ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

تجاوز کوچي ها به هزارستان و سياستهای دو پهلوی دولت


25.06.2008 20:39

بقلم حامد شفايي:

بار ديگر کوچيان مسلح به هزارستان هجوم بردند. روستانيان بي دفاع و مظلوم آن ساحات امن کشور را مجبور به ترک خانه هايشان کرده و چندين قريه را آتش زدند. افراد مسلح آنطرف سرحد افغانستان بنام کوچي به افغانستان آمده و يکي از امنترين مناطق کشور را نا امن ساخته اند. سال گذشته نيز آنها به هزارستان هجوم برده و مردم منطقه را به زور سلاح و ايجاد رعب و وحشت مجبور به ترک مناطق مسکوني شان کردند. تجاوز سال گذشته فاجعه ای بزرگي را ايجاد کرد که بر اثر آن بيش از 2000 خانوار از ولسوالي بهسود آواره شدند. خسارات زيادی بر مردم بهسود وارد گرديد. سر انجام مردم محل از حمايت دولت نا اميد شده و خود به دفاع از منطقه ای شان پرداختند. در جنگ سال گذشته عده ای کشته و زخمي شدند. انتظار مي رفت که امسال جلو ورود کوچي ها گرفته شود و اين معضل از طريق دولت بطور اساسي حل گردد، اما دولت نه تنها که به حل اساسي اين قضيه اقدام نکرده است، بلکه در اساسي ترين وظيفه اش که تامين امنيت شهروندانش است کوتاهي نموده است. در نا امني هزارستان، دولت کاملا مقصر است، زيرا کوچي ها اجازه يافته اند که مسلح داخل هزارستان شوند و با زور اسلحه امنيت منطقه را بر هم بزنند. از جانب ديگرکميسيون نام نهاد دولت که در سال گذشته برای حل مشکل کوچي ها و هزاره ها ايجاد شد، هيچ کار مثبتي را تاکنون انجام نداده است. عليرغم تقاضاهای مکرر هزاره ها برای جلوگيری از تجاوز کوچيان مسلح و حل اساسي اين مشکل، دولت آقای کرزی جلو کوچي ها را نگرفته و به خواهشات هزاره ها توجه نکرده است. حتي اين احتمال بعيد نيست که خود دولت مشوق رفتن کوچي ها به هزارستان باشد، زيرا مشکل است باور کرد که کوچي ها بدون حمايت دولت تصميم به اشغال هزارستان گرفته باشند. مسلح بودن کوچي ها که دولت هيچ ممانعتي نکرده است اين احتمال را تقويت مي کند.

تجاوز همه ساله ای کوچيها به هزارستان ادامه ای ستم های تاريخي، غارت گريها، کوچانيدن های اجباری بوميان، قتل عامها و اجرای طرحهای نژادپرستانه و غير انساني حاکمان گذشته است. آيا ما هنوز در دوره های ظالمانه ای گذشته قرار داريم و يا در عصر به اصطلاح نو دموکراتيک و برابری؟ نظام افغانستان بر اساس ارزشهای حقوق بشر و برابری بنيان گذاشته شده است، ولي با تاسف عمکردها مطابق به اين ارزشها نيستند، زيرا کسانيکه قدرت را در دست دارند، با اين ارزشها بي گانه و دوگانه اند. شعارهای فريبانه ای دموکراتيک و برابری و برادری سر مي دهند، ولي افکار و عملکردهايشان غالبا" بر محور نژاد پرستي و پشتون سالاری و کوچي سالاری استوار و بر قرار اند؟ چه فرقي بين شهروندان صلحجو و حامي دولت افغانستان که به قوانين کشور و تصاميم دولت احترام گذاشته و با وجود بي عدالتيهای آشکار در تقسيم کمکهای مالي و بازسازی، اما مصالح عليای کشورشان را بالاتر از همه چيز دانسته و سکوت کرده و همچنان از دولت افغانستان و جامعه ای بين المللي حمايت کرده اند و بر عکس کوچي ها که از زمان سقوط رژيم طالبان تاکنون نظام موجود در افغانستان را از اساس قبول ندارند. با دولت مي جنگند، مردم ملکي و نظامي را مي کشند. مکاتب، شفاخانه ها، پل ها، سرک ها، شهرها و دهات اين وطن را آتش مي زنند. مواد مخدر را که در قانون اساسي افغانستان منع شده است توليد مي کنند و مي فروشند. استقلال و تماميت ارضي افغانستان را به خطر انداخته اند. به دستور سازمانهای جاسوسي دولتهای دشمن افغانستان عمل مي کنند و خدمتگذار آنها اند؛ به هيچ انساني حتي پشتون و هم تبار خود رحم نمي کنند، حتي طفلان معصوم و زنان را مي کشند؛ چرا با اين تفاوتهای فاحش هنوز دولت آقای کرزی جانبدارانه و قومي عمل مي کند؟ صبر و سکوت تا کي؟ داشتن اميد و دلخوشي به چه؟

بنا بر گزارشات دولت ايالات متحده ای امريکا و اتحاديه اروپا تا دسمبر سال 2007 عيسوی مبلغ 27 ميليارد دالر در افغانستان مصرف شده است. اين پولهای هنگفت چه شده اند؟ چه مقدار اين مبلغ در مناطق محروم چون هزاره جات مصرف شده است؟ چند روز پيش خانم لورا بوش در افتتاح يک سرک دو کيلومتری در شهرباميان شرکت کرد. اين واقعه ای تکان دهنده، اما حقيقت مطلق بيانگر آن است که حتي مرکز هزارستان که يک شهر توريستي و تاريخي و مهم است هنوز سرک هايش خامه و مردمانش بي خانه و در غارها زندگي مي کنند، مکاتب و دانشگاهش از کمبود امکانات در حال سقوط اند؛ ولي در مقايسه با آن صدها مکتب و سرک و شفاخانه و ...، در جنوب و شرق کشور که مردم آن مناطق سرشار از ميلياردها دالر عايد مواد مخدر اند و در مجاورت مرز قرار دارند و به تجارت و کار کسب مختلف مشغول مي باشند، ساخته شده و پس از اعمار و صرف هزينه های چند ميليوني، اکثر اين اماکن آتش زده شده اند. اين چه عدالت و چه سياستي است؟ سکوت برای چه؟ احترام به کدام قانون و کدام دولت؟ رای به کدام رئيس جمهور؟ حمايت از کي و برای چه؟ طالبان و کوچيان از سوی کي ها و چرا و به چه مقاصد و اهدافي مورد الطاف و مرحمت قرار مي گيرند؟ دولتي که قانون اساسي اش را خود نقض مي کند، دولتي که خادمان اين کشور را سرزنش کرده و به فراموشي مي سپارد و بر عکس به جنايتکاران و ناقضان قانون و دشمنان اين سرزمين هم کاسه مي شود. چرا دولت به آنهايي که خلاف قانون اساسي در جنوب و شرق کشور مواد مخدر مي کارند، کاری ندارد و بر عکس به آنها پول مي دهد و تشويق مي کند که از دو راه در آمد داشته باشند؛ از راه نا مشروع و خلاف قانون با حمايت دولت و راه دوم از طريق قانوني با پولهای گزاف جامعه ای بين المللي تحت نام حمايت زارعان و قاچاقچيان مواد مخدر به امتياز و افتخار اينکه آنها قانون را ناقض کرده اند؛ به چه چنين سياست خنده آور و شرم آور و دوگانه چه نامي را مي توان گذاشت؟ اين نقض قانون اساسي کشور نيست؟ اين دوگانگي در اجرای قانون نيست؟ برای عده ای از شهروندان افغانستان قانون به اجرا گذاشته مي شود و برای عده ای ديگر اصلا قانون وجود ندارد. چرا دولت به ديگر نقاط کشور و شهروندان غير پشتون اين سرزمين اجازه نمي دهد که مانند پشتونهای جنوب و شرق از عايدات مواد مخدر و کمکهای دولتي، مساويانه و عادلانه بر خوردار شوند؟ سياست دولت در امور مواد مخدر و در توسعه و بازسازی کشور مانند خيلي از سياستها و عملکرهايش کاملا" مغرضانه و قومگرايانه و خلاف قانون اساسي بوده است. شعار دولت اين بوده است که زارعان مواد مخدرفقير اند، به آنها بايد کمک مالي شود و به آنها اجازه داده شود که بتدريج دست از توليد و فروش مواد مخدر بکشند. يعني اينکه هرکسي که فقير است قانون منع مواد مخدر بر آنها اجرا نمي شود. عجب دولت و قانون غريب پر و جالبي که فقط مردم يک منطقه و يک نژاد و متعلق به يک زبان را استثنا" فقير مي داند و قانون را بر آنها اجرا نمي کند. از ديد سران دولت، ديگر باشندگان افغانستان همه غني و دارا هستند و فقر در ديگر مناطق افغانستان وجود ندارد. کافي است که مروری بر عملکردها و سياستهای دو گانه و تبعيض آميز دولت در هفت سال گذشته شود، آنگاه به روشني پي مي بريم که حقايق چه است. از سياست يک بام و دو هوای دولت در امور مواد مخدر و جرايم که بگذريم در ديگر مسايل نيز همانند آن عمل شده است. بعنوان مثال دولت هرچه در توان داشته است کمکها را به بهانه ای آرام ساختن جنگ به جنوب و شرق کشور سوق داده است. يعني جامعه ای بين المللي را فريب داده تا به مخالفين دولت که از مناطق شرقي و جنوبي کشور اند، باج و خراج داده شود تا از طريق سرازيرشدن کمکهای سر سام آور، امنيت را تامين کند؛ اما کدام امنيت؟ امنيتي که مخالفين در پايتخت کشور و آنهم در روز چون پيروزی مجاهدين و با حضور دهها هزار قوای مسلح دولت و جامعه ای بين المللي موفق شدند با چند نفر برهم بزنند؟ امنيتي زندان قندهار و پل چرخي و هتل سرينای کابل؟ اساسا" آنهايي که با دولت و مردم افغانستان مي جنگند جنايتکارند، چرا به آنها و حاميان آنها در منطقه باج سبيل داده شود؟ ادامه ای اين سياست غلط باعث مي شود که ديگر مناطق کشور نيز سلاح گرفته و جنگ کنند و مواد مخدر بکارند و از قانون پيروی ننمايند؛ چون پيامد اين سياست دوگانه اين است که اگر آرام باشيد و از قانون و دولت پيروی کنيد، نه تنها که قانون يکجانبه بر شما تطبيق خواهد شد و هيچ کمکي به شما تعلق نخواهد گرفت، بلکه بلای بنام کوچي را از جنوب و شرق و پاکستان جمع کرده و مسلح نموده و بر سر خانه و منطقه ای شما رها مي کنند تا جزای خير خود را ببنيد. جرم هزاره ها به جز اين چه مي تواند باشد؟ هزاره ها چه کرده اند که چنين ظلم و تبعيضي بر آنها اعمال مي شود؟

کوچي کيست؟ کوچي اغلب طالب اند و طالب يعني دشمن ملت افغانستان. شما هرچه به اين دهشت افگنان طالب و کوچي باج و خراج بدهيد و آنها را افغاني و از خود خطاب کنيد، در دولت شريک سازيد، اما بدانيد که آنها نوکر حلقه بگوش و مزدوران سازمان جاسوسي پاکستان اند. آنها اگر افغاني باشند دست به چنين اعمال ضد بشری نمي زدند، افغاني و ملي مي انديشيدند، مکاتب اين سرزمين را آتش نمي زدند، فرزندان اين وطن را از تحصيل و کسب دانش منع نمي کردند، مادران رنج ديده ای این خاک را بعزا و محروميت نمي کشاندند، آثار تاريخي در موزيم های اين کشور را به اربابان پاکستاني شان هديه نمي کردند، مجسمه های بود را نابود نمي ساختند، تاکهای انگور شمالي را نمي سوختاندند، دهها هزار مردم غير نظامي را قتل عام نمي کردند. استقلال اين سرزمين را به خطر نمي انداختند. نوکر پاکستاني و ايراني و عرب نمي شدند. اگر مي جنگيدند، مانند اجداد ما مردانه مي جنگيدند و به زنان و کودکان کاری نداشتند؛ اما آنها افغاني نيستند. به اين سرزمين تعلق ندارند و آب از آبشخور دشمن خورده اند و مغزشويي شده اند.

آقايان قبيله گرا در دولت، نيرنگ و دغل بازی را بس کنيد. مردم را احمق فکر نکنيد، همه مي دانند که چه مي کنيد. اگر سياستهای مغرضانه ای خود را اصلاح ننماييد، در انتخابات سال آينده چنان سيلي ازين مردم صبور بخوريد که هرگز به دايره ای قدرت بر نگرديد. با مردم صادقانه و بدون تبعيض بر خورد کنيد. نا رضايتي مردم از فساد، تبعيض، نا امني، بي لياقتي، بي توجهي و سهل انگاری و سياستهای يک بام و دوهوای شما در حد انفجار رسيده است. مردم پيشمان شده اند که سلاحهای شان را تسليم کرده اند و حالا دوباره در صدد خريدن اسلحه و تامين امنيت شان بر آمده اند. اين چه قانوني است که مردم هزاره و تاجيک و ازبک بايد خلع سلاح شوند، ولي پشتونها مسلح بمانند. چرا کوچي ها بلا استثنا همه مسلح اند و با اينکه در سال گذشته آنها مسلحانه به هزاره جات حمله بردند و مي بايست توسط دولت خلع سلاح مي شدند، اما امسال از سال قبل مسلح تر و مجهزتر اجازه ای ورود به هزاره جات را يافته اند. آيا دولت به حساسيت قضيه واقف نبوده است؟ آيا قانون خلع سلاح و پروسه ای " دی دی آر" شامل کوچي ها نمي شود؟ کوچي چه دارد که از بقيه ای شهروندان افغانستان بالاتر اند و امتيازات بيشتر مي گيرند؟ چرا کوچي همه چيزش استثنايي است؟ برای آنها نه قانون است، نه سئوال و نه پيگرد قانوني. مکاتب سيار، اماکن رای دهي سيار، سهميه های ويژه، کشت و قاچاق اسلحه و مواد مخدر بطور آزاد، جرم و جنايت آزاد. نداشتن تذکره و تابعيت آزاد و ...، نام اين تبعيضات و دوگانگي حکومت جناب کرزی را چه مي توان گذاشت؟ دموکراسي؟ برابری؟ برادری؟ وحدت ملي؟ حاکميت قانون؟ مبارزه با فساد؟ مبارزه با تبعيض نژادی؟ ملت سازی؟ حقوق بشر و ارزشهای انساني؟ تامين امنيت؟ عدالت انتقالي؟ مساوات؟ رسيدن به مدينه ای فاضله؟ وچه؟ اين بار کج است و بار کج به مقصد نمي رسد؛ مگر اينکه راست شود.

آقایان کاخ نشين در کابل؛ با احساسات پاک اين مردم نجيب و شريف که هنوز چشم اميد به فردای بهتر، به صلح و امنيت و عدالت و برابری برای همه، دوخته اند و به عدالت اجتماعي نظام مبتني بردموکراسي هنوز باور دارند، بازی نکنيد. نيرنگ و فريب و نژادگرايي و قبيله سالاری را بس نماييد. ما در عصر امير عبدالرحمان غدار و حاکمان خائن گذشته قرار نداريم؛ بلکه ما در زماني هستيم که بر گشت به گذشته و احيای کوچي سالاری نا ممکن است. بياييد مردم اين سرزمين را يکسان و برابر بشماريم و احترام کنيم. بياييد ريشه های نژادپرستي و قبيله گرايي را بخشکانيم. بياييد هرکس را بدون در نظر داشت نژاد و زبان و محل سکونتش بنابر کارکردهايش امتياز دهيم. بين خائن و خادم، بين دوست و دشمن، بين صلجو و جنگ طلب، بين خرابکار و آبادگر، بين پيرو قانون و ناقض قانون فرق قايل شويم تا حاکميت قانون و عدالت و برابری و برادری در اين کشور چند فرهنگي و چند زباني و چند قومي تامين شود و آينده ای اين سرزمين تضمين گردد. کسي بخاطر پشتون بودن از راههای نا مشروعي چون مواد مخدر با حمايت دولت در آمد نداشته باشد، قانون يک بام و دو هوا نباشد، تروريست پشتون و غير پشتون و يا بعبارت جناب کرزی تروريست بيگانه و طالب خودی وجود نداشته باشد، هرکس خوب بود و اصلاح شد با او احسان شود و هرکس بد بود و غير قابل اصلاح، با او بر خورد قانوني گردد، فرقي نمي کند که اين افراد خلافکار هزاره باشند و يا پشتون و تاجيک و ازبک و...، هرکس پاداش و جزای اعمال خود را مطابق به قانون بدون استثنا بگيرد. اجازه دهيم بدون تبعيض قانون رعايت شود. فرق بين خوب و بد وجود داشته باشد. به اين طريق مردم به مسئولين امور اعتماد کنند، فساد در دولت از بين برده شود. بين ملت و دولت رابطه ای نزديک وناگسستني برقرار گردد. دشمن خارجي در درون جامعه ای ما رخنه نتواند. تهداب فرهنگ وطن دوستي، برادری و برابری و مساوات در اين کشور گذاشته شود و ما از حلقات کوچک قومگرايي بيرون آمده و بسوی ملت سازی بر اساس دموکراسي، ارزشهای والای انساني، برابری و عدالت اجتماعي و ملت واحد اسلامي رو آوريم و در نتيجه جامعه ای چند فرهنگي و چند قومي و چند زباني ما که مانند دسترخوان رنگارنگ و کامل و باغ پر از ميوه ها و گلهای متنوع آراسته شده اند، به شکوفايي و پويايي برسد و ما به وحدت ملي نايل گرديم. نبايد پايه سنگ بنای دموکراسي درکشور ما کج و بر اساس انديشه های غلط و نا درست اميران و شاهان مستبد گذشته و افراد کجدار و مريض نژاد پرست حاضر که متاسفانه عده ای کثير از آنها بر شاهرگهای حياتي اين مملکت دست يافته اند و بر اساس مفکوره ای غلط شان سد آهنين پروسه ای ملت سازی در کشور ما اند، قرار داده شود. دموکراسي و ارزشهای حقوق بشر بايد با اعمال نژاد پرستانه و شرم آور راسيسم آلوده و فاسد نگردد. لا اقل اين مسموم سازی تحت نام پاک اسلام، دموکراسي و حقوق بشر و برابری و خدمت به مردم انجام نشود، آنهايي که در اين راههای نادرست مي روند آشکارا بيرق و لباس نژادپرستي را مانند هتلر نازی بر تن کرده و شعار قوم سالاری سر دهند تا فريب و نيرنگ مردم درکار نباشد.

اگر تبعيضات و تعصبات نژادی، زباني، مذهبي، منطقوی دردولت وجود نداشته باشد، اگر معيار استانداردی برای تشخيص خوب و بد در اين کشور باشد، هر ساله کوچي های مسلح به هزارستان هجوم نمي آورند. آنها خلع سلاح مي شوند. جلو تجاوزات و قانون شکني شان گرفته مي شود. به آنعده از کوچي هايي که تابعيت افغانستان را ندارند اجازه ای ورود غير قانوني به خاک افغانستان داده نمي شود. صدها هزار حيوان آنها به دره های خشک و کم حاصل و پر جمعيت هزارستان اجازه ای ورود نمي يابند تا در فصل برداشت زراعتي تمام حاصلات مردم فقير آن ديار را چپاول کنند. اگر وجدان بيدار و عادلي وجود داشته باشد از چنين ستم تاريخي و تداوم اين ستم تاريخي حمايت نمي کند. به گذشته های تاريخي و ريشه های هجوم کوچي ها به هزارستان و غصب زمين های مردم آن منطقه مي انديشد و تاريخ را مطالعه مي کند و به اين ظلم و تبعيض آپارتايدی صد ساله خاتمه مي بخشد. کوچي های فقير و بي بضاعت افغانستان را تشخيص داده و به آنها مطابق به قانون اساسي افغانستان اماکن شايسته و مناسبي را اختصاص مي دهد. از رفتن آنها به ديگر مناطق مسکوني کشور جلوگيری مي کند؛ اما افسوس که چنين نيست، متاسفانه دولت افغانستان حامي کوچي ها و اعمال تجاوزکارانه آنها مي باشد. اگر سئوال شود که فرق يک کوچي و يک روستايي هزاره چيست؟ پاسخ روشن است. کوچي مهاجم است. از پاکستان و از مناطق جنوب و شرق افغانستان به هزارستان آمده و مي خواهد مانند دوره های استبدادی گذشته اراضي مردم بومي افغانستان در مناطق مرکزی را غصب کند. کوچي خواهان استبداد حاکمان گذشته است و خواستار احيای ظلمها و بي عدالتي های گذشته است. يک هزاره هيچ وقت به جنوب و شرق افغانستان و يا به پاکستان تجاوز نکرده است. اين کوچي است که هر ساله به هزارستان آمده و زندگي سخت مردم منطقه را سخت تر مي سازد. کوچي هنوز هويت نا شناخته دارد، به اين معني که تذکره ای افغانستان را ندارند، هيچ وقت مکلفيت عسکری را در افغانستان نگذرانده اند، ولي هزاره ها هميشه تابع قوانين کشور بوده و مکلفيت عسکری شان را انجام داده اند. کوچي هيچ وقت به دولت ماليات نداده است، ولي هزاره ها از دارائيهای شان نه تنها که ماليات معمول را پرداخته اند، بلکه ساليان طولاني ماليات اجباری اضافي و غرامات جنگي ظالمانه دولتهای خود کامه و ستمگر گذشته را که بر آنها تحميل شده بود، نيز پرداخته اند. يک هزاره به قوانين کشور احترام مي گذارد و يک کوچي آنرا نقض مي کند. کوچي ها هنوز تا دندان مسلح اند و هزاره ها خلع سلاح شده اند. کوچي ها اغلب حامي طالبان و دشمنان افغانستان اند، ولي هزاره ها از دولت افغانستان و جامعه ای جهاني حمايت مي کنند. اغلب کوچي ها مخالف فرهنگ و تمدن اند و مکاتب و آبادی را مي سوزانند و حملات انتحاری را انجام مي دهند، اما هزاره ها به دانش و مکتب علاقه دارند و در صلح و قانونيت زندگي مي نمايند؛ با وجود اين تفاوتهای آشکار چرا دولت جناب کرزی از کوچي ها حمايت مي کند؟ چرا به آنها اجازه ای هجوم و نا امن ساختن مناطق امن کشور را داده است؟ چرا ايشان نمي خواهد معضل کوچي حل شود؟

اگر دولت بخواهد مشکل کوچي ها و هزاره ها به آساني قابل حل است. نزاع هردو طرف بر سر زمين است. دولت برای حل اين قضيه مي تواند مطابق به ماده چهاردهم قانون اساسي برای اسکان کوچي ها اقدام نمايد. ابتدا کوچي های افغاني و پاکستاني را از هم تفکيک کند. سپس به کوچي های افغاني مکان مناسبي را که مزاحمت و خسارت به ديگر شهروندان افغانستان نرسانند اختصاص دهد. در عوض ورود کوچي ها را به هزارستان و شمال کشور منع نمايد. با اين طرح، کوچي ها صاحب زمين مي شوند و هزاره ها و ديگر شهروندان افغانستان مورد تعرض و تجاوز کوچي ها قرار نمي گيرند. در غير آنصورت اراضي کم حاصل مناطق مرکزی کشور که در سالهای اخير با بازگشت مهاجرين بر تعداد جمعيت آن افزوده شده است، قطعا کافي نبوده و جنگ بر سر زمين همراه با حساسيتهای قومي و تاريخي وضع موجود را بسوی ميدان جنگهای خونين داخلي سوق داده و امنيت ملي و وحدت ملي افغانستان را به خطر مي اندازد.

·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·

Login »