ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

جنگ و فقر عمومی چالش اصلی تعلیم و تربیه افغانستان - ازمحمدامین میرزاد


08.10.2007 23:42

تعلیم و تربیه رکن اساسی جامعه پذیرش و آموختن هنجارهای اجتماعی و آداب و رسوم و قوانین یک جامعه است. هر چند که انسانها در دوره آموزش عالی دوره های تخصصی و فنی را می آموزند، اما دوره آموزش همگانی که شامل دوره های ابتدایی، متوسطه و لیسه می گردد، مهمترین نقش را در آموزش فرهنگ، قوانین، آگاهی های عمومی، رفتارها و هنجارهای اجتماعی دارا می باشد. می گویند میراث عمومی نسل های گذشته در دوره آموزش همگانی به نسل بعد منتقل می گردد، روند جامعه پذیری، فرهنگ ها، آداب و رسوم و هنجارهای که نسل های گذشته داشته اند و آنها را در گذر زمان بدست آورده اند، همه را در آموزش عمومی به نسل بعدی منتقل می کند.
میزان سواد و آگاهی عمومی جامعه و بهبود روش های زندگی به آموزش های عمومی بستگی دارد که مصداق اصلی آن تعلیم و تربیه در دوره های سه گانه یاد شده می باشد. به هر حال تعلیم و تربیه در کشورهای توسعه یافته به همان اندازه اهمیت دارد که دولت بیشترین بودجه را بدین منظور اختصاص می دهد و معلم بالاترین منزلت اجتماعی را در میان مردم خود دارد.
عامل اصلی عقب ماندگی اجتماعی افغانستان در توسعه نیافتگی سیستم آموزش و پرورش آن است و متأسفانه جنگ حتی همین سیستم قدیمی را که قدمت چهل ساله دارد نیز ویران کرد. شش سال پس از استقرار نظام قانونی در کشور، دولت افغانستان به یک رستاخیز تعلیمی روبرو شد و از دورترین روستای افغانستان برای تعلیم و آموختن آغوش باز کردند و انتظار داشتند که دولت به زودترین فرصت به خواسته ها و نیازهای آنان پاسخ مثبت دهند، اما نبود امکانات و معلم و تقاضاهای روز افزون، از سیستم تعلیم و تربیه ساختار بی دروپیکر ارایه داد که پاسخ گویی آماری و دایر کردن مکاتب در زیر خیمه ها و پای درختان، آنهم با معلمانی که فقط یک کلاس از شاگردانش سواد بالاتر داشتند، محصول دیگری نداشت.
انتظار می رفت که با گذشت شش سال از فعالیت وزارت تعلیم و تربیه در ولایات مختلف افغانستان، روند آموزش و نظام آموزشی در کشور بهبود پیدا کند و معلمان با تجربه و آموزش دیده جایگزین معلمانی گردند که هیچ بهره ای از دانش و تعلیم و تربیه ندارند. اما آخرین گزارش که از سوی یک گروه مدافع حقوق بشر در افغانستان در مورد تعلیم و تربیه کشور انتشار یافته، نشان می دهد که سیستم تعلیم و تربیه در افغانستان تغییر چندانی نکرده و از مشکلاتی رنج می برد و با آن دست به گریبان است که در سال های گذشته وجود داشت.
گزارش تحقیق و دفاع از حقوق بشر می گوید در دو سال گذشته 28 درصد از شمار متعلمین مکاتب کاهش یافته است. اینکه چه عواملی سبب گردیده که این میزان از متعلمین مکتب کاهش پیدا کند. گزارش اشاره های کوتاهی به آن کرده است. اما آنچه در قدم اول مایه نگرانی است این است که متأسفانه پس از 6 سال تلاش برای بهبود تعلیم و تربیه در افغانستان به جای آن که هر سال آمار متعلمین در افغانستان بالا برود، روند نزولی به خود گرفته است و این بر خلاف روند صعودی آموزش و پرورش در دیگر کشورهای در حال توسعه است. کشورهای در حال رشد، هر سال با درصد بیشتری از متقاضیان مکتب مواجه می شود و این بدان دلیل است که افزایش جمعیت و نیز رشد سواد و آگاهی توده های مردم سبب گردیده تا تمامی اقشار جامعه علاقه بیشتری به تعلیم و تربیه بگیرند. در حالیکه روند رشد جمعیت در افغانستان همچنان ادامه دارد، آما عوامل گوناگونی سبب گردید تا تعداد زیادی از فرزندان واجب التعلیم افغانستان از تعلیم و تربیه باز بمانند.
کمبود آموزگار آموزش دیده، نبود مکتب و پایین بودن کیفیت آموزش از عواملی است که در گزارش نیز اشاره شده است و این مشکل همچنان در طول شش سال وجود داشته و وزارت تعلیم و تربیه افغانستان برای رفع این مشکل تلاش های نسبتاً زیادی انجام داده است، اما افزایش متقاضی و کمبود بودجه و کمبود نیروی انسانی با تجربه سبب گردیده است که این مشکل همچنان ادامه پیدا کند. هم اکنون هزاران محصل در دارالمعلمین های کشور مشغول تحصیل هستند و مکاتب کشور چشم انتظار فارغ شدن آنان را می کشند، اما با وجود حضور این محصلان بازهم کمبود معلم و نیروهای انسانی با تجربه همچنان وجود دارد و این مشکل چند سال دیگر نیز ادامه خواهد یافت.
اما آنچه نقش اساسی را در کاهش میزان متعلمین مکاتب طی یکی دو سال اخیر داشته است، دو عامل عمده بوده است که گزارش اخیر فقط به یکی از آنها اشاره کرده است. ادامه جنگ و خشونت ها در افغانستان یکی از عوامل اصلی کاهش میزان 28 درصدی متعلمین در افغانستان به شمار می رود، متاسفانه طی سال اخیر دامنه خشونت ها و ناامنی ها در افغانستان گسترش بیشتری یافته و ولایات زیادی را در بر گرفته است، به همان میزان که جنگ و خشونت ها در ولایات مختلف افغانستان توسعه یافته و یا کشت، تولید و قاچاق مواد مخدر افزایش یافته است، به همان میزان مکاتب تخریب و به آتش کشیده است و فرزندان واجب التعلیم وطن از ادامه تحصیل بازمانده اند. شاید پارسال ولایات غزنی، میدان وردک، بغلان، تخار و بدخشان در گراف بالای ناامین ها فرونرفته بود و مکاتب زیادی در این مناطق فعال بود، اما در سال جدید با گسترش ناامنی ها، دهها مکتب در این ولایات به دلیل ناامنی ها و خشونت تعطیل گردیده است و هر سال تعداد بیشتری از مکاتب ویران و تعطیل می گردد. طبق گفته سخنگوی وزارت معارف بیشتر از 340 مکتب در ولایات جنوبی به دلیل خشونت ها و ناامنی مسدود گردیده و یا به آتش کشیده است. تنها در چند ماه گذشته 38 معلم و متعلم در جنگ ها بی گناه کشته شده اند. طبیعی است که با گسترش خشونت ها به جای آنکه آمار متعلمین هر سال بالا برود، کاهش پیدا می کند. دومین عامل اساسی در کاهش متعلمین مکاتب، فقر اقتصادی خانواده هاست هر چند که مجامع حقوق بشر در گزارش های خود از کار کودکان به شدت انتقاد می کنند، اما فقر و نداری خانواده ها، صدها و شاید میلیونها کودک را به کار در خانه و بیرون از خانه وادار کرده است، قالین بافی بزرگترین منبع درآمد خانواده های فقیر است که بیشتر قالین بافان کودکان زیر 18 سال و واجب التعلیم هستند. نیاز معیشت زندگی خانواده ها سبب گردیده که برخی از خانواده ها فرزندان شان را به مکتب بفرستند و بافتن قالین را به رفتن به مکتب ترجیح دهند. از طرف دیگر کار شدید لطمه بزرگی به درس متعلمین می زند، در حالیکه در شهرها و برخی از روستاها شاید 70 درصد متعلمین به کار قالین مصروف باشند، این متعلمین به جای آنکه به تمرین درس شان بپردازند مشغول کار می شوند و دیگر فرصتی را بدست نمی آورند که به تمرین درس هایشان بپردازند.
به هر حال چالش های فراوانی فراروی تعلیم و تربیه افغانستان وجود دارد، اما وجود جنگ و ناامنی در ولایات مختلف کشور و نیز فقر عمومی خانواده ها و توده های مردم و کار اجباری کودکان و متعلمین چالش اصلی و بنیادی فراروی کاهش میزان متعلمین و عدم رشد کیفی تعلیمی فرزندان وطن می باشد.

به نقل ازروزنامه افغانستان

·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·

Login »