ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

ورزش راه سالم زندگي


20.08.2005 01:46

حامد شفایی

ورزش بخشی از فرهنگ مردم جهان است که در طی قرون متمادی تاریخ بشر ایجاد شده و سیری تکاملی داشته است. امروزه ورزش به رشته های مختلف تقسیم شده و برای حفظ سلامتی, رشد عضلات بدن, تفریح و سرگرمی و مسابقات استفاده می شود

بعضی رشته ها ی ورزشی دارای سابقه چند هزار ساله است و بعضی ها تاریخ طولانی ناپیدا دارد مانند آب بازی و اسپ دوانی و دوش و نبردهای تن به تن و بعضی ها نیز تاریخ مشخص طولانی دارند مانند ورزشهای رزمی، جیمناستیک، کشتی و غیره. ورزشهای نيز است که تاريخ کوتاهتر داشته و از رشته های ديگر ورزشي اقتباس شده اند

مهد پیدایش ورزشهارا می توان در تمدنهای کهنی چون چین، هند، یونان، روم ملاحظه نمود. اینکه یک ورزش از کجا آمده مهم نیست بلکه مهم این است که ورزش مانند هنر باعث یکجا جمع شدن مردم و سلامتی و نشاط و دوستی انسانها می شود. مثلا برای دیدن یک مسابقه ورزشی مانند فوتبال ممکن است صدها هزار و حتی میلیونها نفر از سراسر جهان جمع شوند و با طی مسافت طولانی و هزینه گزاف سفر با اشتیاق فراوان تا آخر مسابقه تماشاچی خوب باشد. تنها چیزیکه این جمعیت عظیم را جمع می کند ورزش و یا کدام نمایش هنری مانند موسیقی است که تقریبا باهم نزدیک اند و هر دو خوشی و سلامتی و جمع شدن انسانها را سبب می شوند

ورزش و هنر مرز ندارد و متعلق به عالم بشریت است. یک هنرمند و یک ورزشکار با اینکه مردم زادگاهش به او افتخار می کنند و اورا سخت دوست دارند, او همچنان در کل جهان طرفدار دارد و تمام انسانها او را دوست دارند. حالا باید دید در کشور ما افغانستان عزیز ورزش از چه اهمیتی برخود دار است و وضعیت کنونی ورزش چگونه است؟

کمیته ملی المپیک افغانستان در سال 1935 تآسیس شد و در سال 1936 رسما به عضویت کمیته المپیک جهانی در آمد. این جای افتخار است که افغانستان یکی از اعضای قدیمی کمیته جهانی المپیک است و اغلب کشورهای جهان بعد از جنگ جهانی دوم به عضویت این کمیته در آمده اند؛ ولی جای تآسف است که ورزش در افغانستان پیشرفتی نداشته است. جنگ، فقر و عدم توجه دولت به توسعه ورزش از دلایل عدم پیشرفت ورزش در افغانستان بوده اند

با توجه به رشادت و دلاوری مردم قهرمان افغانستان و نیز زحمت و پایداری مردم ما , شایسته بود که ما در صحنه های ورزشی باید بسیار پیشرفت میکردیم, ولی دریغ که فکر و توانایی جوانان ما در راههای چون جنگ و کشتار و ویرانی و قاچاق مواد مخدر و دیگر کارهای منفی بکار گرفته می شود. آنچه ما از افغانستان می شنویم بیشتر کارهای منفی است. بجای اینکه استعدادهای جوانان زحمتکش ما در راههای کسب علم و ورزش و هنر و انسان دوستی و نجات بشر مورد استفاده قرار گیرد, متآسفانه به راههای بد کشیده شده است

در تاریخ مسابقات المپیک دیده نمی شود که ورزشکاران افغانستان برنده شده باشند. برای ورزشکاران ما, امکانات و شرایط لازم مساعد نبوده است تا خود را در حد لازم, رشد داده و به مسابقات جهانی شرکت کنند و امتیاز بیاورند

در چهارده سال حکومت حزب دموکراتیک خلق تمام توجه دولت به اوضاع سیاسی و نظامی کشور بود و در مورد ورزش اهمیتی داده نشد و در خارج از کشور که میلیونها مهاجرافغانی در پاکستان و ایران بودند, احزاب مجاهدین نیز به ورزش توجه نکردند و خیلیها از روی تعصب و نادانی ورزش کردن را حرام و یا مکروه می پنداشتن. مردم بی چاره ی ما در زیر آتش جنگهای خانمانسوز در فقر و بدبختی برای زنده ماندن تلاش میکردند و فرصتی برای تفریح و حفظ سلامتی و مسابقات ورزشی و غیره نداشتند. جامعه جهانی نیز به ورزشکاران افغانی، نه در داخل و نه در خارج توجه ی نکرد، بلکه با کمک کردن به طرفین جنگ، افغانستان را تبدیل به خاکستر خصومتهای خود نمود. در داخل کشور یک جوان باید به خدمت عسکری
می رفت و سالهای بی پایان عمرش را در جنگ میگذراند و در خارج از کشور عربها و غربیان جوانان را تشویق به پیوستن به صفوف مجاهدین و نبرد با دولت افغانستان و قوای اشغالگر روس میکردند. در هر صورت توجه به امور فرهنگی و تحصیلی و ورزشی نشد و حرکتهای خود جوش مهاجرین مانند سازمانها و اتحادیه های ورزشی علیرغم تلاشهای زیاد شان، سر انجام بدلایل گوناگون از جمله مشکلات اقتصادی و کمبود امکانات و نیافتن اجازه فعالیت، پس از مدتی تلاش و فعالیت متلاشی شدند

نگارنده خود مربی ورزش هستم و 3 سال رئیس تربیت بدنی مهاجرین افغانی در ایران بودم و با اینکه هزاران ورزشکار با استعداد و علاقمند در رشته های مختلف ورزشی داشتیم ولی از هیچ جای حمایت نشدیم و از هر طرف تحت فشار قرار گرفتیم و مسئولين تربيت بدني و کميته اماکن ايران تمام اماکن ورزشی مهاجرین را یکی پس از دیگری مسدود و ممنوع کردند و همه تلاشهای ما به هدر رفت. جامعه ایران، با ورزشکاران افغانی، بسیار با تبعیض و تعصب برخورد کرده است. در آنزمان جوانان افغانی در ایران عشق و علاقه ای شان ورزش بود و مواد مخدر در بین جوانان ما راه نیافته بود ولی افسوس در حال حاضر دهها هزار جوان افغان در ایران معتاد به مواد مخدر شده اند. پس از پیروزی مجاهدین در سال 1992 امید ما این بود که به کشورخود برگردیم و خدمت کنیم؛ متآسفانه جنگهای داخلی و همچنین عدم استقبال احزاب اسلامی از ورزشکاران باعث دلسردی آنان شد

یک ورزشکار و یک هنرمند و یا یک شخص تحصیل یافته، سالها رنج می برد و تلاش می کند تا از کارش نتیجه میگیرد و در حقیقت یک سرمایه ملی کشور است و لازم است که مورد تشویق قرار گیرند تا علاقمند باشند. ورزشکاران ما در مسابقات المپیک فرار میکنند ودر کشورهای میزبان پناهنده می شوند. درمسابقات المپیک 1980 مسکو و در المپیک 1996 امریکا و در سال 1994 اعضای تیم فوتبال کشور ما فرار کرده و پناهنده شدند، چرا؟

در زمان طالبان ، ورزش کردن آزاد نبود و در استادیوم ورزشی کابل هر روز دهها دست و پا و سر را از بدن جدا میکردند و میدان ورزشی را تبدیل به کشتارگاه انسان کرده بودند. در فیلم مستندیکه از سراسر تلویزیونهای جهان پخش شد، دیدیم که ملا متوکل وزیر خارجه رژیم طالبان به پرسش خبرنگار که سئوال نمود : ( استادیوم یک مکان سپورتی است چرا بجای سپورت در اینجا مردم اعدام
می شوند و اعضای بدن انسان قطع می شوند؟ ). ملا متوکل گفت :( من یک پیشنهاد میکنم به جامعه جهانی که برای ما یک جای دیگر درست کنند تا ما اینجا را برای سپورت اختصاص دهیم). یعنی اینکه کشورهای متمدن جهان که حکم اعدام را در کشورشان منع کرده اند بیایند و برای طالبان یک کشتارگاه انسان درست کنند تا آنها از طریق کشتن و قطع اعضای بدن انسان لذت ببرند و سرگرم باشند و ورزشکاران نیز با بدست آوردن استادیوم سرگرم سپورت شوند، از دیدگاه مولوی المتوکل، انسان کشتن یک نوع سرگرمی مانند سپورت برای شان بوده است

این است اهمیت ورزش در نزد بنیادگرایان افراطی مذهبی! در چنین فضای ورزش چگونه رشد می یابد ؟ در جای مانند استادیوم که انسانها عرق دوستی و خوشی و شادی می ریزند، طالبان و همفکرانشان، مغز زنان و کودکان مظلوم را وحشیانه با گلوله متلاشی میکنند

با سرنگونی رژیم طالبان، امیدهای تازه به وجود آمده است، اما مشکلات زیادی هنوزهم در پیشرو قرار دارند. طالبان رفتند ولی طالبان اندیشان زیادی بر سری قدرت مانده اند که خیلی ها از لحاظ فکری چندان فرقی با طالبان ندارند

در راه باز سازی تربیت بدنی افغانستان مشکلات زیادی داریم. اول در رآس کمیته ملی المپیک افرادی دلسوز و متخصص قرار داشته باشند. نبايد مسئوليتهای کميته ملي المپيک ، ادارات ورزشي، فدراسيونها و انجمنهای ورزشي کشور در اختيار يک تنظيم و يک قوم و يک گروه خاصي باشد، بلکه بر اساس تحصيلات و تجارب و شايستگي و دلسوزی انتخاب شوند. سيستم انتخابات وجود داشته باشد و مسئولين ورزشي از سوی خود ورزشکاران هر رشته ورزشي برای مدت معيني انتخاب شوند و انتخاب مجدد شان برا اساس کارکردهای گذشته ی شان باشد. نبايد چنين باشد که چون فلان شخص در کميته ملي المپيک است قوم و خويش و هم تنظيمي خود را بدون انتخاب از سوی مربيان ورزشي مقرر و بر ديگران تحميل کنند، متاسفانه موارد از اينگونه ديده شده و تعدادی زيادی از ورزشکاران ناراض هستند

از جانب دیگر مسئولین کميته ملي المپيک تلاش نمايند تا در رآس امور ورزشي افراد متخصص در رشته تربيت بدني و ورزشهای مربوطه قرار گيرند و ورزش تخصصي شود. ضمنا بايد سکتور خصوصي و شرکتهای تجاری را در امور ورزشي تشويق و ترغيب ساخت تا امور کار تنها به دوش دولت نيافتد

در اغلب کشورهای پيشرفته، معمولا رئیس یک اداره تربیت بدنی یک شهر کوچک مانند جلال آباد دارای درجه دکترا در رشته تربیت بدنی می باشد و همه چیز مسلکی پیش می رود. اگر ما در رشته تربيت بدني متخصص کمتر داريم، بايد برای آموزش جوانان با استعداد و علاقمند ما اقدام شود تا اين خلا در آينده پر شود

اما اين به آن معنا نيست که ما اصلا در رشته تربيت بدني متخصص نداريم. من شخصا با افغانهای زيادی در دوره مسئوليتم برخوردم که دارای تحصيلات ليسانس و فوق ليسانس در رشته تربيت بدني بودند و اينها مي توانند سرمايه خوب برای جامعه ورزشي ما باشند و بايد به آنها فرصت خدمت داده شود. ديده مي شود که در حال حاضر کمتر افراد متخصص در امور ورزشي در ارگانهای ورزشي افغانستان قرار دارند و اين امر ضربه شديد به پيکر جامعه ورزشي افغانستان است. ورزشکاران بايد مسئوليت شان را به افراد مسلکي و دلسوز بگمارند و نگذرانند تا ديگران بطور انتصابي افراد غير مسلکي را منصوب کنند

یک مسئول امور ورزشي متخصص لازم است که با تمام رشته های ورزشی آشنایی داشته باشد و از تاریخ پیدایش و قوانین و مقررات آن تا جای آگاهی داشته باشد، بیوکیمیا ، روانشناسی ورزشی، جامعه شناسی ورزشی، پیداگوجی ورزشی، فرهنگ ورزشی ، تاریخ ورزشی، زبانهای بین المللی را در پوهنتون در رشته سپورت خوانده باشد. در کشور ما در سالهای اخیربه هیچ وجه تخصص مطرح نبوده و تقسیم قدرت بنا به وابستگی تنظیمی و یا ملاحظات قومی و سمتی انجام یافته است

به تازگي دولت کميسيون اصلاحات اداری را ايجاد کرده است و اميد است اين کميسيون در امور ورزشي نيز توجه نمايد، ولي چيزی که بنظر من مهم است خود ورزشکاران است. ورزشکاران هر فدراسيون و ارگان ورزشي وقتي مي بينند که کارهای شان بنحو شايسته پيش برده نمي شوند و مشکل بدون کارمندان مسلکي است بايد اعتراض کنند و نگذرانند ندانم کاری و کم کاری يک و يا چند فرد کل ورزشکاران آن رشته ورزشي را دچار مشکل کند

قابل ذکر است که برای شرکت در المپیک آتن پنج ورزشکار از کشورمان شرکت کردند که در بین شان دو دختر نیز حضور داشتند و اینکه پس از سالها شاهد حضور بانوان افغان در صحنه ورزشی هستیم جای بسی خوشبختی است

در اخير برای تمام ورزشکاران کشورمان آرزوی موفقيت نموده و از مسئولين امور ورزشي مخصوصا مسئولين دلسوز کميته ملي المپيک افغانستان قدردارني مي نمايم
شفايي


دوستان عزيز ورزشکار و ورزش دوست
سايت کانون علاقمند است تا ورزشکاران شايسته و مسئولين دلسوز آنرا، مخصوصا مربيان ورزشي را معرفي کند و همچنين در امور ورزشي و تعميم ورزش در کشور مان نظرات و نوشته های شما را دريافت نموده و بنشر برساند
لذا خواهشمند است تا با ما در اين راه مقدس همکاری نماييد

مديريت سايت کانون

·

ورزش      
جشنواره ورزشي روز ملي المپيك ·
تيم کرکت افغانستان يک کلپ کرکت انگلستان را شکست داد ·
تیم تیکواندوی افغانستان دربین سی کشور حایز مقام اول شد ·
بازى‌هاى جام جهانی و چهل هزار زن روسپی ·
کلپ بکسنگ و پهلوانی شورای چهاردهی افتتاح شد ·
افغانستان در مسابقات کاراته حایز مقام سوم شد ·
چهارتن ورزشکار پرورش اندام عازم چین شدند ·
بازگشت ورزشکاران افغان از آلمان ·
مسابقه های ورزشهای رزمی در کابل ·
ورزشکاران اناث افغان به ايران مى روند ·
اعضاي تيم ملي فوتبال كشور مشخص شد ·
ورزش راه سالم زندگي ·
بازديد قهرمان فوتبال زنان از كابل ·

Login »