ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

عيد فطر؛ جشن عبوديّت - جواد محدثی


12.10.2007 22:13


شايد هيچ فرصتى براى يك محاسبه همه جانبه و خانه‏تكانى اساسى و بازنگرى در خود و جامعه، مناسبتر از «ماه رمضان» نباشد.

در شب‌ها و روزهاى اين ماه خدايى، هم مجالى براى بازپرورى روح و جان است، هم فرصتى براى رسيدگى به محرومان و مستمندان و همدردى با دردمندان، هم موقعيّتى براى تقرّب به خدا و تقويت روحيّه معنوى و از خود رها شدن و به خدا پيوستن.

از رمضان چه انتظارى است؟!

و از روزه‏داران چه انتظارى؟

يكى از تكاليفمان در اين ماه، رسيدگى به «خود» است، گشودن حسابى براى «محاسبه نفس»، رسيدگى به نيك و بدها، خير و شرّها، ثواب‌ها و عصيان‌ها و حسنات و سيّئات خويش.

«توبه»، راهى است، گشوده پيش پاى خاكيانِ گناه‏آلود، تا جان خويش را به پاكى برسانند و افلاكى شوند و رضاى خداى توبه‏پذير را فراهم آورند، پنجره‏اى است باز شده به رويمان، جهت نگاه كردن به آستان مغفرتِ خداى غفّار.

راستى ... از كجا مى‏توان ميزان «خلوص» و «بندگى» را شناخت؟

عبادت‌ها و تهذيب‌هاى اين ماه، وسيله‏اى براى «خودشناسى» و «خداخواهى» است. شب‌هاى «قدر»، اوجِ اين معرفت متعالى و فيض سرشار الهى است، تا چه كس بهره گيرد، و چه كس تهيدست از اين ضيافتخانه باز گردد!

بانوى بزرگوار اسلام، حضرت زهرا سلام الله عليها فرمود: «يك روزه‏دار، از روزه‏اش چه بهره‏اى مى‏برد و به چه كارش مى‏آيد، اگر زبان و گوش و چشم و اندامش را «نگهبان» نباشد؟»

جلوه ديگر رمضان، در ارتباط با «مردم» است.

كسى غمخوارى رنجديدگان محروم را دارد كه رنج و حرمان را بشناسد و گرسنگى و نياز را لمس كرده باشد. در روايات، از جمله حكمت‌هاى روزه، اين به شمار آمده كه با چشيدن رنج گرسنگى و تشنگى، به ياد گرسنگان بيفتيم، تا ثروتمندان به مستمندان ترّحم كنند و مرّفهان برخوردار، به ياد محرومان نيازمند بيفتند.

روزه‏دار، زكات بدنش را مى‏پردازد،

درد گرسنگان را حس مى‏كند،

با نيازمندان همدردى و همدلى دارد،

اگر در طول سال، معناى «گرسنگى» را نمى‏داند، به بركت روزه، اين مفهوم برايش عينيّت مى‏يابد و اگر توفيق يابد و شيطان بگذارد وحرص و آز امان دهد، به فقرا و بينوايان اطعام و افطارى مى‏دهد، غذاى گرم به خانواده‏هاى بى‏بضاعت، اما آبرومند مى‏فرستد و لبخند شادى بر چهره كودكان چشم‏انتظار تفقّد و دلجويى مى‏نشاند ... كه اگر توفيق الهى نباشد، از اين خدمت به همنوع، محروم مى‏ماند.

رمضان به خانه‏ها «بهار» مى‏آورد ... بهار معنويت و صفا.

سحرخيزى براى سحرى‏ خوردن و مناجات و نيّت روزه و نماز صبح اول وقت، از بركات اين ماه است.

گرم شدن كانون مساجد و محافل دينى و اتصال قوي‌تر «خانه ـ مسجد» و انس بيشتر كودكان و جوانان با خانه خدا و نماز جماعت، بركت ديگرى است.

آهنگ قرآن و دعا، خانه‏ها را نورانى مى‏كند.

رابطه عاطفى ميان اعضاى خانواده، بر محور «بندگى خدا» تقويت مى‏شود.

«صله رحم»، افزايش مى‏يابد و دل‌ها به هم نزديك‌تر مى‏گردد.

راستى كه شب‌ها «دعاى افتتاح»، سحرها «دعاى ابوحمزه»، در مساجد دعاهاى هر روزه ماه، در شب‌هاى قدر، مراسم احياء و غلغله جمعيت در مساجد و حرم‌ها و مصلاها، اينها همه موجى از رحمت و ابرى از كرامت را بر سر مؤمنان، سايه‏افكن مى‏سازد.

چه دل‌هايى كه از ريب و ريا پاك مى‏شود،

چه دست‌هايى كه به جيب فتوت مى‏رود، تا گرهى از كار دردمندى بگشايد و غمى از چهره خانواده‏اى بزدايد،

چه حنجره‏هاى داودى، كه به تلاوت وحى خدا مترنّم مى‏شوند،

چه وارستگي‌ها و توبه‏ها و پاك ‏شدن‌هايى كه محصول سبز و ماندگار «موسم رمضان» است،

چه اخلاق‌هايى كه در سايه مواعظ گويندگان، به صلاح مى‏گرايد.

چرا رمضان را «آينه»اى نسازيم، براى تماشاى سيماى اخلاق و چهره باطن خويش؟

و كلاسى كه درس آن «خودسازى» است،

متن آن «دعا» و «نماز»،

و قبولى آن «توبه» و توفيق ترك گناه و بهسازى اخلاق در خانه و مدرسه و اداره و بازار و محل كار!

اگر چنين شد، مى‏توان روز فطر را «عيد» گرفت.

«عيد فطر»، نمره قبولى در دوره آموزشى «شهراللّه‏» است.

عيد فطر، عيد توفيق در عبوديت و معرفت و تهذيب نفس و دور شدن از رذائل و نزديك شدن به فضايل است.

عيد «ذكر خدا» و «ياد نيازمندان»،

عيد «كفّ نفس» و كنترل خواسته‏ها و مهار تمنيّات،

كيست كه راضى شود ميوه‏اى از باغ رمضان نچيده، گام از اين بوستان بيرون نهد؟

وقتى سپاهى بر دشمن پيروز مى‏شود، شيپور پيروزى مى‏زنند.

غلبه بر «خصم درون» نيز، شادى دارد.

عيد فطر، جشن عبوديّت است.

خوشا آنان كه اعمالشان مرضىّ نظر «مولا» مى‏شود و به تفرّجى در دامنه‏هاى روح‏پرور ملكوتى كه در اين ماه، به زمينيان هديه مى‏شود پرداخته، دامن دامن مغفرت و رحمت گرد مى‏آورند.

رمضان نيز مى‏گذرد و با همه خجستگى و مباركى‏اش به پايان مى‏رسد.

گروهى به شب‏زنده‏دارى و تهجّد و «يارب يارب» شب‌ها و سحرگاهان انس مى‏گيرند، عده‏اى با دست‌هايى گشوده از نياز و دل‌هايى لرزان از خوف و خشيت الهى، چشم اميد به غفرانِ خداى غفار مى‏دوزند،

جمعى هم در كاستن از لغزش‌ها و سبك كردن بار گناهان مى‏پردازند،

كسانى از اين يك ماه، براى يازده ماه ديگر توشه سلوك و نيروى عمل صالح برمى‏گيرند.

راستى ... ما از كدام گروهيم؟!



·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·

Login »