ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

سه نام بر يک زبان


14.10.2005 02:30


اکتم خالق نظر

برگرفته از: بي بي سي فارسي


دری، تاجيکی و فارسی، سه نام بر يک زبان

اکتم خالق نظر
مولف "غلط ننويسيم" در تاجيکی


معمولا هر گاه که سخن در باره زبانهای فارسی، دری و تاجيکی می رود، اين هر سه را به سه شاخه يک درخت مانند می کنند. به يک درخت عظيم و توانا که ريشه هايش بس در ژرفاهای ژرف رفته اند و از آن ژرفاها آب می خورند، غذا می گيرند. و اگر به ژرف انديشی به اين ژرفاها بنگريم، درواقع همين طور است.
درواقع آب و غذا، خاک، طبيعت و سرشت اين سه شاخه يک است. در طی بيشتر از هزار سال که اين زبان به اين گونه تشکل يافته عرض هستی دارد، از آن مردمان ايران، افغانستان، آسيای ميانه و از آن ميان مردم تاجيکستان استفاده می کردند.

چنان که در پژوهشهای دانشمندان آمده، اين زبان در سده های 7 تا 8 ميلادی در شمال و شرق ايران، افغانستان شمالی و در جنوب آسيای ميانه، از آن ميان در جنوب تاجيکستان مقام استواری را صاحب گشته بود. و اين بود که اين زبان نخست در دربار طاهريان و سفاريان، و پسان هنگامی که دولت سامانيان بنياد يافت، در دربار ايشان زبان رسمی، زبان علم و ادب گرديد. و محض بخارا و بلخ گهواره اين زبان گرديد.

به اين مناسبت آوردن سخنان شاعر بزرگ ايران، ملک الشعرا بهار از کتاب ارزشمند ايشان سبک شناسی بمورد است که گفته: چون بعد از اسلام در بخارا و سمرقند کتابهای نظم و نثر را به زبان دری نوشته اند و شعرای خراسان هم بدان زبان شعر گفته اند و اين زبان بتدريج به ساير ايران سرايت کرده است. می توانيم يقين شويم که زبان دری همان زبان بلخ و بخارا و خراسان و زبان مانی همه يکی است و اصل آن زبان دری است."

و اين نکته لازم به تاييد است که اين همه برای پارسی گويان سه کشور ايران، افغانستان و تاجيکستان مشترک است، تنها ديرتر به خود نام فارسی را گرفته در سراسر جهان با همين نام مشهور شده است. جمله اهل ايجاد بخارا، که تاجيکستان امروزه يک پاره قلمرو آن بود، زبان خود را فارسی گفته اند.

نام ديگر نهادن بر فارسی تاجيکان

اما در آغاز سالهای بيستم سده، پس از آن که سلطه کمونيستی در آسيای ميانه و از آن ميان در تاجيکستان امروزه مستقر شد، به گمان نزديک به يقين طبق دستور، تاجيکان از واژه فارسی دست کشيدند و زبان خود را تاجيکی گفتند.

همزمان با اين دستور زبان تاجيکی از دستور زبان روسی نسخه برداری شد، به زبان شماره افزون واژه های بيگانه تبار از زبانهای روسی و ازبکی و همچنين واژه های بين المللی بدون ضرورت (چرا که در فارسی مرادفهای بيشتر آنها وجود دارد) داخل شد.

اينچنين با گناه اهل قلم آن سالها در زير نقاب دمکراتانی در زبان فعلهای ترکيبی فعلی مانند شده ماند به جای شد، خنديده فرستاد به جای خنديد، کشيده پرتافت به جای کشيد و غيره؛ صفتهای فعلی ساخته مانند کتاب می خواندگی من يا کتاب خوانده ايستادگی من به جای کتابی که من می خوانم، نقل کرده می دادگی من به جای نقل می کنم و غيره پيدا شدند.

اين همه حسن سخن را کاسته ذوق مردم را پست کرده است. و جای دريغ است که به اصطلاح زبان شناسان تاجيک آنها را در دستورهای زبان داخل کرده اند.

غير از اين، همه در نوشتار و گفتار تاجيکان به علت ناگاهی و کم مطالعه بودن غلط بس فراوان است. فعلا پاک ساختن زبان از اين عنصرهای نامطلوب زحمت افزون می خواهد. و اگر به طريق اجمالی گفتيم، زبان امروزه تاجيکی اصالت خويش را بس از دست داده و نمی تواند در ميان اين سه شاخه وظيفه پيشبر را داشته باشد.

و در باره زبان دری که امروز در افغانستان به آن فارسی می گويند: نزيک نيم قرن پيش آن را فارسی کابلی می گفتند. سبب تغيير نام به گمان من اين است که ميان مردمان همزبان سه کشور جدايی انداخته شود. چنانکه در تاجيکستان به همين سبب نام زبان را ديگر کردند.

در پايان سالهای هشتادم سده گذشته بر اثر بالا رفتن خويشتن شناسی مردم در برابر واژه تاجيکی در قوسين واژه فارسی نيز نشان داده شد. اين نکته در قانون اساسی تاجيکستان نيز ثبت گشته بود. اما در نيمه اول سالهای نودم پارلمان تاجيکستان واژه فارسی را از قانون اساسی برداشت.

اگر فارسی زبان هفتم سازمان ملل شود

و اما زبان فارسی در ايران رو به شکوفايی دارد. احساس می شود که آن از جانب دولت با غمخواری فرا گرفته شده است. سطح زبان دانی مردم نسبت به تاجيکان بمراتب خوب است که اين از کار خوب نظام آموزش و پرورش گواهی می دهد.

دستورهای زبان با کمال مسئوليت و وظيفه شناسی و کاردانی تاليف شده اند. در ايران لغت نامه ها و فرهنگهای زيادی مرتب گشته اند. در رشته واژه سازی نيز کارهای بزرگی انجام داده می شود که مثلش را ما تاجيکان می توانيم تنها آرزو کنيم.

غرض از اين گفته ها اين است که ما تاجيکان با استفاده از پيشرفتهای ايرانيان در رشته زبان بايد وضع زبانمان را بهبود ببخشيم. همزمان گمان می کنم به جای بحثهای بيهوده که اين سه زبان است، زبانمان را فارسی اعلان کنيم. در عکس حال، ما نمی توانيم خود را وارثان آن تمدن بزرگ شماريم. فقط اين نکته را تاکيد کنم که برای نمونه اگر فردا زبان فارسی در سازمان ملل متحد به حيث زبان هفتم پذيرفته شود، ما با زبان تاجيکی خود چه کار می کنيم؟



·

مقالات علمي      
ادبیات چیست؟ ·
قسمت اول - درآمدی بر سير نثر فارسی دری ·
تشيع و تصوف، تحقيقي اجمالي برپيدايش تصوف و ارتباط ان با تشيع ·
پیشینه تاریخی زبان پارسی دری ·
تحقيقي درباره‌ي تاريخ تشيع-هزاره‌ها در افغانستان ·
نگاهي به حقوق اقليت هاي محروم در افغانستان -ازعبدالحکیم سلیمی ·
درنگی بر دو ديدگاه: تاجك و ايرانی و افغان چرا؟ ·
ارتداد در اسلام -از علی محقق نسب ·
تحليل گفتمانى جهانى شدن ·
محاكمه؛ به جرم ابراز نظر ·
محقق نسب٬ قربانی فرهنگ فقير قبيلوی ·
روشنفكر امروز افغاني و جهان متفاوت‌ ·
گونه‌شناسی مطالعه سنت و تجدد ·
قلب واقعیتهای تاریخی و هویت ملی درافغانستان ·
واژه شناسی زبان فارسی دری ·
نا همگونیهای املایی زبان فارسی ازنبی عظیمی ·
گونه هاي زبان فارسي ·
زبان فارسی ·
بحثی پیرامون پیدایــــــش و پرورش زبــان دری ·
سه نام بر يک زبان ·
تــرکــان و زبــان فـارسـی ·
نظریه پردازی علم در ماورا الطبیعه ·
ادبیات ترکی د رمسيرزمان ·

Login »