ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

مکتب خانه ها از اوج تا نزول


16.05.2006 10:32

يكي از چيزهايي كه يك جامعه و مردم را از جوامع ديگر ممتاز مي سازد ، فرهنگ ديني و شيوه ي حاكم برزندگي آن جامعه است كه از اين طريق به شايستگي مي توان ميان جوامع به ويژه جوامع اسلامي فرق گذاشت ؛ جامعه ي شيعي افغانستان نيز بسان ديگر شيعيان جهان ، براي احيا ي دين و ارزش هاي ديني و مذهبي خود، فرهنگ خاصي داشته و دارد كه درسايه ي آن،به نونهالان و تازه واردان به خيل دين باوران ، آموزش و تربيت مي دادند و اين مهم ، بيشتر از طريق مكتبخانه هاي سنتي صورت مي گرفتند. مكتبخانه ها يادش بخير!؟ مردم فرزندان وعزيزان خويش را از همان سنين 4-5 سالگي به مكتبخانه ي محل مي فرستادند، درسابق رسم براين بودكه همان روزنخست دلبندش را به همراه نان روغني و يا گندم بريان شده به عنوان پيش كش ونذر يا مشايعت يكي از والدين به مكتبخانه مي بردند، ملاي مكتب هدايا را ميان بچه ها تقسيم كرده و از نو وارد با كلمات آفرين بچه ي خوب يا دختر خوب مكتب آمدي؟ و ... خوش آمد مي گفتند ، و مسجد محل ، كه مكان مكتبخانه باشد حضور او را به گرمي آفتاب گرامي مي داشتند!

مردم و انگيزه ها :

انگيزه ي مردم ازاين كار، از يكسو تكوين شخصيت فرزندانش را حضور در مكتبخانه هامي دانستند و ازسوي ديگر، مكتبخانه را مطمئن ترين جا براي نونهالان به حساب مي آورند ، چه اينكه تا چند سال گذشته محلي به عنوان مركز آموزش و تربيت فرزندان در خيلي ازمناطق شيعه نشين ، غير از مكتبخانه ها وجود نداشت، حتي اگر مدارس دولتي در بخش هاي از مناطق وجود داشت، والدين ترجيح مي دادند كه فرزندانشان را به مكتبخانه ها گسيل دارند و استدلال شان اين بود كه در مدارس دولتي ( مكتب ) بچه ها بي دين مي شوند ، گاهي با حرف هزينه ي فرزندانشان را از مدارس دولتي بيرون آوردند! تا نكند خداي ناخواسته بي دين بار بيايد! و اگرهم به مدارس دولتي مي رفتند ، حتما بعد از ظهر ها به مكتبخانه حضور پيدا مي كردند. اما اينكه اين استدلال ، درست بود يا خير ؟ شايد بتوان گفت : اگر ما نيز بجاي آن والدين بوديم با توجه به سطح فرهنگي آن ها، همان استدلال را مي كرديم، چون دين ستيزي و تغيير هويت اسلامي ازسوي قشر بسيار نادري از غرب و شرق برگشته ها ، از يكسو و خفقان و بيدادگري و بها ندادن حاكمان روزگار ، به اين جامعه ي محروم و محصلان آن، از سوي ديگر، مدارس دولتي را تبديل به يك محل نا امن و خطر ساز براي فرزندان مردم ساخته بودند، بنابراين ، چنين منطقي با توجه به شرايط نوين جهاني و شيوه ي جديد اداري و گزينش ، بر معيار مدارك علمي ، خلاء نيروهاي علمي كه در بخش هاي مختلف دولتي امروزه ديده مي شود خيلي بي ارتباط با منطق آن والدين نمي تواند باشد گرچند شرايط بد اقتصادي و اجتماعي و سياسي تحميل شده ، نكته اي اصلي در اين قضيه خواهد بود. چه اينكه همين منطق دين مداري و تعصب آميز علاوه بر شرايط ناگوار اقتصادي و اجتماعي بود، كه در مناطق شيعه نشين ، جوانان بيشتر به تحصيل علوم ديني رو مي آوردند و يگانه آرمان يك والدين نيز اين بود كه يكي از فرزندانش علوم اسلامي را فراگيرد ، هر چند اكثر والدين به اين آرزو يشان نرسيدند ! آخوندصاحب : ملاي مكتب و( آخوند ) يا همان اداره كننده ي مكتبخانه ها ، بايد شخصي باشد كه با مسايل اسلامي قرآن ، احكام و عقايد و خواندن ونوشتن تا حدودي آشنايي داشته باشد و نزد يكي ازعلماي بانام و يا مدرسه ي ديني تحصيل كرده باشد، چنين شخصي بااعتباراينكه مربي فرزندان مردم است و نيز مسايل شرعي توسط او انجام مي گيرد ، از محبوبيت خاصي برخوردار است و همه ي مردم اعم از مردوزن ، پير و جوان و... به ديده احترام مي بيند و به او عنوان آخوند صاحب مي دهند ، و تامين معاش او از سوي مردم محل، بيشتر با جمع آوري گندم هنگام برداشت محصول كشاورزي انجام مي گيرد، و در ابتداي هر سال شمسي ضمن قرار داد (سرخط ) همان ملا و يا كسي ديگر را ضمن مراسم خاص و با دعا و نيايش به اين امر مهم مي گمارند !

وظايف آخوند:

وظيفه ي ملاي مكتبخانه ها بدون اينكه تفكيكي درآن صورت بگيرد، درواقع به چند بخش تقسيم مي گردد؛ . آموزش ؛ در اين مرحله نخست مكتب آموزان با شكل حروف عربي و حركات آن [ كه هدف از آن قرائت قرآن كريم است ] آشنا مي شوند و ضمن بخش بخش خواندن كلمات به تدريج براي خواندن جمله آماده مي شوند ، متن آموزشي اين مرحله ابتدايي، جزوي است بنام سي پاره كه قسمت اول آن براي آموزش حروف و حركات آن است و بخش پاياني آن سوره هاي كوچك قرآن قرار دارد كه نوآموز ياد گيري هاي خودرا در آن علمي مي سازند . پس از تمام شدن سي پاره ضمن مراسم خاص ، قرآن كريم را به دست مي گيرند و با همان كيفيت از تهجي خواني شروع مي شود تا به روان خواني آنهم به شكل صحيح ، ترقي نمايند و... ودرپايان هروز ، در طول هفته مضاميني چون نماز ، اصول عقايد احكام و نوشتن به نوآموزان آموزش داده مي شود. . پرورش ؛ علاوه بر آموزش نماز و آداب، درعمل نيز بچه ها موظفند نماز را زيرنظر ملاي مكتبخانه در جماعت انجام دهند و رفتار و برخورد آنان كاملا مورد توجه قرار مي گيرند ، و يكي از خاطرات فراموش ناشدني اذان گفتن همه بچه هاي بزرگتر، در هنگام غروب از پشت بامها و خواندن اشعار ( بياز خواني ) و نوحه در ايام محرم و مجالس سوگواري حسين بن علي ( ع ) است . . تكليف اجتماعي ؛ بخش ديگر از وظايف ملاي مكتبخانه ، پرداختن به مسايل شرعي مردم است ، و از آنجاي كه او هميشه درميان مردم حضور دارد، همه ي مسايل شرعي ، چون عقد و نكاح ، كفن ودفن ، جشن و مصيبت حتي حل برخي اختلافات و ... ، با مشاركت او انجام مي گيرند و تا حدودي به بهترين و جه ممكن انجام مي پذيرد ، از اين رو آخوند مكتب بخاطر اينكه از يكسو مورد اطمينان مردم است و از سوي ديگر چون درهمه صحنه ها حضور دارد ، مطلع ترين فرد نسبت به احوال وخصو صيات مردم خواهد بود0

اوج مكتبخانه ها :

ادامه حضورنوجوانان درمكتبخانه ها باتوجه به فصل سال وشرايط زندگي والدين فرق ميكند0فصل زمستان كه دراغلب منا طق مركزي مردم بي كارند،مساجد،شلوغ ترين روزهاي سال را در خود مي بينند و ملاي مكتب پركارترين روز هاي سال را تجربه مي كند ، ولي در ايام ديگر برخي از نوجوانان همينكه بتوانند كاري را براي خانواده انجام دهد به جمع نان آوران خانواده مي پيوندند و در نتيجه از نعمت سواد تا آخر عمر محروم مي شود ، برخي در فصل خاص به مكتبخانه باز مي گردند ، عده ي بسيار معدود اين توفيق را پيدا مي كنند كه اين مرحله از آموزشي را كه شامل فراگيري قرآن كريم پنج گنج ديوان حافظ و ... مي شود به پايان ببرند . در صورت فراهم بودن شرا يط ، يك نوجوان معمولا اولين هجرت خود را تجربه مي كند ، پدر كوله بار اندك او را مي بندد و با اشتياق تمام فرزندش را به مدرسه علمي مي برد و با هزاران التماس نزد مسئول مدرسه ، براي نوجوانش اتاق مي گيرد و با دست هاي پينه بسته اش دست فرزندش را مي فشارد و با صورت چروك زده اش صورت اورا مي بوسد و تا نگاههاي ذلال و آسمانيش اورا به خدا مي سپارد ، و پس از آن هر چند گاهي قوت روزانه ي ( آرد ، روغن و... ) سفر كرده اش را به دوش مي كشد و به ميزبان فرزندش تحويل مي دهد وبه جوياي احوال او مي رود . چه اينكه از ديرباز همه ي علما و دانشمندان از همين مكتبخانه هاي محقر و محلي ، پابه عرصه ي دانش مي گذارند و رهبران جهادي رؤساي احزاب تربيت يافتگان مكتبخانه ها بودند ، اگر امروزه طلاب افغانستان در حوزه هاي علميه بيشتر به چشم مي خورد ، هرچند معلول خفقان فرهنگي از پيش طرح شده ي حكومت هاي فا شيستي و حضور چند ساله كمونيست ها ودست نشانده ي آنان و تحريم همه جانبه و شديد مناطق شيعه نشين بوده است ، ولي اين نكته را هم نبايد ازنظر دور داشت كه سابقه ي بسيار ديرينه و تاريخي تحصيل در حوزه هاي علميه از يكسو و باورهاي ديني مردم مبني بر اينكه فراگيري علوم ديني را يك آرزومي دانستند ، از سوي ديگر، به تدريج اين نتيجه را به ارمغان آوردند . درسالهاي گذشته ، برخي از خانواده ها با هزاران رنج و زحمت و با هموار ساختن مشكلات ، سعي مي كردند فرزندش به اين دانش رو آورد ، و اين را جز دين دوستي و دين گرائي نمي دانستند ، گو اينكه همين الآن با اينكه هم قطاران فرزندشان ، با رفتن به اروپا و اندوختن علوم مختلف و يا ثروت ، با زهم يك والدين محصل علوم ديني در عين فقر و تنگدستي ، افتخارمي كند كه فرزندش دانش دين آموخته است !

نقاط مثبت و منفي مكتبخانه

نقاط مثبت :

1- آغاز نيك ؛ شايد به طور قطع بتوان گفت ، همه ي دانش آموختگان علوم ديني شيعي افغانستان، مكتبخانه ي محل زادگاهش را تجربه كرده اند و سرآغاز تحصيل خود را از همان مسجد گلي مي دانند، و هنوز نشستن پاي ديوارهاي گلي مكتبخانه را از ياد نبرده اند، اگر قرائت صحيح نماز و قرآن و خط زيبا و ... دارند مرهون زحمات ملاي مكتبخانه مي دانند !

2-

پاي بندي به احكام ‌؛ يكي ديگر از جنبه هاي مثبت مكتبخانه هاي سنتي اين بود كه نوجوانان ( دختر و پسر ) بخاطر حضور در اي مكتبخانه ها، تا حدودي به مسايل اسلامي و شرعي و تلاوت قرآن ، آشنايي داشتند ، پاي بندي به نماز وروزه يكي از ويژگيهاي اين جوانها بودند و كسي جوان بي نماز و روزه خوار سراغ نداشتند و طبيعي است كه اين ارزش ، نه تنها نصيب خانواده اي مي شد كه همه مردم منطقه آثار آيه شريفه ان الصلوة تنهي عن الفحشار و المنكر را با جان ودل لمس مي كردند .

3- آداب اجتماعي ؛ جوانان و نوجوان تربيت يافته ي مكتبخانه ها آداب اجتماعي و اسلامي را رعايت مي كردند ، آنان حرمت شكن و بي باك نبودند ، و همواره در برابر والدين و بزرگان با كمال ادب رفتار مي نمودند و خودشان را كاملا مسئول مي دانستند .

نقاط منفي :

1- ضعف دانش ؛ بيشتر ملاهاي مكتبخانه ها ضعف علمي داشتند ، و سطح دانش آنان به همان اندازه بود كه رفع ضرورت مي كرد اما اينكه نو آوري و ابتكبار داشته باشند بهره اي نداشتند ، و اين ، يكي از نقص هاي چنين سيستم آموزشي بوده است ، از اين رو ، نمي توانستند جوانان را به آن سطح از آگاهي كه شايشته بود، برسانند و چه بسا گاهي همين ضعف ، خود، باعث دلزدگي جوانان و فرار از مكتبخانه مي شدند !

2- شيوه ي نادرست ؛ دراين مكتبخانه ها روش صحيح و جوان پسند در آموزش و تربيت و جود نداشت وبا همان شيوه ي قديمي و فرسوده با نو آموزان و جوانان برخورد مي شدند، تنبيه بدني ، شلاق ، و ... را هكار هاي بيهوده آموزش بوده است، گويا تشويق و تحسين خرد شيوه هاي تربيت قلمداد نمي شد .

3- متون آموزشي ؛ يكي ديگراز نقص ها متون آموزشي مكتبخانه ها بوده است ، متن ها به جاي اينكه براي مكتب آموز ، خيلي ساده و روان باشد، و جذابيت ايجاد كند ، مشكل مي آفريد و حالت نفرت و دل زدگي به بار مي آورد ، ودرنتيجه مكتبخانه ها نمي توانستند حضور گرم و پرشور فرزندان مردم ، را همچنان حفظ كنند . البته نا گفته نماند كه درسالهاي اخير توسط برخي ملاهاي جوان و تحصيل كرده ، راهكارهاي جديد آموزشي هم در متون آموزشي وهم در شيوه ي آن ، تحول چشم گيري ايجاد شده است كه انصافا با همه ي كاستي ها يش خوب نتيجه داده است ! سيرنزولي و چاره انديشي : با همه ي نقص ها و كاستي هاي كه مكتبخانه ها داشت تا چند سال گذشته از رونق خاص برخوردار بودند ، ولي هم اكنون اين مكتيخانه نه تنهاسير نزولي خود را مي پيمايند كه به سقوط گراييده اند ، مساجد ، حتي در فصل زمستان با اينكه مدارس دولتي تعطيل مي شود، در بسياري ازمناطق ، حضورو شور سابق بچه ها در خود نمي بيند ، بي ميلي و نبود انگيزه ، هم براي بچه ها و هم براي خانواده ها نسبت به مكتبخانه ها، فضاي اجتماع را گرفته است ملاي مكتبخانه ها (اگر وجود داشته باشند)با خيال راحت و دور از هر سروصداي نوآموزان به زندگي خود ادامه مي دهند ، وعلت به سردي گراييدن مكتبخانه ها چند چيز مي تواند باشد: 3-ايجاد مدارس دولتي نه تنها رايگان كه همرا ه با كمك به خانواده و دانش آموزان و(كيف وكفش ، لوازم تحرير ، كتاب و... ) ازسوي مؤ سسات خارجي . 2. تآثير پذيري فرهنگي از حضور مؤسسات و سازمان هاي بين الملل . 4- تبليغات مسموم بر ضد دين و نظام حوزه ي دين ، به ويژه بجاي ماندن تاثير منفي نظام منحط طالبان5-مهاجرت جوانان به غرب و بازگشت آنان با فرهنگ جديد و احيانا با ثروت و پول زياد كه بي شك با فرهنگ بومي و شيوه زندگي مردم ، سازگاري ندارد . 5. نظم نوين اداري و شغل يابي بر اساس بروكراسي جهاني ، اين عوامل و زمينه هاي ديگر باعث شده كه مكتبخانه ها نقش مهم خود را از دست بدهند . طبيعي است كه ادامه ي اين وضع ، فرجام ناگواري درپي خواهد داشت ، فاصله گرفتن جوانان ازدين و معارف اسلامي ، وبي خبر ماندن آنان نسبت به احكام و ارزش هاي اسلامي ، پيامد هاي است كه به زودي جوانان جامعه را فراخواهد گرفت ، چون نبودن رسانه هاي جمعي با انگيزه ي اطلاع رساني ديني و مذهبي از يك طرف و ظرفيت نداشتن مدارس دولتي مبني بر پرداختن به مضامين ديني و ارزشي از طرف ديگر آنهم درفضاي كه مضامين ديني و اسلامي بر اساس مذهب حنفي تنظيم شده است، چه انتظاري از دانش آموزاني كه دربسياري از مدارس مختلط با سني هستند ، داشت ؟! و سرانجام آنها چه خواهد شد؟ وبسيار شايسته است كه ميان مدارس دولتي ومكتبخانه ها مانند گذشته جمع شوند ! چه اينكه همين سير نزولي مكتبخانه ها دربخش تحصيلات علوم ديني هم، تاثير منفي گذاشته است ، مدارس ديني داخل كشور تعطيل و يا از آن شور ونشاط بحث ، به سكوت نشسته است ، بيشتر جوانان ، آرزوها و سفارش والدينشان را نسبت به تحصيل علوم ديني ، ناشنيده مي گيرند و همواره خوابهاي آشفته ي پولدار شدن وسفر اروپا وآمريكا را مي بينند و با توجه به اين روند، به قطع مي توان گفت درسالهاي نه چندان دور ، متقاضي علوم ديني يافت نخواهد شد ، ازاين رو مردم و مسئولان امور ديني و آنانيكه براي دين و معارف اسلامي دل مي سوزانند ، اين نكته را فراموش نكنند كه طلاب درحال تحصيل علوم حوزوي ، بسان جريان آبي مي ماند كه سرابش به خشكي گراييده است درحال حاضر ممكن است درظاهر جوش و خروش داشته باشد ولي به زودي در لاي شن هاي بي حرمتي ، تبليغات مسموم و مشكلات و... بازمي ايستد. البته ، هم طلاب علوم ديني خوب مي دانند كه علم بدون تقوا و تقوا بدون دانش ، كارآمدي ندارد و بايد با دوبال پرواز كرد، و هم دست اندركاران امور حوزوي مي دانند كه جامعه اي امروزي ما با شرايط خاصي كه پيش آمده ، تحصيل كرده ي معمولي نمي خواهد ، چه اينكه مشكل مردم يا چنين محصلاني حل نخواهد شد، فضاي حاكم براجتماع ، افرادي مي خواهند كه با سيل شبهات جديد طرح شده از سوي گروه ها و انديشه ها ي مختلف ، به مقابله برخيزند و پاسخ به روز داشته باشند و با اندوخته هاي همگام با پرهيزكاري خود ، از هان مواج جوانان و پرسش گران را ، آرامش ساحل ببخشند !

انشاء الله والسلام اسدالله رضايي اول تابستان

.
habib20@Gmail.com


·

تعليم و تربيت      
مکتب خانه ها از اوج تا نزول ·
گزارش جشن رسمیت لیسه عالی معرفت ·
آموزش و پرورش، در يک سالگی دولت منتخب افغانستان ·
سنگ تهداب پروژه مرکز آموزش های فنی و حرفوی گذاشته شد ·
دو مکتب افتتاح شد ·
نگاهی کوتاه به مکتب و دانشگاه در باميان ·
تظاهرات معلمين در كابل ·
رنگ باختن احترام به والدین ·
باید و نباید های رفتار والدین با دختران ·
سمينار بررسی مشکلات آموزش و پرورش در افغانستان - بی بی سی ·
تعليم وتربيت ·

Login »