ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

محاكمه؛ به جرم ابراز نظر


26.10.2005 00:23

عباس بصير
آقاي محقق نسب مدير مسئول ماهنامه حقوق زن چندي قبل به جرم نوشتن مقاله جنجالي ارتداد به زندان افتاد و مورد محاكمه قرار گرفت.
به اين ارتباط كه اين مقاله چقدر عالمانه است فعلاً نظري ندارم. آنگاه كه احساسات فروكش كند به نقد آن پرداخته خواهد شد. در اين فرصت، مي خواهم به اين سئوال پاسخ دهم كه آيا آقاي محقق نسب با نوشتن اين مقاله مرتكب كدام جرمي شده بود تابه زندان بيافتد ياخير؟ برفرض اينكه ايشان مرتكب جرم شده باشد، راه قانوني اي كه بايد براي تعيين مجازات و اجراي مجازات طي مي شد چه بود؟ آيا راهي را كه مدعي العموم و ستره محكمه در پيش گرفت قانوني بود و مناسب با شأن يك محقق و نويسنده و صاحب نظر؟
آنچه موجب خشم و غضب مدعي العموم و ستره محكمه و ساير شاكيان در برابر مدير مسئول ماهنامه حقوق زن گرديد، انكار احكام جزايي ارتداد توسط ايشان است. به زعم مدعيان، نويسنده مقاله با انكار احكام جزايي ارتداد مرتد شده است و بنابراين بايد مجازات مرتدين بر ايشان اعمال گردد. چنانكه قبلاً اشاره شد، فعلاً كاري به درستي يا نادرستي اين نظر ندارم، سخن در اين است كه آيا انكار احكام جزايي ارتداد، باعث ارتداد مي شود يانه؟
ارتداد چيست؟
ارتداد برگشت از اسلام به كفر است و مرتد كسي است كه از اسلام به كفر بر گشته باشد. برگشتگان از دين بر دو دسته اند:
1- گروهي كه بادين اسلام كاملاً خدا حافظي نموده، اديان ديگر يا بي ديني را بر مي گزينند.
2- گروهي كه به انكار ضروريات دين مي پردازند.
همانگونه كه باز گشت از اسلام موجب ارتداد مي گردد، انكار ضروري دين نيز باعث ارتداد مي شود. ضروري دين موضوعي است كه به طور بديهي از دين فهم مي گردد و هركس اعم از عالم و جاهل آن را جزء احكام اسلام مي دانند، مانند وجوب نماز، وجوب روزه، وجوب زكات، وجوب حج و امثال آن. انكار ضروري دين از آن جهت موجب ارتداد مي گردد كه به تكذيب خدا و پيامبرخدا مي انجامد. كسي كه بديهيات و ضروريات دين را قبول ندارد، مثل اين است كه پيامبر خدا را تكذيب نموده است و تكذيب پيامبرا خدا كفر است. اما اگر انكار موضوعي، به تكذيب خدا و پيامبر خدا بر نگردد، بلكه با اتكا به يك سلسله دلايل علمي انتساب آن موضوع به خدا و پيامبرش مورد نفي قرار بگيرد، ارتداد تحقق نيافته است.
در نوشته ارتداد، نويسنده مجرمانه بودن عمل را منكر شده مي گويد: درست است كه ارتداد از ديدگاه قرآن حرام است، ولي جرم و قابل مجازات نيست، مانند كذب، ربا ياخودكشي كه حرام تلقي مي شوند، اما جرم محسوب نمي شوند. چنانكه ملاحظه مي شود اصل حرمت ارتداد و در نتيحه ممنوعيت آن در اين مقاله مورد پذيرش قرار گرفته است و بااستناد به آياتي از قرآن به اثبات رسانده شده است. سخن در مورد مجرمانه بودن عمل و مجازات دنيوي آن است. اين مجازات در قرآن مطرح نگرديده است. احاديثي هم كه براي اثبات مجرمانه بودن عمل و مجازات شديد آن مورد استناد فقيهان قرار گرفته، از نظر نويسنده به آن اندازه قوي نمي باشد كه براي اثبات يك چنين مجازات سنگيني (قتل) كفايت كند.
آيا انكار مجرمانه بودن ارتداد و نفي مجازات دنيوي براي آن، انكار ضروريات دين است؟ به نظر مي رسد با توجه به صعوبتي كه اثبات جزاي قتل براي ارتداد دارد، آن را ضروري دين پنداشتن مشكل است. البته اين سخن هرگز به آن معني نيست كه هيچ دليلي برمجرمانه بودن عمل ارتداد وجود ندارد، منظور اين است كه همين صعوبت ارائه دليل براي مجرمانه بودن ارتداد، گواه آن است كه مجازات تعيين شده براي ارتداد جزء احكام ضروري دين نمي باشد. بلي، ممكن است با انكار جرم بودن ارتداد، خرق اجماعي صورت گرفته باشد، چون گفته مي شود كه احكام جزائي ارتداد مورد اتفاق علماي شيعه وسني مي باشد، ولي اجماع شكستن هيچگاهي موجب ارتداد نمي شود، مگر اينكه نفي اجماع به تكذيب پيامبر و ائمه معصومين(ع) بيانجامد و نفي كننده با علم به اينكه پيامبر و يا در كل معصوم را تكذيب مي كند، به انكار بپردازد.
بنابراين در مقاله ارتداد، نه انكار ضروري دين صورت گرفته است تا موجب ارتداد نويسنده آن گردد ونه دليل ديگري بر ارتداد نويسنده وجود دارد، مگر اينكه بگوييم نويسنده از پذيرش سنت به حيث يكي از منابع استنباط احكام ابا ورزيده است، ولي اثبات اين ادعا هم از متن مقاله مشكل است.
برفرض بپذيريم كه نويسنده مرتكب جرمي شده است، اما راهي كه براي محاكمه ايشان پيموده شده كاملاً غير قانوني بود. زيرا اين جرم (برفرض پذيرش) از جرايم مطبوعاتي است و جرايم مطبوعاتي بايد در كميسيون بررسي تخلفات مطبوعاتي مورد رسيدگي قرار گيرد. قانون رسانه هاي همگاني در ماده سي و يكم، نشرمطالب ذيل را در مطبوعات ممنوع اعلام كرده است:
1- مطالبي كه مغاير با اصول اسلام و توهين به ساير اديان و مذاهب باشد .
2- مطالبي كه موجب هتك حرمت و افتراء به اشخاص گردد.
در ماده چهل ويكم مقررمي دارد كه به منظور بررسي تخلفات مندرج اين قانون كميسيون بررسي به تركيب ذيل تشكيل مي گردد:
- وزير اطلاعات و فرهنگ به حيث رئيس
- نماينده اكادمي علوم افغانستان به حيث عضو
- دو تن نمايند گان پوهنحي ‌‌‌ژور ناليزم به حيث اعضا
- نماينده كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان به حيث عضو
- دوتن نمايند گان اتحاديه ژورناليستان به حيث اعضا
باوجود قانون رسانه هاي همگاني، رسيدگي به تخلفات مجله حقوق زن در ستره محكمه، خلاف صريح قانون است. جاي تأسف است كه اين تخطي از سوي ارگاني صورت مي گيرد كه خود بايد حافظ و نگهبان قانون باشد.
برخورد ستره محكمه با نويسنده مقاله ارتداد، در عين اينكه غير قانوني بود، برخلاف حقوق بشر و مخالف شئونات يك نويسنده و يك صاحب نظر نيز بود. باوي مثل يك جنايت كار جنگي برخورد مي كردند. اورا با دستان ولچك زده به محضر مي آوردند. وضعيت روحي و رواني آقاي محقق نسب در دور دوم محاكمه علني به روشني نشان دهنده آن بود كه ايشان يا مورد ضرب وشتم قرار گرفته و يا اينكه به شدت توهين و تحقير گرديده است. وي در دور اول محاكمه خود، با جسارت توانسته بود از خود دفاع نمايد، اما اين بار توان دفاع را از او گرفته بودند. گرفتگي روحي او حاكي از وجود يك فشار سنگين بيروني بود كه بروي تحميل گرديده بود. آياكسي كه به جرم ابراز يك عقيده به محاكمه كشيده مي شود در يك چنين شرايطي مي تواند از تفكر و انديشه و آنچه كه او نوشته و به رشته تحرير در آورده، دفاع معقول ومنطقي نمايد؟ همينكه در كل دنيا براي رسيدگي به جرايم مطبوعاتي كميسيون ويژه اي را در نظر گرفته اند، بخاطر اين است كه ماهيت جرم در اينجا باماهيت ساير جرايم به كلي متفاوت است و در نتيجه شيوه برخورد با قضيه نيز تفاوت مي كند.
واقعيت اين است كه افغانستان براي نجات، قبل از هر چيز نياز به تفكر و انديشه آزاد دارد، حتي انديشه اي كه قالبهاي سنتي و معمول و رايج تفكر را بشكند. اگر كسي برخلاف تفكر رايج ‌‌‍‌‍[ولوبرناحق] سخني را مطرح مي سازد، بايد باوي با احترام برخورد كرد و براي مسئله اي كه مطرح كرده پاسخ منطقي و عالمانه فراهم آورد. اينجاست كه تفكر رشد مي كند، متفكران به خلاقيت و نو آوري مي رسند و سرانجام جامعه به يك جامعه متفكر و انديشمند تبديل مي گردد. تنها زماني مي توان دست به خشونت برد و رويه سختگيرانه را در پيش گرفت كه متفكر به معاند تبديل شود و از سر لجاجت و عناد بر باطل اصرار بورزد و موجب از هم گسيختن نظم و آرامش جامعه گردد.
باكمال تأسف كساني كه آقاي محقق نسب را به زندان انداختند و بر دست و پاي او ولچك زدند، يك مقاله هم بر رد مقاله او ننوشتند. قبل از اينكه يك بحث علمي روي موضوع صورت بگيرد، او به زندان افتاد. آيا در يك چنين فضا، امكان رشد تفكر و انديشه وجود دارد؟ هرگاه متفكر به جرم يك سخن نو به زندان انداخته مي شود، اين تنها متفكر نيست كه به زندان مي رود، بلكه تفكر و انديشه هم زنداني مي گردد.
از اينجاست كه موضوع زنداني شدن آن متفكر از يك موضوع شخصي بيرون آمده، به درد يك جامعه تبديل مي گردد و برهمه متفكران و طرفداران آزادي انديشه و بيان اين مسئوليت را مي گذارد كه براي حراست از آزادي تفكر و انديشه به حمايت از وي بپردازند.

·

مقالات علمي      
ادبیات چیست؟ ·
قسمت اول - درآمدی بر سير نثر فارسی دری ·
تشيع و تصوف، تحقيقي اجمالي برپيدايش تصوف و ارتباط ان با تشيع ·
پیشینه تاریخی زبان پارسی دری ·
تحقيقي درباره‌ي تاريخ تشيع-هزاره‌ها در افغانستان ·
نگاهي به حقوق اقليت هاي محروم در افغانستان -ازعبدالحکیم سلیمی ·
درنگی بر دو ديدگاه: تاجك و ايرانی و افغان چرا؟ ·
ارتداد در اسلام -از علی محقق نسب ·
تحليل گفتمانى جهانى شدن ·
محاكمه؛ به جرم ابراز نظر ·
محقق نسب٬ قربانی فرهنگ فقير قبيلوی ·
روشنفكر امروز افغاني و جهان متفاوت‌ ·
گونه‌شناسی مطالعه سنت و تجدد ·
قلب واقعیتهای تاریخی و هویت ملی درافغانستان ·
واژه شناسی زبان فارسی دری ·
نا همگونیهای املایی زبان فارسی ازنبی عظیمی ·
گونه هاي زبان فارسي ·
زبان فارسی ·
بحثی پیرامون پیدایــــــش و پرورش زبــان دری ·
سه نام بر يک زبان ·
تــرکــان و زبــان فـارسـی ·
نظریه پردازی علم در ماورا الطبیعه ·
ادبیات ترکی د رمسيرزمان ·

Login »