيمت‌ها و بدهي‌هاي مالياتي به منظور افزايش منافع
3- منبع‌يابي جهاني به منظور كاهش هزينه‌هاي توليد.
4- مزيت‌هاي جهاني به‌عنوان مجراي اضافي براي انباشت.
ج- فن‌آوري تكنولوژيك:
1- حمل و نقل هوايي
2- ارتبات الكترونيكي
3- داده پردازي‌هاي ديجيتالي
4- صنعتي شدن كلي به‌عنوان منبع اصلي تغييرات زيست محيطي جهاني
د- قوانين و مقررات
1- استاندارد كردن روشهاي اجرايي و فني.
2- آزاد سازي جابجايي‌هاي پولي، سرمايه‌گزاري‌ها و تجارت برون مرزي.
3- تضمين حقوقي مارلكيت براي سرمايه جهاني.
4- قانوني شدن سازمانها و فعاليت‌هاي جهاني.
هرچند عمده بحث جهاني شدن سياست بر افغانستان مربوط به تأثيرات آن بر دولت و تضعيف نقش اقتدارگرايانه دولت و تقويت جامعه مدني و نهادها و سازمانهاي غير دولتي است؛ اما چنانچه اشاره شد در اين مقاله آنچه مهم است اشاره به چگونگي تأثير عوامل اصلي جهاني شدن سياست بر ساختار سياسي جامعه مدني مي‌باشد و نه بررسي پيامدها و تداوم آن.
اصولاً با نگاهي محققانه و موسع در تاريخ سياسي معاصر افغانستان مي‌توان چهار فاكتور عمده را در جهاني شدن سياست بر افغانستان مؤثر يافت. اين عوامل عبارتند از:
اول: ايدئولوژي بيگانه: نقش ايدئولوژي‌ها و مرام‌هاي بيگانه را مخصوصاً هنگامي‌كه در محيط بين‌المللي جنگ سرد و حاكميت دو موج كمونيسم و ليبراليسم در خصلت تقابلي با يكديگر در نظر گيريم برجسته‌تر مي‌نمايد. چنانچه محيط داخلي كشور در دوران جنگ سرد و سياست بي‌طرف فعال كشور همسو با نيازها و جوانان و نيروهاي فكري باز گشته از خارج كشور نبود، پس نقش تعيين كننده اين ايدئولوژي‌ها را در بدست‌گيري زمام قدرت توسط رهبران كودتاها و دسته‌جات سياسي كشور سياسي كشور در آن مشاهده مي‌نماييم . اين وضعيت پس از پايان جنگ دوم جهاني و در دوران رقابت بلوك شرق و غرب باعث نفوذ ايدئولوژي غالب ماركسيزم در سيماي افراد سياسي و رهبران كودتاها در تحولات آتي سياسي كشور شد. سير تنازعي اين كشمكش ايدئولوژيكي و تمايز سياسي آن را در بعد بين‌المللي در قالب ليبراليسم و ماركسيزم مي‌توان در طلول بيش از نيم قرن پس از پايان جنگ دوم جهاني مشاهده نمود، به نظر مي‌رسد ايدئولوژي راديكال اسلامي طالبانيزم نيز بيشتر داراي ماهيت سياسي بين‌المللي مي‌باشد تا منبعث از ساختار سياسي و اجتماعي افغانستان.
پس از تحولات يازده سپتامبر و با توجه به فروپاشي نظام ماركسيستي در دهه 90 ميلادي اينبار جهاني شدن سياست در قالب ايدئولوژي ليبراليسم و سرمايه‌داري ساختار سياسي، اقتصادي و اجتماعي افغانستان را تحت تأثير مستقيم خويش قرار داده است.
دوم: نهادهاي صوري مدرن نظير ارتش و احزاب
عملاً تا قبل از كودتاي 26 سرطان 1352 داود عليه ظاهرشاه كه منجر به استقرار نظام جمهوري در كشور گرديد رابطه‌اي ميان احزاب و ارتش وجود نداشت، اما به محض وقوع تزلزل در شكل سنتي اقتدار عملاً رهبري كودتا را داود با حمايت نظاميان و برخي احزاب بدست گرفت. از آنجاييكه احزاب در كشور اصولاً ترجمان شكافهاي اجتماعي نبودند از لحاظ ايدئولوژيكي، سازماندهي و گاهاً ساختاري وابسته به دولت و يا حتي كشورهاي خارجي بودند، اين احزاب در واقع نه بر مبناي برنامه واحد؛ بلكه بر اساس نياز دولت يا اپوزيسيون از طرف كشور خارجي حمايت مي‌شدند، ارتش نيز به‌عنوان يك نهاد مدرن چه از لحاظ ساختاري و كيفي و چه از لحاظ مديريتي وابستگي به مستشاران نظامي خارجي داشتند، نقشي كه آلماني‌ها، روسها و در حال حاضر نيروهاي آيساف در كشور به‌عهده دارند، واضح است، ارتش و احزاب به عنوان اركان اساسي دولت مدرن تا چه حد متأثر از سياست‌هاي بين‌المللي مي‌باشد.
سوم: تكنولوژي و نيازمندي به حصول آن
كاميابي سياست خارجي يك كشور اگر بر فرض عقل‌گرايانه و مبتني بر حقايق تنظيم شده باشد به ميزان پشتوانه قدرت ملي كه نمي‌تواند به ميزان بهره‌مندي كشور از تكنولوژي جدا گردد بستگي تام و تمام دارد(تناسب هدف و وسيله و در نظرگرفتن جبري‌اش در سياست خارجي) تظاهر كردن به نوگرايي در ميان خاندان سلطنتي حاكم (قبل از 1964) مقتضياتي به همراه داشت، از جمله وارد ساختن سامانمند تكنولوژي به جامعه‌اي با بافت غير صنعتي و كشاورزي، همچنين وقتي سياست خارجي و تهاجمي و غير پراگماتيك محمد داود را در زمان صدارتش نسبت به پاكستان درنظر بگيريم، مي‌بينيم كه چه‌چيزي سبب در غلطيدن كشوري با سياست سنتي بي‌طرفي به دامان كمونيسم براي كسب فناوري نظامي (كه غرب از اعطاي آن خودداري كرده بود) گرديد. و بديهي است كه يك ابرقدرت ايدئولوژي خويش را سوار بر مركب تكنولوژي به يك كشور جهان سومي در موقعيت ژئوپلتيكي افغانستان مي‌فرستد و اين بهايي است كه سياستمداران خيال‌پرداز كشور ميبايستي در آينده عواقبش را متحمل مي‌شدند.
در حال حاضر نيز اين يك واقعيت است كه افغانها بايد زندگي در كشوري كه مجري سياست‌هاي بين‌المللي است و نيروهاي بين‌المللي نقش اساسي را در ساختار سياسي و اقتصادي جامعه دارند و همه‌ جوانب زندگي به‌خصوص عرصه اجتماعي و فرهنگي را تحت تأثير مستقيم خويش قرار داده‌اند را تجربه نمايند.
نياز به تكنولوژي مدرن و فراوردهاي آن كه خواسته يا ناخواسته همراه با ضمايم فرهنگي آن از طرف كشورهاي صادر كننده به افغانستان وارد مي‌گردد، فرهنگ و سنت متصلب جامعه افغاني را در وضعيت پريشان و شكننده قرار داده، سخت متأثر نموده است.

·

دموکراسي      
دموكراسي و تروريسم ·
توسعه، دموكراسى و اهميت رسانه هاى جمعى ·
نقش و جايگاه جامعه مدني ·
جهاني شدن سياست و جامعه مدني در افغانستان مدرن ·
میز گرد آزادی بیان: حق مسئولیت ·
ریشه‌های روانشناختی دموکراسی ·
مزاری ، فریاد درد تاریخی یک ملت ·
متن صحبت دكتور همت فاريابي به مناسبت يازدهمين سالگرد شهادت عبدالعلي مزاري ·
متن مقاله محمد عوض نبي زاده درمحفل بزرگداشت از يازدهمين سالگرد شهادت استاد عبدالعلي مزاري ·
از دمکراسی چه باقی مانده است ·
تمثيل اراده مردم در پارلمان ·
دموکراسی چيست ·

Login »