ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

محقق نسب٬ قربانی فرهنگ فقير قبيلوی


17.10.2005 22:48

دوشنبه، 25 مهر، 1384


محقق نسب٬ قربانی فرهنگ فقير قبيلوی

صحبت از موسي و عيسي و محمد نابجاست

قرن ِ موسي چمبه هاست! فريدون مشيری


اين روزها برای محقق نسب روزهای سختی است. او در شرايطی در چنگ نادانی قبيله اسير است که بسياری ها می دانند او بيگناه است و جرمی به غير از توانايی درکش در يک فرهنگ فقير و قبيلوی ندارد. اما شرايط به گونه ای است که هيچکس نمی خواهد برای انسانيت٬ به خاطر کرامت آزادی بيان و يا برای عدالت و حتی برای دفاع از آبروی اسلام هم که شده صدای اعتراض خود را به صورت جدی بکشد. هزاره بودن هم جرم ديگر محقق نسب است که او را در ميان ملا و روشنفکر افغانستان تنها و مظلوم ساخته است. امروز که محقق نسب با قلم و بيانش پايه های فکری استبداد و فرهنگ فقير قبيلوی را هدف گرفته است٬ فقط شاهد رنج و مظلوميت او هستيم. نه از دولت صدايی برمی خيزد و نه از مدعيان اپوزيسيون. محقق نسب را تنها در چنگال دستگاه طالبانی فضل الهادی شينواری انداخته اند تا می توانند بر سر او عقده گشايی کنند.

در قرن بيست و يک در افغانستان ملا متوکل ها و ملا سلام راکتی ها که شمشير به دستند نه تنها محاکمه نمی شوند که معزز و محترمند. بر بالاترين مقام عدالت کسی چون فضل الهادی شينواری تکيه زده است که به غير از ريش طويلش ديگر چيزی که نشانی از درک دين و اسلام داشته باشد در کردار و گفتارش ديده نمی شود. اما محقق نسب به خاطر نوشتن و ابراز نظرش با دستانی زنجير شده و با سری تراشيده بايد در برابر کسانی پاسخگو باشد که حتی سواد درست خواندن و نوشتن را هم ندارند. عجب نفرين شده وطنی است اين افغانستان!

تا به امروز اين مدعيان دروغين دين و عدالت آيا طالبی را به جرم قتل هزاران انسان محاکمه کرده اند؟ می بينيم که در فرهنگ فقير قبيلوی همه چيز مسخره است: محکمه٬ عدالت٬ قاضی٬ آزادی بيان٬ دموکراسی٬ انتخابات٬ حقوق بشر٬ قانون اساسی٬ سرود ملی و غيره.

در سايت وحدت نت خواندم که چند ملا به زندان رفته اند تا با محقق نسب مناظره کنند. در برابر اين مناظره ی اوغاني چه می توان گفت٬ به غير از٬ از حيرت به خود پيچيدن و از اين روزگار سياه خون دل خوردن.

مقاله ی محقق نسب را چند بار خواندم که ببينم کجايش ملايان را آزرده است. هرچه دقيق شدم به هيچ چيزی برنخوردم که رنگ رد اسلام را داشته باشد. کاملا بحثی فقهی و کلامی بود. بحثی درون دينی که با ادبياتی بسيار پاک تلاش کرده است تا يک نظر نه چندان فقهی و کلامی را روشن بسازد. (۱) محاکمه ی عالمی به بهانه ی آن مقاله٬ بيانگر عمق فساد و تباهی فکر و انديشه در افغانستان و خصوصا در ميان ملايان آن است. گذشته از اين٬ بر فرض که محقق نسب از برون اسلام را رد کرده باشد. اين در قرن بيست و يک يک امر طبيعی و حق اوليه هر انسان دانسته می شود که آزادانه نظرش را ابراز کند.

نوشته ی محقق نسب نه نيازمند محاکمه و شکنجه است که محتاج يک مجادله و بحث درون دينی می باشد. اما به يقين می توان ادعا کرد که در جمع ملايانی که او را به بند کشيده اند کسی يافت نمی شود که توان نوشتن نقدی بر نوشته ی محقق نسب را داشته باشد. به خاطر همين عدم توانايی و فقر فکری است که راهی به غير از خشونت و سرکوب ندارند. در غير اين٬ اگر نظر محقق نسب اشتباه است چرا از يک نظر اشتباه هراس دارند؟ يک نظر اشتباه با نقد و نماياندن اشتباهی آن٬ خود به خود٬ هم خود و هم صاحب نظر را از چشم ها می اندازد. اين که به جای نقد يک نظر٬ صاحب نظر را محکم گرفته اند٬ هيچ توجيهی ندارد به جز اينکه گفته شود که در برابر نظر توانی ندارند٬ اما می خواهند که صاحب نظر را شکنجه کنند تا عقده ی ناتوانی خويش را بگشايند. در کنار اين٬ اصلا مهم نيست که گفته و نوشته چه است٬ بلکه هرکس حق دارد که نظر خود را آزادانه بيان کند.

گفته می شود که از سوی علمای شيعه٬ شيخ آصف محسنی قندهاری شاکی است و از سوی علمای سنی هم همکاران فضل الهادی شينواری از محقق نسب شکايت دارند. راستی اگر اسلام همینی باشد که محسنی و فضل الهادی شينواری و سياف علمدارش هستند٬ اين اسلام ديگر چه تقدسی می تواند داشته باشد؟ اگر اسلام همين است پس در قرن بيست و يک٬ وظيفه ی هر انسان معتقد به عدالت٬ آزادی و کرامت بشر است که به مبارزه با اين اعتقادات انحرافی و ضد انسانی بپردازد و بشر را از چنگ و گزند اين افکار شيطانی نجات دهد.

محقق نسب بهای فرزانگی خويش را در جامعه ای می پردازد که قرن ها است در آن به غير از حرمت و اطاعت از کسانی چون ملا عمر و امير عبدالرحمان٬ ارزش های انسانی تعليم و تعلم نشده است. در جامعه ای که محترم ترين فردش در ساختار حکومت ظاهر شاه باشد٬ غير از اين ديگر چه می توان انتظار داشت؟ در کجای تاريخ اين ۲۵۰ سال در اين وطن انسانيت ديده ايم که امروز از اين اعمال غير مدنی ناله می کنيم؟
نوشته ای جعفر عطایی

·

مقالات علمي      
ادبیات چیست؟ ·
قسمت اول - درآمدی بر سير نثر فارسی دری ·
تشيع و تصوف، تحقيقي اجمالي برپيدايش تصوف و ارتباط ان با تشيع ·
پیشینه تاریخی زبان پارسی دری ·
تحقيقي درباره‌ي تاريخ تشيع-هزاره‌ها در افغانستان ·
نگاهي به حقوق اقليت هاي محروم در افغانستان -ازعبدالحکیم سلیمی ·
درنگی بر دو ديدگاه: تاجك و ايرانی و افغان چرا؟ ·
ارتداد در اسلام -از علی محقق نسب ·
تحليل گفتمانى جهانى شدن ·
محاكمه؛ به جرم ابراز نظر ·
محقق نسب٬ قربانی فرهنگ فقير قبيلوی ·
روشنفكر امروز افغاني و جهان متفاوت‌ ·
گونه‌شناسی مطالعه سنت و تجدد ·
قلب واقعیتهای تاریخی و هویت ملی درافغانستان ·
واژه شناسی زبان فارسی دری ·
نا همگونیهای املایی زبان فارسی ازنبی عظیمی ·
گونه هاي زبان فارسي ·
زبان فارسی ·
بحثی پیرامون پیدایــــــش و پرورش زبــان دری ·
سه نام بر يک زبان ·
تــرکــان و زبــان فـارسـی ·
نظریه پردازی علم در ماورا الطبیعه ·
ادبیات ترکی د رمسيرزمان ·

Login »