ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

نگاهی بساخته های برمک کار گردان افغان فلم


19.09.2005 22:56

ضيا افضلى: نوشتن درباره سينماى نوپا و جوان افغانستان كارى سخت است. با ديدن يك فيلم از اين سينما نمى شود به سادگى درباره اش حرف زد. در جشنواره سال قبل فجر، فيلم زيبا و دلنشين اسامه، ساخته تحسين برانگيز صديق برمك به نمايش درآمد كه مورد استقبال نيز قرار گرفت. پيش تر در اين صفحه، گفت و گو و نقدهايى راجع به اين فيلم را خوانده ايد. آن چه در ادامه مى آيد، يادداشتى است كه يك نويسنده افغان درباره سينماگر هموطنش نوشته است. نثر افضلى، و نوع به كارگيرى كلمات نيز به گونه اى است كه خود را مجاز به تغيير آن ندانستيم. يك نويسنده افغان، سينما و سينماگران مملكتش را به هرحال، بهتر از ما مى شناسد.

خميازه اى پس از بيدارى

سينماى افغانستان پس از يك دهه خواب آلودگى، برخاست، خميازه اى به بلنداى جشنواره بين المللى فلم كان كشيد و چشم گشود تا خودش را يافت در بلندايى كه مى بايست يك دهه قبل مى بود. يك دهه پيشتر، يا دقيق تر، فقط چند سالى مى شد كه سينماى كمرنگ افغانستان غروب كرده بود. در آغاز دهه هفتاد و زمامدارى مجاهدين نيز سينماى افغانستان دستاوردى نداشت، به جز فلم عروج و بعد طالبان، نزولى را ارمغان آوردند كه ساليانى سينماى افغانستان را به خاك و خواب افگند. تصور مى رفت كه شمار كثيرى از سينماگران افغان كه به كشور هاى غربى پناه جسته اند، دست به كار هاى درخورى زنند _ كه نزدند _ و يا نتوانستند بزنند و آن قماشى كه دست به اين كار زدند، تفى بر پيكر سينما نمودند و افگندندش ... اما عده اى را بايد استثنا شمرد. همايون كريمپور را با فلم نيلوفر در باران و جاويد واصل را به خاطر فلم رقصنده آتش. جاويد واصل درگيرودارى به قتل رسيد و فلمش كانديداى دريافت جايزه بين المللى اسكار سال ۲۰۰۲ گرديد.

نخستين تصور آزادى

دست اندركاران افغانفلم در برگشت و آغاز فعاليت هاى اين اداره در اواخر ۲۰۰۱ ميلادى، دست به يك سلسله كارهاى ارزنده زدند. آنها با ساختن ۸ فلم كوتاه در ظرف كمتر از يكسال و با استفاده از بريده هاى از برخى فلم هاى ديگر، به هميارى موسسه خدماتى آينه، نمايشاتى را با پروجكتور هاى قابل انتقال در نقاط مختلف افغانستان به راه انداختند. هدف اين بود تا با اينكار دوباره به مردم و اهالى روستا ها ذهنيت بخشيده شود كه هنر سينما دوباره احيا گرديده و آنها مى توانند آزادانه فلم تماشا كنند.

در پهلوى افغانفلم، گروهى از دانشجويان افغان كه اكنون دگر فلمسازان ورزيده اى اند به وطن برگشتند و كابل فلم را ايجاد كردند. كابل فلم همانند استوانه زير چانه تنديس افغانفلم قرار گرفت و كاركنان اين نهاد با گرمى زياد به كار آغاز كردند. ديرى نگذشت كه خانواده فلمساز و كارگردان فرصت مدار محسن مخملباف به كابل شتافتند تا با استفاده از نوپايى سينماى افغانستان پس از دوره طالبان، به ماجراجويى هاى سفر قندهار گونه بپردازند. همان بود كه يك سلسله كار هايى به راه افتاد كه مى توان از فلم مرد و ساعت پنج عصر سميرا مخملباف نام برد كه به هميارى جوانان كابل فلم به اتمام رسيد، ليكن فقط سميرا مخملباف بود كه در جشنواره هاى فلم حضور يافت و جايزه هاى بزرگى را از آن خود ساخت.

فلمسازان و دست اندركاران افغانفلم كه ديرى از ساحه فلمسازى به دور مانده بودند با يك گذار كوتاه از مرحله آموزشى، دست به كار شدند و چند فلم كوتاه را عرضه نمودند. همايونپاييز چهره شناخته شده سينماى افغانستان فلم قربانى را ساخت. محمد حيدرى كه با داشتن ۲۲ سال از جوان ترين كارگردانان سينماى افغانستان به شمار مى رود، فلم شبنم و ميرويسركاب كه قبلاً در برخى فلم هاى افغانفلم به عنوان دستيار فلمبردار و معاون كارگران حضور داشته است، فلم كابل نندارى را ساختند. رازى محبى كه در فلم اسامه نيز دستيار كارگردان بود فلم گودى را ساخت و عبدالملك شفيعى فلم مستند تا انتهاى زمين را به روى پرده آورد.

اما در اين جمع صديق برمك كارگردان جوان و آگاه افغانفلم كه از اوايل تا نيمه هاى دهه هفتاد خورشيدى رياست افغانفلم را به عهده داشت و اينك نيز به همين سمت منصوب است، طرح فلم بلندى را ريخت. فلمى كه كمان رستم بود و شد اسامه و با اين آغاز صديق برمك جشنواره بين المللى كان- فرانسه را هدف قرار داد. خوش درخشيد و موفق به اخذ جوايز متعددى چون دپلوم كمره طلايى، جايزه باشگاه فلمسازان جوان جشنواره كن، جايزه هيات ژورى و مدال فدريكو فلينى را كه از سوى بخش هنرى موسسه يونسكو سالانه اهدا مى گردد، گرديد. در ضمن فلم اسامه پس از پيروزى بزرگش در جشنواره كن فرانسه از سوى بيشتر از ده كشور اروپايى غرض نمايش خريدارى گرديد و بدين سان قفل سكوت افغانفلم با اين موفقيت بزرگ شكسته شد. اكنون فلم اسامه در جشنواره هاى جهانى مانند Rochell La، جشنواره فلم نيوزيلاند، ملبورن، دهلى جديد، كوپنهاگن، سرايوو، لندن، تورنتو و گولدن گلوب در نيويارك به نمايش درآمده و درخواهد آمد.

و اما صديق برمك

صديق برمك در سال ۱۳۴۱ خورشيدى دررخه پنجشير زاده شد. پس از فراغت از ليسه عالى نادريه در رشته سينما و فلمسازى در دانشگاه مسكو به تحصيل پرداخت و مدرك لسانس را در سال ۱۳۶۶ خورشيدى از آن مرجع به دست آورد. تا هم اكنون چندين فلمنامه نوشته است و چند فلم كوتاه و بلند ساخته است و در ضمن در شمارى از فلم هاى قابل توجه به عنوان دستيار كارگردان حضور داشته است. از سال ۱۳۷۱ تا سال ۱۳۷۵ رئيس موسسه توليدى افغانفلم بود و از آن پس براى مدتى به صفحات شمال افغانستان و سپس به پشاور رفت. در پشاور همكار اداره بى بى سى، سامان ده بخش سينمايى مركز فرهنگى عرفان، مسئول صفحات سينمايى مجله وزين سپيده و مدتى هم دبير بخش تياتر و سينما در برنامه براى اطفال و نوجوانان بود. در سال هاى پسين، در بخش سينمايى مركز كلتورى عرفان در پشاور، به تدريس و آموزش رموز فلمسازى و سينماگرى به شمارى از جوانان و برخى از كاركنان افغانفلم مى پرداخت.

وى طى ساليان غربت در پاكستان، دشوار ترين لحظات زنده گى اش را گذرانيد اما هيچگاه لبخند لبريز از صميميت و هميشه گى اش پنهان نمى شد. صحبت هايش زمانى كه به دنياى فلم و سينما كشانيده مى شود گرمتر و پُر حرارت تر مى نمايد. كمترين اشخاصى وجود دارند كه با آن همه مهرگسترى برمك خوى نگيرند و دوستش نداشته باشند. عاشق پيشه است و كشورش، سينما و خانواده اش سه ضلع مثلث اين عاشق پيشه گى اند. به زبان روسى مسلط است و انگليسى را نيك مى داند. ازدواج نموده و پدر سه فرزند است.

برمك دهه شصت

برمك پس از اتمام تحصيلات آكادميك در رشته فلمسازى و كارگردانى در انستيتيوت فلم مسكو به كابل برگشت و در افغانفلم به كار آغاز نمود. در برخى از فلم ها منحيث دستيار كارگردان و مشاور تخنيكى حضور يافت. وى در سال ۱۳۶۲ فلم كوتاه ۱۰ دقيقه اى را روى نوار ۳۵ ميليمترى، به نام بيليارد ساخت. متعاقب آن در سال ۱۳۶۳ خورشيدى فلم ۲۰ دقيقه اى دايره را ساخت كه از سوى حلقه هاى هنرى مورد استقبال قرار گرفت. فلم ۳۸ دقيقه اى بيگانه را كه يكى از توليدات برجسته دهه شصت افغانفلم مى توانش برشمرد، در سال ۱۳۶۵ ساخت. اين فلم به محبوبيت برمك در ميان اهالى سينما افزود و شهرت قابل توجهى براى وى به ارمغان آورد. سينماى دهه هاى پنجاه و شصت را مى توان دوره شگوفايى سينما در افغانستان دانست. در اين دو دهه نهاد هاى سينمايى بيشترى حضور يافتند و با ارايه فلم هاى متعدد، موجوديت شان را تثبيت نمودند. از جمله مى توان از شفق فلم، آريانا فلم، قيس فلم، ...و نام برد. ارچند نظام هاى حاكم به شدت نظاره گر كاركرد هاى سينمايى افراد و نهاد ها بود اما اين نهاد هاى سينمايى توانستند با ارايه آثار برجسته، سينماى افغانستان را اندكى جان بخشند.

درنگى بر بيگانه و دايره

بيگانه در نوع خود فلم بى نظيرى است. رابطه ها و شكاف هاى موجود ميان اين رابطه ها در جامعه نيمه فيودالى افغانستان عصر سلطنتى، به خوبى به نمايش كشيده شده است. نويسنده فلمنامه قصد داشته تا با نگرش وسيعى اين رابطه ها را مرور كند و در پهلوى آن به مسايل ديگرى بپردازد كه در خور ارزش اند. هنرپيشه ها با مهارت به ايفاى نقش در اين فلم پرداخته اند. سلام سنگى، عادله اديم، همايون پاييز و هنرمند فقيد ابراهيم طغيان به شمول شمار ديگرى كه در اين فلم نقش داشته اند، با قوت، آنچه را از وراى واژه هاى فلمنامه دريافت داشته اند، دقيقاً در مقابل كمره اجرا نموده اند و اين باعث پديد آمدن اثرى به زيبايى بيگانه شده است.

صداقت، صميميت، مردانه گى، خشم، انتقام با امتزاجى از سمبول گونه هايى كه رساننده نگرش ژرف نويسنده فلمنامه به زنده گى روستايى و رشته هاى تنيده در محيط روستا است، تم اصلى اين فلم را ساخته است. سطحى نگرى فرزند ارباب به عقيدت ها و احساساتى كه در يك نقطه با خشم و نفرت تلاقى مى كند، باعث مى شود كه روال فلم دگرگونه گردد و صميميت روستايى رخ ديگرش - خشم و انتقام - را بنمايد. جامعه روستايى ما تا هنوز هم درگير اين گونه مسايل است و روستائيان توانسته اند اين گونه از عقايد و احساسات شان را با وجود تك تازى هاى اشغالگران روسى و پس از آن هجوم لشكر سياه طالبان و حاميان شان نگهدارند.

اما دايره حكايت گر درد دگر در ژرفناى دگر است. جوانى به عنوان چريك شهرى يكى از احزاب اسلامى به غرض ترور عامه و ايجاد وحشت و رعب در مراجع عمومى ، از فرانسه به كابل مى آيد. اما جست وجويش چيز دگريست. او مى خواهد گذشته هاى گمشده اش را بيابد و يگانه نشانه كه از آن روزگاران به يادگار دارد، همانا نقش محو شده ايست از كلبه پدرى اش در يكى از كوچه هاى كابل. وى پس از يك تلاش نافرجام بم گذارى، با ذهن مشوش مى رود تا تصوير گمشده اش را بيابد. تشنه است و عطش از گلويش فوران مى زند. نزديك نل آبى مى رسد و تلاش مى كند تا عطش فرونشاند كه تصوير محو شده گمشده را مى يابد. او در همان كوچه، در مقابل كلبه اى پدرى زانو زده است و آب مى نوشد. اما قبل از آنكه از ديدار گمشده لذت بيشترى ببرد، لذت مرگ به سراغش مى رسد و تروريست ديگرى او را از پا درمى آرد. آغاز و انجام فلم، دايره وار در يك نقطه به پايان مى رسد.

برمك دهه هشتاد و آغازى دگر

فرش سرخ بارى دگر شاهد برپايى جشنواره عظيمى بود. كارگردانان با لباس هاى فاخر، هنرپيشه هاى ملبس با آخرين مد لباس، داوران نكته سنج و آگاهان هنر سينما با چهره هاى بشاش يكديگر را مى پاييدند. به همدگر چوكى تعارف مى كردند و در مورد ساخته هاى جديد شان با هم حرف مى زدند. در ميان همه، يكى، تنهاى تنها از سرزمينِ دود و آتش آمده بود. او فاخر تر از همه در ميان انبوه نام آوران سينماى جهان، نام افغانستان را با خودش حمل مى كرد. كشورى كه بيشترى از حاضران، حتى نامش را نشنيده بودند. او آمده بود تا به دگران بنماياند كه سينماى افغانستان مى تواند گام هاى استوارى بنهد و تا چكاد ها ره برد.

گرداننده زمانى كه از صديق برمك كارگردانى از افغانستان نام برد، چشم ها حيرت زده به سوى نگريستند و جوانى را يافتند لبريز از صميميت. همه به پا خاستند و برايش كف زدند و برمك در حالى كه اشك مجالش نمى داد تا به آنان بنگرد، لبخند مى زد. او باور داشت كه مى تواند سينماى افغانستان را به اين بلنداها بكشاند. او هميشه اين انديشه را در سر داشت تا سينماى افغانستان را به جشنواره هاى جهانى بكشاند.

برمك با پيشكش نمودن نخستين توليد افغانفلم كه به همكارى دو نهاد ديگر جاپانى و ايرلندى به اتمام رسيد، يكبار ديگر نام سينماى افغانستان را در اذهان زنده ساخت. فلم اسامه كه بيانگر درد هاى ناشى از حضور طالبان در افغانستان بود خوش درخشيد و توانست به درستى پيام مردم رنجديده ما را به جهانيان برساند. اين موضوع بازتابگر حضور انديشمندانى در همه عرصه هاى كارى كشور ما است كه اگر چنين فرصت هاى در همه زمينه ها دست دهد، به پيمانه وسيعى در همه عرصه ها انكشاف هاى قابل توجهى را مى توان ديد. اميد مى رود گروه سينما گران جوان افغان بتوانند هرچه بيشتر و بهتر در عرصه بدرخشند و ستاره سينماى افغانستان را همچنان درخشان نگهدارند و جاده هاى فراراه را با گام هاى استوارى بكوبند.

فلم اسامه به كارگردانى برمك كارگردان نام آور سينماى افغانستان تا بلندا هاى كمره طلايى گلدن گلوب به پيش تاخت و توانست برنده جايزه بهترين فلم خارجى جشنواره كمره طلايى از برترين جشنواره هاى بين المللى فلم شود.
روزنامه شرق

·

فيلم      
مصاحبه با عبدالواحد نظری مسئول تلویزیون شمشاد ·
هام اختلاس به تلویزیون ملی سو تفاهم بود ؟ ·
شرکت فیلم مامه در فیستیوال ونیز ایتالیا ·
مصاحبه با صحرا کریمی، هنرپیشه‌ی سینما مقیم چک اسلواکی ·
نخستين جشنواره فيلمهای کوتاه افغانی و خارجی در کابل پايان يافت ·
زن در سينماى غرب ·
جشنواره فيلم الوان ميزبان كشورهاي اسلامي ·
احساس؛ فلمي در باره زندگي مهاجرين افغان در غرب ·
جنگ ستارگان، موفق‌ترين فيلم سال 2005 ·
سریال طنزایرانی شبهای برره و توجه مردم افغانستان ·
نه فلم کوتاه و هنری مستند افغانی درجاپان ·
شفاف‌سازي در هاليوود: مشاركت ستاره‌هاي آمريكايي در تأسيس فاحشه‌خانه‌ها ·
درخشش فیلم فصل سکوت وبنده جایزه فستیوال سینما ویست در استرالیا به کارگردانی عبدالرحمن عالمی ·
وينتربوتوم فيلمي درباره القاعده در ايران مي سازد ·
نمایش چهار فیلم در فستیوال فیلم انگلستان ·
قابل توجه فیلم سازان جوان افغانستان ·
افتتاح انجمن فیلم افغانستان درفینلند ·
تولي نهم ·
گفتگو با صدیق بر مک فیلم ساز افغان ·
برگزاري فيستيوال فيلم هاي افغانستان در آلمان ·
دریافت نشان طلایی یک فیلم ایرانی در فنلند ·
افغانستان، حقیقت گم شده ·
فیلم عشق از مخملباف در تاجکستان ·
نگاهی بساخته های برمک کار گردان افغان فلم ·
فیلم جرمانه داستان یک دختر افغان ·
درخشيدن يک ستارۀ سينما ·
فیلم مثل ماه شب چهارده ·
سينما در افغانستان ·

Login »