ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

معضله کوچي و نا امني مناطق امن کشور


15.06.2007 13:57

حـامـد شـفـايـي:

کوچي ها که مردمان خانه بدوش اند، در تابستانها به مناطق مختلف کشور مانند مناطق مرکزی هزاره جات و مناطق شمال افغانستان رفته و از چراگاههای سر سبز آنجا استفاده مي برند. در اغلب اوقات آنها مزاحمت برای مردم ساکن در نواحي که آنها رفت و آمد و اقامت مي کنند کرده و منجر به نزاعها و اعمال خشونت و اذيت و آزار ساکنين محلي مي گردند.

هزاره جات از جمله مناطقي است که سالهاست کوچي ها به آنجا رفت و آمد دارند، هزاره جات در مرکز افغانستان است. دقيق معلوم نيست که از کدام سال کوچي ها به هزاره جات هجوم شان را آغاز کرده اند، ولي گفته مي شود که پس از شکست قيام سراسری هزاره ها در برابر ديکتاتوری امير عبد الرحمان خان جابر که پس از آن انواع فشارها و محروميتها و تظلمات سازمان يافته بر هزاره ها اعمال شد، کوچي ها نيز هر ساله در فصل گرما به هزاره جات رفته و هرچه ظلم و خشونت که از دست شان بر آيد بي باکانه با رهنمايي و حمايت دولت انجام مي دادند. در آنوقت که در ولايات و ولسواليهای هزاره جات حتي يک نفر کارمند از خود هزاره ها ديده نمي شد و ماموران دولت حتي يک پوليس عادی از ديگر نقاط افغانستان مخصوصا از نواحي پشتون نشين افغانستان آورده و گماشته مي شدند، کوچي ها با خيال راحت از جانب حکومت به تظلمات شان برای راندن هزاره ها از مناطق شان ادامه مي دادند.

اراضي هزاره ها چگونه غصب شده اند؟
سرزمين هزاره جات پوشيده است از کوههای مرتفع، دره های تنگ، رودخانه های پايين از سطح زمين در دره های تنگ و گود، کشتزارهای کم حاصل و و کم آب که حاصلات آن برای صاحبان شان کافي نمي باشد. کوچي ها در وقت عبور شان از هر قريه در هزاره جات علاوه بر چراگاههای آن نواحي، گوسفندان شان را به مزارع آنها نيز سر داده و تنها راه تامين زندگي مردم آن ديار را همه ساله نابود مي کردند. سر انجام کار به نزاع کشيده مي شد. در صحنه نزاع و بر خوردهای فيزيکي، کوچي ها برنده بودند، چون همه مسلح بودند. چنانچه به دولت شکايت مي شد، معمولا، هزاره ها توسط ماموران دولتي مورد تنبيه و اذيت و آزار قرار مي گرفتند، نه کوچي های ظالم. با اين وجود مردم منطقه مجبور به گرفتن پول قرض برای خريدن گندم و جو و ديگر حبوبات و غلات برای تامين زندگي بودند. آز آنجا که مزارع و چمنزارهای همه آنها توسط حيوانات کوچي ها خورده مي شد، لذا همگي شان مجبور به گرفتن پول قرض بودند و هيچ يک توانايي دادن پول قرض به ديگری را نداشتند چون همه با يک آفت و يک نوع ستم ملي و سازمان يافته مواجه بودند. به اين خاطر تنها راه زندگي، گرفتن پول قرض با سودهای کلان از خود کوچي ها بود. آنها پول قرض را با سود و قيد ضمانت زمين هر نفر مي دادند. مثلا، چنين شرط گذاشته مي شد که مبلغ يک هزار افغاني به مدت 5 سال با سود سالانه فلان مبلغ داده مي شود و اگرمثلا" تا پنج سال نامبرده پول مذکور را داده نتواند، زمينش مال کوچي که قرض داده است مي شود. اين پر واضح بود که بعد از پنج سال زمينش مال کوچي مي شد، زيرا هر ساله کوچي ها همان بلای هميشگي را که چرانيدن مزارع هزاره ها توسط حيوانات شان بود تکرار مي کردند و هزاره های بد بخت حتي قادر نبودند سود قروض شان را سالانه بدهند. با اين روش هر کوچي در هر منطقه ای که پول قرض به هزاره داده بود خيمه زده و همه ساله ماهها با آنها خانه شريک و دست به يقه و جنگ و آشتي بودند. پس از سپری شدن موعود قرض، کوچي های ظالم صاحب زمين شده و صاحبان اصلي زمين دهقانان آنها مي شدند. به اين روش که بسيار شبيه به شيوه های غصب اراضي فلسطينان توسط يهوديان است کوچي ها صاحب زمين هزاره ها شدند با اين تفاوت که يهوديان زمين های مسلمانان فلسطيني را خريده اند و پولهای کلاني به آنها دادند، ولي کوچي ها به زور حکومت و ظلمهای فراوان زمينهای هزاره ها را صاحب شدند و هيچ هزاره ای به رضا و رغبت خويش زمين خود را به کوچي واگذار نکرده است، بلکه حاصلات مزارع شان همه ساله چور شده و توسط ماموران متعصب دولتي لت و کوب گرديدند و برای زنده ماندن خويش به تنها راه موجود يعني به گرو گذاشتن زمين خويش به پول ناچيزيکه خرج يک زمستانش را بس کند، زمينش سر انجام از دستش رفته و کوچي ظالم مالک زمين هايش شده است که الان ادعا مي شود که عده ای از آنها در هزاره جات زمين خريده اند. اگر کسي مسلمان باشد به اين نوع قلع و قمع کلمه ای حرام و غصب را بکار مي برند نه خريدن را.

کوچي ها که در گذشته نه تذکره افغانستان را داشتند، نه مکلفيت عکسری داشتند و نه به دولت ماليات مي دادند چرا و با چه حقي بر ديگر ساکنان افغانستان امتياز داشتند، در حالي که بقيه مردم هم تذکره و تابعيت دولت افغانستان را داشته و هويت آنها در اسناد رسمي شان مشخص و مطيع قوانين نافذه کشور بودند، در کشور خويش مطابق به قانون خدمت سربازی مي کردند و به دولت ماليات مي دادند؛ برای چه، کوچي ها بر ديگران امتياز داشته اند؟ آيا هنوز هم آنها امتياز طلبي مي کنند و قصد انجام جنايات گذشته شان را دارند؟

محروميت، مظلوميت و سکوت
هزاره ها که به شيوه ای ذکر شده در بالا زمينهای پدری شان توسط کوچي ها غصب گرديدند، دو راه بيشتر نداشتند. راه اول اينکه در زادگاه شان زندگي کنند و دهقان زمين خود گردند و راه دوم اينکه ترک ديار خويش کرده و به شهرها مهاجرت کنند. کساني که مي ماندند، هر ساله بيشتر قرضدار مي شدند، زيرا حاصلات ناشي از دهقاني زمين شان کفاف زندگي شان را نمي کرد و مجبور بودند هر سال قرض بيشتر بگيرند و سر انجام تا خرخره زير ديون خودشان گير مي ماندند و به ناچار راه کابل و ديگر شهرها را برای کار در پيش مي گرفتند. گروه ديگر از ابتدا با از دست دادن زمين شان بسوی شهر آمده و در انجا به کارهای شاقه با معاش خيلي کم زندگي پر مشقت و خفت باری را مي گذراندند. از آنجايي که در مناطق هزاره جات مکاتب فعال نبود و سياست دولتهای وقت ايجاب نمي کرد که آنها با سواد شوند، لذا اغلب شان فاقد حرفه و مشاغلي بودند که در شهرها لازم بود و تنها کاری را که راحتر انجام داده مي توانستند کارهای دشوار فيزيکي مانند جوالي گری، کراچي واني بودند. اين است تاريخچه غمبار غصب اراضي هزاره ها و جوالي شدن آنها که متاسفانه از سوی بعضي از هموطنان جاهل ما به هزاره ها لقب جوالي را مي دهند. مردمي که در روزگاران قديم القاب مير،بيگ، خان را داشتند و صاحب زمين و اقتدار و استقلال و آزادی و نام و نشان بودند، روزگار و جبر تاريخ آنها را جوالي پيشه ساخت. مردمي که دو هزار سال پيش سرزمين شان مهد تمدن بوديسم در شرق بود، ملتي که در خراسان اسلامي از خود تاريخ گذاشت و همراه با ديگر اقوام ترک زبان کشور بزرگترين امپراتوريهای وقت را در منطقه مانند کوشانيان، يفتلي ها، غزنويان، غوريان، مغولان، بابريان، تيموريان، سلجوقيان شامل بود، به اين حقارت در آمد!

آيا ستم امير عبدالرحمان خان و خانواده آن امير جلاد هنوز هم ادامه دارد؟
با تاسف بايد گفت بله، عمق تبعيض و تعصب در افغانستان کثير المليت آنقدر زياد است که دهها سال وقت مي برد تا از طريق رشد فرهنگي و آگاهي اجتماعي مردم آن پي ببرند که انسانها بدون در نظر داشت زبان، مذهب، نژاد، جنسيت، با سواد و بيسواد، فقير و دارا، همه يکسان اند و زير بنای نژاد پرستي و تعصب جهل و ناداني است که در دنيای متمدن جای نداشته و محکوم به زوال مي باشد.

عليرغم تاکيد قانون اساسي بر حل اساسي معضله ای کوچي از راه اسکان آنها، اما در درون دولت کساني وجود دارند که نمي خواهند مشکل کوچي ها حل شوند و مانند گذشته از آنها بعنوان يک ابزار فشار و ارعاب عليه اقوام محروم کشور استفاده مي کنند. چگونه مي شود به کوچي ها در ساختار حکومت حق داد، برای آنها مکتب و دانشگاه سيار فراهم کرد، ولي به آنها مکان مشخصي راکه در آن سکونت اختيار کنند و برای ديگر ساکنين افغانستان مزاحمت نکنند اقدام نمي شود!؟

در زمان جهاد که هزاره جات در بيشتر اوقات در کنترل مردم بود، کوچي ها به آنجا رفت و آمد نداشتند. سالها هزاره جات آرام از ظلم کوچي بود. در زمان حکومت طالبان که کوچي ها حضور پر قدرت در ميان آنها داشتند، با قدرت نظامي طالبان دوباره وارد هزاره جات شدند و مثل هميشه به اذيت و آزار مردم آن مناطق مظلوم پرداختند. پس از سقوط رژيم طالبان ورود کوچي ها متوقف شد. در چند سال اخير دوباره طالبان عزم رفتن به هزاره جات را گرفته اند. امسال بسيار مجهزتر و مسلح تر از گذشته وارد هزاره جات شده اند. بنا بر گزارشات موثق از ولايت ميدان، کوچي ها امسال مسلح با مدرن ترين سلاحها و بطور مجرد بدون خانواده های شان وارد حصه اول و دوم ولسوالي بهسود ولايت ميدان شده و تاکنون از طريق شيوه های قهر آميز که منجر به کشته و مجروح شدن و آواره گرديدن ساکنان محل شده اند، راه خود را باز کرده و با زور اسلحه پيشروی مي کنند.

يک گزارش موثق مي گويد که در هجوم کوچي ها به تاريخ 19 جوزای امسال در بهسود تاکنون چندين کشته و زخمي بر جای گذاشته است. در اين نزاعها 4 قريه را کوچي ها به آتش کشانده که دهها خانه به کلي ويران شده و ساکنان 15 قريه را بزور وادار به کوچيدن نمودند که حدود چهار صد خانواده تخمين مي شوند. اين خبر را آقای فهيمي ولسوال بهسودنيز تاکيد کرد. والي ولايت ميدان ودرک در مصاحبه اش با سرويس دری راديو بي بي سي نيز سئوال خبرنگار بي جواب گذاشت که دال بر تاييد جنايات کوچي ها بود.

خوشبختانه در کشور ما چند سالي مي شود که با حضور قوای بين المللي صحبت از عدالت اجتماعي، مشارکت همه اقوام در دولت، انتخابات آزاد رياست جمهوری و پارلماني، توسعه دموکراسي و رعايت حقوق بشر مي شود. با اينکه با پولهای سرسام آور کشورهای خارجي و تلاشهای مردم و شخصيتهای دلسوز وطن و جامعه بين المللي کارهای خوبي نيز تاکنون انجام شده است، ولي با تآسف مسايل قومي هنوز هم بسيار شديد و حاد است. اين موضوع بزرگترين مانع پيشرفت جامعه افغانستان و تحقق عدالت اجتماعي در کشور بوده است.

چرا امسال کوچي ها تا دندان مسلح و مجرد وارد هزاره جات شده اند؟ آيا اين خود گواهي بر يک طرح سازمان يافته برای جنگ و ناامن ساختن مناطق امن کشور نيست؟ چندی پيش ما شاهد نا امن شدن يک منطقه امن ديگر در شمال کشور "شبرغان" بوديم و اکنون مي رود که هزاره جات نيز نا امن شود. چه طرح شومي مي تواند در پشت اين قضيه باشد و چه کساني از نا امن شدن مناطق امن کشور سود خواهند برد؟

چه فرقي بين طالبان که خانه های مردم را در شمالي، مزار شريف، باميان، يکاولنگ و ديگر نقاط کشور آتش زده و تخريب مي کردند و مردم بومي محل را بزور وادار به کوچيدن مي کردند با کوچي ها در عصر دموکراسي و حکومت قانوني آقای کرزی در انظار جامعه بين المللي دارد؟ چهار قريه به آتش کشيده مي شود، ساکنين 15 قريه بزور وادار به ترک سرزمين اجدادی شان مي شوند و در يک روز 400 خانواده آواره مي گردند، ولي صدای از کسي شنيده نمي شود، ولي يک نفر در جنوب کشته مي شود جهان را سر و صدای آن پر مي کند! فرق بين يک هزاره و يک ازبک با يک برادر پشتون در اين است که هزاره و ازبک پروسه صلح را پذيرفته و عليرغم محروميت و فقر و مشکلات آرام و بي صدا از حکومت آقای کرزی حمايت مي کنند، ولي پشتون در جنوب کشور هستي و نيستي وطن را به آتش مي کشد و تمام کمکها و توجه حکومت و جهان به آنسو بوده است. از کشت و قاچاق مواد مخدر گرفته تا به آتش کشيدن مکتب و شفاخانه و کشتن داکتران و معلمان و متعلمان و در يک کلام نابودی وطن در آن مناطق است. چه گناه و جرمي را مردم محروم و صلح دوست ديگر مناطق مرتکب شده اند که در حق آنها ظلم مي شود. ما شاهد آن بوده ايم که نتنها به آنها کمک نمي شود بلکه کوچي ها را مسلح کرده و به جان آنها مي فرستند، در غير اينصورت چرا کوچي ها مسلح اند و مردم ساير نقاط حق داشتن سلاح را ندارند؟ چرا کوچي ها مجهز به انواع سلاحهای مدرن شده و مانند يک قوه نظامي به هزاره جات يورش برده اند؟ چرا معضله کوچي عليرغم تقاضای مکرر مردم و به حکم قانون اساسي کشور حل نمي شود؟ از نا امن شدن هزاره جات و ديگر مناطق امن کشور و شورش در آن مناطق کي نفع مي برد؟ اگر اين طرح طالبان و حاميان آنها نيست پس چه است؟

اگر دولت به مشکلات پيش آمده توجه نکند، احتمال زياد وجود دارد که مردم دست به تظاهرات، اعتراضات زده و عليه بي عدالتي و ستم نژادی بر خيزند و هرج و مرج همه جا را فرا بگيرد.

بر دولت مردان افغانستان و جامعه بين المللي است که جلو کوچي ها را گرفته و آنها را در مناطق جدا گانه که مناسب برای آنها باشند اسکان داده و بطور اساسي مشکل موجود را حل نمايند

11.6.2007
حامد شفايي
Shafae Hamed

·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·

Login »