ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

قیام قریب الوقوع در 33 کشوردنیا :از فیاض نجیمی بهرمان


13.05.2008 00:09

آيا افغانستان نيز مشمول طغيان هاي اجتماعي ناشي از فقر، گراني وگرسنگي خواهد بود؟

این قلم در مضمون «تبعات سیاسی و فرهنگی نابودی تندیس های بودا» توضیح داد، که چگونه کشور های بزرگ صنعتی و به ویژه اداره ایالات متحده امریکا با تیم نئوکانسرواتیف های آن کوشیدند، برای پیشگیری از خیزش های اجتماعی، «افکار عمومی» جهانی را به سوی مبارزه علیه ترویریزم توجیه و سمت دهی نمایند. سپس جلسات سران کشور های گروه 7 در سال 2001، طرح هایی را به منظور پیشگیری از انفجارات اجتماعی در درون کشورهای «جهان سوم» یا «جنوب» روی دست گرفتند.

اما بعد از گذشت زمان و در نتیجه رشد ناموزون اقتصاد جهانی و لیبرالیزاسیون بازار های جهانی از طریق «سازمان تجارت جهانی» (WTO) و گسترش فرآیند جهانی شدن اقتصاد، تمایل شدید مولدین کشاورزی کشور های «جهان سوم» زیر تاثیر روش های اغواگرانه کانسرن های بزرگ انرژیتیکی، به سوی فرآورده های جلب گردیدند که در وهله اول از منفعت های بزرگ کاذب برخودار بوده، ولی در اصل هم بحران زا برای مسایل اجتماعی و هم محیط زیستی بوده است. چنین است که امروز ما شاهد آن هستیم.

اکنون با آهستگی، وحشت در برابر افزایش بهای تولیدات زراعتی بر همه دامن می گسترد. همه روزه قیمت آرد، برنج، گوشت، روغن و شیر و در مجموع مواد غذایی افزایش می یابد. صدها میلیون انسان در سراسر جهان از خوردن غذای کافی محروم شده اند. مبارزه برای به دست آوردن یک لقمه نان و یا یک مشت برنج در سراسر جهان از آسیا تا افریقا و امریکای لاتین جریان دارد.

بحران قحطی و گرسنگی مدرن با آنچی در گذشته از اثر خشکسالی، سیلاب و دیگر آفات طبیعی از جمله حمله حشرات صورت می گرفت، متفاوت است. بحران قحطی قرن 21، پیامد گلوبالیزم به شمار می رود. کشور های غنی شمال، رفع بحران انرژیتیکی شان را در کشت وافر جواری و نیشکر در کشور های فقیر دیده و تقاضا برای محصولات آنرا افزایش دادند. در نتیجه برای فقرای کشور های فقیر چیزی برای خوردن باقی نماند.

در نتیجه، بهای مواد اولیه غذایی به شکل انفجاری افزایش کسب نمود، که صرف در دو ماه اخیر، رقم مضاعف و بیشتر قیمت ها و قوس صعودی را نشان می دهد. بهای جواری و برنج هیچ گاه در سطح کنونی بلند نرفته است. برنج تقریبا برای نیم از انسان های کره خاکی ما، غذای اولیه و همه روزه را تشکیل می دهد. مصرف کنندگان برنج که عمدتا در کشور های فقیر زندگی می کنند، می باید 80 در صد درآمد شان را مصرف خرید مواد غذایی نمایند. انفجار قیمت ها از جمله گندم ضربهء بزرگ به سیستم غذایی آن ها وارد خواهد کرد که عواقب آن غیر قابل پیش بینی است. بانک جهانی 33 کشور را لست نموده است، که از اثر افزایش قیمت مواد غذایی در مرز شورش و انفجار اجتماعی قرار دارند ـ درین میان دولت چین نیز در زمره اعضای لست شمارش شده است. و سازمان ملل متحد هوشدار می دهد که هرگاه جلو گسترش قحطی گرفته نشود، این موضوع می تواند ثبات سیاسی دولت ها در سراسر جهان را متزلزل سازد. به هر اندازه که قیمت مواد غذایی افزایش یابد، به همان اندازه تعداد انسان هایی که توانایی خرید آن را ندارند، افزایش می یابد.

در بنگله دیش نظامیان، خیلی سخیفانه اعلان کردند که مردم به جای برنج می توانند کچالو بخورند و در فلپین، ارتش برای پیشگیری از شورش، به توزیع مواد غذایی آغاز نموده است. حتا کشور غنی مثل سینگاپور در نگرانی قرار دارد. «سازمان جهانی غذا» (FAO) توصیه می کند که مصرف کنندگان باید روش صرفه جویی را در پیش گیرند. این مسأله شاید برای اروپا قابل امکان باشد، اما برای میلیارد ها انسانی که غذای بخور و نه میر دارند، آیا امکان صرفه اضافی دارند؟ ـ بدون شک نه.

در حال حاضر گفته می شود که ذخائر مواد غذایی در جهان در پایین ترین سطح آن در 30 سال گذشته قرار گرفته است. احتکارگران از افزایش بدون پایان قیمت ها سود های بزرگی به جیب می زنند. همچنان که دهاقین می توانند از آن نفع ببرند. اما نفوس بزرگ جهان به حیث مصرف کنندگان فرآورده های زراعتی که عمدتا در شهر ها زندگی می کنند، از این حالت به شدت صدمه می بینند.

در سال های اخیر ما شاهد کاهش بهای مواد غذایی در سراسر جهان خواهیم بود. کارشناسان به اشتباه امیدواری می دادند که مشکل غذایی و فقر به زودی در سراسر جهان زدوه خواهد شد و انسان ها از خطر گرسنگی نجات خواهند یافت. اما بعدا بحران انرژی ظهور کرد و بهای نفت به طور روز افزون بلند رفت. افزایش مواد انرژیتیکی باعث بلند رفتن قیمت مواد خوراکه گردید؛ زیرا هزینه کودکیمیاوی و حمل ونقل مواد غذایی فزونی یافت. اضافه برآن کشور های چین و هند نیز به جمع دول بزرگ پیوستند و تقاضای آن ها به مواد انرژیتیکی و غذایی گسترش یافت و بالاخره جنگ عراق به عوض کاهش بهای نفت، سبب افزایش آن گردید. در نتیجه، این همه فکتور ها سبب بلند رفتن قیمت مواد غذایی گردید و از سوی دیگر تقاضا برای کشت جواری، نیشکر، زویا و شرشم و دیگر نباتات، که از آن ایتانول و یا بیودیزل تولید می شود، سبب کاهش مواد غذایی و افزایش قیم گردید.

جهان در آستانه دو فاجعه : اجتماعی و زیست محیطی قرار دارد. هردو فاجعه پیامد سرمایه لجام گسیخته در سطح جهان است. این سرمایه که در عصر گلوبالیزم امکانات گسترده پیدا کرده، صرف به سود های بادآور می اندیشد. اما انفجار اجتماعی در جنوب به هیچ وجه زندگی مرفه شمال را راحت نخواهد گذاشت. زمین لرزه های اجتماعی دامن شمال و سرمایه بزرگ را نیز خواهد گرفت.


روزنامه پیمان ملی

·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·

Login »