ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

افغانستان امروز از نگاه شاهد عيني - ۱۵ سنبله ۱۳۸۴


15.09.2005 03:07

دكتر عبدالمجيد ناصري داوودي
نزديك چهار سال از سقوط طالبان و برآمدن نظام سياسي بعد از آن كه بر مبناي توافقنامه تاريخي بن پديد آمد، مي‌گذرد. افغانستان در اين دوران ـ كه زمان كمي ‌نيست ـ شاهد تحولات مختلف و حوادث ريز و درشت در خور توجه در پهنه‌هاي مختلف سياسي، آموزشي، نظامي، فرهنگي و اقتصادي بوده است از برپايي دولت انتقالي اسلامي‌تا دولت موقت و سرانجام انتخابات رياست جمهوري و تدوين و تصويب قانون اساسي كه برگزاري دوسويه جرگه اضطراري و غي اضطراري دارند، به همراه داشت. اين كشور اكنون در آستانه آخرين تحول مهم طبق معاهده مزبور يا اجراي آخرين بند از توافقنامه بن قرار گرفته است و آن برگزاري انتخابات پارلماني و شوراهاي ولايتي مي‌باشد.

با قطع نگاه از كيفيت برگزاري و اجراي امور و تصميم‌هاي مزبور، بايد يادآور شد كه اقدامات و طرح‌هاي فوق در جهت نيل به اهداف مهم و اساسي به كار گرفته شد و در واقع آن‌ها به عنوان بهترين مكانيزم براي رسيدن به اهدافي شناخته شده به اجرا درآمد كه بسيار مهم و حياتي تلقي گرديده و سرنوشت امروز و آينده افغانستان بلكه منطقه و جهان تا حدودي به برآورده شدن اهداف مورد نظر پيوند يافته در ارتباط ناگسستني مي‌نمود و آن برقراري امنيت، ريشه كن نمودن تروريست‌ها از جمله دستگيري سران آنان مانند اسامه بن لادن، ملا عمر و دار و دسته آنان، اجراي نظم و قانون، بازسازي كشور و بازگشت مهاجران مسلمان به كشورشان .

ديدن به جاي شنيدن
نگارنده با آن كه اخبار مربوط به افغانستان و فعل و انفعالات هر روزه آن را از نزديك دنبال مي‌كرد اما براي درك بهتر و مشاهده مستقيم اوضاع و تحولات كشور، طي اين مدت دو بار به داخل افغانستان مسافرت نموده و هر بار حدود دو ماه به شهرهاي مختلف رفته با مردم بخصوص افراد تحصيل كرده و باسواد از نزديك ديدار داشت و برخي وزرا و مسئولان اجرايي و قضايي را نيز از نزديك ملاقات نمود. سفر اول در سال 1382 و سفر دوم در تابستان امسال كه يك هفته قبل پايان يافت و در مجموع مي‌توان با توجه به اهداف ياد شده، وضعيت كنوني افغانستان را در آستانه اجراي آخرين بند توافقنامه بن، اين گونه مي‌توان به تصوير درآورد.

الف) امنيت
مهم ترين مطالبه مردم افغانستان و وعده دولتمردان آن كشور پس از سقوط طالبان، ايجاد امنيت سراسري و خشكاندن ريشه تروريزم و ناامني در كشور بود. امنيت ابعاد مختلف دارد و از جمله امنيت غذايي و شغلي است كه در مورد افغانستان به اين زودي‌ها قابل بحث نيست، اما امنيت جاني و از بين رفتن جنگ و وحشت و ترور مهم‌‌ترين هدف پس از سقوط طالبان به شمار مي‌رفت.

واقعيت اين است كه دو سال قبل، امنيت بهتري را در شهرها و بزرگراه‌هاي كشور شاهد بوديم و تروريست‌ها تنها در ولايت زابل و مرزهاي پاكستان گاهي دست به ايجاد آشوب و ناامني زدند. اما امسال كه دو سال از سفر قبلي گذشته، نه تنها در مرزهاي پاكستان و ايالات شرقي و بعضا جنوبي كشور همچنان ناامني و ترور وجود دارد، نه تنها ولايت زابل هر از چند گاهي شاهد ترور و حملات تروريستي است بلكه ولايت امن هرات و حتي شهر آن و همين طور مناطقي از ولايت غزنه در جوار زابل، شاهد ترور و ناامني بودند و طالبان توانستند تعدادي از مكاتب (مدارس) را با قتل فجيع شماري از اهالي تعطيل نمايند. و در فاصله 20 كيلومتري از جاده اصلي كابل قندهار و پايگاه نيروهاي آمريكايي به صورت مرتب و برنامه ريزي شده دست به ربودن وسايط نقليه و آزار و اذيت و حتي كشتار مسافران بپردازند، چنان كه اين روند در مسير شاهراه هرات قندهار نيز فزاينده مي‌نمايد.

اين در حالي است كه هر روز بر تعداد نيروهاي خارجي و ارتش ملي افزوده شده و احداث پايگاه‌هاي مختلف براي مقاصد معلوم و نامعلوم همچنان ادامه دارد! مسئله بن لادن و ملاعمر هم كه به فراموشي سپرده شده است.

ب) برقراري نظم و قانون
طبيعي است با فقدان امنيت سراسري، برقراري نظم و قانون نيز، خواب و خيالي بيش نيست. با اين همه در شهرهاي اصلي و مناطقي كه دولت سلطه داشته، طالبان نفوذ ندارد. بايد شاهد برقراري روزافزون نظم و قانون باشيم زيرا در آن امنيت نسبي وجود دارد و بهانه اي براي دولتمردان در مورد بي نظمي‌و قانون شكني وجود ندارد.

با كمال تأسف در مناطق كاملا امن و تحت اداره دولت مركزي، نيز بي نظمي‌و قانون شكني رو به افزايش است و نسبت به دو سال قبل روند وحشتناك و صعودي را پيموده است. فساد اداري، رشوه خواري، رقابت‌هاي منفي خطي و جناحي، زد و بندهاي گوناگون براي تصاحب يا بقاي پست و مقام، مردم را كلافه كرده، اميدهاي اوليه را تدريجا تبديل به يأس مي‌كند و مردم را وادار به تظاهرات خياباني، مفر جمعي به مركز ولايت و پايتخت و دادخواهي‌هاي مكرر نزد مقامات بالاي كشوري نموده است كه متأسفانه آن هم نتيجه اي به بار نياورده است. هر چند دولت با جابجايي مكرر واليان (استانداران) در صدد كسب رضايت مردم برآمده است و دست كم به اين اوضاع نابسامان واكنش نشان داده است.
جالب آن كه به دليل فساد اداري و رشوه خواري كه مهم ترين درآمد برخي دولتمردان تلقي مي‌شود، عملا تقسيم كار چنداني بين كادر اجرايي ولايت‌ها به ويژه فرمانداري‌ها وجود ندارد و در موضوعات قضايي و حقوقي كه پس از اين همه سال جنگ و ناامني و مهاجرت فراوان هم مي‌باشد، هر مسئول براي خود حقي و راه مداخله و در نتيجه نامه نگاري و امضا قائل است و گاهي تنها اداره‌اي كه از آن اطلاع ندارد، پليس و قاضي است!

ج) بازسازي
در مورد بازسازي نيز جز قدم‌هاي محدودي كه در برخي شهرها از جمله هرات به همت اسماعيل خان و تا حدودي قندهار برداشته شده و آن هم در دو سال نخست به عمل آمد چيزي به چشم نمي‌خورد و مهم ترين دست آورد محسوس كه موجب تبليغات زيادي در اين صحنه شده است شاهراه كابل قندهار مي‌باشد كه با يك نگاه غير فني داراي نواقص فراوان بوده و چندان تحفه‌اي نيست كه سزاوار اين همه تبليغات و يا در خور اين همه هزينه باشد؛ تخريب و پوسيدگي قسمت‌هايي از آن، نداشتن حتي يك پاركينگ، نداشتن علائم راهنمايي بخصوص در قسمت‌هاي خطرناك و ضروري، فقدان تابلو براي نشان دادن مسافت شهرها، حتي فقدان خطوط ضروري براي نشان دادن جوانب و دو قسمت آن، نمونه اي از مشكلاتي است كه از مشاهده آن به چشم مي‌خورد. در شهرهاي مختلف از جمله پايتخت در مورد مسائل اساسي آن از جمله سيستم فاضلاب، برق، آب بهداشتي و لوله كشي و سيستم جمع آوري زباله، هيچ اقدامي‌صورت نگرفته است و اگر بخش محدودي از مركز شهر را استثنا نمايي شهرها به صورت كلان روستاهاي خاكي، تاريك و آلوده به چشم مي‌خورد و روستاها به صورت مغازه‌هاي قرون وسطايي ولي مصرفي و وابسته به كالاهاي خارج كشور!

د) وضعيت فرهنگي ـ آموزشي
نسبت به دو سال قبل مردم به فيلم‌هاي خارجي، پوسترها و موسيقي‌هاي خارجي كه بدون حساب و كنترل به كشور هجوم آورده بودند، كمتر رويكرد نشان داده و حالت استقبال فزاينده قبلي رو به كساد مي‌نمايد. مردم به تدريج به وضعيت اعتدال كشيده شده مساجد و حسينيه‌ها شاهد رونق تدريجي مي‌باشد. هر چند هنوز خطرات مختلف همچنان مغز و انديشه و باور جوانان را تهديد مي‌كند و ضرورت برنامه ريزي و فعاليت‌هاي منسجم، به روز و قدرتمند ديني را مطالبه مي‌كند.
مهم‌ترين بخش محسوس دستاورد توافقنامه بن، بازگشايي و فعاليت دانشگاهها، مراكز علمي‌و مدارس كشور است و متأسفانه چنان كه اشاره شد، نيروهاي واپسگرا و متحجر براي تعطيلي آن‌ها در حال پيشروي مي‌باشند.
تعطيلي مكتبخانه‌هاي سنتي و مدارس اسلامي ‌كه هيچ باري بر دوش دولت نداشته و در جهت حفظ باورهاي اصيل اسلامي‌و ملي، نشر فرهنگ ديني و اخلاق‌گستري در طول تاريخ كشور نقش بي‌بديل داشت، هشدار تكان دهنده اي است كه آينده اسلامي‌و معنوي كشور را به چالش مي‌كشد و مسئوليت علما و متدينان افغانستان را مضاعف و خطير مي‌سازد.

آزادي و فضاي باز سياسي
شايد مهم ترين ره آورد محسوس كه همچنان تاكنون در افغانستان مشاهده مي‌شود، آزادي بيان و فضاي باز سياسي باشد، جرايد مختلف، مؤسسات گوناگون و جريان‌هاي فكري مختلف، شبكه‌هاي خصوصي و دولتي راديويي و تلويزيوني به فعاليت‌هاي خود ادامه مي‌دهند و اين امر، شرايط مناسب و فرصت استثنايي در اختيار اهالي قلم، مطبوعات و خطابه و آموزش قرار داده است تا خارج از تعصب و فرقه گرايي به فعاليت‌هاي ديني، علمي، آموزشي و فرهنگي بپردازند، دست به تأسيس حزب، ساخت مراكز علمي ‌و فرهنگي و حتي دانشگاه‌ها بزنند، حوزات علميه را به روز نموده گسترش دهند و نياز كشور را از جهات مختلف برآورده نموده از رفتن طلاب و مشتاقان دانش به ويژه طالبين علوم اسلامي‌به مدارس خارج كشور كه برقراري رژيم طالبان را به دنبال داشته، خشونت، تكفير و ترور را ترويج نمايند، جلوگيري گردد.

روحانيت شيعه و مشكلات فرارو
متأسفانه در افغانستان با همه تلاش‌هاي مبارك جديد جهت ايجاد سازمان سراسري روحانيت شيعه هنوز، روحانيت مزبور داراي سازمان و حداقل تشكل‌يافتگي نگرديده است مهم ترين عامل استقلال و آزادي روحانيت كه به تعبير شهيد مطهري استقلال مالي آنان است وجود ندارد از موقوفات، مرجعيت تأمين كننده نيازهاي مالي روحانيت و ديگر منابع خبري نيست و شماري وابسته به دولت و تعدادي در مدارس در حال فلاكت و فقر و فاقه و شماري در مكتبخانه‌هاي در حال تعطيلي به حداقل معاش و حداكثر وابستگي به توده عوام مي‌باشند و اين مشكل هر گونه نوسازي، هماهنگي، ابتكار و قدرت جذب تحصيل کردگان جديد و به روز علما را از آنان سلب كرده است و در نتيجه بهره وري بهينه آنان را از شرايط ارزشمند جديد و فرصت طلايي موجود، كاهش داده است و گاهي زمينه را براي توسل برخي از آنان به بيگانگان و تن دادن به كار در مؤسسه و انجمن‌هاي وابسته به خارج، مراكز غير ديني و حتي خدماتي و جاهاي نامناسب و موهن آماده كرده است.

جمع بندي و نتيجه گيري
مردم دو سال قبل وضعيت جديد را با دوران سياه طالبان كه جز اختناق، ترور به ارمغان نياورد، مقايسه مي‌كردند و به وعده‌ها و هياهوي تبليغاتي و بوق و كرناهاي داخلي و خارجي به راحتي دل بسته، خود را پر اميد و با نشاط نشان مي‌دادند. اما اكنون پس از سپري شدن چهار سال از آمدن صلح و نظام جديد، ديگر به واقعيت‌هاي موجود عطف تأمل كرده، بيكاري، گراني، شكننده بودن امنيت و حضور گاه فزاينده طالبان در برخي مناطق، فعاليت‌هاي بي حساب و بعضا مخرب و پرهزينه مؤسسه‌هاي خارجي و مهم‌تر از همه، فساد گوناگون و همه جانبه اداري را به چشم ديده بود. كمترين خدمات رفاهي در شهرها را همچنان با ناباوري لمس كرده با صراحت ابراز مي‌دارند كه نظام جديد و كشورهاي جهاني جز وعده درماني، نسخه‌اي براي افغانستان نداشته و ندارند و زمان انقضاي اين نسخه فرا رسيده و ما انتظار اقدامات جدي عاجل را داريم و الا بيماري طالبان به كشور بر مي‌گردد كه چنين مباد.
بر گرفته از سایت باز تاب

·

سفرنامه ها      
پای صحبت با به مو چی ·
سفري به درون مدرسه هاي اسلامي پاکستان ·
یادداشت‌های سفر کابل ·
گزارش کوتاهی از يک سفر ·
زیارت وطن از هارون سعید ·
کابل درروز اتنخابات -3 ·
چشم دید های یک خبر نگار ایرانی-2 ·
-1-چشم دید های یک خبر نگار ایرانی از هرات ·
گشت و گذاری در کابل ·
به بهانه‌ي سفر استاد اسماعيل اكبر ·
افغانستان امروز از نگاه شاهد عيني - ۱۵سنبله ۱۳۸۴ ·
پشتونیزاسیون آمریکایی ·

Login »