ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

تلویزیون آریانا درترازوی نقد :نبی قانع زاده


24.01.2008 21:32

چندی قبل نامه ای ازطرف ترک تباران افغانستان مقیم در خارج، عنوانی شبکه جهانی آریانا ارسال، و نسبت به برنامه ازبکی این تلویزیون اعتراض شده بود.

بتاریخ 17/11/2007 تلویزیون آریانا در دفاع از خود چند نفر فرهنگی ترک تبار از جمله یکی از نمایندگان مجلس شورای ملی آقای سردار عبدالرحمن اوغلی را هم در برنامه دعوت کرده بود. حرفهای زیادی در این برنامه رد بدل شد و تقریبا همه مدعوین به نحوی رضایت خود را از برنامه های این شبکه اعلام داشتند .

هرچند سردار اوغلی از برنامه پانزده دقیقه یی ازبکی شبکه تلویزیون ملی افغانستان انتقاد کرد وآن را ناکافی دانست و از آریانا صریح نام نبرد و یادآورشد که آقای احسان الله بیات خود یکی از ترک تباران افغانستان می باشد، آیا برنامه های آریانا مطابق شان آنها است؟

نمی دانم که خود آقای بیات نسبت به این حرف آقای سردار اوغلی چه می گوید؟ ولی این نماینده مردم فاریاب در مجلس بطور غیرمستقیم و درلفافه حرفهایی نسبت به آریانا بیان داشت و این برنامه و میز مدور برای من بهانه ای شد تا چند سطری پیرامون این تلویزیون بنویسم :

آیا این شبکه ماهواره یی خالی از ضعف است؟

و آیا تنها این کم لطفی ها نسبت به ازبک ها بوده است؟

و نقاط قوت و برجسته این تلویزیون چیست؟

دقیقا نزدیک به دو سال است که تلویزیون آریانا نشرات خود را ازطریق ماهواره برای افغان های خارج از کشور ارسال می نماید و خلا و کمبودی که قبلا احساس می گردید، تاحدودی پرشده است. این شبکه توانست در تمام خانه ها جایگاه ویژه ای برای خود باز نماید و در این مدتی که این شبکه نشراتش را برای بیرونی ها آغاز نموده است با استقبال خوبی روبرو شده است .

اکثر برنامه های آریانا بیننده ها و مخاطبین خود را دارد. شاید سریال هندی حنا از پربیننده ترین برنامه های این شبکه به حساب می آمده است. خو شاهد بوده ام دراکثر شب هایی که در منزل یکی از وطنداران مهمان بوده ام بلا استثنا مجلس با شروع این سریال به سکوت دعوت می شد. نیم ساعت همگی با دقت ماجرای حنا را تعقیب می کردند .

شاید این سریال دارای نقطه ضعف ها وقوت هایی بوده باشد. اگربطور مشخص روی نقطه قوت های این سریال برای مخاطبان بیرونی انگشت بگذاریم این است که در این سریال تاکید ویژه به نقش خانواده (پدرومادر) برای پسرها و دخترها و حتی بعد از ازدواج دارد که والدین می توانند نقش موثری حتی برای یک زوج جوان داشته باشند؛ هرچند بعضی وقتها دراین رابطه افراط و تفریط نیز صورت می گرفت که ما در پی آن نمی باشیم. به نظر من ویژگی برجسته سریال حنا این بود که داستانش شباهت هایی به فرهنگ خانوادگی ما داشت .

دراین سریال دو دیدگاه کاملا متفاوت با هم درگیر بودند: یکطرف دیدگاهی که اخلاق انسانی، فداکاری، وفاداری، درست کاری، صداقت و... موج می زد (حنا). درطرف دیگر دیدگاهی غیر انسانی، که در آن فریب، نیرنگ، بی وفایی و دروغ و... سر شار از آن بود (روبی).

درمدت پخش این سریال، شبکه جهانی آریانا توانست جمعی کثیری از افغان های بیرون از کشور را به سمت دیدن این شبکه جذب نماید.

درفضای آلوده و نامطمئن با گذشته پراز تنش، جلب اعتماد مخاطبان یکی از وظایف عمده رسانه ها به شمار می رود. در مجموع تمام رسانه ها اعم از تصویری و غیر تصویری نیاز به اطمینان مردم دارد که تلویزیون آریانا هم نمی تواند از این قاعده مستثنی گردد.

آیا تلویزیون آریانا در جهت اعتمادسازی حرکت میکند؟

و آیا چنین برنامه کاری برای خود ترسیم کرده است یا نه؟

اگرچنین برنامه ای درپلان کاری خود دارد تا چه اندازه ظرافت ها، بافتها، نزاکت های اجتماعی، سیاسی، قومی و مذهبی که در کشور ما وجود دارد مراعات کرده است؟

کشوریکه بیشتر از 20 سال جنگ و نزاع را پشت سر گذارنده است واز آسیب های بزرگ اجتماعی و روانی رنج می برد، آیا در جهت بهبود این معضل نامرئی رسانه های ما چه طرحی داشته و دارند؟ که آریانا یکی از آنها می باشد .

قبلا در اثر نبود شبکه افغانی در ماهواره اکثر افغان ها بیننده شبکه های ایرانی بودند و با انگیزه های وجوه مشترک انتخاب کننده این کانال ها می شدند که خود بارها شاهد بوده ام که مجریان برنامه های تلویزیون جام جم که از داخل ایران پخش می گردد با اکراه پاسخگوی تماس گیرندگان افغانی بودند که خود یک نوع کمبود برای فرهنگیان افغانی مقیم خارج بحساب می آمد که با آمدن شبکه آریانا این خلا و کمبود پر گردید و تلویزیون های ایرانی بیننده های افغانی خود را از دست دادند و افغان های مهاجر و پناهنده، دیگر بیننده سریال های توهین آمیز ایرانی مانند چارخونه (چهارخانه) جام جم جمهوری اسلامی نسبت به مردم خود نیستند .

فرهنگیان وهنرمندان ما در رسانه های ما با جدیت تمام تلاش نمایند تا بتوانند جواب گوی این گونه حرکتهای مضحک توهین آمیز و تحقیر کننده باشند ودر راستای علمی کردن برنامه های خود گام بردارند و از جنبه های تفریحی صرف بیرون آمده و تولیدات هنری دارای پیام عمیق هم داشته باشند. رقابت های منفی بین رسانه های تصویری باعث نگردد تا رسالت سنگین آنها دراین گرداب مفقود گردد.

تلویزیون آریانا، شرکت افغان بی سیم و بنیاد بیات مثلثی است با محوریت انجنیراحسان الله بیات که درجهت مکمل کردن یکدیگر به تعامل می پردازند که هرکدام نقش خویش را در فضای درهم برهم افغانستان ایفا می کنند.

آریانا تقریبا بطورمداوم کارهای بنیاد بیات را در قسمت باز سازی و کمک به فقرا و مستمندان به تصویر می کشد وآقای بیات با مصروفیت های زیادی که دارد برای فقرا و بازماندگان سال های درد، جنگ و ارمغان فصل کنونی به دورترین نقاط کشور کفش، کلاه و گاهی هم روغن آبکی و گندم می برد که دراین راستا بعضی ها با دید عاطفی به قضیه نگریسته وبه این باورند که به تصویر کشیدن این درماندگان نوعی بازی به حیثیت آن بیچاره ها می باشد ولی حقیقت اینجاست که فقر تنگدستی آنقدر بیرحمانه درآن خراب آباد هجوم آورده و خیمه زده است که همه نزاکت ها و آبرومندی ها را در دیار فراموشی فرستاده است.

ولی تعدادی دیگری بادیدی دیگری به این قضیه دیده به این باورند که این حرکت کاملا یک حرکت سیاسی آقای بیات و بنیادش برای دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری می باشد که دنبال جای و مکانی می باشد.

و آیا با این حرکت ها رای مردم را می توان کمایی کرد؟

و آیا اقای بیات چنین توانایی را داراست و مستحق چنین جایگاهی است؟

ولی بعضی دیگری با دیدی خوشبینانه به قضیه دیده، بیات و خانواده اش را از افراد خیر ومتدین می دانند و این حرکت های او را کاملا براساس باورهای اعتقادی و عاطفی آنها می دانند .

اگربادیدخوشبینانه با این عمل ببینیم نفس حرکت آنها یک حرکت مثبت بوده و یک نوع ترویج کارهای خیر خواهانه تلقی می گردد.

از این حرکت سیاسی و یا خیرخواهانه اگر بگذریم به مسایل شبکه تلویزیون آریانا بپردازیم. درحدود نزدیک به سی عنوان برنامه از این شبکه پخش می گردد (صبح زندگی، گزارشهای ولایت ها، ازهنر تاهنرمند، چراغ هدایت، قصه های جنگ، رهگذران نور، انتخاب بیننده ها، سرک بی سر، گامی بسوی باز سازی، پنج آهنگ برتر، چشم شیشه ای، مرچ مصالح، آنطرف واقعیت، آریانا درنیمه روز، بیایم دری بیاموزیم، دیدگاه، گلبرگها، حقیقت، کلام وثیق، مصاحبه اختصاصی، ورزش، ستاره های رنگین، پروانه ها، ورزش سلامتی واخبار) که هرکدام ازآنها خصوصیات خودش رادارد.

آریانا در نیمه روز شاید ازبهترین برنامه های این تلویزیون به حساب می رسد که به معضلی عامه مردم ما توجه می کند که بیشتر دراین روزها به مشکل روانی جامعه توسط کارشناسان می پردازند. که اینگونه برنامه ها ضرورت ویژه ای را برای این کشور آسیب دیده از هرجهت ایجاب می نماید.

قصه های جنگ یک برنامه ارزشی در جهت رساندن پیام تعدادی کثیری از قربانیایان جنگ می تواند باشد. و هیچ جمع وجماعتی تا به حال بدون چشم داشتی سیاسی برای این قربانی ها کاری انجام نداده اند. اکثریت، از اینها استفاده ابزاری کرده اند و بدنبال سوژه های ویژه خود بوده اند. امید می رود که بنیاد بیات و تلویزیون آریانا بدنبال چنین سوژه هایی نباشند.

آنطرف واقعیت برنامه ای است ممثل و بیانگر سالهای گذشته بحران که چه تاثیر منفی برجامعه گذاشته است. با به تصویر کشیدن صحنه ها، و چهره های متهم، عمق وضعیت دردناک جامعه را برای بیننده ژرف نگر روشن می سازد.

حقیقت عنوان برنامه ایست که گردانندگان آن برنامه می خواهند تصویرگر آن باشند که خیلی ها مشکل به نظر می رسد ولی رویهمرفته بعضی قسمت های حقیقت، متجلی عنوانش بوده ولی خیلی حقیقت ها بوده که حقیقت خواهان جامعه خواستار روشن شدن آن می باشند.

وآیا گردانندگان حقیقت درد و درک آنرا داشته و گاهی درمخیله ای شان آمده است که حقیقت های زیادی وجود دارد که به آن پرداخته شود !

یک نکته بسیار ظریف در افغانستان امروزی مطرح است و آن تعریف واژه هاست. سوالی پیش می آید که یکی ازآنها در رابطه با واژه حقیقت است که همین واژه را با چه دیدی می بینی و باکدام عینک آنرا تعریف می نمایی؟

حقیقت هایی دررابطه با قربانیان جنگ، نقض حقوق بشر، بی عدالتی، تبعیض و تحجر در گذشته ها وجود داشته و امروز هم حقیقت ها و دیدگاه حقیقت خواهی وجود دارد که به تصویر کشیدن آنها دید حقیقت بین لازم دارد. مثلا در بعضی نقاط کشور امروز هم لانه تروریست ها وهم مرکز تولید مواد مخدر می باشد و هم توجه دولت و جامعه جهانی در همانجا تمرکز دارد و کمک ها درهمانجا سرازیر می گردد. بطور نمونه درهمین روزها در هلمند و موسی قلعه که مرکز و لانه تروریسم است امنیت موقتی که پیش آمده کرزی اعلام کرده در موسی قلعه بزرگترین سد آبی جهان ساخته خواهد شد. گردانندگان برنامه حقیقت بگویند که چه حقیقت درآن نهفته است؟!

در بعضی نقاط کشور که درطول چند سال گذشته نه لانه تروریسم بوده و نه مرکزتولید مواد مخدربوده و حتی یک مرمی که درآن بوی ناامنی و خشونت بیاید شلیک نشده. است چرا جهت برنامه های حقیقت، بدین سو کشیده نمی شود؟

آیا درک آن برای مجریان و گردانندگان آن برنامه وجود دارد؟

آیا این یک حقیقت تلخ درافغانستان امروزی نیست؟

آیا قتل از عام ها و سیاست های فاشیستی و تبعیض طلبانه ای که چند سال پیش درافغانستان اعمال گردید وقتل عام سیستماتیک در مزار شریف و یکاولنگ و... بجرم نژاد، قوم و مذهب خاص انجام شد، می توان گذشت؟

این سوالی است که حقیقت گویان پاسخگوی آن خواهند بود.

ولی رسانه ها امروز با دیدی جوغالب با پدیده قربانیان به معنای عام آن برخورد می نمایند. شفاف سازی بین مهاجم و مدافع در سی سال جنگ، خشونت، آوارگی، مهاجرت، بی عدالتی، تبعیض و تحجر، کاری دشواری خواهد بود درعین حال تعهد اخلاقی رسانه ای نیز درجهت آشکار شدن حقیقت موثر خواهد بود.

تبعیض قایل شدن دردنیای هنر نوعی کم تعهدی رسانه ای را می رساند. اگر دارای چنین بینشی باشد تعدادی از بینندگان این شبکه مدعی اند که ما بارها خواستار پخش آهنگهای داوود سرخوش را ازآریانا شدیم ولی این شبکه آریانا بود که با بی اعتنایی ازاین درخواست های مکرر ما گذشت و می گذرد که به باور ما هم در دنیای هنر و موسیقی اعمال سلیقه جفای آشکار به هنرخواهد بود. ما تا به حال شاهد دعوت تعدادی از هنرمندان از بیرون کشور با هزینه آریانا بوده ایم. بعضی هنرمندان که ما به هنر و شخصیت شان احترام داریم ولی کمتر شناخته شده در افغانستان می باشند ولی داوود سرخوش که هنرمندی است جوان و مبتکر طرفدارانی زیادی دارد. آریانا حتی حاضر نیست که دو تا کلیپ درست و حسابی از وی گرفته و پخش نماید حتی از همان کلیپ های موجود در بازار هم حاضر نیست که پخش کند. یک روز یکی گردانندگان برنامه ای اریانا می گفت که کلیپ های از سرخوش را نداریم به تازگی ها پیدا کرده ایم و آهنگ های وی را از این به بعد پخش خواهیم کرد که خیلی خنده دار بود .

خبرنگارآریانا دراروپا آمده با هنرمندان عزیز ما برنامه های گفتگو ترتیب می دهد ولی تهیه دو تا کلیپ برای آریانا مشکل می باشد حالا برنامه دعوت که مانند سایر هنرمندان عزیز که آریانا میزبان شان بوده که خیلی ها مشکل ترخواهد بود!

امسال کوچی ها داخل هزارجات و منطقه بهسود شدند. اصطکاک بین کوچی ها وم ردم محلی پیش آمد و باعث قتل چندین نفراز اهالی شد و در رسانه ها از جمله در رادیو بی بی سی انعکاس وسیعی داشت ولی آریانا حتی حاضر به پخش خبر آن واقعه نشد. چندین گردهمایی در همان نزدیکی دفتر آریانا انجام شد ولی آریانا حاضر به انعکاس درست و حسابی آن نشد. آریانا از چه چیزی وحشت کرده بود و چه ملاحظه باعث شد که دست به سانسور بزند، و آیا سانسور بوده یاعدم علاقه به چنین واقعه واعمال سلیقه نسبت به مردم آن مناطق.

گرداننده محترم برنامه حقیقت در همان روزها می توانستند برای شفاف سازی دیدگاه هردو طرف در برنامه حقیقت اش بازگو کننده حقیقت می بود، در حالیکه درآن روزها در بهسود فقط مردم اهالی بودند که قربانی می شدند پای هیچ گروه و جریان سیاسی (به اصطلاح جنگ سالار) دخیل در قضیه نبود.

و یا امسال در سالگرد احمدشاه مسعود آریانا سنگ تمام گذاشت. مراسم سالگرد را ازاستدیوم کابل بطورمستقیم پخش کرد و باری دیگر وروزی دیگر تکرار آنرا پخش کرد که نفس چنین گردهمایی با حضور سران کشور چنین ایجاب می کرد. و یا مراسم تشییع، تدفین و فاتحه ظاهرشاه را با آب تاب و بطورمستقیم پخش نمود و چندین ساعت این شبکه مایه گذاشت.

نسبت به قربانی شدن سید مصطفی کاظمی هم خیلی خوب از شخصیت ایشان تجلیل کرد که درمجموع چند برنامه ویژه تلویزیون آریانا به خاطراز دست رفتن این نماینده پارلمان پخش نمود.

اما در اواخر برج حوت ۱۳۸۵ گردهمایی بزرگی درسالگرد شهید مزاری (درغرب کابل) در چند کیلو متری دفتر آریانا برگزارشده بود در حالیکه سران کشور به شمول رئیس جمهور کرزی، رئیس پارلمان، اکثر وزرا و نمایندگان پارلمان بالاتر ازهمه هزاران نفر شرکت داشتند ولی آریانا بسیارکوتاه این خبررا پخش کرد که پخش نکردنش بهتر از پخش کردن آن بود و این برخورد دوگانه نسبت به این شخصیت ها را چگونه می توان ارزیابی نمود. بویژه بین دوشخصیت جهادی احمدشاه مسعود و مزاری که هردو قربانی توطئه تروریسیم بین المللی شده اند که برخورد کاملا دوگانه انجام شده است.

ما این برخورد دوگانه آریانا را کم لطفی گردانندگان این شبکه نسبت به مردم هزاره می دانیم.

کلام وثیق عنوان برنامه ایست مذهبی که الگویش آیت الله شیخ آصف محسنی می باشد که درس اخلاق ازآریانا به مردم افغانستان می دهد آیا این حرکت آریانا نوعی تبلیغ درجهت طرز تفکر خاصی و دیدگاه سیاسی مشخص نیست!؟

در حالیکه آیت الله شیخ آصف محسنی خود دارای تلویزیون است نیازی زیادی به ترویج افکارش ازطریق آریانا ندارد ولی انتخاب آقای محسنی برای تدریس درسهای اخلاق بیانگر چه چیزی می تواند باشد بجز اینکه نوعی گرایش به طرز دیدگاه و تفکر آقای محسنی درآن شبکه باشد. درسال گذشته ماه محرم دربرنامه های مذهبی این شبکه چهره هایی انتخاب می شدند که وابسته یا تمایل به طرز تفکر حزب حرکت داشتند.

درمجموع دراکثربرنامه ها ما نمونه های طرفدار آن طرز تفکر را می بینیم که آریانا در برجسته کردن آن بی میل نبوده و نیست. بطور نمونه از سید عبدالقیوم سجادی، شیخ عبدالله محسنی (فرزند آیت الله محسنی)، هاشم عصمت اللهی و براتعلی جبرئیلی و...

شاید گفته شود که آریانا یک رسانه شخصی و خصوصی است و دراتنخاب خود آزاد می باشد، که با چنین برداشت و دیدی ما هم بحثی نداریم .ولی به باور ما حفظ بیطرفی یک رسانه درجهت تحکیم پایه های وحدت ملی کمک خواهد کرد و هر رسانه ای اگر باورمند به وحدت ملی است در فضای پرآشوب کنونی در راستای ترویج وحدت ملی گام بردارد و نه در جهت متزلزل ساختن پایه های آن.

اگرگفته شود که آیت الله محسنی یک عالم دینی است ما او را بدین لحاظ انتخاب کرده ایم این سوال پیش می آید زمانی که آیت الله محقق کابلی تنها مرجع تقلید افغانی در افغانستان و حوزات علمیه، زمانی که سنگ تهداب مجتمع بزرگ خاتم الانبیا را درغرب کابل با اشتراک تعدادی زیادی مردم و مقامات مملکتی و اعضای پارلمان گذاشتند، بوضوح دراین قضیه کم لطفی آریانا را دیدیم.

یا درمراسم عید نوروزسال 1386در دامنه علی آباد شبیه این برخورد ها را بوضوح مشاهده کردیم.

آیا شعاری که بعضی وقتها آریانا تبلیغ می کند که آریانا بازتاب دهنده اندیشه های ناب است، همین می باشد؟

آیا آریانا توانایی، ایده توازن قومی و سیاسی را دارد؟ که باید منتظر بمانیم که در آینده به کدام سمت سو حرکت خواهد نمود. که البته جهت های برجسته و مثبت آریانا را منکر نیستیم.

·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·
·

Login »