ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

فرهاد مهراد سیاسی ترین خواننده ایران


12.05.2006 00:13

فرهاد مهراد
سياسي‌ترين‌ خواننده‌ي‌ ايران

و آوازخوانان‌ افغاني
غيرسياسي‌ترين‌ آوازخوانان‌ جهان‌!


در دنيا آوازخوانان‌ متعهد و مردمي‌ نامداري‌ بوده‌اند كه‌ ضمن‌ سرودن‌ غم‌ مردم‌ و مقاومت‌ و پيكار شان‌، گاهگاهي‌ هم‌ متناسب‌ به‌ حال‌ و اوضاع‌ و چه‌ بسا علاقه‌ي‌ هزاران‌ هوادار شان‌ خواندن‌هايي‌ عاشقانه‌ و مطلقاً غيرسياسي‌ و اجتماعي‌ نيز ارائه‌ داشته‌اند. اما فرهادمهراد آوازخوان‌ بزرگ‌ ايران‌ كه‌ در ۸ سنبله‌ ۱۳۸۱ در ۶۰ سالگي‌ خاموش‌ شد، با صداي‌ حزين‌ بي‌نظيرش‌ در هيچكدام‌ از آهنگ‌هايش‌ چه‌ در دوران‌ شاه‌ و چه‌ بخصوص‌ رژيم‌ خميني‌ و خامنه‌اي‌، دلش‌ هرگز ياري‌ نداده‌ كه‌ از عشق‌ و سرمستي‌ و شادي‌ و بي‌خيالي‌ بسرايد.

او به‌ مثابه‌ هنرمندي‌ آگاه‌ نه‌ فريب‌ شاه‌ و روشنفكران‌ و صدها نشريه‌ آريامهري‌ را خورد و نه‌ با به‌ قدرت‌ رسيدن‌ رژيم‌ جنايتكار خميني‌ متزلزل‌ شد. او نگذاشت‌ هنر و شخصيت‌اش‌ به‌ هيچ‌ عنوان‌ و به‌ هيچ‌ بهانه‌تراشي‌هاي‌ مزورانه‌ و سازشكارانه‌ با رژيمي‌ فاشيستي‌ ديني‌ لكه‌دار شود.

چشم‌ فرهاد مثل‌ چشم‌ تقريباً تمامي‌ آوازخوانان‌ وطني‌ ما از سنگ‌ و كلوخ‌ نبود كه‌ آنهمه‌ جنايت‌پيشگي‌هاي‌ روسها و مزدوران‌ خلقي‌ و پرچمي‌ و پليگون‌ها را ببيند اما خمي‌ بر ابرو نياورده‌ و فقط‌ در پي‌ اين‌ باشد كه‌ چطور هنر خنثي‌ و خسي‌اش‌ را به‌ گوش‌ شنوندگان‌ سوگوار در كشوري‌ اشغال‌ شده‌ برساند. قلب‌ فرهاد از سلطه‌ حاكميت‌ خون‌آشام‌ و فقدان‌ آزادي‌ و دموكراسي‌ در كشورش‌ مي‌سوخت‌ و در برابر تبليغات‌ كركننده‌ي‌ رسانه‌هاي‌ رژيم‌، ايران‌ را به‌ درستي‌ بيدادگاه‌ مخوف‌ و بي‌روزني‌ و مغروق‌ گردابي‌ هولناك‌ و سياه‌ ترسيم‌ مي‌نمود كه‌ هر عشق‌ و اميد را در خود سر به‌ نيست‌ مي‌سازد.

او در اسير شب‌ مي‌مويد:

جغد بارون‌ خورده‌اي‌ تو كوچه‌ فرياد مي‌زنه‌
زير ديوار بلندي‌ يه‌ نفر جون‌ مي‌كنه‌
من‌ اسير سايه‌هاي‌ شب‌ شدم‌
شب‌ اسير تور سرد آسمان‌
پا به‌ پاي‌ سايه‌ها بايد برم‌
شب‌ به‌ شب‌ تا مرز تاريك‌ جنون‌
دلم‌ از تاريكي‌ها خسته‌ شده‌
همه‌ي‌ درها بروم‌ بسته‌ شده‌

ترانه‌هاي‌ فرهاد آئينه‌اي‌ اند كه‌ چهره‌ حكومت‌ شكنجه‌ و خون‌ و زندان‌ را در آنها مي‌توان‌ ديد و نافذترين‌ سوگسرودهاي‌ ايرانِ شاهي‌ به‌ شمار مي‌روند كه‌ تصنيف‌هاي‌ شهيارقنبري‌ و موزيك‌ به‌ ياد ماندني‌ اسفنديارمنفردزاده‌ آن‌ها را ماندگار ساخته‌ اند.

هنگامي‌ كه‌ صفير گلوله‌هاي‌ چريك‌هاي‌ فدايي‌ خلق‌ در سياهكل‌ آغاز مبارزه‌ مسلحانه‌ را اعلام‌ داشتند و بخصوص‌ پس‌ از آنكه‌ مبارزان‌ با قهرماني‌هاي‌ افسانوي‌ در جريان‌ نبرد يا زير شكنجه‌ ساواك‌ يا ميدان‌هاي‌ تيرباران‌ جان‌ باختند و ايران‌ تكان‌ خورد، فرهاد نه‌ عرفان‌گرا شد نه‌ همانند روشنفكران‌ بزدل‌ و بي‌وجدان‌ و مزدور به‌ تخطئه‌ قيام‌ پرداخت‌ و نه‌ دل‌ بيقرار و ملتهبش‌ از شهادت‌ آن‌ قهرمانان‌ تنها با نوشتن‌ داستان‌ يا شعري‌ نامفهوم‌ و بي‌ سر و ته‌ مي‌توانست‌ آرام‌ گيرد. پس‌ باز هم‌ همآواي‌ مردمش‌ آهنگ‌ معروف‌ جمعه‌ (۱) را خواند:

جمعه‌ها خون‌ جاي‌ بارون‌ مي‌چكه‌
جمعه‌ها غم‌ ديگه‌ بيداد مي‌كنه‌

و بدينترتيب‌ با سلاح‌ هنرش‌ در كنار مردم‌ و پيشتازان‌ پاكباز آنان‌ قرار گرفت‌.

او كه‌ استيلاي‌ ظلمت‌ خونين‌ را بر ميهنش‌ مي‌ديد و مي‌خواست‌ با كلام‌ شاعر ملي‌ ايران‌ احمدشاملو، خفقان‌ را رسوا نمايد، آنگاه‌ به‌ شبانه‌هاي‌ شاملو روي‌ مي‌آورد. فرهاد با دزديده‌ شدن‌ انقلاب‌ ايران‌ توسط‌ دژخيمان‌ بنيادگرا، دهسال‌ نتوانست‌ بخواند. و در يك‌ فرصتي‌ كه‌ آخرين‌ البمش‌ با نام‌ خواب‌ در بيداري‌ را عرضه‌ كرد در آن‌ شعرهايي‌ از داكترشفيع‌كدكني‌ و اخوان‌ثالث‌ را خوانده‌ است‌. او در همين‌ البم‌ اين‌ قطعه‌ از شكسپير را انتخاب‌ كرده‌ است‌:

كيست‌ كه‌ بتواند آتش‌ بر كف‌ دست‌ نهد
و با ياد كوههاي‌ قفقاز خود را سرگرم‌ كند؟
يا تيغ‌ گرسنگي‌ را با ياد سفره‌هاي‌ رنگارنگ‌ كُند كند
يا برهنه‌ در برف‌ ديماه‌ فرو غلتد
و به‌ آفتاب‌ تموز بيانديشد
نه‌، هيچكس‌، هيچكس‌
چنين‌ خطري‌ را به‌ چنان‌ خاطره‌اي‌ تاب‌ نياورد
از آن‌ كه‌ خيال‌ خوبي‌ها درمان‌ بديها نيست‌
بلكه‌ صد چندان‌ به‌ زشتي‌ آنها مي‌افزايد.

گفته‌ مي‌شود كه‌ فرهاد تنها خستگي‌ و پلشتي‌ و پستي‌ و نوميدي‌ و درهاي‌ بسته‌ را مي‌بيند. اين‌ درست‌ است‌ اما فراموش‌ نبايد كرد كه‌ زير سايه‌ي‌ رژيم‌هاي‌ تبهكار شاهي‌ و شيخي‌ به‌ جاي‌ سخن‌ گفتن‌ از گل‌ و بلبل‌ و آه‌ و ناله‌ سر دادن‌ به‌ خاطر رخسار معشوق‌ بي‌وفا كه‌ در واقع‌تخدير مردم‌ و نوعي‌ همراهي‌ با دژخيمان‌ است‌، از فضاي‌ رعب‌آور و گلوگير گفتن‌، خود به‌ معني‌ نساختن‌ و همزبان‌ نشدن‌ با دشمن‌ و ايستادن‌ در برابر آنست‌.

داكتر شفيعي ‌كدكني‌ گفته‌ است‌: شاملو هميشه‌ عظمتي‌ دارد كه‌ نه‌ يأسش‌ آن‌ يأس‌ معموليست‌ و نه‌ اميدش‌ آن‌ اميد بزك‌ نمير بهار مي‌آيد. اين‌ سخن‌ نغز در مورد فرهاد هم‌ مصداق‌ دارد. يأس‌ او بازتاب‌ خشم‌ و نفرت‌ خود او از گند و عفن‌ رژيم‌هاي‌ خون‌ و خيانت‌ است‌. او مخاطبانش‌ را دعوت‌ نمي‌كند كه‌ خودفريبي‌ و مردم‌فريبي‌ كرده‌ به‌ قلندري‌ و عرفان‌گرايي‌ رو آورند، در خود فرو روند و دست‌ روي‌ دست‌ نهند. برعكس‌ او هشدار مي‌دهد كه‌ نكبت‌ و طاعون‌ مستولي‌ بر وطن‌ را از ياد نبرند. يكي‌ از دوستدارانش‌ مي‌نويسد: با آنكه‌ ترانه‌هايش‌ غم‌انگيز اند ولي‌ نيروي‌ خاصي‌ مي‌دهند.

با توجه‌ به‌ فرهادها، فلمسازان‌، نقاشان‌ و ساير هنرمندان‌ سياسي‌ و مبارز كشور همجوار ما ايران‌، به‌ اين‌ حقيقت‌ تلخ‌ و آزاردهنده‌ برمي‌خوريم‌ كه‌ تقريباً كليه‌ هنرمندان‌ مشهور افغانستان‌ طي‌ ۲۵ سال‌ اخير به‌ شدت‌منفعل‌، خنثي‌، عقب‌مانده‌، غيرسياسي‌، شديداً محافظه‌كار و در خدمت‌ رژيم‌هاي‌ پوشالي‌ پرچمي‌ و خلقي‌ يا تروريست‌هاي‌ بنيادگرا بوده‌اند. آوازخوانان‌ ما عليه‌ روسها چيزهايي‌ خواندند اما با فاشيزم‌ ائتلاف‌ شمال‌ و طالبي‌ آشكار يا نهان‌ كنار آمدند و بسياري‌ از آنان‌ از سر ناآگاهي‌ يا ترس‌ يا هر دو براي‌ احمدشاه‌مسعود دست‌ كم‌ يك‌ مجرايي‌ داده‌اند!

هيچ‌ سينماگر اين‌ كشور از خيانت‌ها و تبهكاري‌هاي‌ جلادان‌ ائتلاف‌ شمال‌ فلمي‌ نساخت‌ و فقط‌ طالبان‌ را هدف‌ قرار دادند كه‌ رضايت‌ باندهاي‌ جهادي‌ را نيز در بر داشت‌ و دارد. فلم‌ اسامه‌ كه‌ به‌ شهرت‌ جهاني‌ دست‌ يافته‌، تنها وحوش‌ طالبي‌ را هدف‌ قرار داده‌ و هيچ‌ اشاره‌اي‌ به‌ جنايت‌هاي‌ برادران‌ كثيفتر آنان‌ در ائتلاف‌ شمال‌ ندارد. كه‌ البته‌ اين‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ مسئله‌ي‌ منابع‌ جايزه‌دهنده‌ به‌ فلم‌ مذكور را تشكيل‌ نمي‌داده‌ است‌، در حاليكه‌ مبارزه‌ عليه‌ ائتلاف‌ شمال‌ مسئله‌ي‌ حياتي‌ و مماتي‌ مردم‌ ما به‌ حساب‌ مي‌رود. آقاي‌ صديق‌برمك‌ با اين‌ فلم‌ كه‌ به‌ ياري‌ ايرانيان‌ طرفدار سپه‌سالار نابغه‌ درست‌ شده‌، در حقيقت‌ به‌ نوبه‌ خود دَينش‌ را به‌ تبهكاران‌ بر سر اقتدار ادا كرد و در خاك‌ پاشاندن‌ بر سر چهار سال‌ تاريخ‌ خونخواري‌ و تجاوز و بي‌ناموسي‌ ائتلاف‌ شمال‌ سهيم‌ شد. علاوه‌ بر اين‌، مردم‌ ما از وي‌ مي‌پرسند كه‌ با وصف‌ آنهمه‌ درآمدهاي‌ هنگفت‌ از قبل‌ نمايش‌ و فروش‌ فلم‌ اسامه‌، چرا دخترك‌ بي‌پناه‌ و گدايي‌ چون‌ مرينه‌گلبهاري‌ و ديگر بازي‌كنان‌ چشم‌ و گوش‌ بسته‌ و معصوم‌ آن‌ بي‌نصيب‌ مانده‌اند؟

به‌ همين‌ گونه‌ دست‌ نقاشان‌ و مجمسه‌سازان‌ ما نيز براي‌ ترسيم‌ استبداد مذهبي‌ بي‌مانند قياديان‌ جهادي‌ هرگز به‌ حركت‌ درنيامد.

آوازخوانان‌ مبارز ايران‌ با پذيرفتن‌ هر خطري‌ صريحاً شعار واژگوني‌ رژيم‌ ولايت‌ فقيه‌ را سر مي‌دهند ولي‌ هنرمندان‌ ما مي‌كوشند اول‌ يك‌ پنجه‌ آواز براي‌ سردار كثيرالابعاد سر دهند و بعد بفرمايند كه‌ سياست‌ كار ما نيست‌! اكثر آوازخوانان‌ ما براي‌ كابل‌ جان‌ خواندند ولي‌ هيچكدام‌ جرئت‌ ننمود بگويد خون‌ كابليان‌ را كدام‌ خاينان‌ بر خاك‌ ريخته‌ و شهر را به‌ ويرانه‌اي‌ وحشتزا بدل‌ ساختند.

با ياد فرهاد و فرهادهاي‌ ايران‌، هيولاي‌ خموشي‌ و ذلت‌ اغلب‌ هنرمندان‌ خود ما بيشتر و وهم‌آورتر عرض‌ اندام‌ مي‌نمايد.

هنرمندان‌ ما چه‌ وقت‌ سلاح‌ شان‌ را به‌ منظور نبرد عليه‌ بنيادگرايي‌ و براي‌ دموكراسي‌ و آزادي‌ از نيام‌ برخواهند كشيد؟

سايت‌ فرهاد www.farhadmehrad.com




_____________________________
(۱) ـ شهادت‌ اولين‌ گروه‌ از فداييان‌ در روز جمعه‌ اتفاق‌ افتيده‌ بود.
شبانه‌ي‌ احمدشاملو را كه‌ يكي‌ از زيباترين‌ ترانه‌هاي‌ فرهاد است‌ تقديم‌ خوانندگان‌ عزيز مي‌نماييم‌.

شبـانـه‌

(۱)

يه‌ شبِ مهتاب‌
ماه‌ مياد تو خواب‌
منو مي‌بره‌
كوچه‌ به‌ كوچه‌
باغِ انگوري‌
باغِ آلوچه‌
دره‌ به‌ دره‌
صحرا به‌ صحرا
اون‌ جا كه‌ شبا
پشتِ بيشه‌ها
يهِ پري‌ مياد
ترسون‌ و لرزون‌
پاشو ميذاره‌
تو آبِ چشمه‌
شونه‌ مي‌كنه‌
مويِ پريشون‌...

(۲)

يهِ شبِ مهتاب‌
ماه‌ مياد تو خواب‌
منو مي‌بره‌
تهِ اون‌ دره‌
اون‌ جا كه‌ شبا
يكه‌ و تنها
تك‌ درختِ بيد
شاد و پُراميد
مي‌كنه‌ به‌ ناز
دَستشو دراز
كه‌ يه‌ ستاره‌
بچكه‌ مثِ
يه‌ چيكه‌ بارون‌
به‌ جايِ ميوه‌ش‌
نوكِ يه‌ شاخه‌ش‌
بشه‌ آويزون‌...

(۳)

يه‌ شبِ مهتاب‌
ماه‌ مياد تو خواب‌
منو مي‌بره‌
از تويِ زندون‌
مثِ شب‌پره‌
با خودش‌ بيرون‌،
مي‌بره‌ اون‌ جا
كه‌ شبِ سيا
تا دمِ سحر
شهيدايِ شهر
با فانوسِ خون‌
جار مي‌كشن‌
تو خيابونا
سرِ ميدونا:
- عمو يادگار!
مردِ كينه‌دار!
مستي‌ يا هشيار
خوابي‌ يا بيدار؟

مستيم‌ و هشيار
شهيدايِ شهر!
خوابيم‌ و بيدار
شهيدايِ شهر!
آخرش‌ يه‌ شب‌
ماه‌ مياد بيرون‌،
از سرِ اون‌ كوه‌
بالايِ دره‌
رويِ اين‌ ميدون‌
رد مي‌شه‌ خندون‌

يه‌ شب‌ ماه‌ مياد
يه‌ شب‌ ماه‌ مياد


سایت راوا

·

موسيقي      
هشت پروژه آموزش موسیقی برای دختران در سه ولایت کشور فعال است ·
پیکرآواره استا د ساربان خواننده افغان، بعد از سالها در افغانستان به خاک سپرده شد ·
فرهاد مهراد سیاسی ترین خواننده ایران ·
ابو نصر فارابی موسیقی دان ·
حنجرهء هند ·
کنسرت صفدر توکلى در ولايت باميان ·
خواهران ما بايد استعداد شانرا در عرصه موسيقى بيازمايند ·
دريائی از شادی ·
زنده گی همین است ·
جستاری در آثار استاد محمد حسین سر آهنگ ·
تا شش ماه اینده کار جدید از امیر جان صبوری ·
پيوندها ·

Login »