ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

گفتگو با صدیق بر مک فیلم ساز افغان


19.10.2005 03:02


 در دورة جديد، بعد از سالها نامهرباني نسبت به سينما در افغانستان‌، افغان‌فيلم براي بازسازي سينماي افغانستان چه كاري كرده و چه گامهايي برداشته است‌؟

 خدمت شما بايد عرض شود كه بعد از سقوط طالبان و فتح دوبارة كابل ما با چند موضوع بسيار مهم روبه‌رو بوديم كه يكي از آنها براي ما اولويت خاص داشت و حياتي بود و آن‌، بازسازي و احياي رواني فيلمسازان و دست اندركاران سينما و فيلم بود كه تعداد محدودي از اين‌ها مانده بودند و تعداد زيادشان آواره شده بودند. پنج سال شكنجه و عذاب رواني عجيبي كه به صورت طرح‌شده و بسيار منظم كه از جانب طالبان بر مردم ما تحميل شده بود و بر گرده‌هايشان سنگيني مي‌كرد و بر شانه‌هايشان‌، اين‌ها را واقعاً از نظر رواني در حالتي قرار داده بود كه واقعاً گاهي وقت فراموش مي‌كردند كه كي هستند و در كجا هستند و در كدام موقعيت قرار دارند. ما وقتي آمديم‌، در قدم نخست به اين فكر شديم كه اين آدمها بايد از اي حالت بيرون شوند و دوباره خود را به عنوان يك سينماگر و به عنوان يك شخصيت در جامعه فكر بكنند يا به عبارتي دريافت دوباره شوند

.
 براي اين دريافت دوباره از كجا شروع كرديد؟ چه كساني به شما ياري كردند؟


 خوب دوستان زيادي از ما در خارج به سر مي‌برند. آنهايي كه اين جا بودند، با آنها از همين جا شروع كرديم‌. ما در قدم اول با ساختن چند فيلم كوتاه و شركت همه در يك كار گروهي‌، دوباره اينها را به ياد گذشته انداختيم كه اينها فيلمساز هستند; مي‌توانند صبح از اينجا حركت بكنند و با يك گروه بروند روي صحنه‌. با هنرپيشه كار كنند; دوربين بگيرند; مايك را بگيرند; صداگذاري كنند; مونتاژ بكنند; و بالاخره فيلم مونتاژ شدة نهايي خود را روي پرده ببينند. اين خودش يك تمرين دوباره بود براي احياي ذهني‌شان و من فكر مي‌كنم توانستيم حداقل در قدم اول با يك چرخش دوبارة چرخ سينمايي و حركت سريع‌، موفق شويم كه دوستان را دوباره به حال بياوريم‌. اينها واقعاً در يك سرگيجي عجيب به سر مي‌بردند.
دومين موضوع اين بود كه توانستيم بعد از اين‌، پروژة تهية سه فيلم كوتاه را بگيريم‌. نمايش اين فيلمها در سطح افغانستان بود. ما با همكاري يك مؤسسة فرهنگي به نام آيينه‌، و تعدادي از مؤسساتي كه ذي‌دخل بودند مثل UNAMA، WHCR و OMR تصميم گرفتيم كه اين فيلمها را توسط واحدهاي سيار و با يك ويديو پروژكتور و پرده‌هاي سيار و بزرگ در هشت گروپ به تمام نقاط افغانستان بفرستيم‌. اينها هر كدام در دورترين نقاط كشور كه مردمش هيچ وقت به تلويزيون دسترسي ندارند و با راديو كمتر در ارتباط هستند و هيچ‌گونه تصويري در آنجا نمي‌توانستند ببينند، توانستند فيلم نمايش دهند. ما به شكل سمبليك از نمايش پيش پاي بودا در باميان آغاز كرديم‌.
با اين سه فيلمي كه ما ساختيم‌، همراه يك فيلم كمدي از دوران صامت سينما از كيتون پاستال‌، يك بار ديگر مردم را خواستيم بجنبانيم كه فكر بكنند يك چيزي هست‌. با اين كار چندين حرف داشتيم كه دوتايش براي ما بسيار عمده بود. يكي آن كه دوباره بعد از سالها ستم و وحشت‌، يك بار ديگر لبخند روي لبان مردم مي‌آمد. دوم آن كه ما به اين فكر شديم كه با ايجاد اين كاروان و فرستادنشان از مركز به تمام ولايات‌، ما يك نوع شبكة وسيع ارتباط را به وجود بياوريم‌. مردم خودشان را به مركز نزديك احساس كنند و مركز به آنها، نامه‌هايي كه از ولايات و ولسوالي‌ها دريافت كرديم از مردم‌، شما باور نمي‌كنيد كه چه قدر هيجان در قلب انسان مي‌رساند. وقتي تقاضا مي‌كنند كه يك بار ديگر همچون برنامه‌هايي تكرار شود.


 در مورد اين سه فيلم توضيح دهيد كه اينها مستند است يا سينمايي و يا داستاني‌؟


 اين سه فيلم‌، فيلمهاي آموزشي است‌. اساساً ما در قالب داستانهاي بسيار كوتاه‌، يكي كمدي‌، يك هم افسانه‌اي ـ حماسي و يكي تقريباً درامة خانوادگي خواستيم چند موضوع را در اين سه فيلم خلاصه بسازيم‌. به مردم بگوييم كه وقتي دوباره به وطن برمي‌گردند، با خطرات ماين چه قسم برخورد كنند. يكي ديگر در مورد همبستگي و وحدت مليتهاي با هم برابر و برادر در افغانستان است كه چگونه مي‌توانند واقعاً خانة مشتركشان را بسازند; يكي هم در مورد صحت و اهميت صحت خانوادگي خصوصاً براي بانوان و خانمها است كه بسيار وقتها با ممانعت‌هاي عجيب و غريب مردها نمي‌توانند دسترسي داشته باشند به ابتدايي‌ترين امكانات صحي‌، در حالي كه زندگي‌شان با خطر مرگ مواجه است‌.
من فكر مي‌كنم در اين سه فيلم ضمن پيام‌هاي خاص و مشخص‌شان‌، لحظات و چاشني‌هايي در وسط و جريان داستان فيلم وجود دارد كه مردم را مي‌تواند به خود جلب كند و اين‌ها خود را با قهرمان فيلم همگام ببينند; هم‌احساس شوند، هم‌درك شوند; با آنها بخندند، با آنها گريه كنند. از وراي نامه‌هاي مختلفي كه به ما رسيد من اين طور حس مي‌كنم كه مردم واقعاً نياز دارند به آن كه ما هر ماه چه‌، هر روز بايد به اين‌ها فيلم نشان دهيم و به آنها بايد چيزهايي بياموزيم و آنها تشنة ديدن هستند و مثل اين كه صحنه‌هاي قلب و ذهنشان صفحه‌هاي سفيدي هستند كه ما بايد به آنها حيات بدهيم و براي اين كه دوباره در مغزشان چيز تازه‌اي بايد ثبت شود.


 با توجه به سينماي كشورهاي منطقه‌، به خصوص سينماي ايران‌، سينماي افغانستان در كجا قرار دارد؟


 پاسخ به اين سؤال يك تحليل و آناليز طويل مي‌خواند. من بسيار كوتاه اشاره مي‌كنم‌. تاريخ سينماي ما بسيار دور نمي‌رود و اگر قرار باشد ما سال‌هاي شصت را كه بزرگترين توليد را داشته‌ايم‌، بررسي بكنيم پيش از اين بحران ما توليدهاي ايديولوژيك هم داشته‌ايم‌. توليدات فيلمهايي داشته‌ايم كه بيشتر جنبة سفارشي و فرمايشي را داشت‌. ولي يك خصوصيت داشت‌، بيشتر مي‌رفت به طرف يك نوع رياليزم‌، شايد بسيار دگماتيزم و خشك‌. گويا مي‌رفت به طرف همان سوررياليزم يا رياليزم واقعي‌، رياليزم اجتماعي كه بيشتر در كشورهاي ماركيسستي و سوسياليستي شوروي يا اروپايي شرقي بود، ولي يك حسن داشت‌. در همين جريان‌، بچه‌هايي كه واقعاً مصروف فيلمسازي بودند، تجربه مي‌گرفتند و از هر كار خود، مي‌آموختند و اين بسيار اهميت داشت‌.
فيلمهاي ما شباهت به فيلمهاي هندي نداشت‌. بيشتر شباهت به زندگي داشت و من خوشبختانه برايتان مي‌توانم بگويم كه فيلمهاي ما در همان زمان نسبت به چند كشور همسايه خودش ـ منهاي ايران و چين ـ خوب جلوه‌گر بود و هنري‌تري بود.
بعد از آن كه دورة مجاهدين آمد، ما توانستيم يكي دو فيلم هنري بسازيم ولي بدبختانه جنگها مانع شد. نتوانستيم توليدات بيشتري داشته باشيم‌. ولي همان دو تا فيلمي هم كه داشتيم‌، فيلم‌هاي آرمان‌گرايانه بودند ولي خود ويژگي‌هاي خاص هنري و سينمايي را داشتند. از نظر تكنولوژي و تكنيك بدون شك بسيار عقب مانده و دست‌وپاگير بود، براي آن كه ما با وسايل بسيار قديمي و كهنه كار كرديم‌. از نظر ارائه و پرداخت موضوع در سطح بالايي قرار داريم‌.
من گفته مي‌توانم كه سينماي ايران در سطح بسيار بالايي قرار گرفته است و اين بيشتر ناشي از يك ماية بزرگي است كه از سينماي روشنفكران قبل از انقلاب آرام آرام مي‌آيد به طرف امروز مي‌رود. من گفته مي‌توانم كه سينماگران بزرگي را در ادبيات و شعر و بالاخره تحولات عميق دروني و رواني و اجتماعي سياسي و فرهنگي كه در ايران رخ داد اثرات بسيار مثبتي روي سينماي ايران داشت‌. كشورهاي غربي و امريكايي هم به سينماي ايران بدون شك توجه بسيار عميقي كردند، به عنوان يك منبع الهام‌دهندة جديد در يك بحران فكري و رواني كه اين كشورها با مردمانش در يك تمدن بسيار شلوغ و پر هياهوي ماشيني خسته از همه چيز، از سوژه‌هاي تكرار شده و كليشه‌اي‌، بالاخره مي‌بينند. آنها بعضي نيازهاي خودشان را با ديدن اين فيلم‌ها بر طرف مي‌كنند و عطش‌شان فرو مي‌نشيند. اين امر در رونق سينماي ايران بسيار مثمر واقع شد و ما به اين فكر هستيم كه سينماي ايران هم از نظر شكل‌، هم از نظر محتوا، هم از نظر تكنيك بسيار موازي بوده‌، گرچه شايد بحران خودش را داشته باشد، سينماي جشنواره‌اي و سينماي بازاري و گيشه‌اي بدون رقص و آواز; تقليد از بعضي از فيلمهاي هندي و هاليوود). در همين لحظه هم در پنجاه يا شصت فيلمي كه در ايران ساخته مي‌شود بيش از چهل يا چهل و پنج فيلم شان به همين منوال است كه من برايتان گفتم‌. ولي از نظر تكنيكي نسبت به بسياري از كشورها در سطح بسيار بالايي قرار دارد.
ما متأسفانه اين ويژگي را نداريم‌، به خاطر آن كه وسايل ما وسايل بعد از جنگ جهاني دوم است‌. جز چند كامره و دوربين و چند ميز مونتاژ چيزي نداريم‌. از نظر صدا بسيار در سطح پايين هستيم‌. لابراتوار بسيار خرابي داريم و آن هم سياه و سفيد. ما مجبور هستيم براي چاپ فيلم خام رنگي خود از كشورهاي همسايه استفاده كنيم‌، با پول بسيار گزاف‌. دومين مشكل‌، كمبود افراد است كه تعدادشان از انگشتان دو دست تجاوز نمي‌كند. خوشبختانه ما به يك تعداد از جوان هايي چشم اميد دوخته‌ايم كه امروز در افغان‌فيلم يا در كابل‌فيلم آمده‌اند و كار مي‌كنند. يك تعدادشان دوره‌هاي آموزشي كوتاه‌مدت ولي مثمر ثمر ديده‌اند، در ايران يا در داخل و كشورهاي ديگر. با كارهاي كوچكي كه ما داشته‌ايم يك تعداد از جوانها تازه با تكنولوژي جديد آشنا شده‌اند. ما با دوربين‌هاي DV كار مي‌كنيم‌. يك پايه كامپيوتر مونتاژ يا تدوين است و با كامپيوتر كار مي‌كنيم‌. اين كار ما را ساده‌تر مي‌سازد ولي در هر صورت نيازمند اين هستيم كه كادر بايد به وجود بياوريم‌. البته بسيار مشكل است كه آدم بگويد كه سينما تخصصي باشد; بيشتر هنري است‌. بايد بيشتر به دنبال آن جواناني باشيم كه در درون‌شان چيزي مي‌جوشد و آنها را بايد پرورش بدهيم و تشويق بكنيم‌.
ما برنامه‌هاي طويل‌المدت براي ساختن فيلمهاي بلند هم داريم‌، براي آن كه ما بتوانيم در پهلوي تنها استوديوي افغان فيلم ـ كه به عنوان محور اساسي توليد فيلم در افغانستان است ـ آرام آرام مؤسسات بزرگي را به وجود بياوريم كه به طور خصوصي كار بكنند. ما دولت را تشويق كرده‌ايم كه در قسمت سرمايه گذاريهاي خصوصي سرعت بيشتري بياورد. خوشبختانه در همين روزها شاهد تصويب بعضي قوانيني بوديم براي سرمايه‌گذاري‌هاي بيروني و خصوصي در عرصة كارهاي مختلف‌، كه سينما هم مي‌تواند شاملش شود. در زمينة جلب سرمايه‌گذاريهاي بيروني گامهايي گذاشته‌ايم براي معرفي سينماي افغاني‌. خوشبختانه در يكي از فيستيوال‌هاي بزرگ در بوليناي ايتاليا افغان‌فيلم توانست آرام آرام عضويت انجمن بين‌المللي آرشيو فيلم را بگيرد. اين بزرگترين گام به طرف جهاني‌شدن و معرفي سينماي ماست كه اواخر سپتامبر همين سال اين مورد رسماً اعلان خواهد شد.
دومين مسئله‌، گرفتن يك روز خاص براي معرفي سينماي افغانستان در فيستيوال بزرگي مثل لوكارنو در سويس است كه ما سينماي خود را به جهان بيشتر معرفي مي‌كنيم‌، ولو با نقايص و مشكلات زياد. ولي براي بهبودي فكرهايي كرده‌ايم‌. مثلاً مي‌خواهيم نشان بدهيم براي سرمايه‌گذاريها و تهيه‌كنندگان فيلم بزرگ دناي كه مي‌توانند در افغانستان همراه با فيلمسازان افغاني كارهاي مثبت بسيار خوب و ارزشمندي انجام دهند. در همين زمينه صحبتهاي خوب و ارزشمندي شده و تعدادي از دوستان و افغانهاي خود ما كه در بيرون هستند، علاقه‌مندي خود را اعلان كرده‌اند كه بيايند. ما تا حال سه قرارداد بزرگ داريم كه يكي‌اش خوشبختانه به طور صد در صد و همين حالا در حال جريان است‌. محسن مخملباف با تشريف‌آوري‌اش در افغانستان اولين گام را برداشتند و در واقع كليد را زدند به اين مفهوم كه قرار است ايشان تهيه‌كنندة فيلم باشند و من كارگرداني اين فيلم را بكنم‌. دوم آنكه يك پروديوسر ايراني كه در فرانسه است‌، همراه با يك دوست ما ـ عتيق رحيمي ـ تصميم دارند از اثر عتيق رحيمي يك فيلم بسازد و عن‌قريب بياييد داخل افغانستان و همراه با هنرمندان افغان‌فيلم اين اثر را بسازند. سميرا مخملباف قرار است فيلمش را در افغانستان بسازد و دوستاني از جاپان قرار است سرمايه‌گذاري بكنند. اين يك حركت بزرگ است كه ما اميدوار هستيم بسيار به زودي آغاز شود.


 با در نظر گرفتن توجه جهاني به افغانستان‌، سينماي افغانستان از موقعيت و فرصت كنوني چگونه مي‌تواند استفاده كند؟

البته با توجه به اين كه به گوشه‌هايي از آن در سؤال قبلي اشاره كرديد.
 به نظر من تنها كافي نيست كه اين مقطع را آدم در نظر بگيرد كه چگونه از آن استفاده كند. اين موقعيت شايد گذرا باشد. شايد يك بار جهتهاي سياسي و نظرات سياسي مثل موسمي بودن بادهاي موسمي‌، با سپري شدن موسم‌شان تغيير كند. به نظر من بهتر است ما براي ثبات خود در افغانستان بيشتر فكر بكنيم و به يك نوع همبستگي و اتحاد و خودكفايي و روي پا ايستادن‌. من تاكيد ندارم كه بيشتر روي سرمايه گذاريهاي بيروني متكي باشيم‌; من بيشتر به اين فكر هستم كه شايد اين يك نقطة آغاز براي اين باشد كه ما بالاخره آرام آرام بتوانيم سرپاي خود ايستاده شويم‌. ممكن است با اين سرمايه گذاريها آرام آرام ما چند موضوع راببنيم يا ياد بگيريم‌. ما از تجربه‌هاي ديگران در بخش جهاني‌سازي سينماي خود استفاده بكنيم‌. چگونه بتوانيم از يك سرمايه‌اي كه به كار مي‌افتد، دوباره براي كار بعدي خود استفاده بكنيم‌. چگونه مي‌توانيم در داخل براي خود بازار ايجاد كنيم و چگونه مي‌توانيم بازار جهاني را در دست داشته باشيم‌. اين موضوعاتي است كه آرام آرام ما در پي همين كار مشترك ياد خواهيم گرفت‌. باز مي‌آييم سر موضوع كادرها و سوژه‌ها و ساختار فيلمهاي ديگر و خوشبختانه قانون مطبوعات آزادي كه ما اكنون در دست خود داريم‌، اجازه مي‌دهد و مجوز اين را مي‌دهد كه حتي راديو و تلويزيون غيردولتي داشته باشيم و در اين طور يك كشور، بنأً زمينه كاري براي خيلي از مردم مهيا مي‌شود، خصوصاً در زمينة سينما. بزرگترين معضلة ما نداشتن سالنهاي بزرگ و تماشاچي زياد است‌. مردم ما بسيار سالهاي متمادي از سينما و تصوير بزرگ دور بوده‌اند و عادت كرده‌اند به پرده‌ها كوچك تلويزيون‌. ما بايد اينها را به طرف سينماها بكشانيم‌، از هر طريقي كه مي‌شود، با سوژه‌هاي خوب‌، با فيلم‌هاي خوب‌، با سيستيم و تكنيك مدرن و جديد، با سالنهاي استناندارد، و به هرگونه‌اي كه مي‌شود ما بايد تماشاچي‌هايمان را عادت بدهيم به سينما.


 با توجه به اين كه سناريو يا فيلم‌نامه از اركان مهم يك فيلم خوب است‌، مسؤوليت و نقش ساير فرهنگيان مثلاً نويسندگان و شاعران را در قبال سينما چگونه مي‌بينيد؟


 گلة ما هميشه در طول تاريخ سينماي ما همين بوده است كه نويسنده‌هاي ما هيچ‌گاه به سينما توجه نداشه‌اند. يك معضل بزرگ ديگر اين است كه بسياري از سينماگران ما متأسفانه ادبيات را از سينما دور دانسته و فكر نمي‌كرده‌اند كه اين‌ها دو همزادند، بلكه فكر مي‌كرده‌اند كه دو چيز بيگانه از هم‌اند.
تصور ما اين است كه سينما رمان است و بدون رمان نمي‌توان زندگي كرد. سيما داستان كوتاه است‌، بدون داستان نمي‌شود زندگي كرد. سينما در يك جامعه‌، بدون نويسنده‌، بدون شعر و رمان نمي‌تواند زندگي بكند. تراژنوف يك كارگردان بسيار معروف روسي است‌. او از آثار نظامي الهام مي‌گيرد و رنگها را مي‌سازد و خودش شاعري سينماگر است و اندره تاركوفسكي همچنان و اينها شعراي سينماگري هستند كه مي‌توانند سينماي شاعرانه را به وجود بياورند.
در افغانستان نويسنده‌هاي خوب داريم كه داستانهاي خوبي دارند، ولي متأسفانه هيچ‌گاه در قسمت سناريو كوشش و تلاشي نكرده‌اند. بسياري از كارگردانهاي ما از مجبوريت خودشان دست به قلم برده‌اند و اين بسيار ناقص بوده است‌. سناريوهاي بي‌روح بوده‌، سناريوهايي با ابعاد مختلف زندگي نبوده است‌. به همين خاطر فيلمهاي ما فاقد شخصيتهاي برجسته هستند و گره‌هاي خوب در آنها وجود ندارد كه تماشاچي را بتواند بگيرد. لحظات خوب وجود دارد، ولي كليت خوب وجود ندارد. بنأً تقاضاي من اين است كه در قسمت سناريو بسيار فكر بكنيم‌. كشورهايي كه سناريونويس‌هاي بزرگي دارند گله از نداشتن سناريو و سوژه دارند ما كه بايد هميشه بگوييم كه هيچ نداريم‌.
با وجود اين همه چند تا از فيلمهاي ما از روي داستانهايي ساخته شده‌اند، مثل داستاني از اكرم عثمان مردا ره قول اس‌، گرچه تجربة بدي بود. مثل اختر مسخره‌ از رهنورد زرياب‌، مثل فيلم زمين‌ كه هيچ وقت نشر نشد از قيوم كه جلال درويش ساخت‌. يا مثلاً دو سناريو من نوشته كردم بر اساس داستانهايي از جلال آل احمد به نام بچة مردم و نيز فيلم پايان‌نامة تحصيلي خود را بر اساس داستاني از هوشنگ مرادي كرماني نوشتم‌. يگانه كسي كه در اين راه مي‌خواست بسيار صميمانه گام بردارد، مرحوم قهار عاصي بود كه ما يك تجربه از شعرش داشتيم كه آن فيلم ساخته شده به نام آزاده و سوار. اين شعر بود، و لي ما آن را فيلم ساختيم‌. يك فيلم ديگر از اكرم عثمان به نام نقطة نيرنگي‌، يك فيلم تلويزيوني بود، اما بسيار موفق‌، چون نشان مي‌داد كه داستان خوب وجود دارد و درامه خوب وجود دارد، پس مي‌تواند فيلم خوب باشد.
تجربه نشان داده است كه از سناريوي خوب هميشه فيلم خوب مي‌تواند ساخته شود، ولي از يك سناريوي بد فيلم خوب ساخته نمي‌شود. شما نمي‌توانيد، ولو قوي‌ترين كارگردان را در اختيار داشته باشيد و يك گروه بسيار قوي و خوب‌. به هر صورت من به اين فكر هستم كه كمبود وجود دارد. من تصور مي‌كنم كه داستان‌نويسان ما، شعراي ما، در هر كجاي دنيا كه باشند، بيايند. و چشم اميد من در همين لحظه به كساني است كه در كابل هستند، به خالد نويسا، به رزاق مأمون و يك تعداد از نوشته‌هايي كه در مطبوعات ايران از بچه‌هاي افغاني هست كه در آنجا بوده‌اند و داستانهاي خوب نوشته‌اند و به رمانهاي خوب مثل كوچة ما از داكتر صاحب اكرم عثمان و اميدوار هستم كه اعظم رهنورد زرياب در فرانسه نوشته‌هاي خوب و جالب داشته باشد. يك داستان‌نويس خوب ديگر در كانادا داريم‌، مريم محبوب‌. مثلاً داستان گنگ واقعاً يك سوژه‌اي جالب براي فيلم است‌. من اميدوار هستم كه نويسندگان خودشان رجوع كنند به سناريونويسي‌.


 آقاي برمك‌، افغان‌فيلم تا چه حد واقعاً دولتي است و تا چه حد غير دولتي‌؟


 فعلاً ما در زير چتر وزارت اطلاعات و فرهنگ كار مي‌كنيم‌.


 خط سوم‌: پس دولتي است‌؟.


 بلي‌، به نحوي دولتي است‌; ولي خوشبختانه شخصيتهايي كه در رأس وزارت اطلاعات و فرهنگ هستند، بسيار خوب درك مي‌كنند هنر و سينما را. بنأً ما در بسياري از كارهاي خود آزادي‌هاي خود را داريم و به هر صورت اميدوار هستيم كه روزي دولت‌، دولت نوپاي انتقالي دو سال آينده و يا بعد از آن هر دولتي كه به وجود بيايد، اگر نتواند سينما را پيش ببرد، لااقل بتواند پشتوانه‌اي قوي براي سينماي ما باشد. مثل بسياري از كشورهاي ديگر در شرايط مهم مثل دادن قرضهاي بزرگ يا سوبسيد و يا ايجاد صندوقهاي خاص براي ياري و همدستي با سينما و كساني كه تازه به شكل خصوصي شروع به كار مي‌كنند، براي كمك شان چيزهايي را به وجود بياورند كه بتوانند كمك كنند. اين چيزها در فكر خود ما است و انشأالله اينها را مطرح خواهيم ساخت با مقامات‌... در حال حاضر امكانات بسيار محدود است‌. ما كوشش مي‌كنيم از بيرون از دولت‌، از منابع مختلف مثل سرمايه‌گذاران خصوصي يا سرمايه‌هاي بيروني و يا اينجوهايي كه امروز در داخل افغانستان هستند، با همكاري اين‌ها فيلم توليد بكنيم‌


·

فيلم      
مصاحبه با عبدالواحد نظری مسئول تلویزیون شمشاد ·
هام اختلاس به تلویزیون ملی سو تفاهم بود ؟ ·
شرکت فیلم مامه در فیستیوال ونیز ایتالیا ·
مصاحبه با صحرا کریمی، هنرپیشه‌ی سینما مقیم چک اسلواکی ·
نخستين جشنواره فيلمهای کوتاه افغانی و خارجی در کابل پايان يافت ·
زن در سينماى غرب ·
جشنواره فيلم الوان ميزبان كشورهاي اسلامي ·
احساس؛ فلمي در باره زندگي مهاجرين افغان در غرب ·
جنگ ستارگان، موفق‌ترين فيلم سال 2005 ·
سریال طنزایرانی شبهای برره و توجه مردم افغانستان ·
نه فلم کوتاه و هنری مستند افغانی درجاپان ·
شفاف‌سازي در هاليوود: مشاركت ستاره‌هاي آمريكايي در تأسيس فاحشه‌خانه‌ها ·
درخشش فیلم فصل سکوت وبنده جایزه فستیوال سینما ویست در استرالیا به کارگردانی عبدالرحمن عالمی ·
وينتربوتوم فيلمي درباره القاعده در ايران مي سازد ·
نمایش چهار فیلم در فستیوال فیلم انگلستان ·
قابل توجه فیلم سازان جوان افغانستان ·
افتتاح انجمن فیلم افغانستان درفینلند ·
تولي نهم ·
گفتگو با صدیق بر مک فیلم ساز افغان ·
برگزاري فيستيوال فيلم هاي افغانستان در آلمان ·
دریافت نشان طلایی یک فیلم ایرانی در فنلند ·
افغانستان، حقیقت گم شده ·
فیلم عشق از مخملباف در تاجکستان ·
نگاهی بساخته های برمک کار گردان افغان فلم ·
فیلم جرمانه داستان یک دختر افغان ·
درخشيدن يک ستارۀ سينما ·
فیلم مثل ماه شب چهارده ·
سينما در افغانستان ·

Login »