ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

راه نو -آزادی مطبوعات بخش سوم :ازعیدمحمد عارفی


21.05.2007 19:48

انسان در تمام جهان هستی تنها موجود مختار ، آزاد وصاحب اراده است و آزادی در عمق جان ،نهاد و خلقت انسان جای دارد وآزادی جزء لاینفک حقیقت وخمیرمایه اولیه انسان است که نمی شود آن را ازانسان جدا نمود و بدون آزادی انسان و انسانیت معنی خود را ازدست می دهند وهمین آزادی است که انسان را از بین تمام پدیده ها ی خلقت، ممتاز و شاخص ساخته ا ست وجمله «امّآ کفورا وامّا شکورا » «یعنی انسان موجودی صاحب اراده » فقط درشان انسان گفته شده است متفکران و اندیشمندان دلسوز در مورد انسان و آزادی گفته های بسیار جالبی دارند که ذیلا خدمت شما آورده میشود :

دکتر علی شریعتی : انسان بدون آزادی انسان نیست وآزادی معنی انسانیت و انسان است.

آیزیا برلین دانشوربریتانیایی : انسان غیر آزاد را نمیتوان ، اخلاقا وقانونا انسان نامید.

جان استوارت: اگر جامعه ای آزادی فرد را محدود کند ،افراد جامعه را کم عقل وکم جرات ...وکم استعداد بارمی آورد.

آقای مطهری : آزادی یکی ازبزرگترین وعالی ترین ارزشهای انسانی است ، انسانهایی که بویی از انسانیت برده اند حاضرند باشکم گرسنه و تن برهنه ودر سخت ترین شرایط ،زندگی کنند ولی محکوم انسان دیگرنبوده و آزاد زندگی کنند.

دکتر شریعتی : آنچه که ازعدالت عزیزتر واز سیری والاتراست ،آزاد بودن است. آنکس که آزادی را از من گرفت چه چیزی باارزش تر دارد که به من ارمغان دهد.

جان لاک :اگر آزادی را از دست بدهیم گویا هستی و بقای خودرا از دست داده ایم.

ژان ژاک روسو: همه افراد بشر آزاد آفریده شده اند وکسی که ازآزادی صرف نظر کند ، از مقام آدمیت ، از حقوق وحتی وظایف بشری صرف نظر نموده وهیچ چیزی نمی تواند این خسارت را جبران کند.

این آزادی بود که انسان را ازمقام دَنیی که خود را قربانی پدیده های طبیعی وامپراطور،پاپ، سلطان، خلیفه ، پیروپیشوا میدانست، بالا کشید ودریافت که او عالیترین و گرانبهاترین موجود هستی است ونیروی ابتکار،خلاقیت و استعداد انسانی را به او برگرداند واو را برطبیعت وپدیده های انسانی چون حکومت وحاکمان ومقدرات و سرنوشت فردی و اجتماعی خویش مسلط ساخت.

واین آزادی بود که به کمک آگاهی بزرگترین سوال زندگی را درپیش روی انسان قرار داد ، که پدیده های طبیعی و اجتماعی مثل حکومت ،دین،مذهب و رهبر سیاسی و اجتماعی ودینی برای او به وجود آمده اند یا او برای آنها؟ جواب این سوال مسیرزندگی او را مشخص کرد؛ به قرون وسطی و ارزشهای آن نقطه ی پایان گذاشت و عصر جدید رنسانس و نوزایی در پرتوی نور آزادی آغازشد وبشریت به دستاوردها و موفقیت های کلان و همه جانبه زندگی دست یافت و انسان مقهور و عاجز را به موجود مبتکر، خلاق ،توانمند و قادر تبدیل کرد.

آزادی با آگاهی ، عقلانیت،عدالت ، برابری، محبت ، انسانیت ،ابتکارو ابداع ،علم ودانش هم خانواده و هم نشین است و در صف مقابل آن استبداد، ظلم ،خشونت ، جهالت ، جمود و دگم اندیشی ، تناسب و تقارن دارند. آزادی و استبداد دو دشمن خونین و آشتی ناپذیرند . تمام عرصه های تاریخ بشریت در جوامع و مدنیت ها، آوردگاه این دو دشمن خونین و متخاصم است .سربازان نظام استبداد « دیکتاتوران ،جهّال و ریاکاران تاریخ » آزادی را به آتش انداختند و آواره صحرا ها و دیار غربت نمودند و به صلیب کشاندند و برسرآن خاکستر کینه و تعصب ریختند و با خشونت و بی رحمی تمام آن را در نهاد آدمی در بند کشیدند ولی نورآزادی سرانجام از درون جان و فطرت انسان فواره کشید، و دیوارهای ضخیم استبداد و تزویر را فروریخت و بنای کهن سنن و عنعنات و رسوم و آداب دست و پاگیر قدیم را لرزاند و ابعاد وزوایای تاریک زندگی بشریت را روشن نمود و جای خود را در زندگی انسان باز کرد و تحولات بس عظیمی در ابعاد مختلف: سیاسی،اجتماعی, علمی , مدنی و تعاملات و مناسبات انسانی در سطح جهان به وجود آورد.

جوامع بشری با درک نقش مهم آزادی در پیشرفت و ترقی کاروان بشریت ، او را در قوانین روابط بین المللی و قوانین داخلی در روابط و مناسبات اجتماعی ، نهادینه کردند و در اعلامیه جهانی حقوق بشر در10 دسامبر 1948آزادی وجهه و اعتبار رسمی و بین الملی به خود گرفت . در ماده 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر در مورد آزادی چنین آمده است : هرکس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود.این حق متضمن تغییر مذهب و یا عقیده و همچنین متضمن آزادی اظهار عقیده و ایمان می باشد و نیز شامل آزادی تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هر کس می تواند از این حقوق منفردا یا مجتمعا به طور خصوصی یا عمومی برخوردار باشد و نیز در ماده 19 اعلامیه مذکور آمده است : هرکس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مذبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و درکسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، با تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی ، آزاد باشد.

بعد از آن آزادی با اشکال وعبارات مختلف درکنوانسیون ها و میثاق های بین المللی تایید و تضمین شده است و کشورهای عضو آن را امضا و تضمین نموده اند که در قوانین موضوعه داخلی خود، متناسب با شرایط اجتماعی ، فرهنگی ، دینی و مذهبی ووو خود ،از آزادی حمایت نمایند و برای عینیت بخشیدن آن در روابط اجتماعی خود ، تمام سعی و تلاش خود را به کار گیرند.

کشورما افغانستان به عنوان عضو جامعه بین المللی به اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های بین المللیی را که امضا نموده ، متعهد است که از آزادی حمایت نماید؛ به همین خاطر در مقدمه قانون اساسی ، رعایت منشور ملل متحد و احترام به اعلامیه جهانی حقوق بشر درج شده است و همچنین در ماده 24 قانون اساسی آمده است: آزادی حق طبیعی انسان است این حق جز آزادی دیگران و مصالح عامه که توسط قانون تنظیم می گردد ، حدودی ندارد . آزادی و کرامت انسانی از تعرض مصون است. دولت به احترام و حمایت آزادی و کرامت انسانی مکلف می باشد .

ونیز در ماده 34 قانون اساسی آمده است: آزادی بیان از تعرض مصون است . هرافغان حق دارد فکر خود را به وسیله گفتار ، نوشته ، تصویر و یا وسایل دیگر با رعایت احکام مندرج این قانون اساسی اظهار نماید. هر افغان حق دارد مطابق به احکام قانون به طبع ونشرمطالب، بدون ارائه قبلی آن به مقامات دولتی ،بپردازد....

خلاصه آزادی بزرگترین دستاورد انسان معاصر است ومدنیت جدید روی آن استواراست اگر آزادی را از زندگی انسان موجود برداریم مدنیت جدید فرو می ریزد چون آزادی در موضوعات حیاتیی مثل « دموکراسی ،اعلامیه جهانی حقوق بشر و دیگر میثاق های جهانی و منشور ملل متحد وووکه زندگی انسان معاصر را شکل می دهند » نقش کلیدی و اصلی دارد و بدون آزادی تمام آن مفاهیم معنی خود را از دست خواهند داد و یکی از دستاوردهای افغانستان بعد از 11 سپتامبر 2001، دست یافتن به آزادی های مشروع و قانونی است که بعد از قرنها چشیدن تلخی های نظامها ی استبدادی و سلطنتی و کودتایی، برای اولین بار آزادی را در روابط و مناسبات اجتماعی خود تجربه می کند و حق ایجاد تشکل های سیاسی و مدنی وتجمعات و تظاهرات برای بیان خواسته های خود یافت.

بعد از گذشت پنج سال از عمر افغانستان نوین فعال شدن16 کانال تلویزیونی و 50 شبکه رادیویی و صدها نشریه درکشور جنگ زده ، فقیر، کم سواد و بحرانی افغانستان یک موفقیت بی سابقه است و افغانستان از این جهت در منطقه و کشورهای همسایه ممتاز و برجسته است .پلورالیزم مطبوعاتی ،انتشاراتی و رسانه ای در کشوربرای اولین بار به وجود آمده است و هر جریان سیاسی، صنفی و مدنی از خود در کنار رسانه ها وجراید دولتی ، انتشارات دارد. مطبوعات و رسانه های تلویزیونی و رادیویی برا ی خبررسانی از اوضاع سیاسی،امنیتی،اقتصادی،فرهنگی،تفریحی وهنری افغانستان و جهان باهم به رقابت می پردازند تا مردم را درروشنایی اوضاع جاری کشور و جهان قرار دهند.

این فضای باز سیاسی و فرهنگی و اطلاع رسانی ، برای بلوغ و رشد سیاسی جامعه افغانستان ، یک ضرورت است. مردم ،دولت، جریان های سیاسی ،حلقات فرهنگی و روشنفکری ، اهل قلم و ارباب رسانه هاو مطبوعات باید این فضای باز را گرامی دارند چون رسانه های آزاد چشم و گوش و زبان ملت هستند.این مردم بینا و شنوا و گویا هستند که قادر می باشند بر اعمال دولت و مدیران کشورنظارت و کنترل داشته باشند و از فساد ،کج روی ها و خودگامگی ها جلوگیری نمایند ولی در فضای بسته سیاسی و سانسور انتشاراتی که ملت از نعمت شنوایی ،گویایی و بصیرت سیاسی محرومند، طبعا ضعیف و ناتوانند و توانایی نظارت و اعمال نظر را بر قدرت و حاکمیت ندارند.

ولی آزادی با این همه خدمات مهم و نقش آفرینی اش به قول دانشمندان در طول تاریخ از طرف دو نیرو : 1 قدرت سیاسی 2 قدرت رسوم و سنن اجتماعی تهدید شده است.

در جامعه افغانستان آزادی نوپا از ناحیه دو نیروی قدرتمند به چالش کشیده می شود یکی از جهت عنعنات و آداب و رسوم کهن تاریخی و قبیله ای و عشیره ای که آزادی را در تمام عرصه های حیات فردی،اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و فکری ، محدود کرده است . دوم نه از طرف حکومت و قانون اساسی بلکه از طرف افراد زورمند و ذی نفوذ با افکار و اندیشه ها واعتقادات قرون وسطایی تهدید می شود. در حیقیقت کسانی که از استبداد، خشونت ، سنن و عنعنات دست و پا گیرقبیله ای و بی سوادی و بی خبری مردم ،تغذیه می کنند به قول معروف مشت را در تاریکی می زنند،از حضور آزادی و مطبوعات و نشرات آزاد در حیات سیاسی و فرهنگی و اجتماعی مردم افغانستان ناراض و دلتنگ هستند! وضعیت موجود مطابق خواسته ومیل آنها نیست بلکه موجودیت سیاسی و فکری ووو خود را در خطر می بینند. لذا بهانه جویی می کنند و در صددند تا از آزادی انتشارات و مطبوعات جلوگیری نمایند ولی روش ها و شگردها همان روش ها و شگردهای کهن و قدیمی است و آن در تقابل و تعارض قرار دادن آزادی با مقدسات « دین ،مذهب ، حکومت ،کلیسا ،مسجد ووو» است . ویک نمونه بارز و روشن آن اقداماتی است که برای تغییر قانون مطبوعات در همین روزها در ولسی جرگه و وزارت اطلاعات و فرهنگ در جریان است. در این رابطه در تاریخ 15/1/1386 آقای حاج محمد محقق رئیس کمیسیون امور دینی و فرهنگی ولسی جرگه در بحث میز مدوررادیو بی بی سی پیش روی آزادی مطبوعات به تعبیر خودش سه خط قرمز کشید: اول- تعرض به اسلام و اعتقادات مردم ،دوم- تعرض به حقوق مردم ، سوم- تعرض به نظام و منافع ملی. و همچنین در 11/1/1386 آقای دین محمد راشدی مبارز،معین نشراتی وزارت فرهنگ و اطلاعات که نفر آقای محقق در آن وزارت است به طور پلان شده و همانگ،عین همین خطوط را با همان تعبیر « خط قرمز» پیش روی آزادی رسانه ها قرار داد در رابطه به این اقدامات و اظهارات چند نکته قابل سوال ، تفسیر و تبصره است:اول- این حرف که مطبوعات و نشرات اسلام را مورد تعرض قرار ندهند یک حرف کلی است و باید مشخصا روشن نمود که از نظر تئوری و قانون اساسی اسلام با آزادی مطبوعات، در کدام نقطه ها اصطکاک و تعارض دارد؟ دوم- آقای محقق روشن نکرد که منظور کدام نوع تفسیر و قرائت از اسلام است؟ چون اسلام همان دین الهی است که محمد (ص) پیامبرآن است و قرآن کتاب آن.ولی تفسیر و برداشت های مختلف کار انسان هاست که مذاهب و فرق مختلف از همین اختلاف برداشت ها به وجود آمده اند و در درون هر مذهب هم ،درک ها و فهم های گوناگونی ازاسلام وجود دارد و در فهم و دریافت انسان از دین، شرایط زمان و عوامل محیط ، فرهنگ ، آداب ورسوم حاکم بر انسان ، نقش اساسی دارند. سوال اساسی این است که با کدام اندیشه و مفکوره و جهان بینی و خرد به سراغ چه منابعی می رویم ؟؟؟؟ اگر با مفکوره و اندیشه بسته محیط قبیلوی و عشیره ای و عقل قرون وسطایی، به سراغ کتب احادیث و روایات برویم که بعد از صدها سال بحث و بررسی تا کنون سند ، صحت، سقم،سره و ناسره آن روشن نشده است؛ نتیجه و برآیند آن اعتقاداتی می شود که خصومت، فرقه گرایی،تقدیس نژادی، بدبینی و تکفیرانسان های دیگر، تنگ نظری، خشونت طلبی و تضییع حقوق را تجویز و ترویج می کنند و اسلام طالبانی نمونه آن است که با اوراد و اذکارو تعویض و شویست و رمّالی و کف شناسی، معیشت و مقدرات سیاسی و اجتماعی و تعداد زوجات ووو مشخص می شود و با شرکت در مراسم مذهبی و ریختن یک قطره اشک و زدن یک دست سینه، کار دنیا و آخرت ساخته می شود این نوع اعتقادات و اسلام نه تنها با آزادی و مطبوعات آزاد بلکه با هر رخداد مثبت علمی و اجتماعی در تعارض و تقابل است امّا اگر با مفکوره، اندیشه ، تعقل و آگاهی های انسان معاصر که آزادی های مدنی و تساوی طبیعی و حقوقی و فراوده های علمی، زندگی او را شکل داده است ، به سراغ اصل متن « قرآن کریم » برویم که تمام انسانهای کره ی زمین را از آدم و حوا، پدر ومادر کل و آن دوتا را از خاک دمیده از روح خود « تساوی طبیعی » و فضیلت را تنها به تقوا میداند و برای شناخت پدیده های هستی و باز شناسی خویش اورا به تفکر و خردورزی فرامی خواند و برای بیداری وجدان و کرامت اخلاقی و انسانی او به صداقت ، وفای به عهد، فداکاری، محبت، و خوش بینی به انسانها ووو را توصیه می کند؛ارمغان وفرایند این نوع از دین داری و اسلام خواهی:بلند نظری، تساوی حقوقی، تعقل، تساهل و زندگی مسالمت آمیز اجتماعی خواهد بود. این شیوه درک و فهم از اسلام، اسلام و دین نه تنها با آزادی و مطبوعات آزاد مشکل ندارد بلکه بزرگترین حامی و مویید آن است در قرآن کریم که متن اصلی اسلام است آیاتی (لا اکراه فی الدین « در دین اکراه و اجباری نیست » لکم دینکم ولیَ دین«شما را دینتان و مرا دین من » انا هدیناه النجدین امّا شاکراو امّا کفورا« من او را به نجدین هدایت کردم یا شکران می کند و یا کفران» ایمان و کفر دو امر اختیاری است و طبیعت دین هیچ گونه اجبار، اضطرار و اکراه را بر نمی تابد ) اگر به این آیات و آیات دیگری در این زمینه ، بدون پیش فرضها و ذهنیت بسته قبیلوی ، عشیره ای ،تقلیدی و سنتی ، با دید وسیع و منصفانه انسان معاصر مراجعه نماییم؛ در می یابیم که اسلام تمام آزادی های مشروع از جمله آزادی عقیده و بیان را که همه از آن در ترس و هراسند به خوبی تامین و تایید می نماید.

خط قرمز دوم آقای محقق در برابر آزادی مطبوعات مورد تعرض قرار گرفتن حقوق مردم از طرف مطبوعات است. متاسفانه آقای محقق در این فرمایشات، مظلوم را جای ظالم نشانده و ظالم را کتمان نموده است و این نشان دهنده غیر مسلکی بودن و بی توجهی و کم معلومات بودن ایشان است چون مطبوعات آزاد جزء حقوق مشروع ملت است و باهم در یک صف و هم نشین هستند نه درتعارض و تقابل هم و هیچ حقی برعلیه ذی حقی تجاوز و تعرض نخواهد کرد بلکه ظالم و متجاوز اصلی حقوق مردم، آزادی و مطبوعات و رسانه های آزاد، حکومت های استبدادی، خوانین بی سواد، جنگ سالاران، زورگویان، قانون شکنان و خودکامه گان است نه مطبوعات.

خط قرمز سوم که از طرف آقای محقق در رابطه با مطبوعات و رسانه ها اعلام شد؛ محدوده نظام ومنافع ملی است. اگر مراد از نظام مجموعه قوانین موضوعه کشور و دولت و نهادهای برخاسته از آن باشد مطبوعات آزاد جزء ارزشها و دستاوردها و فرزند نظام است چون در قانون اساسی و قانون مطبوعات کشور، آزادی مطبوعات تضمین شده است و دولت ملزم به اجرای آن است و هیچ شخص و نهاد دولتی حق محدود کردن آن راندارند.

تجربیات پنج ساله نشان می دهد که رسانه ها و مطبوعات به عنوان وسیله ارتباط جمعی، در قسمت بیان و انعکاس مشکلات و دردهای مردم و انتقال نظریات و خواسته های حلقات سیاسی، نهادهای مدنی و روشنفکران کشوربرای نقد و انتباه به دولت و حمایت از آزادی بیان و حقوق ملت و خبر رسانی از اوضاع جاری کشور، نسبتا موفق بوده و موجب سرفرازی و افتخار و اعتبار افغانستان در منطقه و جهان بوده است. اهل قلم و ارباب جراید و رسانه های فعال کشور اهمیت این نظام دموکراتیک را بیش از همه درک، و آن را یک فرصت تاریخی می دانند و آن را ارج و گرامی می دارند و برای حفظ و نگه داری آن بیش از همه کس تلاش خواهند کرد ونظام نو پا و صلح و ثبات و امنیت و حاکمیت ملی ازطرف مطبوعات و رسانه های خبری هیچ گونه آسیب و صدمه ای ندیده است. اگر منصفانه قضاوت کنیم نظام و حاکمیت ملی از طرف « تروریسم و مافیای بین المللی به عنوان دشمنان شناخته شده ی خارج از قدرت و فساد اداری و قانون شکنی و کار شکنی و سوء استفاده و خودگامگی از درون قدرت سیاسی »به چالش جدی کشیده می شود.

اقتدارطلبان و تشنگان قدرت برای کسب قدرت و یا ماندن در منصب و دست یافتن به قدرت بیشتر حاضرند هر قانون و حرمتی را بشکنند و موجبات تزلزل امنیت و حکومت را فراهم کنند.

به راستی قتل دوتن از وزرای دولت: داکتر عبدالرحمن و حاجی عبدالقدیر وترور ناجوانمردانه اشرف رمضان وکیل پیروزمردم مزار شریف و مولوی اسلام محمدی و اخیرا ترور صبور فرید به دست چه کسانی صورت گرفته است؟ و یا امتیاز طلبی ها و باج خواهی های دیگری مثل طرح مصالحه ملی توسط چه کسانی مطرح می شود و مسائل دیگری از این قبیل هر روز در کشور پیش می آید که هر کدام به نوبه خود نظام و حاکمیت ملی وامنیت وآرامش را با خطر مواجه می سازند.

اگر صادقانه و دلسوزانه به قضیه برخورد شود و بهانه جویی در کار نباشد امروز نظام نوپای افغانستان از طرف تروریسم، مافیای مواد مخدر، تحریکات و مداخلات خارجی، فساد اداری، قانون شکنی، افزون طلبی، سود جویی و برخورد غیر مسئولانه مورد تعرض قرار می گیرد نه از طرف مطبوعات و رسانه های فعال کشور.


23 /2/1386

·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·

Login »