ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

انحراف نظریه غرب زدگی - سوادی خام تفکیک میان تکنیک وفرهنگ مدرنیته - : ازخالد خسرو


04.12.2007 23:35

در مبحث گذشته ی غربزدگی، نکته ی مهمی که اشاره گردید این بود که مهمترین انحراف و کاستی گفتمان غربزدگی، تناقض در این گفتمان و عدم خلق پارادایم ها و ساختار های اجتماعی جایگزین، بخاطر نقد غرب بوده است. ساده ترین کار برای طرفداران غربزدگی، جدایی میان تکنیک و فرهنگ غربی زیر تاثیر فاشیست های آلمانی، بوده است. یعنی، ما اقتصاد و دیوان‫سالاری دولتی را می پذیریم، اما، فرهنگ سیاسی و اخلاقی مدرن را نه. کاری که نه تنها واقعیت نپذیرفت، بلکه به صورت افراطی نیز، در قلمرو شدید ترین حکومت های مذهبی منطقه مانند ایران، روند غربی شدن فرهنگ، اندیشه، پوشاک و خوراک و... شدت گرفت، و مقاومت های ایدیولوژیک دینی نیز تا اکنون اثر بخش نبوده است. اگر بخواهیم بیشتر این نکته را بشکافیم، باید بگوییم که طرفداران نظریه غربزدگی به بیان دیگر تهاجم فرهنگی، به نقد الگو های فرهنگی غربی پرداختند، و به شدت آن را محکوم کرده و در قالب حکومت‫های مذهبی، با خشونت تمام علیه مظاهر آن به مبارزه بر خواستند. اما، در عوض الگو های فرهنگی و اجتماعی که پیشنهاد کردند، و با تاکید آن را بخشی از هویت تاریخی و تمدنی این حوزه قلمداد کردند، جا نیفتاد، و این حکومت ها اگر فشار و خشونت حکومتی به عنوان پشتوانه ی الگو های پشنهادی خود را حذف کنند، آن الگو ها به زودی به حافظه ی تاریخ سپرده خواهد شد. این وضعیت است که در ایران، افغانستان و سایر کشور های عربی حاکم است. حتا مبتذل‫ترین سویه های فرهنگ جدید مانند تن فروشی، به دلیل سرکوب غرایز جنسی در اجتماع، چنان بازار گرم و پر درآمد در کشورهای مانند افغانستان پیدا کرده است که روسپی‫ها از کشورهای گوناگون برای تجارت تن فروشی به این کشورها از جمله افغانستان می‫آیند.
نظر بر این است که در صد سال گذشته، جدال غرب مدرن و کشورهای اسلامی، به شکست دوباره فرهنگی این کشورها منجر گردیده است. بحث این شکست، مجال دیگر می‫طلبد، اما، مهمترین سوال که تا اکنون در رابطه به غرب برای ما مطرح بوده است، بازگشت به هویت تمدنی و اصالت‫های فرهنگی ما است. انحراف و ناتوانی اصلی گفتمان غربزدگی و بنیادگرایی دینی این بوده که در باره‫ی این هویت تمدنی و اصالت های تمدنی کاری انجام نداده است. بیشترین تلاش نویسندگان، پژوهش‫گران و اندیشمندان حوزه‫ی تمدنی ما، صرف شناخت غرب شده است. تلاش شده است که نظام‫های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و اجتماعی غرب مورد شناخت قرار گیرد و به عنوان یک مدل مسلط، همراه با انتقادها و گاه تجدید نظرهای حاشیه‫ای، در عرصه‫های مختلف به کار بسته شوند. به خوبی دیده می‫شود که ارزش‫ها و میراث‫های تمدنی ما، به دلیل تفکیک میان تکنیک و فرهنگ مدرنیته، تنها به پژوهش‫های دینی، فلسفی و ادبی- هنری کاسته شده است. زیرا، تکنیک یک پدیده‫ی نو در چند سده‫ی اخیر برای ما بوده، و گرفتن تکنیک غربی و تلفیق آن با تمدن اسلامی، راهکاری قناعت بخش برای روشنفکران، نویسندگان و روحانیون و علمای منطقه به حساب می‫آمده است. اما، این تلفیق، شکست خورده و نتیجه ی عملی آن بحران علوم اجتماعی در کشور های اسلامی است. این از آن رو مطرح می شود که ساختار های بدون محتوا، مسخ شده و کار نداده اند. پارلمان ها در اختیار نیرو های بنیادگرا در کشور های مانند افغانستان و ایران قرار گرفته و با محدودیت و توتالیتاریسم سعی در مهار شهروندان منتقد و زیاده طلب دارند. دولت، نهاد پدرسالاری شده که قیمومیت بر شهروندان را اعمال می کند، قدرت، نه بسوی دموکراتیک تر شدن پیش می رود، و نه پرنسیب های شفافیت و قانون گرایی را می‫پذیرد. دولت به روابط قومی و قبیله ای تقلیل داده شده و برای دیگران فرصت مشارکت و توزیع عادلانه ی منابع محدود و گاه سلب می‫شود. این وضعیت حاصل نفی دموکراسی، لیبرالیسم و حقوق بشر از ساختار های سیاسی است که حال گونه‫ی جدید از نهاد های توتالیتر و پدرسالار را خلق کرده است. زیرا، گمان می کردیم که ساختار ها محصولات انتزاعی یک شرایط تاریخی و فرهنگی اند که در هر جا قابلیت ساز و کار را دارند. گفتمان غربزدگی با ایجاد این انحراف، تعصب هویت گرا را تبلیغ، ولی اکنون به ناکارامدی تفکیک تکنیک و فرهنگ در گفتمان مدرنیته رسیده است. اما، این بحران، از روی لجاجت و تعصب هویتی برای ما قابل درک نیست. هنوز گمان می کنیم که هویت واصالت های تمدنی، پدیده های ازلی هستند که پاسداران فرهنگ، با چنگ و دندان در برابر مهاجمان بیگانه آن را حفظ نمایند. این شیوه ی نگرش، ما را متعصب تر و غیر قابل نقد ساخته است. همیشه با یک نوستالوژی گمان می‫کنیم چیز های در گذشته وجود دارد که اگر به کشف آن نایل شویم، مساله ی هویت حل می‫گردد. این خیال باطل ناشی از همان تفکیک میان تکنیک، ساختار و فرهنگ می شود. وضعیت مادی، دانش و فرهنگ را می آفریند و انسان ها به دلیل بهبود زیست جهان و پاسخگویی به معضلات آن، به دانش، ساختار و فرهنگ متوسل می‫شوند. زندگی، فرهنگ و اندیشه ی او در این گیر و دار شکل گرفته، تغییر در آن نیز بستگی به نیاز ها، محدودیت ها، غرایز و تمایلات مادی و معنوی انسان ها دارد. وقتی دولت، نهاد اقتدار گرا، تمامیت خواه و گریزان از قانون اساسی و خواست شهروندان می شود، ضرورت به دموکراسی و میکانیزم های بازدارنده، شفاف و مسوولیت آفرین احساس می شود. حال اگر یک خاندان سلطنتی، یک دولت سرکوب گر مذهبی، یک دولت خون آشام کمونیستی و... تلاش دارند که بتوانند مشروعیت و فراگیر بودن دولت شان را بر اساس رضایت عمومی، سامان بدهند، با ناکامی مواجهه می شوند. این دولت فاسد، بی‫ثبات و در معرض فشار، انقلاب و نارضایتی عمومی است. زیرا، محتوای این گونه دولت ها سلطنت های پیشن خودکامه و ظاهر آن، جدید است و تمام پرنسیب ها، قوانین، میکانیزم های یک دولت مدرن دموکراتیک را نیز در ظاهر، البته به نفع استبداد و اقتدار گرایی مانند انتخابات تقلبی تک حزبی مصر، مراعات می نمایند.
در این شکی نیست که مدرنیته، هویت های فرهنگ های دیگر را دستخوش تغییرات پارادایمیک و ساختاری می سازد. این تغییرات، در کشور های ما مورد نقد و حتا مقاومت قرار می گیرد. زیرا، ما این تغییرات را، در سطح فرهنگ و نه علوم و تکنیک، نوعی از تهاجمی به حساب می آوریم که اصالت ها و هویت ما را نابود می سازد. آشکار است که این نگرش، بیشتر از گذشته، ما را محافظه کار ساخته و نسبت به فرهنگ و هویت های سنتی با تعصب برخورد می کنیم. مشکل از این جا آغاز می گردد که جذبه ی معنوی اصالت ها و هویت ها، جایگزین خرد و اندیشه ی انتقادی شده، در برابر هر تحول به صورت بنیادگرایانه پاسخ می دهیم. به این معنا، به جای این که چالش های دنیای مدرن، نوعی از آگاهی و هوشیاری تاریخی و فرهنگی در ما به وجود بیاورد، بیشتر از گذشته، بنیادگرا و محافظه کار می شویم. در این وضعیت، هویت و اصالت چنان ماهیت ارتجاعی و بنیادگرایانه پیدا می کند، که بازتاب آن در دولت، خشونت، تمامیت خواهی و سرکوب است. طرفداران گفتمان غربزدگی، بسیار خوشحال می شوند که احساسات جمعی در قالب رفتار ها و گفتمان های بنیادگرایانه و ارتجاعی، سپر در برابر هجوم دنیای مدرن گردد. افغانستان در مقایسه با چهل سال گذشته، سرسخت، نفوذ ناپذیر و طبقات اجتماعی آن محافظه کار تر شده است. اگر از یک سوی، هجوم کمونیسم و سرمایه گذاری غرب و کشور های عربی بالای مجاهدین و افراط گرایی در منطقه در ادامه سیاست کمر بند سبز مقاومت علیه کمونیسم، که نظریه پرداز آن برژینسکی مشاور امنیت ملی ایالات متحده بود، افراط گرایی را در افغانستان افزایش داد، ولی در سطح دیگر، چالش های دنیای جدید نتوانست آگاهی نخبگان اجتماعی و مذهبی و سیاسی را بیدار نماید، تا به جای دفاع از افراط گرایی، سیاست واقع بینانه در برابر الگو های اجتماعی و سیاسی مدرنیته در پیش بگیرند. سال ها رهبران مجاهدین و علمای سنتی، دموکراسی را به عنوان شیوه ی حکومتداری غربی محکوم کرده و آن را نشانه ی از غربی ساختن سیاست یک دولت اسلامی می پنداشتند. اکنون، برای تقسیم قدرت و نظام با ثبات و مطمین، که در آن توزیع عادلانه ی قدرت و منابع صورت بگیرد، سنگ دموکراسی راه به سینه می‫زنند، و پارلمان را تربیون خواست های افراط گرایانه ی خود ساخته اند. بسیاری از نمود ها و ارزش های مدرن، در گذشته از طرف علمای سنتی مذهبی رد می شد، ولی به مرور زمان و در اثر عام شدن این نمود ها و ارزش ها را پذیرفته اند.
نقد اساسی در دنیای امروز نسبت به تعصب هویتی این است که نباید هویت به ارتجاع و بنیادگرایی میلان کند، و هر تغییر فرهنگی را فساد ارزشی قلمداد نماید. البته، این سخت ترین کار برای علمای سنتی و جامعه ی محافظه کاری مانند افغانستان است. دنیای مدرن، فردگرایی را حمایت می کند، و رابطه ی مستقیم با تمایلات و غرایز فردی برقرار می نماید. مهمترین ویژگی فردگرایی مدرن، تشخیص خوب و بد، به دوش عقل فرد است، و مرجعیت زدایی، به عنوان بخشی از یک سلسله مراتب اقتدار گرا، که کانت آن را رهایی فرد از صغارت و تولیت نهاد ها و مراجع می داند، فرایند ناگزیر فردگرایی مدرن است؛ مساله ی که نه طرفداران نظریه غربزدگی و تهاجم فرهنگی و نه علمای سنتی برای آن راهکاری پیدا کرده اند، به غیر از ایجاد یک دولت خشن و سرکوبگر تمامیت خواه.


































·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·

Login »