ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

دنيا يك طرف، وزير فرهنگ ما يك طرف: نبی خلیلی


24.01.2008 22:37

دنیای بزرگ امروز دنیای تنوع است. از رفتارهای آدم ها گرفته تا افکار رنگارنگ شان، از اشکال احساسات شان گرفته تا روش های تعقل شان، از اقسام مذاهب شان گرفته تا انواع خدایانشان، از انواع خوشی هایشان گرفته تا اقسام غم هایشان، از جنگ هایشان گرفته تا صلح هایشان. زندگی به هیچ که نیارزد، حداقل به تماشای این دنیا می ارزد. خلاصه اينكه اين دنيا، دنیای متنوعی است. خداوند آنقدر به زندگی ما تنوع بخشیده که کسی دق نمی آورد.



و اما افغانستان عزيز ما در این تنوع بازار جهانی، جایگاه ویژه ای دارد. بلی «جایگاه ویژ. اگر دنیا انصاف داشته باشد، می توان ادعا کرد که تقریبا نیمی از این تنوع ها، و آفرینش و زایش این تنوع ها مربوط به افغانستان است. به عبارت دیگر؛ کل دنیا یک طرف و افغانستان یک طرف. جایگاهی که باید قدر آن را دانست و برای حفظ آن جدیت به خرج داد. در این رابطه علاوه بر وظیفه ملت و دولت افغانستان، وزارت اطلاعات و فرهنگ، به عنوان متولی حفظ میراث های فرهنگی افغانستان، وظیفه مهم و خطیری دارد که نه تنها باید در حفظ این جایگاه کوشش نماید، بلکه همواره در جهت راه هایی که از آن طریق بتوان این جایگاه را حفظ کرد و بلکه از دنیا پیشی گرفت، جد و جهد نماید.



برای ثابت کردن این مدعا، فکر می کنم ذکر چند نمونه کافی باشد:



در افغانستان بسیاری از مردم آن هنوز چیزی را که تلویزیون گفته می شود، ندیده اند و بسیاری دیگر که آن را دیده اند، به آن به چشم یک وسیله عجیب الخلقه که در آن جنیات رفت و آمد می کنند، می نگرند، بسیاری دیگر هم آن را وسیله ای می دانند که داشتن و دیدن و دیده شدن در آن حرام است. کجای دنیا مشابه این نمونه را پیدا می توانید؟



افغانستان کشوری است که پایتخت آن در واقع یک دهکده بزرگ است، به همین خاطر از لوله کشی آب و فاضلاب معاف است، برق ندارد و تنها پایتخت تاریک دنیا نامیده می شود.



افغانستان کشوری است که غیرت مردهای آن در پیاده روهای خیابانهایش نمایان می شود. آنگاه که برسر یک گپ بسیار بی اهمیت، بینی و دهان یکدیگر را خونین و مالین می کنند. در پیاده رو قضای حاجت می کنند، و بعد از اینکه نسوارشان را کشیدند، آن را در مقابل یکدیگر تف می کنند!



افغان ها مردمانی هستند غیور که تحمل بیگانه را ندارند. تا پای جان با آنها می جنگند، و بعد از اینکه آنها را از وطن عزیزشان بیرون کردند، از همانها که بیرون شان کرده اند، برای امرار معاش شان تقاضای کمک های اضطراری می کنند.



افغانستان سرزمینی است که تمام کشورهای دنیا در آن سهمی دارد. سهمی از وزارتخانه ها و معاونین شان در کنار ریاست ها و سازمان های کلیدی و غیر کلیدی، سیاست ها و موضع گیری های مملکتی، احزاب و جناح ها و حتی شهرها و ولایت ها و معادن و کوه ها و دریاها و رودها و جنگل ها و دشت ها. کشورهای دوست سهم متوسط دارند، کشورهای برادر سهم بزرگ، کشورهای همسایه سهم بزرگتر و کشورهای قدرتمند سهم بزرگترتر. فقط کشورهای ضعیف مثل بورکینافاسو، اتیوپیا، کامبوجيا، لائوس و بوتان مظلوم واقع شده اند و سهم اندكي دارند. اما تنها کسانی که سهمی در این مملکت ندارند، مردمان آن هستند.



افغانستان کشوری است که ملاک مشروعیت در آن زور است. پادشاهان همواره به مردم زور گفته اند و حالا رهبران به مردم زور می گویند: رییس به کارمند، کارمند به مراجعین، پلیس به مردم، ترافیک به راننده، راننده به مسافر و در نهایت این حلقه، مرد به زن و فرزندانش زور می گوید. و جالب تر اینجاست که به تصور غالب، همه اینها مشروع و منطقی و حتی به گمان اکثریت، دینی و اخلاقی هم هست.



و بالاخره افغانستان، این کشور عزیز سرشار از عجایب و غرایب که در این زمینه یک تنه با دنیا برابری می کند، برای اینکه بتواند جایگاه اول خود را همچنان حفظ نماید، باید هر روز اعجوبه ای به دنیا معرفی کند تا جهانیان از شدت تعجب انگشت به دهان بمانند. و حالا محصول جدید مملکت عزیز ما وزیر فرهنگی است که سخت با فرهنگ رسانه اي دنياي امروز بيگانه است (شما یک نمونه دیگر در هیچ جای دیگر دنیا و حتی هیچ کجای تاریخ پیدا نمی توانید).



در تمام کشورها، وزارت فرهنگ، متولی حفظ داشته های آن کشور، معرفی آن به دیگران، انتقال به نسل بعدی و تلاش در جهت شکوفایی و رشد آن است، اما وزارت فرهنگ افغانستان هیچ کاری در این زمینه ها نمی کند. زمانی در این کشور دو زبان رسمی وجود داشت که یکی شان دری بود، از گذشتگان به یادگار مانده بود و همه چیزی که این مردم از تاریخ، تمدن، فرهنگ، سنتها و آداب و رسوم داشتند، در آن محفوظ بود. اما امروز اندک اندک آخرین کلمات آن با واژه هایی از انگلیسی، اردو، عربی، فرانسوی، آلمانی و ... جایگزین شده است و می رود که دیگر هیچ چیزی از آن باقی نماند. اما وزیر فرهنگ افغانستان در این زمینه هیچ غصه ای ندارد.



افغانستان کشوری است که مردم آن به تاریخ و فرهنگ آن افتخار می کنند، از دانشمندان و اندیشمندانی یاد می کنند که از این سرزمین برآمده اند، اما در سالی که کل دنیا سال مولانایش نام نهادند و تجلیلش کردند و کتابها چاپ کردند و شرح و تفسیرها نوشتند و دو کشور ترکیه و ایران برسرش جدل ها کردند، وزیر فرهنگ افغانستان حتی نفهمید که مولانای رومی در واقع همان بلخی است. بعضی ها گفته اند که وزیر فکر می کرده مولانای رومی شاید برادر امیر ارسلان رومی بوده باشد که اینقدر مشهور شده!



افغانستان عزیز کشوری است که تعداد عنوان های کتاب های چاپ شده اش در یک سال، کمتر از تعداد انگشتان یک دست است. من شرمم می آید که این تعداد را با تعداد عنوان های کتابهای چاپ شده در یک روز و حتی نیم روز در کشور همسایه، ایران، مقایسه کنم.



رسانه های صوتی و تصویری در افغانستان عزیز، مثل بقیه چیزهای آن ضعیف و بدبخت و گدایی گر و مقلد هستند. وزارت فرهنگ افغانستان هم برای این به وجود نیامده است تا از این وسایل برای تقویت فرهنگی کشور استفاده کند. به همین دلیل است که هیچکس، انتظار برنامه ای در راستای چنین هدفی از آن ندارد. اما وزارت فرهنگ افغانستان برخلاف تمام وزرات های فرهنگ در دنیا، کمک کردن به رسانه ها، راهبری آنها و همکاری با آنها را وظیفه خود نمی داند که هیچ، بلکه در تلاش است تا همین نیمچه مظاهر تمدن و فرهنگ و دموکراسی را هم از میان بردارد. برای همین است که اشاعه فرهنگ بت پرستی توسط رسانه ها را بهانه قرار داده است.



خلاصه کلام اینکه دنیا باید بداند افغانستان در تولید عجایب و غرایب و حرکت در راستای تنوع بخشی به دنیای خلقت همچنان در راس است. اگرچه ایران با معرفی شخصیتی به نام احمدی نژاد تلاشی مذبوحانه کرد که گوی سبقت را از افغانستان برباید و نام ملاعمر را از خاطره ها بزداید، اما خصلت نابغه پروری و اعجوبه زایی افغانستان با به میدان آوردن وزیر فرهنگی همچون کریم خرم، بار دیگر ثابت کرد که دنیا یک طرف، افغانستان یک طرف.


·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·

Login »