ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

مصاحبه با آقای محقق -از نشریه مشارکت -1


17.10.2005 22:51

مصاحبه اختصاصي با استاد حاجي محمد محقق
قسمت اول
مشاركت: با تشكر استاد كه در اين روز تعطيلي وقت خود را در اختيار ما گذاشتيد و آماده شديد براي مصاحبه. اولين سؤال را در رابطه با انتخابات مطرح مي كنيم، چون مهمترين رويداد است در كشور ما، به نظر شما انتخابات پارلماني چگونه برگزار شد، با توجه به اينكه شما در انتخابات رياست جمهوري بيشترين شكايت ها را داشتيد انتخابات پارلماني در مقايسه با انتخابات رياست جمهوري چگونه برگزار شد؟
محقق: تشكر از دست اندركاران نشريه مشاركت ملي؛ راجع به مسئله انتخابات عرض شود كه ما در انتخابات پارلماني، در قانون انتخابات و در توزيع چوكي ها مشكلات داشتيم نظر ما در مورد قانون انتخابات، سيستم تناسبي بود كه دولت با ما در اين رابطه موافقه نكرد و سيستم اكثريتي تكرأي را آورد، ما در اين مسئله مشكلات متعدد داشتيم كه آن دوره اش گذشت. در باره توزيع غير عادلانه چوكي ها مسئله داشتيم كه آن هم گذشت، در باره برگزاري انتخابات ما اين انتخابات را نسبت به انتخابات رياست جمهوري به مراتب بهتر مي دانيم؛ چون تقلب سازمان يافته اي كه گويا پشت سر قضيه كساني انتخابات را خراب بكند، چنين چيزي را ما به نتيجه نرسيديم، انتخابات خوب بود. فقط ما در بعضي موارد اشكالاتي داريم، در محلات؛ از جمله اشكال سر قضيه ارزگان است، ولسوالي نورستان ارزگان خاص؛ در آنجا انتخابات درست برگزار نشد، مردم محروم شدند، سايت هايي كه در محلات ارزگان در نظر گرفته شده بود، آنها را براي شان ندادند. يا مثلاً در زابل، در بعضي موارد در غزني هم رأي ها به نحوي ديگري تنظيم شده بودند؛ اما در مجموع پروسه انتخابات را ما خوب مي بينيم. مخصوصاً در شمارش آراء نيز بسيار دقت مي شو د، ناظرين ما كه راپور دادند، كارها را خوب گفتند. فلهذا ما نسبتاً انتخابات پارلماني را اگر نگوييم كه انتخابات شفاف است، حد اقل مي گوييم قابل قبول است.
مشاركت: ناظرين اتحاديه اروپا و همچنين فيفا و بعضي از ناظران ديگر شكايت داشتند كه مسئولين محلي سايت ها، آراي مردم را به نفع كانديدهاي خاص، منحرف مي كردند. بعضي شان حتي خريداري شده بودند تا در جهت افراد خاص همكاري كنند، در حالي كه در انتخابات رياست جمهوري برعكس، ناظران بين المللي اظهار رضايت كرده بودند. شما اين قضيه را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ آيا اين خوشبيني كه شما در اين انتخابات نسبت به انتخابات قبلي داريد، به جايگاه شخصي خودتان ارتباط نمي گيرد؟ مثلاً اگر آراء اول را نمي داشتيد هم اينطور قضاوت مي كرديد؟
محقق: البته گپي كه اتحاديه اروپا يا فيفا گفته آن هم واقعيت است. من هم اشاره كردم، در اين مورد تخلفاتي بوده؛ ولي تخلفات سازمان يافته از طرف دولت يا كارمندان انتخابات نبوده؛ مثلاً اگر يك سوپر وايزر در يك جاي تخلف مي كند، ورأي را بالا و پايين حساب مي كند، يا در يك منطقه يك والي دخالت مي كند يا قوماندان امنيه؛ اينها تخلفات لوكل و محلي است. اين را نمي تواند آدم يك تخلف سازمان يافته بگويد. اين نواقص بوده و ما هم قبول داريم؛ اما نه به ميزان انتخابات رياست جمهوري.
در ارتباط اينكه من اين انتخابات را قابل قبول مي گويم، بخاطري كه من در اين انتخابات اول هستم، زياد ارتباط نمي گيرد؛ چونكه تنها من نيستم، با يك گل بهار نمي شود. اگر من تمام رأي كابل را هم مي بردم آنقدر كارساز نبود؛ اما من از مجموع انتخابات و مجموع مناطق راضي هستم. گزارش هايي كه به ما آمدند؛ ولو در بعضي جاها كانديداني كه من معرفي كرده بودم رأي نياورده است، من نمي توانم بگويم كه انتخابات خراب بود، شايد همان نفر نواقص داشته است.
مشاركت: استاد شما در جريان تبليغات انتخاباتي، هميشه از يك تيم مقتدر صحبت مي كرديد، چه از نظر كمي و چه از نظر كيفي؛ ولي بعضي ها انتقاد دارند كه افرادي را كه شما معرفي كرده ايد، از نظر كيفي افراد قوي نيستند، شما ارزيابي تان چيست، راضي هستيد از تيمي كه وارد پارلمان خواهد شد با شما؟
محقق: البته اگر بگوئيم كساني كه در پارلمان افغانستان انتخاب شده، اينها آدم هاي كيفي هستند يا بعضي هاي شان، اين را بايد اعتراف بكنيم كه تمام كساني كه به پارلمان مي روند، چه آنهايي كه ما معرفي كرديم يا ديگران، كيفي نيستند. اينها بايد ياد بگيرند، بياموزند از تجربه ديگر دنيا. خود اينها تجربه كار آزمايي ندارند. در افغانستان در دهة دموكراسي كه يك پارلمان دموكراتيك نيم بند بوده آن تجربه به هيچ وجه، اول منتقل نشده به دورة فعلي و اين نسل، كاملاً نسل جديد هستند؛ دوم اگر منتقل هم شده، شايد تجربه كافي نبوده. ما يك جنگ بيست و پنج ساله را پشت سر گذاشته ايم. نسل جديدي كه آمده همه اينها بدون تجربه پارلمان است؛ ولي ما اميدوار هستيم كه اينها آدم هاي خوبي هستند و با سواد هستند، بعضاً هم اگر سواد كافي ندارند، حد اقل يك تجربه طولاني دارند، مردم را ديدند، مي شود كه اينها بياموزند، نه تنها وكلاي من بلكه تمام وكلاء. جامعه جهاني همانطوري كه ارتقاء ظرفيت را در وزارتخانه ها و ديگر جاها دنبال دنبال مي كند، عين كار در ارتباط به پارلمان نيز صورت بگيرد. قانون سازي را، اداره پارلمان را. اينها كل شان نياز به يك آموزش دارند. البته اينقدر گفته مي توانم تيمي كه با من وارد پارلمان خواهند شد، براي پارلمان آينده افغانستان يك لنگر و يك ثبات خواهد بود.
مشاركت: سياست هاي بعدي شما در پارلمان اگر مختصر بگو ييد چه خواهد بود؟ گرچه فعلاً شايد زود هم باشد؟
محقق: البته من تا هنوز فرصت اين را پيدا نكرده ام كه بگويم در پارلمان پيش رو چگونه حركت خواهيم كرد، اگر منظور صف بندي ها و جناح بندي ها باشد؛ ولي من سعي مي كنم يك گروپ پارلماني مفيدي را سازماندهي كنم و از طريق آن، به برنامه هاي بازسازي، انكشاف متوازن، تأمين امنيت و مبارزه با مواد مخدر، كمك بكنيم.
مشاركت: انكشاف متوازن يكي از شعارهاي اساسي تان در تبليغات انتخاباتي نيز بود، شما اميدوار هستيد كه به اين شعار و به اين وعده اي كه به مردم سپرده ايد، موفق ميشويد؟
محقق: البته ما به مرد قول داديم كه در اين راستا تلاش مي كنيم؛ اما اينكه حتماً اين كار را مي كنيم، آن يك مرحله ديگر هست، تلاش ما همين خواهد بود، اميدوار هستيم كه دولت افغانستان مردم اين كشور را به يك نگاه ببيند و سعي شود كه تمام افغانستان ساخته شود، وقتي كه تمام افغانستان ساخته شد، طبعاً انكشاف متوازن به وجود مي آيد و آن وعده هايي كه ما به مردم داديم انشاءالله تحقق پيدا مي كند.
مشاركت: ولي اگر چنانچه به دليل بعضي از مشكلات با موانع برخورد كنيد، و انتظار مردم را بر آورده نتوانيد، در چه موقعيت قرار مي گيريد؟
محقق: ديگر باز همان ساعت و همان مصلحت، باز تصميم ميگيريم كه چه كنيم؟
مشاركت: مشكل ديگري كه در اين اواخر متأسفانه به وجود آمده شهادت حاجي اشرف رمضان هست و نيز مشكل مردم هزاره در مجموع با استاد عطا در شمال. گذشته از اينكه قاتل حاجي اشرف كيست؟ گفته مي شود كه استاد عطا مشكلات جدي اي در بعض عرصه ها براي هزاره ها ايجاد مي كند، از اين طرف ما مي بينيم كه شمار در جبهه تفاهم با آقاي قانوني، معاون شان هستيد، با توجه به نقشي كه آقاي قانوني در اداره و موضع گيري كساني مثل استاد عطا دارد چه فكر مي شود؟، از يك طرف شما با آقاي قانوني، رفيق هستيد و از طرف ديگر عطا اينهمه مشكلات را براي مردم هزاره در شمال ايجاد مي كند؟
محقق: البته من يكبار ديگر شهادت اشرف رمضان را از طريق نشريه شما به مردم افغانستان تسليت مي گويم كه وكيل بسيار فعال و خوبي را مردم افغانستان از دست دادند؛ اما در شمال تنها مسئله شهادت اشرف رمضان نيست، او شهيد شد و رفت؛ ولي تمام مردم با عطا مشكل دارند، يعني مسئولين ما همگي با عطا مشكل دارند، تهديدي كه سر حاجي اشرف بود كه متأسفانه عملي شد، همين تهديد سر بسياري ديگر شان هم هست و اين را دولت هم خبر دارد. اين مشكل نه تنها سر هزاره هاي شمال است، بلكه سر ازبك ها و پشتون ها هم هست. شما شنيديد از طريق تلويزيون ها كه موي سفيدان مردم مزار؛ چه ازبك، چه هزاره و پشتون، اينها آمدند پيش آقاي رييس جمهور و برايش تمام مسايل را گفتند كه ما از زندگي در مزار سير آمديم اين آدم را تبديل كنيد. ازبك ها گفتند كه حتا مكتب هايي كه به نام شخصيت هاي ما بود، نام شان را تغيير دادند؛ مثلاً مكتب امير شيرعلي نوايي و غيره. به هر حال، ازبك زدايي، هزاره زدايي و پشتون زدايي است. مگر مي شود در يك مملكتي كه همه زندگي مي كنند و در يك ولايتي كه خانه همه اقوام است، كتله هاي اقوام ديگر را كلاً تصفيه كنند؟ ولي او (استاد عطا) يك آدم بيخودي هست، هيچ فكر اصلاً در كله اش كار نمي كند، ديگر از آن جهت است كه مخصوصاً سر هزاره ها كه از ديدگاه آن آدمي كه منطق ندارد؛ اين است كه هزاره ها چرا در شمال مي آيند؟ هزاره ها چرا در مزار خانه مي سازند؟ من نمي فهمم كه او با چه منطقي مي گويد؟ قانون اساسي كه مي گويد هر فرد افغانستان مي تواند در هر كجاي كشور زندگي كند؛ اما اين نمي ماند. سه سال متوالي است كه يك قول اردو و يك ولايت، مردم هزاره را فشار مي دهد. شما مي توانيد از كل خانواده هاي هزاره كه در آنجا هستند سؤال كنيد. تا زماني كه من در مزار بودم، من بلا گردان آن مردم بودم؛ اما در اين سه چهار سال كه نيستم مردم در يك جهنم زندگي مي كنند. ديگر كساني كه از آنها حمايت مي كند؛ مثلاً آقاي سعيدي مسئول تشكيلات ما هست، مسئول زون شمال ما، آقاي عبده است كه حالا وكيل هم انتخاب شده، خدا ببخشد حاجي اشرف رمضان يك شخصيت محوري بود، مهاجريني كه مي آمدند، حكومت كه براي مردم هزاره كار نمي كرد، ملل متحد هم كه طرف زور نگاه مي كند؛ چون او والي بود، مؤسسات را مي گفت اينجا كار نكنيد، هزاره ها غير قانوني است، ديگر چه كار مي كردند؟ حاجي اشرف رمضان كه يك آدم پولدار بود، تاجر بود از پول خود براي شان گندم مي داد. ذغال مي داد، چوب مي داد و امثال اينها. اين به يك خار چشم تبديل شده بود براي عطا. پشت سر آن، كه در انتخابات برنده شد و رأيش بالا رفت، عطا آن هدف هايي را كه داشت، بخاطر تصفيه كردن هزاره ها، كم، كم با مشكل رو به رو مي شد. او مي دانست كه حاجي اشرف اگر وكيل شود، بعد با يك قدرت بيشتر از اينها دفاع مي كند. تحليل من اين است كه اين آدم به اين دليل ايشان را شهيد كرد وامروز ديگران هم در معرض همين خطر قرار دارند. توقع ما از دولت اين است كه بايد حد اقل يك والي در آنجا تعيين كند كه خصومت با مردم نداشته باشد. ما نمي گوييم كه هزاره تعيين كند. ما نمي گوييم كه از حزب وحدت مردم نعوذبالله تعيين كند؛ ولي يك آدم را ببرد كه با مردم مهربان باشد، آنجا كه مردم دست خالي است و بيچاره هستند و اگر نظام هم آنجا كشتار را شروع كند، باز گزاره مردم چطور مي شود؟
مشاركت: درست است، در قسمت دولت وظيفه دولت است كه بايد اين كار را بكند؛ ولي يك قسمت سؤال من را شما پاسخ نداديد، شما با توجه به اينكه با آقاي قانوني رفاقت داريد و در يك تشكل سياسي هستيد، چرا آقاي قانوني ...
محقق: ما با آقاي قانوني رفاقت داريم، ولي در يك تشكيلات نيستيم، ايشان در حزب افغانستان نوين است و ما حزب وحدت اسلامي مردم افغانستان ...
مشاركت: مي بخشيد، منظورم جبهه تفاهم است!
محقق: بلي در جبهه تفاهم ائتلاف داريم. من اين گپ را به آقاي كرزي هم گفتم كه استاد عطا اين تهديدات را مي كند، با قانوني هم گفتم و با آقاي رباني هم رفتم اين شكايت را كردم، تمام گپ ها را برايش گفتم؛ ولي آقاي قانوني اظهار عجز كرد كه من اين آدم را نتوانستم اصلاح كنم و اين آدم گپ مرا گوش نكرد. آقاي رباني ...
مشاركت: فكر مي كنيد آقاي قانوني راست مي گويد؟ نمي تواند اداره كند يا نمي خواهد اداره كند؟
محقق: البته آقاي عطا يك آدم فرصت طلب است وقتي كه آقاي قانوني و آقاي فهيم در حكومت بود، با اينها بود و بيشتر خود را مريد فهيم و قانوني مي دانست. شما خبر داريد كه آقاي احمد ضيا مسعود در مزار رفت، بخاطر آقاي فهيم سخنراني كردن نماند، همين عطا. ولي وقتي كه او معاون رييس جمهور شد، اتومات رفت، ريش آقاي رباني را شانه زد و ارتباط خود را با آقاي رباني محكم كرد و با احمد ضياء. حالا احمد ضياء او را حمايت مي كند، شايد هم بگويم كه حمايت مي كند كه او والي بماند. اگر اين گپها باشد باز هم به حكومت تعلق مي گيرد كه نكند حمايت از يك آدم جنايت كار.
مشاركت: باز هم پيرامون همسويي هاي سياسي شما يك سؤال داشتم، با توجه به اينكه مي بينيم مخصوصاً در جريان يك سال و يك و نيم سال اخير، در سياست هاي شما چرخش هاي جدي در رابطه با افراد، شخصيت ها و احزاب سياسي به وجود آمده است؛ مثلاً با بعضي ها از نظر سياسي جدا شديد و با بعضي ها همسويي پيدا كرديد، مثل آقاي اكبري تا حدي، مثل آقاي قانوني، مثل آقاي زاهدي كه در كمپاين رياست جمهوري با خود اين طرف و آن طرف مي برديد؛ با توجه به اينكه آقاي زاهدي كسي است كه شما را و استاد شهيد مزاري را در نوشته هايش جنايتكار خوانده است. اساس اين همسويي هاي سياسي را چه تشكيل مي دهد؟ منافع شخصي يا مسايل ديگر؟
محقق: البته من طرفدار جمع شدن تمامي هزاره ها هستم، قطع نظر از اينكه با هم يگان وقتي يگان جنجال هايي داشتيم يا نداشتيم، براي اينكه اگر بگويي كه فلان تاريخ، فلان آدم به من يك نظر بد داشت و گپ بد زده بود، ديگر من اصلاً با او نمي نشينم، يك كار اشتباه است. آقاي استاد زاهدي كتاب روايت شكست اقليت ها را نوشته كرده؛ ولي مرا بسيار مسئول دانسته در آنجا. در آن زمان اختلاف بوده، در افغانستان يك رواج بد است كه اگر كسي اختلاف پيدا كرد، بعد تمام حرف ها را مي زند، ولي وقتي كه شرايط نو پيش آمد، اين گپ ها را نگفت و بسيار دوستانه آمد در انتخابات با من همكاري كرد، در انتخابات من ضرورت داشتم كه تمام هزاره ها يكدست باشند، براي اينكه من گفته بودم كه يا انتخابات را مي برم و مسير تاريخ را عوض مي كنم، يااگر باختم حد اقل جايگاه مردم خود را تثبيت مي كنم در سطح بين المللي، و طبيعي بود كه من انتخابات را نمي بردم، براي اينكه آقاي كرزي را جامعه جهاني علاقه داشت بياورند؛ ولي حد اقل اينقدر مي شد كه ما ادعا كرده بوديم كه رأي ميليوني را براي مردم خود تثبيت مي كنيم و جايگاه سوم را براي مردم خود تثبيت كرديم و نهادينه كرديم. از اين جهت به اين دوستان من ضرورت داشتم بخاطري كه تمام عناصري كه از هزاره ها و شيعه ها هستند با من همسويي كنند، آنها همسويي كردند و من هم دست دوستي دراز كردم. ديگر امروز با آقاي استاد اكبري هم دوست هستيم درست است و با همه شيعه ها و هزاره ها مشكل نداريم، اگر شما فكر كنيد كه خداي نا خواسته با آقاي خليلي مشكل داشته باشم نه! با آقاي خليلي باز همچنان دوست هستيم، فقط ما با آقاي خليلي جدا كه شديم بخاطر اين است كه من به انتخابات رفتم و نظر آنها اين بود كه نه به انتخابات نرويم، اختلاف نظر شد جدا شديم، و الا شايد تمام كساني كه براي من احترام داشته باشند، به يك نحوي به آقاي خليلي احترام داشته باشند.
مشاركت: به سؤال رابطه شما با استاد خليلي بر خواهيم گشت، در اينجا يك سؤال ديگر در رابطه با كانديد شدن شما در پست رياست جمهوري مطرح مي شود؛ البته كانديد شدن در نفس خود حق هر شخص است و حق هر شهروند است و شما هم طبيعتاً حق داشتيد و نمي شود گفت كه بد است؛ اما از جهت ديگر كه شما اشاره كرديد و در سخنراني هاي تان بين مردم نيز مي گوئيد كه من هويت هزاره ها را با كانديد شدن خود تثبيت كردم، كانديد شدن شما منطقاً چه ارتباط مي گيرد با هويت مردم؟ با توجه به اينكه هويت مردم در قانون اساسي به عنوان يك قوم قبل از كانديد شدن شما مسجل شده بود و در توافقنامه بن در صحنه بين المللي نيز 19 درصد تثبيت گرديده بود پس، هويت مردم با كانديد شدن شما چه ارتباط مي گيرد؟
محقق: اينطور است كه بين گفتن تا كردن بسيار فاصله طولاني است، در گپ كه هست، بسيار گپ ها مي شود؛ در قانون اساسي آمده كه مذهب جعفري رسمي است؛ ولي در تمام معارف افغانستان شما اين را ببينيد كه حضور ندارند، در محاكم افغانستان انعكاس نكرده، در محافل تا هنوز انعكاس نكرده، هزاره ها در قانون اساسي آمده كه هزاره يك موجود قانوني است، نتيجه اش را شما مي بينيد، بخاطري كه هزاره ها صاحب اقتصاد مي شود، صاحب زمين مي شود، در مزار كشته مي شود. اين خيلي ... ...يك پروسه طولاني كار دارد تا اين قبول شود كه بلي همه اين ها برابرند. يكي از راه هاي قبول شدنش اين است كه خود ما ادعا كنيم، خود ما اگر ادعا نداشته باشيم، از كسي ديگر چه توقع داريد كه قبول كند؟ ما در قانون اساسي حق داريم و براي ما تسجيل شده بود كه هر فرد افغان حق دارد انتخاب شود و انتخاب كند؛ ولي كدام هزاره اين جرأت را كرده بود و رفته بود رياست جمهوري را ادعا كرده بود؟ همان مثل معروف كه مي گويد: اُهو! هزاره و چاكليت مينو. اين انتخابات رياست جمهوري براي ما چاكليت مينو بود، كسي نمي رفت، من رفتم اين گام را پيش گذاشتم. درست است كه جامعه جهاني، ما را نوزده فيصد گرفته بود؛ ولي هنوز هم در اذهان دوستان ما و كساني كه شريك ما در افغانستان هستند، پنج فيصد بالا قبول نداشتند، در سهميه بندي كه در وزارت دفاع هست جنرال ها را كه تعيين مي كردند، من در زماني كه وزير پلان بودم گفتم چرا جنرال هاي ما كم است؟ چرا در اين ريفورم از ما كم مي گيريد؟ گفتند دولت براي ما گفته كه ده فيصد از هزاره ها بگيريد، ده فيصد گرفتيم، من گفتم در بُن نوزده فيصد فيصله شده، گفت: بياوريد سندش را، سندش را آورديم، گفت دولت قبول نمي كند، به هر حال، ده فيصد قبول داشتند؛ اما من دوازده فيصد را تثبيت كردم، باز اينطور حساب مي كنيم، كه پنج فيصد، رهبراني كه از كرزي حمايت كردند، رأي را آن طرف بردند كه مي شود 17%، پنج درصد رأي هاي ما دزدي شد كه 22% درصد را قبول دارم.
مشاركت: اين حساب شما است، ديگران اينگونه فكر نمي كنند، به هر حال، بحث سر اين است كه هويت مردم قبل از انتخابات تثبيت شده بود؛ اما اينكه دولت قبول نكند بحث ديگر است، اگر قرار باشد، اسناد بين المللي را قبول نكند باهمين كه شما دوازده فيصد رأي آورديد هم ممكن است قبول نكند؛ ولي انيكه ما مي گوئيم هزاره ها در كنفرانس بن نوزده فيصد تثبيت شده بود، با يك پشتوانه قانوني و مشروع گپ مي زنيم؛ زيرا اساس مشروعيت حكومت افغانستان و اساس تهداب گزاري هاي تمام نهادهاي ملي و دولتي افغانستان از آنجا نشأت مي گيرد، چگونه ممكن است كه يك بخش آن قابل قبول است و بخش ديگرش نيست؟ براي ما اين مهم است كه در سطح بين المللي توانستيم نوزده فيصد خود را تثبيت كنيم؛ ولي خيلي ها تازه انتقاد مي كنند كه استاد محقق با كانديد كردنش نه تنها دست آوردي نداشت، بلكه، اگر انتخابات را به معناي تثبيت هويت قبول كنيم، ايشان همان 19 فيصد را به 12 فيصد پايين آورد، اين تناقض را چگونه مي شود توجيه كرد؟
محقق: اگر از نوزده فيصد پايين آمده، آن را در دو جاي ديگر سراغ بگيريد، يكي را در تقلبي كه دولت كرد و ديگر هم در اينكه پنج تا از رهبران ما رأي را آنطرف برد و الا ما دوازده درصد را تثبيت كرديم؛ اضافه تر از چيزي كه دولت قبول دارد، آنها ده فيصد را قبول دارند، ما دوازده فيصد را تثبيت كرديم.
مشاركت: خوب، توجه داريد كه انتخابات براي تثبيت هويت اقوام نيست؛ بلكه، اهداف سياسي ديگر دارد، انتخابات براي رسيدن به قدرت و مشاركت در قدرت و...، برگزار مي شود، مگر چنين نيست؟
محقق: در هر جاي دنيا انتخابات هر چيزي كه داشته باشد، در افغانستان تا بيست سال ديگر بايد اين چيزها را ناديده نگيريم.
مشاركت: از اين بحث مي گذريم، يك سؤال ديگر، كه تقريباً بر مي گردد به رابطه شما با حزب وحدت و شخص استاد خليلي؛ شما پيشتر اشاره كرديد كه ما كوشش مي كنيم همه هزاره ها جمع باشند و اختلاف نداشته باشند.اين گپي بسيار خوب است، و جمع بودن هم به اين معنا نيست كه همه در يك حزب باشند. جمع شدن به اين معنا كه همه همسو باشند و حد اقل يكديگر را تخريب نكنند؛ ولي تا آنجا كه ما اطلاع داريم، شما اگر خودتان نه، دوستان تان در هرات، در باميان، در ميدان، در غزني بطور بسيار ناجوانمردانه و با تهمت هاي عجيب سر حزب وحدت حمله مي كردند و بر عليه اين حزب و اعضاي آن از هيچ تخريب فروگذار نمي كردند، فكر مي كنيد اينها هزاره نيستند؟
محقق: البته اينكه كانديدان عليه يكديگر تبليغات مي كنند ...
مشاركت: ببخشيد، منظورم حزب است!
محقق: همين كانديداي حزب! او نه تنها يك حزب عليه يك حزب ديگر حمله مي كند، كه كانديداهاي يك حزب عليه يكديگر حمله مي كرد. ما اگر مثالش را بگوييم به وكيل هاي ما بر مي خورد، هيچ دو تا وكيل، در يك ولايت نبود كه عليه يكديگر تبليغات نكرده باشد، همه شان بسيار به شكل وقيحانه تبليغات كردند. در هرات؛ ديگر جاي كه من نشنيدم، در هرات بين كانديد ما و استاد خليلي جنگ هاي لفظي زياد بوده، و هر كدام به يكديگر تهمت مي زده، بعد من گفتم كه به لحاظ خدا بگذاريد، از خاطر كيك پوستين را نسوزانيد، شما يك چوكي را مي بريد يا نمي بريد، هزاره را به يك اتهام گرفتار نكنيد! فلهذا من مخالف اين تبيلغات بوده ام، هميشه گفته ام، سعي كنيد كه تبليغات سالم باشد.
مشاركت: منظورم از موضع حزب است، مثلاً يكي از آقايان كه همراه شما در هرات رفته بود و پيش از سخنراني شما سخنراني كرده بود، با اينكه كانديد هم نبود؛ اما به عنوان كسي كه شما با خود برده بوديد، از موقف شما حرف مي زد، وگرنه به عنوان يك شخص اگر مي رفت، كس نه تنها به حرفهايش گوش نمي كرد كه اصلاً جمع نمي شد و حساب نمي كرد. ايشان آنجا علناً ادعا كرده بود كه به فلاني احزاب رأي ندهيد به دليل اينكه آنها نوكر دولت است، من سؤالم اينجا بود؟
محقق: اين حرف اشتباه است، هيچ نگفته او كه به فلان احزاب رأي ندهيد، اين را مردم تيز مي كنند بخاطري كه پيش آقاي خليلي كمي خوب شوند، و نزديك شوند، يا كرزي خبر شود. من در آن سخنراني بودم، اين را گفت كه به كساني كه نافش به ناف دولت بند است رأي ندهيد! نمي فهمم كه منظور آقاي اميري چه بود؟ او يك روشنفكر است و يك سخنران است، يك چيزي گفت \"او خو\" [گفتاري] موضع من نيست.
مشاركت: ولي او را شما با خود برده بوديد و با شما مي گشت؟
محقق: چه كار كنيم! بسيار آدم ها با من مي گردد. [با خنده]
ادامه دارد

·

نشرات افغاني      
آسیب شناسی مطبوعات در افغانستان ·
وزیر اطلاعات وفرهنگ :نشرات خصوصی ·
ازنشریه پیام مجاهد- هفته حسابدهي، گره کور رکود اقتصادي را برملا ساخت ·
از نشریه مشارکت-حكومت حساب داد ·
رقابت ربانی و قانونی از وبلاگ دردهای دلم ·
روشنفکران هرات هم رای نیاوردند از نشریه اقتدار ملی ·
قسمت اخر مصاحبه با اقای محقق ·
معرفی اثر جدید از بصیراحمد دولت ابادی ·
مصاحبه با آقای محقق -از نشریه مشارکت -1 ·
انتشار اولين نشريه ازبک زبان در کابل ·

Login »