ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

یخچال مادرجان شکوه وانگاره مفتخواری! نقدی کوتا بر بخشی از سریال طنز چارخانه : از احمدی رشاد


27.11.2007 19:36

پدیده ی مهاجرت جدا ازگوناگونی عوامل دخیل درآن، یک پدیده ی بین المللی میباشد، که تمامی کشورهای جهان، باآن درگیرند، تا حالا کنوانسیونهای مختلفی میان کشورها در سازمان ملل،درباره ی مهاجرت به تصویب رسیده که جمهوری اسلامی،هم،انان را امضا نموده است.

مهاجران افغانی نیز درچارچوب همین قوانین، سالهاست که درایران زندگی میکنند، چنانچه خیلی ازایرانیها در کشورهای دیگرجهان، زندگی مینمایند.

برنامه طنز چارخونه را که ازشبکه سه جمهوری اسلامی ایران، پخش میشود، تقریبا همه دیده اند ویا داستان آنرا شنیده اند،این برنا مه، بدلیل قابلیتهای سرگرمی وطنزش، توانسته ذهنیت جوانان زیادی را مشغول خود سازد وادبیات آن، درگفتگو های متعارف مردم، رسوخ نموده و وردهای طنز آمیززبان گروههای مختلفی ازجوانان ونوجوانان را تشکیل بدهد.

در طنز چارخونه بگونه ی طنزآمیز، زندگی مهاجران افغان، درایران وآمیختگی آن، بازندگی ایرانیان، بعنوان پدیده ای اجتماعی درکنار سایر مسایل اجتماع، به تصویر کشیده شده است؛ گرچند این برنامه بدلیل توجه به این پدیده وبه تصویر کشاندن برخی واقعیتها، کاری شجاعانه ازخود بروزداده وگوشه های محدودی ازتعامل افغانیان وایرانیان را نشان داده است اما میتوانست نگاه واقع بینانه تری را به این پدیده به تصویر کشاند.

طنز چارخونه دیدگاههای انتقادی زیادی را درمحافل فکری وهنری ایرانیان وافغانیان، موجب گردیده، برخی نوعی ادبیات وبرخی دیگر رفتار شخصیتهای اصلی داستان رابه باد انتقاد گرفته اند اما این قلم، از زاویه دیگر، به این برنامه طنز درصدا وسیما،پرداخته وداستان "یخچال مادرجان شکوه" را به خوانش انتقادی گرفته است، امید که فقط بعنوان یک دیدگاه انتقادی به آن نگریسته شود.

داستان آنست که هنگامه خواهر حامد(چهارشنبه) وقتی ازولایت خود وارد چارخونه میشود واکنشهای مختلفی را درداخل چارخونه برمی انگیزد برخی ازسر مهمان دوستی ودلسوزی موافق حضور او وبرخی هم مخالفند، اما بلاخره همگی ناچارمیشوند وی را در کنار خود، درچارخونه، تحمل کنند؛ هنگامه وقتی میبیند همه خورد وخوراکش را ازیخچال مادرجان شکوه تهیه میبینند، اوهم بسراغ یخچال، میرود وعلی رغم طعنه ها وکنایه ها ازآن استفاده میکند.

با یک نگاه نمادشنا سانه،نشانه های در فیلم وجود دارد که میخواهد به بیننده گان خود القا کند که یخچال مادر جان شکوه درواقع ظرفیتهای کلان اشتغال ونعمتهای فراوان سرزمین ایران است که مهاجران ناخوانده بدون تعارف وبا پررویی تمام از نعمتهای داخل آن استفاده میکنند ودر یک کلام فیلم مهاجران را مفتخوارانی بی عاروسرباران جامعه ایران، معرفی میکند که بدون زحمت، بی آنکه بداند، این سرزمین تعلق به که دارد، درآن زندگی میکنند واوقات صاحبان خانه را تلخ میکنند.از همین رو من به نکاتی در مورد این القای استاتیک اشاره میکنم:



1-از نقش رسانه ها اعم از تصویری وصوتی نمی توان غافل شد، بویژه آنکه رسانه رودی است که بر آستان مغز آدمها جاریست ذهنیت ونگرش آدمها را جهت میدهد وروزنه های آن را فرامیگیرد، حتا ضمیر ناخودآگاه آنان را بنحوی با القایاتی خاصی خود، آزین بندی میکند، بویژه رسانه تلویزیون که محبوبترین، گسترده ترین وموثرترین رسانه ها میباشد، ودر درون هرخانه از جایگاه ارزشمندی برخوردار است.

از کار کردهای مهم این رسانه، فرهنگ سازی است که با مدیریت ذهنی ومهندسی افکار واندیشه های مخاطبان خود میخواهد؛ فرهنگ دلخواه ومطلوب راجا بیندازد، آیا دادن ذهنیت مغشوش به مخاطبان وکاشتن کینه ونفرت میان پناهندگان وپناهدادگان، فرهنگ مطلوب میباشد؟

دوست افغان من، یکروزی درنانوایی از جانب یکمرد ایرانی مورد اهانت قرار گرفته بود ومرد ایرانی ادعا داشت که افغانها حق ندارد نان بگیرد زیرا حق ایرانیها میباشد وافغانها غاصب حقوق مایند ونان مارا میخورند.

طنز چارخونه دقیقا، این طرز تفکرغیر منطقی، را ترویج میکند درحالیکه پایه های اینگونه تفکرات ازخانه عنکبوت هم سست تراست زیرا با وجود چنین تفکری، باید کره خاکی وعالم وآدم همه جابجا شوند تا عدالت اجرا وحقوقی پایمال نگردد. بی جهت نیست وقتی بلوتوثی پر ازابهام، در اطراف ورامین پخش میگردد ؛چندین منزل وصدها افغانی درکوچه وخیابان مورد اهانت ،ضرب وشتم لاتها واوباشهای محلات تهران قرار میگیرند چونکه برایند ذهنیت سازیها وفرهنگ سازیهای نظیر طنز چارخونه،همین میباشد.!

القایات برنامه چارخونه آثار مخرب وویرانگری براذهان نازک وخیال انگیز جوانان،میگزارد وذهنیتی را برای جوان مهاجر افغانی شکل میدهد که بناحق اورا مفتخوار وسرباری، معرفی کره اند وازجانبی دیگر؛ جوان ایرانی با دیدن فضولیها وخودشیرینیهای هنگامه ،شنبه وچهارشنبه احساس میکند آنها دارد خانه ،داروندار،علقه ها وبستگیهای خانوادگیش،را ازآنان میگیرد.ومتاسفانه این احساس خوشایندی نیست وپیامدهای خطرناکی دارد.

ازیاد نبریم که دوملت افغان وایران ،گذشته تاریخی مشترک دارند وتمایلات بسیار عمیقی میان دوملت ونخبگان فرهنگی آن مبنی برقرابت وهمزادی وهمرنگی وجود دارد که سرنوشت مشترک را پدید میاورد اما دست اندرکاران چارخونه ظاهرا ازآن بیخبر میباشند.



2- انگاره مفتخواری وسرباری به افغانها، بی تردید، غیر واقعی ونچسپ میباشد زیرا برای دوست ودشمن معلوم است که افغانها درایران، دشوارترین کارها وصادقانه ترین زحمتها را انجام میدهند ودرتولید سرانه ملی، چرخه اقتصادی وصنعتی تاثیر گذارند حتا در

همین دوسه ماه اخیر، وقتی افغانها را بصورت اجباری ازکشور خارج میکردند،قمت مصالح ساختمانی وکلا نرخ مسکن ،بصورت سرسام آوری افزایش یافت.

از جانبی دیگر "طنز چارخونه" به این انگاره غیر واقع بینانه، اکتفا نکرده بلکه انگیزه افغانها را ازمهاجرت ، اشغالگرانه وسوء جلوه میدهد زیرا حامد ،شنبه وهنگامه با حیله ها ونیرنگهای زیادی میخواهند خانه را ازچنگ صاحبانش دربیاورند درحالیکه چنین دیدگاهی درمورد افغانها صحت ندارد وانگیزه افغانها در ایران نه اشغال وتصرف است بلکه حفظ جان،مال وناموس خود ازدستبرد تجاوزگران ، قهر طبیعت وناملایمات روزگاران میباشد که با برگشت آرامش ،ایجاد تمهیدات وزمینه های اشتغال همه بازخواهند گشت.

گذشته از کم لطفیهای متعارف ، درحق مهاجران افغانی، اینبار طنز چارخونه ، نوعی هجمه ی سازمان یافته وکانالیزه شده ی را بنمایش میگذارد که با صداقت افغانها درایران سازگاری ندارد، من، افغانهای رامیشناسم که درجبهات ایران، بدون کمترین چمداشتی، مشارکت کردند وبه شهادت رسیدند،امروزه باگذشت سه دهه، ازحضور افغانها، ساخت وسازهای مسکن در بخش ساختمان،تولید پوشاک وکیف وکفش، تولیدات کشاورزی ومحصولات زراعی ازیادگاران ماندگار افغانها درایران میباشد که خود ایرانیها،نیز؛ آنرا قبول دارند لذا شایسته نیست؛ با مردمان خدوم وکم توقع افغانی چنین رفتاری صورت پذیرد.



۳- تیپ شخصیتی" شنبه" بسیار مکار وچاپلوس،پرتوقع وناشی ارائه میشود ،ومیخواهد به بینندگان القا کند که افغانها درایران کارگران صادق ودرستکار نیستند درحالیکه تمامی مردم ایران میدانند که افغانها درکارخود، صادق،کم توقع،امین وقابل اعتمادند ، درستکاری وامانت داری آنان برهمگان معلوم است به همین دلیل معماران ایرانی به آنان کار میدهد زیرا قابل اعتمادند.

حال باتوجه به رسالت مهم رسانه اسلامی که میباید درچارچوب ارزشهای دینی وکرامتهای انسانی سیر نماید،آیا مغشوش ومشوش کردن اذهان ملیونها مخاطب ایرانی وافغانی،ایجاد کینه واحساسات دشمنانه میان آنان،اهانت به ادبیات وگویشهای محلی فارسی با کدامین معیار انسانی واسلامی میسازد وگذشته ازآن آیا زحمات ،کمکها وخیرخواهیهای مسئولین جمهوری اسلامی را را درطول سالهای جهاد ومقاومت،درباد هراسناک بددلی ودشمنیهای جاهلانه نمی سپارد؟؟ حداقل همانند مجیدی درفیلم باران جای پایی وآثاری، از گذار افغانها باقی میگذاشتید وخیرخواهی وانگیزه پاک افغانها را درایران مغشوش ومشکوک جلوه نمیدادید..



·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·

Login »