ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

دلایل شکست ناتو درجنگ افغانستان - از شفیق الله باختری


10.09.2008 23:11

در سال 1384 خورشيدي كه آمار حملات طالبان عليه نيروهاي ناتو و سربازان پوليس و اردوي افغانستان به 3500 مورد رسيد زنگهاي خطر در ايالات متحده امريكا و پايتخت هاي اروپايي به صدا درآمد. تحليلگران سياسي و حتي برخي از ديپلماتها در اين كشورها با نوعي نگراني اعلام كردند كه ماموريت نظامي ناتو در افغانستان دچار مشكل شده و رو به شكست است. به گفته اين تحليلگران از دو سال پيش آغاز شكست ناتو در افغنستان پديدار شد و امريكا به سرزنش متحدانش پرداخت كه نيروي بيشتر براي تقويت جبهه هاي جنگ، به افغانستان اعزام كنند.
اما اين سرزنش ها و درخواست هاي مكرر قصر سفيد، با استقبال ساير اعضاي ناتو روبرو نگرديد. اين وضعيت بيش از همه امريكا و انگليس را نگران ساخت و درست در همان مقطعي از تاريخ(سال 1384) رهبران ناتو در نشست هاي مكرر خود در پايتخت هاي اروپايي، مبحث معروف "جنگ ناتو براي حيثيت ناتو" را مطرح كرده و تاكيد نمودند به هر قيمت ممكن، ناتو بايد از شكست خود در افغانستان جلوگيري كند. اينكه چرا ناتو باوجود داشتن بيش از 40 هزار نيروي جنگي و پيشرفته ترين تجهيزات و جنگ افزارهاي نظامي در افغانستان رو به شكست است دلايل متعددي وجود دارد از جمله:

تركيب نامتجانس نيروهاي ناتو در افغانستان وضعيتي را بوجود آورده است كه طالبان و ديگر شورشيان مسلح ضد دولت، مي توانند(و توانسته اند) از اين وضعيت به نفع خود بهره برداري كنند. ناتو، افغانستان را به چندين بخش تقسيم كرده و در هر بخش آن، نيروهاي يك يا چند كشور عضو ناتو مستقر مي باشند. كانادا در قندهار، ايتاليا در فراه و هرات، آلمان در ولايت بلخ، انگليس در هلمند، هالند در ارزگان، فرانسه در شمالشرق، هسپانيا در بادغيس و هرات، پولند در پكتيكا و نورستان، امريكا در شرق(كنر و لغمان) و تعدادي از نيروهاي امريكايي در جنوب به ويژه در ولايت هلمند عليه شورشيان افغان در حال جنگ مي باشند.

اين وضعيت دو مشكل را بوجود آورده است، يكي پراگندگي نيروها و عدم هماهنگي در فرماندهي عمليات هاي جنگي، به گونه يي كه در هر ولايت افغانستان، نيروهاي هركشور عضو ناتو، غالباً بطور جداگانه و طبق نظر و تصميم خود عمل مي كنند. مشكل دوم از آنجا ناشي مي شود كه همة 26 كشور عضو ناتو كه در افغانستان حضور دارند نسبت به قضاياي جاري در افغانستان و در برخورد با طالبان و شبكه القاعده سياست مشترك و مواضع هماهنگ ندارند. برخي از اعضا مانند ايالات متحده امريكا، با طالبان بطور جدي و قهر آميز برخورد مي كنند در حاليكه برخي ديگر از آنان نظير فرانسه، آلمان، ايتاليا و كشورهاي كوچكتر عضو ناتو، ترجيح مي دهند مشكل جنگ در افغانستان از مجاري سياسي و بطور مسالمت آميز حل و فصل شود، بنا بر اين در برخورد با طالبان كمتر شدت عمل از خودشان نشان مي دهند. همچنين برخي از اعضا و مشخصاً دولت انگلستان، طرفدار تفاهم و سازش با طالبان هستند به اين صورت، در ميان 26 كشور عضو ناتو در افغانستان در صحنه عمليات هاي نظامي، اختلاف نظرهاي جدي وجود دارد، اختلافاتي كه در نهايت به ضرر ناتو و دولت افغانستان و به نفع طالبان و شبكه القاعده و حزب اسلامي حكمتيار تمام شده است.

در مورد عدم موفقيت ناتو در جنگ افغانستان دلايل ديگري نيز وجود دارد كه از جمله مي توان به عدم هماهنگي قوماندانان ناتو با دولت و وزارت دفاع افغانستان در اجراي عمليات هاي جنگي اشاره كرد. به هر حال آن روز چندان دور نخواهد بود كه ناتو با دست خالي و بدون كوچك ترين دستاورد سياسي – نظامي خاك افغانستان را ترك نمايد.

در اين رابطه كه ناتو هنوز جنگ در افغانستان را جدي نگرفته است مي توان از فاكت هاي ديگري نيز نام برد: يكي اينكه افغانستان يك كشور فقير آسيايي است و در حوزه قلمرو ناتو (اروپا) قرار ندارد، بنا بر اين از دست دادن افغانستان براي تعدادي از اعضاي كوچكتر ناتو چندان قابل تشويش و نگراني نيست و هرگاه تلفات سربازان ناتو در افغانستان افزايش يافته و راه حل فوري و زودرس براي حل اين مشكل پيدا نشود افكار عمومي در سراسر اروپا و امريكا بر ضد حضور نظامي ناتو در افغانستان برانگيخته خواهد شد.
از سوي ديگر افغانستان از لحاظ منابع استراتژيك اقتصادي به ويژه نفت به اندازه عراق براي دنياي غرب پر جاذبه نيست و اين موضوع نيز روي تصميم گيريهاي آينده سران ناتو در خصوص افغانستان مي تواند تأثير گذار باشد. از نخستين روزهاي حمله ناگهاني امريكا به عراق، شكست واشنگتن و بعداً ناتو در افغانستان قابل پيش بيني بود زيرا براي غرب جنگيدن در دو جبهه متفاوت، امري مشكل و پيروز شدن در هر دو جبهه مذكور از همان ابتداء ناممكن به نظر مي رسيد. به اعتقاد تحليلگران غربي، هرگاه ايالات متحده در شرايطي كه هنوز در افغانستان مشغول كشمكش هاي نظامي بود بفكر اشغال عراق نمي افتاد احتمال داشت در جنگ افغانستان پيروز شود ولي اكنون هم امريكا و هم سازمان ناتو نه براي پيروزي نظامي بلكه براي شكيست نخوردن در كوهپايه هاي افغانستان مي جنگند. به اين صورت اشغال عراق، شكست امريكا و ناتو را در افغانستان اجتناب ناپذير ساخت اما سران كشورهاي عضو ناتو وقوف كامل دارند كه شكست در افغانستان، شكست در يك حوزه دور افتاده نيست كه نتواند بر روي كليّت پيمان ناتو تاثير گزار باشد بلكه اين شكست در صورتيكه از وقوع آن جلوگيري نشود اضمحلال و فروپاشي پيمان ناتو را به دنبال خواهد داشت، و همزمان با آن، دامنه جنگ و تروريزم به داخل شهرها و پايتخت هاي اروپايي كشيده خواهد شد.

آيا راه حلي هم وجود دارد؟

در خصوص پايان يافتن جنگ در افغانستان راه حل هاي متفاوتي ارائه شده است از جمله يكي از راه حل ها اين است كه بخشي از نيروهاي خارجي از افغانستان خارج شوند، اما مخالفان اين نظريه مي گويند: هنوز دولت افغانستان قوي و پايدار نيست و نمي تواند بدون نيروهاي بين المللي در برابر حملات مكرر مخالفان از خود دفاع نمايد، بنابراين خروج ناگهاني ناتو از افغانستان زمينه را بطور طبيعي براي بازگشت دوباره طالبان و القاعده در اين كشور هموار خواهد ساخت. اين عده از كارشناسان، بهترين گزينه براي حل بحران افغانستان را در اين مي بينند كه قواي ائتلاف و ناتو، مراكز اصلي طالبان و شبكه القاعده را در ماوراء خط ديورند در داخل قلمرو پاكستان مورد حمله قرار دهند. عده يي نيز معتقدند جنگ افغانستان محصول سياست هاي مداخله جويانه پاكستان است.

جامعه بين المللي بايد دولت پاكستان را براي خاتمه دادن به اين جنگ خونين و پر تلفات، تحت فشار قرار دهد و يا يك اجماع بين المللي براي حل و فصل دايمي مناقشات مربوط به خط ديورند بوجود بيايد. طرفداران اين نظريه بر اين باروند كه ريشه هاي اين جنگ در متن قرارداد ديورند نهفته است و تا زمانيكه مناقشات مربوط به اين قرارداد طبق دلخواه اسلام آباد حل و فصل نشود بحران جاري در افغانستان كه محصول سياست هاي جنگ افروزانه پاكستان است ادامه خواهد يافت.

نظريه ديگري هم در اين زمينه وجود دارد و آن تشكيل اجلاس بين المللي براي تامين صلح و امنيت در افغانستان با شركت پنج عضو دايمي شوراي امنيت و . . . نماينده گاني از مهمترين كشورهاي عضو كنفرانس اسلامي و سران ممالك همسايه افغانستان است. اجلاس را سازمان ملل متحد و كنفرانس اسلامي مشتركاً هدايت و رهبري كند و تدابيري انديشيده شود كه كليه تصميمات و فيصله هاي اجلاس، داراي ضمانت اجرائي بوده و طرفين متخاصم، متعهد به اجراي آن باشند.

·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·

Login »