ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

تخريب مجسمه های بودا و بازسازی آنها


11.04.2008 23:04

بقلم حامد شفايي. مقدمه:

در تاريخ 8 اپريل 2008 وقتي اخبار بي سي سي را گوش مي کردم، مصاحبه استاد امان الله حيدر زاد را شنيدم که خبرنگار سرويس دری راديو بي بي سي در رابطه با نمايشگاه هنری اش در تالار سازمان ملل متحد در نيويورک با ايشان مصاحبه نموده و استاد ضمن توضيح کارهای هنری و نمايشگاه اش، اشاره ای داشت به بازسازی مجسمه های بودا و موانع آن که اظهارات ايشان بنظرم جالب آمد و اين متن را که بخشي از مصاحبه ای ايشان نيز در آن شامل است تهيه نمودم.

در اين نوشته دو موضوع قابل توجه قرار گرفته است. اول اينکه چرا مجسمه های بودا از بين برده شدند و چرا عده ای از عاملين اين جنايت بدون هيچ پاسخگويي در کابل و شهرهای تحت کنترل دولت آسوده و امن زندگي مي کنند و حتي عده ای از آنها در دولت کار مي کنند و يا با دولت روابط نزديک دارند؟
دوم اينکه، چرا دولت افغانستان عليرغم تمايل جامعه ای جهاني نمي خواهد مجسمه های بودا بازسازی شوند؟


تخريب بت های باميان

در ماه مارچ 2001 طالبان مجسمه های بودا را در باميان تخريب نمودند. مردم افغانستان، دانشمندان، سازمانهای بين
المللي و دولتهای جهان بويژه کشورهای اسلامي تلاش نمودند که طالبان را از عمل تخريب مجسمه های بودا باز دارند؛ اما گروه طالبان با نهايت لجاجت و بي خردی تنديسهای کم نظير بودا را نابود ساختند. حتي بعضي کشورها حاضر شدند بت ها را بخرند و آنها را از دست طالبان نجات دهند، ولي طالبان حاضر بفروش آنها نشدند. چرا طالبان در امر تخريب مجسمه های بودا در باميان اينقدر جدی بر خورد کردند که تقاضاهای تمام جهان، بشمول کشورهای اسلامي و علمای اسلام را نپذيرفتند؟ طالبان که مواد مخدر مي فروشند، چرا مجسمه های بودا را نفروختند؟ آنها که وطن خود را فروخته اند، چرا مجسمه ها را نفروختند؟ آنها که بخاطر پول دست به هرکاری شرم آوری زده اند، چرا از سود فروش مجسمه های بودا دست برداشتند؟ آيا ترس ازين داشتند که مسلمانان آنها را بت فروش بگويند؟ پس چرا تکه های منفجر شده ای بودا را به پاکستان برده و در بازارهای توريستي آنها فروختند؟ چرا آثار باستاني موزيم های افغانستان را که شامل دوره ای بودايي نيز بودند، به بازارهای پاکستان برده و بفروش گذاشتند؟
طالبان انگيزه ای نابودی تنديس های بودا را اسلامي اعلام کردند، اما کاملا روشن است که اين دليل اصلي تخريب بت های باميان نبودند؛ زيرا اسلام بر انديشه و تعقل تاکيد دارد و اين کار با هيچ عقل آدمزاد در قرن 21 سازگار نيست. اسلام در زمان خلفای راشدين، بويژه در عصر خلافت عمر ابن خطاب به مصر و ايران و افغانستان گسترش يافت. در اين زمان مسلمانان آثار باستاني مصر، ايران و افغانستان را از بين نبردند. تنها در شهر شيراز ايران آثار زيادی از پادشاهان قديم امپراطوری فارس وجود دارند که تقريبا همه تا بحال سالم حفظ شده اند. همينطور آثار باستاني مصر و مجسمه های بودا در باميان سالم و دست نخورده باقي ماندند. چرا صحابه ای پيامبر اسلام آثار فرعونيان بوداييان، زرتشتيان و آتش پرستان را نابود نساختند؟ دليل آن روشن است. آنها به اجسام بي روح کاری نداشتند، انسان و فکر انسان را تنوير مي کردند. اسلام قلبهای انسانها را تسخير کرد و به اين طريق سريع توسعه يافت. در افغانستان هيچ کس بت را نمي پرستد و وجود مجسمه های بودا فقط گذشته ای تاريخي و مدنيت کهن اين سرزمين باستان را نشان مي داد و شايد همين دليل باعث تخريب آنها شدند.

به هر صورت مجسمه های بودا از جمله بزرگترين اثار باستاني جهان شمرده مي شدند و نشانگر تمدن در سرزمين که اکنون افغانستان ناميده مي شود، بودند. اين تنديسهای بي نظير و بسيار با ارزش مي توانستند سالانه هزاران جهان گرد را به افغانستان جلب کرده و باعث فخر و غرور شهروندان افغانستان شده و از لحاظ اقتصادی نيز منبع عايداتي خوبي برای افغانستان باشد. از اهميت مادی و تاريخي آنها که بگذريم، اين مجسمه ها به همان اندازه که اماکن مقدس مسلمانها مانند مکه و مدينه برای ما ارزش دارند، برای صدها ميليون بودايي، با اهميت و مقدس بودند. اگر پيروان ديگر مذاهب اماکن مقدس ما مسلمانان را تخريب کنند، چه احساس مي کنيم؟ عکس العمل مسلمانان چه خواهد بود؟ هزار آفرين بر صبر و شکيبايي و گذشت بودايي های جهان! ما نمي دانيم و نمي توانيم درک کنيم که حدود يک ميليارد بودايي پس از تخريب تنديس های بودا چه احساسي داشتند. هيچ مسلماني بخاطر اين جنايت بشری از انها عذرخواهي نکرد. شايد ما هيچ وقت به عمق اين جنايت ضد بشری پي نبريم، اما حقيقت آن است که اينکار از هر لحاظ و از هر زاويه ای که ديده شود، يک جنايت هولناک و وحشيانه بوده و در هيچ قاموسي نمي گنجد.

طالبان که از هيچ جرم و جنايتي تاکنون دريغ نکرده اند، با تخريب مجسمه های بودا مرتکب يک جنايت بشری نا بخشدني شدند و بايد روزی بخاطر جنايت عليه بشريت و خيانت ملي محاکمه شوند. يکي از کساني که در اين کار نقش رهبری داشت و فعلا بدون هيچ مشکلي در افغانستان زندگي مي کند وزير خارجه ای امارت طالبان مولوی متوکل است، وی از دولت آقای کرزی مصئونيت سياسي دارد و بدون توجه به گذشته اش مانند خيلي از جنايتکاران طالبان آرام و سربلند زندگي مي کند. در رابطه با آثار باستاني و تاريخي افغانستان آقای متوکل نظر خود را در ملاقات با نماينده ای سازمان ملل روشن مي سازد. آقای فرانسس وندرل که اکنون نماينده ويژه ای اتحاديه اروپا در افغانستان است، در زمان تخريب بت ها، بحيث نماينده ويژه ای سازمان ملل متحد از طرف محترم کوفي انان سر منشي ملل متحد با مولوی متوکل ملاقات نمود و خواستار عدم تخريب بت ها باميان شد، اما متوکل گفت:« آثار متروکه جز افتخارات ما نيستند. سربازان ما به شدت مصروف تخريب بخش های باقيمانده آنها هستند. به زودی تخريب تکميل می شود. ما از تمام امکانات دست داشته ای خويش در تخريب هر چه زود تر مجسمه ها استفاده ميکنيم. بحث توقف درينجا اصلاً مطرح نيست. ». متوکل همچنان افتخارانه اعلام نمود که تا کنون صد ها آثار تاريخی ديگر در نقاط مختلف ديگر از طرف عمارت اسلامی از بين برده شده اند. (هارون امير زاده، 2006).
حالا سئوال اينجاست که چرا چنين خائنان ملي بخشيده مي شوند؟ آيا سران دولت در بخشيدن آنها خود مرتکب خيانت ملي نمي شوند؟ اعضای رهبری طالبان که از هيچ جنايت ضد بشری و خيانت ملي تاکنون دريغ نکرده اند، چرا و به کدام اساسي عفو مي گردند؟ سود اين کار تا بحال چه بوده است؟ هيچ افغاني با هر انديشه ای ديني که بوده است، مانند طالبان دست به جنايت نزده است. اينکار روی طالبان را در تاريخ برای هميشه سياه کرد. هر کسي تاريخ افغانستان را بخواند بر کساني که مرتکب اين جنايت شدند، لعنت مي کند.

يادم است که در سال 2001 تلويزيون فنلند از من سئوال کرد که چرا طالبان بت های باميان را خراب کردند؟ من گفتم که بت های باميان و هزاران اثر تاريخي که طالبان از بين برده اند، تاريخ و هويت و گذشته ای ملت افغانستان را نشان مي دهند. اعمال طالبان 3 هدف را نشان مي دهند: با از بين بردن آثار تاريخي و باستاني افغانستان، گذشته و تاريخ ما را از بين مي برند؛ با کشتارهای جمعي و ارعاب، ساکنان بومي اين سرزمين را محو و مهاجر مي سازند و با مسدود ساختن مکاتب و جلوگيری از تحصيل کودکان، آينده ای افغانستان را نابود مي کنند. پلان آنها اين است که افغانستان و ساکنين آن، نه گذشته و نه حال و نه آينده داشته باشند. کشور و ملتي بي تاريخ، بي هويت، آواره، در بدر، فقير، بي سواد، بي صدا، بي هنر، بي همه چيز، اين است پلان طالبان و دشمنان افغانستان. اين چيزيست که سازمان استخباراتي پاکستان مي خواهد و توسط خائن ترين و جاهل ترين و بي رحم ترين مزدوران خود اجرا مي نمايند.

به هر صورت با هزار تآسف و درد و دريغ، آثار باستاني و تاريخي افغانستان از بين برده شدند و طالبان جاهل همان طوريکه صدها مکتب را آتش زده و دود هوا ساختند، کليه آثار باستاني ما را نيز محو کردند. به اين طرز تفکر که مخالف علم و فرهنگ و هنر و ترقي است " ونداليسم" مي گويند که طالبان بدون هيچ ترديدی شامل آن است.
در رابطه با تخريب آثار باستاني افغانستان و دلايل آن، نياز به تحقيق و بررسي دقيق است. اميد است که وزارت فرهنگ افغانستان و ديگر نهادهای ديگر فرهنگي در اين رابطه اقدام نمايد! همچنين عاملين اصلي اين جنايت شناسايي و به محاکمه کشانده شوند. در اين کار ممکن است، بعضي ها در دولت مانند طالبان بيانديشند و حتي اعمال طالبان را بجا بدانند، اما آثار باستاني و تاريخي افغانستان متعلق به مردم است و مردم نگذارند، جنايتکاران بخشيده شوند.

چرا با طرحهای بازسازی مجسمه های بودا مخالفت مي شود؟

سئوال ديگريکه توجه ما را جلب مي کند اين است که چرا دولت افغانستان تمايلي به بازسازی مجسمه های بودا ندارد؟ جامعه ای بين المللي و از جمله کشور سوئيس حاضر شد که هزينه ای بازسازی تنديس های بودا را بدهد، اما دولت افغانستان قبول نکرده است. چرا؟

استاد امان الله حيدر زاد به تاريخ 8 مارچ 2008 در مصاحبه اش با بخش شبانگاهي سرويس دری بي بي سي پرده از اين حقيقت تلخ برداشته و فرمودند:" در سال 2001 جلالت مآب حامد کرزی مرا به افغانستان دعوت کرد و من رفتم و در باميان تحقيقات خود را آغاز کردم، تصميم گرفتم که مجسمه های بودا را دوباره بسازم، اما متاسفانه وزارت اطلاعات و کلتور نه مارا گذاشت که کار کنيم و نه خودش کاری کرد. امکانات مالي آماده شد و جامعه جهاني علاقمندی خود را نشان داد، اما دولت افغانستان علاقمند به بازسازی مجسمه های بودا نبود. اگر مارا مي گذاشتند، حالا مجسمه های بودا ساخته شده بود، متاسفانه نه ما را گذاشتند و نه خودشان کاری کردند. هنوز هم من اميد وارم که روزی خودم و يا شاگردانم آن مجسمه ها را بازسازی کنيم!". اين اظهارات يک استاد هنر است که ملي انديشيده و ملي عمل مي کند، اما چرا به چنين اشخاصي تا کنون فرصت داده نشده است؟ چرا طرحهای سودمند و ملي چنين اشخاصي پذيرفته نمي شوند؟ قضاوت شما چيست؟ چرا دولت فعلي افغانستان با چنين طرحهای با ارزش و اساسي مخالفت مي کند؟

حامد شفايي
10 آپريل 2008، هلسينکي

ماخذ ها:
هارون امير زاده، 18 مارچ 2006، تروريسم فرهنگی وسه پيشنهاد در پنجمين سال فاجعه مجسمه های بودا
قابل خوانش در انترنت: http://afghanistannews.org/amirzada3.htm

استاد امان الله حيدر زاد، 8 آپريل 2008، راديو بي بي سي، بخش شبانگاهي سرويس دری.
http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/

·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·

Login »