ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

ابو نصر فارابی موسیقی دان


20.04.2006 20:14

ابونصر فارابی فيلسوف،طبيب ، موسيقي دان وشاعر

( توفيق)


ابونصر فارابی بزرگ ترين فيلسوف دوره اسلامی است. وی در خانواده ای در فارياب از نواحی خراسان بزرگ، متولد شد. پدرش از سران سپاه مرزنشين بود. در جوانی طی سفری طولانی و پر رنج به بغداد رفت و نزد استادان بزرگ زمان، به تحصيل منطق و فلسفه يونان پرداخت. پس از اندک زمان، وی که به زبان های فارسی دري ، ترکی، عربی، سريانی و يونانی تسلط کامل داشت، در فهم فلسفه يونان به پايه ای رسيد که او را معلم دوم خواندند. معلم اول ارسطوست و پس از ابونصر ديگر هيچ کس را معلم نگفته اند.
فارابی در راه کسب دانش سختی بسيار تحمل کرد. شب ها در نور چراغ پاسبانان شهر کتاب می خواند و اغلب تا صبح بيدار می ماند. زندگی محدود و محقر او به خوابيدن کنار رودخانه ها و باغ ها گذشت. در همان وضع به نوشتن و خواندن روز می گذراند و شاگردان بسيار خويش را نيز همان جا تعليم می داد. اين محروميت های مادی، اگرچه بيشتر در سال های جوانی بر او تحميل شد اما پس از آن نيز وی با همه دانش و شهرت خويش، هم چنان ساده می زيست. نوشته اند که از سيف الدوله فاتح دمشق نيز، که او را گرامی می داشت، هر روز بيش از چهار درم که مبلغی بسيار ناچيز بود نمی پذيرفت.
دوران زندگی ابونصر فارابی هم زمان با فروپاشی و ضعف خلافت عباسی است. خاندان های بزرگ وزيران خراساني مانند برمکيان که در دربار خلافت عباسی از علم و انديشه حمايت می کردند، از ميان رفته بودند. در چنين احوال، ناچار بزرگانی چون ابونصر فارابی، در جستجوی حامی و مشوق دانش، به ديارهای دور سفر می کردند و گاه چون او ناچار از سرزمين هايی که در آن مورد آزار و تهديد بودند می گريختند.
سيف الدوله در روزگار زندگی ابونصر در دمشق، هنگامی که بخاطرتهمت بد دينی از بغداد فراری شده بود، و چون از افراد انگشت شمار آزاد انديش روزگار خود بود، دانشمندانی چون فارابی و شعرا و گويندگانی چون متنيی را پيرامون خود گرد آورد. متنيی پس از آن در دربار عضد الدوله به مقام بزرگ و والايی رسيد. اما زندگی محدود و محقر ابونصر در چنين روزگار بيشتر در نتيجه عدم اعتنای بزرگان به دانش و فلسفه بود. در اين دوران تعصب در عقيده و تظاهر به دين داری در بين قدرت مندان و حاکمان سخت رواج داشت. ناچار آنان که چون ابونصر فارابی دانستن و انديشيدن درباره حقيقت را تجمل و راحت جسمانی برتر می دانستند در تنگی و فشار می زيستند. ابونصر فارابی فيلسوف بود اما برای گذراندن زندگی ناچار به طبابت و مداوای بيماران می پرداخت. اين راهی بود که بيشتر فلاسفه اسلامی در آن روزگار پيش می گرفتند. به همين جهت حتی تا روزگار ما هنوز به طبيب ، حکيم می گويند، در حالی که حکيم در اصل به معنی فيلسوف و انديشه ور است.
کتاب های فلسفه ای که تا زمان ابونصر فارابی ترجمه شده بود اغلب غلطي بسيار داشت و قابل فهم نبود. فارابی نخستين کسی است که با رنج بسيار آثار ارسطو و افلاطون را به طور کامل دريافت و در کتاب ها و رساله های خود به شرح و تفسير و نقد آنها پرداخت. آشنايی دوباره جهان با آثار اين فيلسوفان در واقع مرهون دانش و تلاش ابونصر فارابی است. وی، علاوه بر فلسفه و منطق که موضوع بيشترين آثار باقی مانده از اوست، در همه علوم زمان خود سرآمد ديگران بود. طبابت را نيک می دانست اما در روزگار رفاه بدان نمی پرداخت. در ستاره شناسی کتابی از او باقی است که بی پايه بودن پيش گويی منجمان را ثابت می کند و آنها را بی ارزش می شمرد. کتاب بزرگ و معتبر او در سياست نمودار اطلاع وسيع او درباره جوامع بشری است. مهم تر از همه کتابی است که وی درباره مدينه فاضله و شهر آرمانی فلاسفه نوشته است. وی در اين کتاب که خود به چند بخش بسيار بزرگ و مهم تقسيم شده، با پيش بينی فلسفی و عارفانه نظريات خود را در باره جوامع انسانی بيان داشته است. ابونصر فارابی در موسيقی نيز استادی بی نظير بود. اختراع قانون را به او نسبت داده اند. او علاوه بر نوشتن رساله های متعدد درباره موسيقی و زبان شناسی، نوازنده ای ماهر بود. نوشته اند که وی در محضر سيف الدوله ابتدا خطای يک يک خوانندگان و نوازندگان مجلس را بازنمود، آنگاه از کيسه ای که در کمر داشت چند چوب درآورد و آنها را به هم پيوست و بنواخت. همه را خنده گرفت. پس چوب ها را درهم ريخت و ترکيبی تازه فراهم بساخت و بزد. همه به گريه درآمدند. بار ديگر چوب ها را درهم ريخت و ترکيبی تازه فراهم آورد و ضربی ديگر آغاز کرد. همه حاضران حتی پرده داران و دربان ها نيز به خواب رفتند. او آنها را خفته رها کرد و برفت. ابونصر فارابی سعادت انسان را در ترک پيوندهای ظاهری و بستگی های مادی می دانست و معتقد بود که تنها کسی بايد به فلسفه و علم روی آورد که از جهت اخلاقی سخت پاک و بی نياز باشد. وی به تربيت نفسانی خويش و شاگردانش بسيار اهميت می داد و در زندگی شخصی به جاه و جلال و نام و شهرت بی اعتنا بود. بی علاقه گی وی را به جمع آوری تاليفات خود ناشی از عظمت روحی او دانسته اند. با وجود اين بيش از ۱۰۲ رساله و کتاب از او به جای مانده که هريک در نوع خود بی نظير است. شيخ الرئيس ابوعلی سينا خود را شاگرد مکتب فارابی خوانده و گفته است که تنها از طريق مطالعه رساله های ابونصر توانسته است منظور ارسطو را از کتاب متافيزيک درک کند.
ابونصر فارابی در آثار متعدد فلسفی خود کوشيده است تا فلسفه را به معتقدات دينی مردم نزديک کند، يا، به عبارت ديگر، معتقدات دينی را با اصول فلسفی از خرافه و توهم دور سازد. وی ثابت می کند که مثلا در موضوع آغاز آفرينش، فلسفه از اخبار مذهبی دقيق تر و به توحيد نزديک تر است. افزون بر اين، فارابی برای رواج فلسفه، که دانستن آن را مانند علوم ديگربرای همه مردم لازم می دانسته، کوشيده که آن را به زبان و اصطلاحات مذهبی نزديک کند. اين کار پس از او در اواسط قرن دهم ميلادی به وسيله اخوان الصفا، به طور کامل در رسالات متعدد عملی گرديد. اما عده ای نيز به شدت آن را مردود شمردند. محمد غزالی در کتاب خود بر رد فيلسوفان، ابونصر فارابی و ابوعلی سينا را به عنوان دو تن از بزرگ ترين فلاسفه برگزيده تا با رد عقايد ايشان به طور کلی فلسفه را نادرست جلوه دهد. اين قبيل مباحث و درگيری های فکری نشان می دهد که فلاسفه در آن زمان تا چه حد ناچار از کناره گيری از مردم و تحمل فشارهای اجتماعی بوده اند.
فارابي در حرّان و در بغداد نزد يوحنابن حيلان كتاب ثلاثيه مشتمل بر نحو و بلاغت و منطق و رباعيا ت مشتمل بر حساب ، موسيقي ، هند سه و نجوم را فراگرفت. سپس در نزد متي‌بن يونس يا يونان منطق و فلسفة ارسطو آموخت و كتب ششگانة‌ارسطو را بدين تفصيل شرح كرد:

كتاب المقولات يا قاطيقورياس.

كتاب العباره يا باري ارميناس.

كتاب القياس يا انالوطيقاالاولي.

كتاب البرهان يا انالوطيقاالثانيه.

كتاب المواضع الجدليه يا طوبيقا.

كتاب اللقوال‌المغلطه يا سوفسطيقا.

كتاب الخطابه يا ريطوريقا.

از تأليفات مهم او يكي الجمع بين رأي‌الحكيمين است كه در آن كوشيده است نظريات ارسطو و افلاطون را يكسان و همانند جلوه‌گر سازد و آنها را با دين اسلام منطبق سازد. گويا اين را براي ملاحظة دشمني قشريون با اهل فلسفه كرده باشد. درنظر او هركسي كه بخواهد فلسفه تحصيل كند بايد پرهيزكار و تندرست و خوش‌خلق و پاكدامن و راستگو باشد و از فسق ‌و فجور و نيرنگ و فريب و خيانت دوري كند و براي گذراندن زندگي از كار بي‌نياز باشد و نه چيز را در مقدمه بداند كه عبارتند از:

1- اسم فرقه‌هاي فلسفي.

2- غرض ارسطو از تصنيف هر يك از كتب خود.

3- علومي كه مقدمه است بر فلسفه.

4- شناخت فايده فلسفه.

5- طريق آموزش فلسفه.

6- معرفت بر شيوة سخن ارسطو در هريك از كتب او.

7- معرفت بر علت لغزگويي ارسطو.

8- شناختن احوال كساين كه فيلسوف شده‌اند.

9- آنچه براي آموختن كتب ارسطو لازم است.

فارابي، فلسفه را برتر از مذهب ميداند. مذهب را خاص يك ملت و محدود به حدود و محيط هرملت مي‌شمارد ولي فلسفه را جهاني مي‌داند و فيلسوف را مصلح امور جهان و حاكم واقعي مدينة فاضله. دركتاب آراء اهل المدينه‌الفاضله كه بيشتر نظريه كتابهاي جمهور و نواميس افلاطون دارد پس از برشمردن اعضاي پيكر آدمي و نسبت رياست و مرئوسيت آنها به يكديگر مي‌پردازد و حكيم را تنها سزاوار حكومت بر اجتماع انسانهاي برگزيدة مدينة فاضله مي‌داند. سپس مي‌پردازد به توصيف مدينه‌هاي جاهله وضاله و مبتذله و فاسقه و صفات آنها و رياست آنها را بر مي‌شمرد. درواقع يك متن جامعه‌شناسي است از روزگاري كه جهانيان توجهي بدين گونه مسايل نداشتند. افكار فلسفي فارابي متأثر بود از فيلسوفان يوناني منتهي آنچه به او رسيده بود از روايات و ترجمه‌هاي سريانيان بود به عربي و در واقع فلسفه متحجر و محرف يونان و مكتب اسكندريه بود. فروزانفر در لغت ‌نامه مي‌نويسد فارابي ظاهراً در حدود سنه 260 متولد شده ا ست. زيرا ميگويند كه ا و وقتي كه وفات يافته قريب 80 سال از عمر ا و گذشته بود و چون تاريخ وفات ا و بطور تحقيق 339 هجري است پس ولادت او بايد در حدود 260 ﻫ. ا تفاق افتاده باشد . 260 هجري برابر است با 873 م. افكار ا و در ا خوان‌ا لصفا و ابن‌مسكويه و ابن‌سينا بسيار مؤثر بوده ا ست. قاضي صاعد اندلسي گويد اگريعقوب‌بن اسحق كندي فيلسوفان عرب را در جهان تشخص بخشيد فارا بي فيلسوفان اسلامي را معتبر ساخت. ابن خلكان ا و را بزرگترين فيلسوف ا سلامي مي‌داند و كسي را همپاية او نمي‌شمارد و ابن‌سينا را از او بهره‌ مند مي‌داند.


( پي نوشتها : ميهن ، ماند گاروميراث ) .

·

موسيقي      
هشت پروژه آموزش موسیقی برای دختران در سه ولایت کشور فعال است ·
پیکرآواره استا د ساربان خواننده افغان، بعد از سالها در افغانستان به خاک سپرده شد ·
فرهاد مهراد سیاسی ترین خواننده ایران ·
ابو نصر فارابی موسیقی دان ·
حنجرهء هند ·
کنسرت صفدر توکلى در ولايت باميان ·
خواهران ما بايد استعداد شانرا در عرصه موسيقى بيازمايند ·
دريائی از شادی ·
زنده گی همین است ·
جستاری در آثار استاد محمد حسین سر آهنگ ·
تا شش ماه اینده کار جدید از امیر جان صبوری ·
پيوندها ·

Login »