ADCO logo
dari    english    suomi   
 
صفحه اول       مقالات       در باره ما       نظرات بازديد کنندگان       تماس باما       پيوندها       آرشيف       خبری       دفتر نظرات مهمانان      

مظلوم و مغضوب وا قع شدن مردم و سر زمین هزاره جات


29.08.2006 19:03

محمد عوض نبی زاده

منتشره در نشريه ی ني (سال سوم شماره چهارم)

مظلوم و مغضوب وا قع شدن مردم و سر زمین هزاره جات

در ادوار گوناگون تاریخ



هزاره جات :- منطقه ایست دارای اراضی مرتفع و کوهستانی در مرکز و قلب افغانستان موقعیت دارد. باشنده گان هزاره جات در مراحل مختلف تاریخ شاهد پاکسازی قومی و مذهبی - کوج های اجباری - قتل عام ها – زمین سوخته بودند و تبعیضات سیاسی، قومی، نژادی، مذهبی، جغرافیائی، تبعه درجه چندم بودن، تحقیر و اهانت هزاره و شیعه بودن، ممنوعیت تقرر در ادرات قوای مسلح، استخبارات و وزارت خارجه در مقابل آنان اعمال میشد مردم هزاره طی چندین قرن مظلومیت، درد، عذاب، تحقیر و اهانت های فراوان و فراموش نا شدنی را بوسیله نظام های جابر وستمگر متحمل شده است. سر زمین هزاره جات برای مدت بیشتر از شش دهه بوسیله زمام داران متعصب بنام مناطق مرکزی مسمی و شهرت یافته است و حکمرانان مستبد از ذکر نام هزاره جات در رسمیات و رسانه های جمعی خود داری مینمودند تا از شهرت و معرفی هویت هزاره جات در چوکات چند ولایت جلوگیری کرده باشد و از معرفی نام هزاره و سرزمین آن هراس داشتند

بدین تر تیب ولسوالی های هزاره جات ( مناطق مر کزی ) کشور را به ولایات زیر تقسیم و ادغام نمودند:

اول: ولسوالی های - مرکز بهسود، حصه اول بهسود، دایمیرداد، سر چشمه و جلریز را به ولایت ورد ک؛

دوم: ولسوالی های شیخ علی و سرخ پارسا را به ولایت پر وان؛

سوم: ولسوالی های جاغوری، مالستان، اجرستان، ناهور، جغتو، قره باغ، خواجه عمری را به ولایت غز نی؛

چها رم: ولسوالی های سابق دایکندی، شهرستان،کجران، گیزاب، خاص ارزگان، را به ولایت ارزگان که فعلاً ولایت دایکندی از آن تشکیل شده است؛

پنجم: ولسوالی های لعل و سر جنگل و پسابند را به ولایت غور؛

ششم: ولسوالی های، یکاولنگ، پنجاب، ورس؛ شیبر، سیغان، کهمرد، را به و لایت بامیان.

این ولایت یگانه ولایت اصلی هزاره جات مرکزی است که تا حدودی نام و نشان مردم و سرزمین هزاره را با خود حفظ نموده است. گر چه زمامداران قوم گرا سعی کرده است محلات و ولسوالی های فوق الذکر هزاره جات مرکزی را بصورت پارچه، پارچه به شش ولایت هم جوار هزاره جات مربوط سازد تا از تشکیل و ایجاد ولایات هزاره نشین از ذکر هویت و نام هزاره ها جلو گیری بعمل آ ید.

در هزاره جات مرکزی مردم هزاره با نفوس متراکم زیست مینمایند.

ولایات بامیان و دایکندی عمدتاً از مناطق اصلی هزاره جات مرکزی بحساب می آید

حکمرانان هزاره ستیز هزاره های باشنده در دیگر مناطق کشور را نیز به ولایت ذیل مدغم و مر بوط سا ختند.

اول - ولسوالی های بلخاب، سانچارک و کوهستانات را سابق به ولایت جوزجان و بعداً به ولایت سرپل؛

دوم – ولسوالی های چهار کنت، شولگر، چمتال و دولت آباد، کشنده، را مر بوط ولایت بلخ؛

سوم- ولسوالی های دره صوف، پشت بند و را به ولایت سمنگان؛

چهارم – ولسوالی های دوشی، تاله و برفگ و دهنه غوری را مر بوط ولایت بغلان؛

پنجم - ولسوالی های علی آ باد و خان آباد را مر بوط ولایت قندوز؛ ولسوالی دره هزاره پنجشیر را به ولایت پنجشیر و هزاره های باد غیس هرات و هیلمند را به ولایات متذکره وابسته نمودند.

مردم هزاره با فیصدی های متفاوت نفوس در ین ولایات بود و باش دارند.

پیشینه تاریخی مردم و سرزمین هزاره جات:-

هزاره ها ترکيبي از نژاد ترک و مغل و از ساکنان بومي افغانستان هستند. در صفحه 109 کتاب جامع التواريخ که، در 1500 سال قبل از ميلاد مسيح، از " اوغوزخان " فاتح کبير مغل و فرزندان 24 گانهء او نام برده مي شود و قبايل که بار اول در جهانگشايي با او سهم گرفتند، اقوام: اوليغور، قانقلي، قبچاق، قارلق، قليچ، آغاجري يا باغچري، بودند که اين نام ها تا هنوز درميان جامعهء هزاره مروج است. از قرن ششم قبل از ميلاد تا قرن اول ميلادي، هزاره جات مورد تجاوز خارجيها قرار مي گيرد و مردمان آن با دليري و شهامت از سرزمين شان دفاع مي نمايند. در اين راستا مي توان از حملهء " کوروش کبير " اولين حکمران مقتدر " هخامنشيان " بين سالهاي 536 - 545 قبل از ميلاد، ياد نمود. گرچه او توانست هزاره جات را که در آن وقت " ستاگيديا " ناميده مي شد، فتح نمايد، اما کوروش، از سوي قبيلهء " دهايي " ( قبيلهء ترک و مغل )، زخم برداشت.

سکندر مقدوني، با اعتماد به سوارکاران ماهر خويش به سرزمين هزاره جات که درآن وقت " اراکوزيا " ناميده ميشد، حمله برد که با مقاومت سرسخت مردمان آنجا، مواجه گرديد. بطليموسِ دانشمند، که در رکاب سکندر قرار داشت مي نويسد:

" سکندر در گذشتن به شمال يک نوع انسانهاي جديدي را ديد که بي نهايت سرکش بودند و در پناهء خانه هاي گلي مي زيستند. "

سکندر در جنگهاي چهار ساله موفق به تسخير کامل ولايات اراکوزيا ( هزاره جات ) نگرديد.

امپراطوري مقتدر کوشانيها بين سالهاي 40 تا 220 ميلادي، مدنيت بزرگي در هزاره جات بنياد نهاد. کوشاني ها را به نام اقوام " يوچي " مي نامند که يکي از شرقي ترين قبايل نيرومند ترک و مغل از شاخهء " کميستي " يا " سيتي " است. در دوران کوشاني ها تمدن آسياي ميانه به اوج خود ميرسد. " کد فيزس " بنيانگذار سلسلهء کوشانيها و بعد پسرش " و یما کدفيزس " در سالهاي 90 ميلادي امپراطوري وسيعي را به وجود آوردند. دومين خاندان کوشاني ها که بنياد گذار آن " کنيشکاي کبير " است، از قبيلهء کوشان، از جملهء اقوام ترک و مغل و يکي از قبايل مهمي تشکيل دهندهء اجداد هزاره ها در تاريخ شرق مي باشد.

بعد از انقراض امپراطوري کوشاني ها، بين سالهاي 425 - 566 ميلادي، امپراطوري سوار کاران و تير اندازان " زاولي " يعني سلسله اي شاهان زاولي يا هياطله، قد مي افرازند. قبايل دلير زاولي هزاره، که بخش از اجداد هزاره ها اند، مانند برادران کوشاني شان از اقوام و قبايل سيتي يا کميستي هستند که هم اکنون هزاره هاي زاولي در جنوب غرب هزاره جات در ارزگان، مالستان، جاغوري، حدود اجرستان، در حوالي کابل و غزنه به نام مشخص " هزارهء زاولي " زنده گي مي نمايند.

زاول يا زاولستان که فعلاً به نام ولايت زابل در غرب ولايت غزني، قرار دارد، زماني مرکز حکمروايي زاولشاه مقتدر ترين شاهء سلسلهء زاولي در حدود قرن 5 ميلادي بود. اکثريت قبايل زاولي توسط عبدالرحمن اين مستبد خون آشام، از بين رفتند و تعداد کثيري از اين قبايل، مانند سياه پوستان افريقا، در بازارهاي برده فروشي، تا ايالت پنجاب و مهارا اتراي هندوستان، به فروش رفتند.

هيوان تسنگ راهب و زاير چيني در عصر شاهان زاولي در برگشت از هندوستان در ماهء جون 644 ميلادي چنين مي نويسد:

" تمام مردم زاول معبد سوناگر را پرستش مي کنند و هر سال اشراف و شهزاده گان در جشن آن، طلا، نقره، اسپ، گوسفند و اجناس گرانبها به پاي آن نثار مي نمايند و احدي جرئت تصاحب آنها را ندارد " او، حدود زاول را 700 لي، يعني معادل 2500 ميل مي نويسد و مي گويد که مرکز زاول هوسي نه ( غزنه ) و شهر معروف آن " هوساله " ( شهر هزاره ) ذکر مي کند.

از آغاز امپراطوري زاولي ها تا عهد غز نويان هزاره جات، شاهان مستقل و خودمختار داشته اند. فردوسي در يک مصراع از شاهنامه مي سرايد:

شهءغرچکان بود بر سان شير کجا ژنده پيل بود، آوريدي به زير

کنت کورت و بطليموس مورخين عهد سکندر کبير، فريبه جهانگرد فرانسوي، هنري فيلد کريستياتس محقق دنمارکي و جورج راورتي، از مورخان غربي، مقدسي، مولف گمنام حدودالعالم در 959 ميلادي، ابي بکر مشهور به ابن فقيه، ابن خرداد در 920 ميلادي، ناصر خسرو بلخي از مورخين اسلامي و همچنان هيوان تسنگ راهب چيني از موجوديت غرج الشار، غرجه، غرجستان، شاران غرجستان و موجوديت هزاره ها در غرجستان به کرار ياد نموده اند. من باب مثال هيوان تسنگ در سال 630 ميلادي در بارهء هزاره جات مي نو يسد:

" در اين ناحيه مردمي سکونت دارند که داراي زبان متفاوت و قيافهء چيني هستند. او اين ناحيه را " هوساله " مي نامد که به نام هزاره نزديک است.

آقاي عبدالحي حبيبي مورخ نامدار کشور در بارهء لفظ هزاره ميگويد که اين کلمه ريشهء تاريخي دارد و از " هوساله " مشتق شده است.

مرحوم صديق فرهنگ نويسنده اثر تاريخي " افغانستان در پنج قرن اخير " به اين نتيجه مي رسد که: نه تنها خوارزم شاهيان، بلکه سلاطين غوري نيز مربوط به نژاد هزاره مي باشند.

از لحاظ تاريخی، هزاره ها خود را ميراث دار حكومت ها و امپراتوری های بزرگی مي دانند كه سهم تابناک و تعيين كننده ای در شكل گيری و رونق فرهنگ و تمدن منطقه داشته اند. احيای اين «هويت تاريخی»، در نهاد اجتماعي هزاره ها به يک « رؤيای تاريخی» تبديل شده است. شهر باستانی باميان در قلب هزارستان، آثار فرهنگی و تمدنی اين شهر، به خصوص تنديس های با شكوه بودا، يكی از عوامل مهمی بوده كه اين خود آگاهی تاريخی هزاره ها را زنده نگه داشته است. در كنار اين عامل تاريخی، ساختار اجتماعی چند قومي افغانستان و حكومت های تماماً قومی اين كشور و تفاوت های اتنيكی، مذهبی و فرهنگي هزاره ها با ساير اقوام نيز سبب شده است تا گرايش استقلال خواهانه ی سياسی در ميان هزاره ها عمق و شدت بيشتری بيابد.هويت مستقل اجتماعی، مذهبی و تاريخي هزاره ها، حركت هاي سياسي آنها را نيز به سمت ايجاد حكومت های خود گردان كشانده است .

پیشینه جغرافیائی و تاریخی با میان:

بامیان در قسمت شمال و شمالشر ق هزاره جات و در آغوش شاخه های جنوبی هندوکش و شمال کوه بابا ـ در ارتفاع تقریباً سه هزار متر موقعیت دارد. بامیان در بنداهش بنام « بامیکان » و در قرن پنجم قبل از میلاد بنام « فان ـ یانگ » و در سال632 میلادی « فان ـ ین ـ نا » یاد شده است. در اوایل قرن اول میلا دی کوشانی ها به قدرت رسیدند و بامیان مرکز دین بودایی را پیدا نموده کار اعمار بودای 35 متری با معابد و سموچ های اطراف آن در اواخر قرن اول در عصر کنیشکا آغاز و تا قرن دوم میلادی دوام کرد و ساختمان بودای 53 متری ـ مجتمع پیکره های بزرگ و کو چک ـ معابد استوپه ها، سموچ ها و آبدات دیگر چند قرن را احتوا کر ده است. در این دوره بامیان حیثیت مرکز دین بودائی را پیدا کرده اند. پس از دوره کوشانی ها تنی چند بنام شیران بامیان که از احفاد کوشانی و یفتلی بودند در بامیان و حوا شی آن حکو مت میراندند حکمروائی این سلسله قبل از اسلام و مدت ها بعد از آن نیز ادامه یافته است. بامیان روی معبر کاروان رو قدیم میان بلخ و پیشاور بنام راه معروف ابریشم قرار گر فته بود. پیکره های عظیم بودا معابد منقوش و چند ین هزار سموچ بامیان را از نظر آئین و هنر بودائی مشهور ساخته است. مطالعات نشان میدهد در دوره دوم عمر زمین این نواحی همه زیر آب بوده و با عروج کوه های هندوکش و بابا از آب ـ در عصر سوم ـ دیوار های بزرگ طبیعی با صفحا ت بلند افقی و عمودی تشکل کرده است. حکمرانی شیران بامیان توسط غزنویان ساقط و بعد از آن غوری، ها شنسبی ها، خوارزمی ها در بامیان حکومت کردند با شکست خوارزم شاه شهر غلغله توسط لشکر چنگیز خان تخریب و به بامیان آ سیب زیادی وارد گشت. اولاده چنگیز خان چندین قرن در بامیان و دیگر مناطق غرجستان حکومت کردند و بعداً اولاده تیمور لنگ درین ساحه تسلط یافتند و در زمان سلطان حسین بایقرا غرجستان استقلال خود را اعلان کرد و برای مدت هشتاد سال امرای ارغونیه در بامیان و غرجستان حکومت نمودند که بنیان گزار این سلسله امیر ذوالنون ارغون و آخرین فرد این سلسله میرزا شاه حسن ارغون بودند.

با میان دارای آثار تاریخی ذیل است: که عبارتند از شهر غلغله، شهر ضحاک، شهر سرخشک، دره ککرک، دره فولادی و چهلستون، و هم چنان در مربوطات بامیان بند امیر و معدن حاجیگگ نیز قرار دارند بامیان در زمان های احمد شاه درانی، شاه محمود سدوزائی- امیر دوست محمد خان، امیر شیرعلیخان، در جنگ های ذات البینی دست بدست میشد و گاهی استقلال خود را حفظ میکرد و در زمان امیر عبدالرحمن پایگاه نظامی بخش شمالی جنگ ده ساله امیر عبدالرحمن با مردم غرجستان را تشکیل میداد.

بر اساس تقسیمات ملکی سال 1300 شمسی بامیان حاکم نشین درجه اول و مربوط ولایت کابل بود که بعداً وابسته به حکومت اعلی پروان شد و در سال 1338 شمسی بامیان به حکومت اعلی ارتقا یافت و در سال 1343 شمسی تشکیل آن به ولایت ارتقا داده شد که تا هنوز به همان حالت ولایت درجه سوم قرار دارد که کدام تغیری در تشکیل آن بوجود نیامده است. مرکز ولایت، شهر بامیان است ولسوالی یکاولنگ، پنجاب، ورس، شیبر، سیغان، کهمرد مر بوط آن می با شند.

پنجاب بعداز سال 1300 شمسی به مدت تقریباً 40 سال مرکز حکومت کلان دایزنگی بود که حکومت های محلی یکاو لنگ، لعل و سرجنگل، دایکندی، شهرستان و بهسود از لحاظ تشکیلا ت اداری به آن مربوط بودند. قبل از آن تاریخ مرکز حکومت کلان دایزنگی خوردک تخته قرار داشت.

حاکميت هاي مستبد با آگاهي تمام سعي نمودند تا هزاره ها را از لحاظ اداري، سياسي و فرهنگي در بحران و محروميت نگهدارند. پس يک جامعهء بحران زده، فقير وابسته به اقتصاد بدوي، محصور با طبيعت سرد و خشن، فاقد مرز هاي بيروني، به ساده گي مي تواند محل تاخت و تاز نظام هاي، خود کامه و مستبد، واقع گردد.

مردم هزاره را آگاهانه پارچه، کرده اند. عده ای را به نام اسماعيليه، عده ای را به نام سني و عده ای را به نام شيعهء اثني عشر، از هم جدا کرده اند، تا با اين نفاق بتوانند از حضور جمعي و تاريخي هزاره ها جلوگيري نمايند. بهترين زمين هاي هزاره جات را به غير هزاره توزيع کرده اند.

در ساختارهاي اداري سرزمين جامعهء هزاره، تغيرات فاحش وارد کرده و تقريباً همه ولايات هزاره نشين را درساختار هاي ديگر مناطق شامل ساختند تا از وحدت سرزمين هزاره ها به مثابه يک " ايالت " جلو گيري نموده باشند. به اين هم بسنده نکردند، بلکه همه ساله، کوچيها را از آن سوي مرزها به هزاره جات کشانيدند تا مواشي آنها از علفچرهاي اين مناطق، استفاده کنند.

آقای نواندیش: در ین باره مینویسد:

« هزاره جات و عمدتاً در مناطق دایزنگی، در واقع شش ماه زمستان است. زمین های خشک و کم حاصل دارد. از اشجار مثمر به استثنای مناطق دای کندی و شهرستان خبری نیست. کوهها صعب العبور است؛ راه های تنگ و بزرو دارد، سرکی که هزاره جات را به کابل وصل میکند، خامه و تردد ترانسپورت در آن خطرناک بوده که هر لحظه خطر سقوط می رود و این سرک در زمستان های طولانی هزاره جات، قابل استفاده نمی باشد. علفچر ها به آن حدی نیست که بتواند محل چراگاهء دهها هزار مواشی کوچی ها گردد. اکثر کوههای هزاره جات خشک و بی آب و علف است. خلاصه طبیعت هم کدام سخاوت نسبت به هزاره ها نداشته تا بتوان سرزمین آنرا سرزمین غنی بنامیم. به جزء آنکه سرک شاهراه آسیایی هزاره جات را به مرکز وصل نماید. بند های برق اعمار گردد، معادن کوهها استخراج گردد، از آهن کوتل حاجی گک استفاده شود،‌ سرب و ذغال فراوان که در هزاره جات موجود است، مورد بهره برداری قرار گیرد و... آنگاه چهرهء سرزمین هزاره جات تغیر خواهد نمود و مردم از اسارت اقتصاد طبیعی و بدوی به یک اقتصاد سازمان یافتهء امروزی عبور خواهند کرد. اما ما اکنون از این دست آوردها بسیار دور هستیم و تاجای که دیده می شود نیت” خودی ”ها هم نیت دلسوزانه و بهبود خواهانه نسبت به جامعهء هزاره نیست چه رسد به دیگران که در پی اندیشهء خواستگاه و جایگاهء خویش اند.

پس از کودتای ثور ۱۳۵۷، فعل و انفعالات که صورت گرفت، کوچیها نتوانستند که به هزاره جات بر گردند. اگر دورهء طالبان را ازین رده خارج کنیم، تنها سال پار کوچیها با رفتن خویش به صوب بهسود مربوط ولایت میدان ـ وردک، با مقاومت شدیدی مردم محل مواجه گردیدند. اکنون که ایدهء برگشتاندن کوچی ها به هزاره جات، مطرح است، ذکر چند نکته را لازمی میدانم:

۱- حوادث قریب به سه دهه در افغانستان همانگونه که در ذهن و اندیشهء همه هموطنان ما تاثیر گذار بوده، بدیهی است که جامعهء هزاره را نمیتوان از این امر مستثنی ساخت.

۲ - امن ترین نقطهء افغانستان، سرزمین هزاره جات است. با حضور مجدد کوچی ها این ثبات بر هم می خورد. در کنار سایر نا آرامی ها، کشور با چالش جدیدی مواجه خواهدشد.

۳ - طلسم استبداد حکومت های محلی به مثابه پشتیبان کوچی ها در ذهن هزاره ها شکسته است. مسلماً که حکومت های فعلی محلی نمیتوانند حامی کوچی ها باشند.

۴ - ادعای زمینهای به اصطلاح متعلق به کوچی ها به هیچ عنوانی بنیاد حقوقی ندارد چون این زمین ها با زور و پشتیبانی همه جانبهء حکومت های محلی از سوی کوچی ها غصب گردیده است.

۵ - با توجه به گشت و گذار کوچی ها در پاکستان، تصور محض نخواهدبود که عوامل نفوذی پاکستان در میان آنها نباشند. پاکستان به بی ثباتی هزاره جات مانند سایر مناطق افغانستان بی علاقه نمی باشد.

از دید این قلم، به جای اینکه کوچی ها را به هزاره جات برگردانند، مسئله اسکان آنها باید در سطح ملی با طرح یک استراتژی دقیق مطرح شود. این یک معضلهء ملی است که نباید اربابان قدرت آنرا سطحی بنگرند. برخورد با این پدیده از صلاحیت یک کمیسیون بالا بوده، باید پارلمان افغانستان به آن رسیده گی نماید. ورنه اگر ایدهء برگردانیدن کوچی ها به هزاره جات جامهء عمل بپوشد، میزان ثبات در مناطق مرکزی بهم خورده و طراحان این ایده به دستان خویش کشور را با چالش جدیدی مواجه خواهند ساخت. زیرا مردمان این مناطق آرزوی برگشت کوچی ها را ندارند و به محض برگشت آنها از سرزمین های شان دفاع می نمایند.

در گذشته کوچی ها در سراسر هزاره جات به سوی علفچر ها، هجوم می آوردند. و بر فراز کوهها و تپه ها غژدی های شانرا بر می افراشتند و مناطق هر خیل از قبل معلوم بود و در این مواقع هزاره ها از تردد به این مناطق خودداری میکردند. اما آنها وقتی که علفچر ها را برای مواشی شان کافی نمیدانستند، در شب و یا روز به زمین های زراعتی مردم محل هجوم می آوردند. زمینی که به هزار مشقت آنهم به شکل بدوی آن کشت گردیده بود. در برابر چشمان کشت گران آنها، چراگاهء مواشی کوچی ها میگردید. وقتی از تحمل مردم خارج می شد دوباره درگیری آغاز می گرديد و اگر این تنش به مرگ کسی از کوچی ها می انجامید، دیگر ساکنان آن قریه و یا قصبه امید زیستن در سرزمین شان را نداشتند. زندان، شکنجه و تبعید لازمهء مردان قریه بود. اما اگر هزاره ای کشته میشد. بازخواست آن در حکومت محلی می خوابید و تا مرکز ولایت هم نمی رسید و سر انجام قاتل برائت می یافت. از زمانی که کوچی ها به هزاره جات می آمدند تا بازگشت شان به سمت پشاور، حکومت های محلی وظیفهء حراست از آنهارا به عهده داشتند. مَلِک های کوچی طور رفتار می کردند که هیچ تفاوت میان آنها و حاکم محلی وجود نمی داشت. به همین دلیل مَلِک ها بخشی از زمین های زراعتی هزاره ها را تصاحب کردند و به نام خودشان از حکومت های محلی حامی خویش، قبالهء شرعی گرفتند. نمونه های بسیار متعددی در رابطه به حمایت بلامنازع حکومت های محلی و مراکز ولایات هزاره نشین وجود دارد که در این مختصر یادآوری همهء آنها میسر نمی باشد. یک نمونه در سال ۱۳۵۴ هـ. ش در ولسوالی پنجاب ولایت بامیان، به وقوع پیوست:

- مردم ولسوالی های پنجاب، یکاولنگ و ورس، از چرانیدن مواشی کوچیها بالای زمین های زراعتی شان به مرکز ولایت شکایت بردند. بالاخره قوماندان امنیهء ولایت ـ از ذکر نامش خودداری می کنم ـ موظف گردید که به حل این ماجرا بپردازد. مجلس بزرگی از سران کوچی ها و موسفیدان، اربابان و علمای مناطق متذکره در ولسوالی پنجاب تدویر یافت و لودسپیکری نیز برای رسانیدن صدا آماده گردید. پس از چند گفتگوی مختصر، قوماندان امنیهء ولایت در پشت مگرافون قرار گرفت و با صدای جهر اعلام نمود:

- کوچی ها، اگر شتران شما زمین های زراعتی هزاره ها را نمی چرند، من خودم شتر می شوم و این زمین ها را می چرم.

این بود حل عادلانهء این ماجرا آنهم بدست قوماندان امنیهء ولایت(!) در همین مجلس بود که یکی از علمای بیدار دل، صدای اعتراض خود را در برابر قوماندان امنیهء ولایت بلند نمود، اما فی المجلس، آواز او را باضرب چوب و لگد خاموش کردند.

کوچی ها به این هم اکتفا نمی کردند، آنها تکه های بی کیفیت و بد ریخت پاکستانی را با خود می آوردند، این تکه هارا از فراز روزن بام خانه ـ خانه های هزاره های مرکزی در وسط بام خویش روزن دود رو داشتند که به شکل عمودی متناسب با تنور خانه بود - به پایین پرتاب میکردند و نام ریئس فامیل را می گرفت و میگفت:

- فلانی سال بعد این مقدار پول و یا روغن را برای من پرداختنی هستی.

این خودش تداوم ماجرای ” شرکت روغن ”بود به گونهء دیگر. سال بعد هر خانواده ناچار به پرداخت قرض ناخواستهء شان بود. بازهم صدها خانواده به دلیل فقدان استطاعت پرداخت قکوچی ها، ده و دیار شانرا ترک میگفتند و آواره میگردیدند.

در تحولات سياسی، نظامی و فكري كه با كودتای هفت ثور بوجود آمد، هزاره ها وارد عرصه ی پرشور فعاليت های سياسی، نظامی و فرهنگی گرديدند. در جبهه ی چپ، تحصيل كرده های هزاره، هر چند بنا به دلايل و عوامل متعدد و از جمله به خاطر نگاه صرفاً ايدئولوژيكی به مسائل و مشكلات پيچيده ی افغانستان، نتوانستند در ميان هزاره ها جريان و رهبريی سياسی و فکری ايجاد نمايند، اما شخصيت های سیاسی مردم ما سلطانعلی كشتمند و كريم ميثاق، به بلند ترين موقعيت های سياسی كشور راه یافتند و در جناح مخالف دولت وقت - مردم هزاره موفق شدند هزارستان را آزاد نمايند و خودگردانی سياسي هزاره ها را احياء نمايند، جريان های سياسي متعدد و تيپ های مختلفی از رهبران تبارز كردند. اين رهبران به طور كلی به سه گروه تقسيم می شدند: خوانين و ارباب هاي محلی، رهبران مربوط به تشيع نژادی و ملاها و تحصيلكرده های نوگرای مذه

بر اساس تقاضا و مرا جعه مکرر نما ینده گان مردم هزاره بتا ریخ 1- 9 – 1366 شمسی طرح پشنهادی تشکیل ولایات جدید مناطق هزاره نشین کشور از طرف شورای مرکزی ملیت هزاره ترتیب و تنظیم شد که « در کتاب سرزمین و رجال هزاره جات نوشته حسین نایل » چنین درج گر دیده است.

اول: ولایت بامیان:- شامل ولسوالی های یکاولنگ، شیبر، کهمرد، سیغان، شهیدان، بندامیرو فولادی ؛

دوم: ولایت پنجاب:- شامل ولسوالی های، ورس، لعل و سرجنگل، ولسوالی جدید کرمان و ولسوالی جدید سرخجوی؛

سوم: ولایت بهسود:- شامل ولسوالی های مرکز بهسود، حصه اول بهسود، دایمیرداد، ولسوالی جدید سرچشمه، ولسوالی جدید کوه بیرون و ولسوالی ناهور؛

چها رم: ولایت دای کندی:- شامل ولسوالی های حصه اول شهرستان، حصه دوم شهرستان، ولسوالی کجران، ولسوالی جدید خدیر، ولسوالی جدید سنگ تخت، ولسوالی جدید اشترلی، ولسوالی جدید تمزان، گیزاب و خاص ارزگان؛

پنجم: ولایت جاغوری:- شامل مالستان، قره باغ، اجرستان، جغتو، ولسوالی جدید زیرک، ولسوالی جدید شیرداغ و ولسوالی جدید سنگ سوراخ.

این طرح پشنهادی ولایات جدید در زمان حیات شهید مزاری از طرف حزب وحدت اسلامی افغانستان تکمیل که بر اساس همان طرح ولایت جدید دای کندی تشکیل و فعال شده است و امیدواریم رهبران کنونی کشور این موضوع حیاتی را مدنظر گرفته و در باره توجه دلسوزانه به خرج دهند؛ تا چهار ولایت دیگر نیز ایجاد و تاسیس گردند

مردم هزاره آرزو دارند که در چو کات دانشگاه بامیان دانشکده های شرعیات و حقوق فقه جعفری جهت تر بیه جوانان هزاره بحیث قاضی و ثارنوال تاسیس گردد تا مشکلات مردم ما در امور قضائی و حقوقی بر اساس فقه جعفری حل و فصل و فقه جعفری در قوانین کلی کشور شامل و ثبت گردند و باید مدارس دینی فقه جعفری بصورت رسمی در مناطق هزاره نشین بوجود آید، تا زمینه رسمیت این فقه در کشور فراهم و تا مین شود.

مناطق هزاره نشین کشور در ادوار مختلف تاریخ از لحاظ اجتماعی و اقتصادی همیشه مورد غضب، تبعیض بی عدالتی و مظالم گوناگون زمامداران مستبد وقت قرار گرفته اند و این مناطق قصداً عقب نگه داشته شده است. مناطق هزاره نشین کشور فاقد سرک اسفلت شده و حتا سرک اساسی خا مه موتر رو بوده که ارتباط مردم این محلات با مرکز و سایر محلات افغانستان را دشوار ساخته اند که بر علاوه بعد مصافه تلفا ت انسانی زیادی را در هنگام عبور و مرور به دیگر مناطق این مردم متحمل میشوند. گر چه سرک شاهراه آسیائی که کابل را از طر یق ولایات وردک، بامیان، غور و دیگر مناطق هزاره نشین با ولا یت هرات وصل مینما ید، کار آن تقریباً سی سال قبل روی دست گر فته شد و بودجه آن از طرف با نک جهانی آسیائی تمویل میشد بنابر تعصب و تبعیض حکمرانان وقت و تداوم جنگ های داخلی کار ساختمان آن تعطیل گردید و تا هنوز هم کدام کاری درین باره انجام نشده است و در با ره استخراج معدن آهن حاجیگگ که در ساحه ولایت بامیان قرار دارد نیز کدام تدابیری اتخاذ نشده اند. در ایجاد و تاسیس شفاخانه، مراکز صحی، شهر سازی، میدان های هوائی، مکاتب مسلکی و عالی، آب آشامیدنی صحی، خد مات زراعتی و مالداری نیز بی توجهی فراوان از طرف مسوولین امور بعمل می آید صرف

اقدامات آنان در وعده و حرف باقی میماند آرزومندم رهبران کنونی کشور این موضوعات حیاتی را مدنظر گرفته و در باره توجه دلسوزانه به خرج دهند و از امکانات موجود کمک های خا رجی برای بازسازی اقتصادی ـ اجتماعی و تقویت حا کمیت دولتی ـ اعمار سرک های اسفالت شده و بخصوص آغاز کار سرک شاهراه آسیا ئی، اعمار شفاخانه ها و کلینیک ها در مرکز و محلات، ایجاد موسسات عالی تحصیلی و مسلکی، تطبیق نقشه های شهری مرکز بامیان و مراکز ولسوالیها، اعمار و توسعه میدان های هوائی بامیان، شبر تو دشت غجور و یا تگاب برگ پنجاب، ده سرخ یکاولنگ – الشیغجی ورس،دشت کرمان، لعل سرجنگل رشد زراعت و مالداری- تجدید نظر بر تقسیمات اداریِِِ، تشکیل چهار ولایت جدید پشنها دی، اعمار مناطق توریستیک، استخراج معادن آهن حاجیگگ، ذغال سنگ اشپشته، بازسازی شفاخانه سل و جذام یکاولنگ، اعمار شهرک تو ریستیک در بند امیر یکاولنگ، احیاء و بازسازی تفرجگاه دره آجر کهمرد احیا و اعمار بند برق شش پل مرکز بامیان و در جابجائی و تقرر کادر های مسلکی و با تحصیل و با تجربه جوانان هزاره در تر کیب کا بینه، مقامات بلند رتبه ملکی و نظامی در مرکز و ولایات، مامورین عالیرتبه وزارت خارجه و غیره استفاده اعظمی بعمل آورند تا در نزد مردم مدیون باقی نمانند.

مردم هزاره به حيث ساکنان بومي افغنستان، به استقلال، تماميت ارضي و حاکميت ملي کشور افتخار مي نمايد. بدون شک رسيدن به وفاق ملي منوط به شرکت تمام اقوام، قبايل و تبارهاي خورد و بزرگ، مطابق اين اميد را تقويت مي کند که تاريخ بار ديگر بر ما تکرار نشود و مردم ما گروه، گروه در اثر عصبيت هاي قومي و قبيلوي به کشتار گاها، نروند.

مشارکت ملي وقتي شکل عملي به خود مي گيرد که تمام مليتهاي افغانستان متناسب به تعداد نفوس شان در تمام نهادهاي قدرت دولتي و ملي سهيم گردند. تنها با اشتراک چند وزير در کابينه، مشارکت ملي تامين شده نميتواند و نبايد هم بسيار دل خوش کننده باشد. نهادهاي قدرت، از کابينه گرفته تا ولايات، ولسواليها، علاقه داريها، سفارت خانه ها، نهاد هاي قضايي، شهر داريها، بدنه هاي کاري و اجرايي وزارت خانه ها، غيره وغيره، همه را احتوا مي نمايند. اگر در همهء اين نهاد هاي قدرت، حضور کادر هاي ملي تمام جوامع افغانستان، مطابق به شعاع وجودي شان، تامين نشود نبايد از مشارکت ملي و عدالت اجتماعي، سخن گفت.

افغانستان امروز افغانستان ديروز نيست. تجربه‌هاي ديروز نيز به بهاي آساني گرفته نشده بود كه امروز به سادگي از كف نهاده شود. سرمايه خون و آوارگي و رنج ميليون‌ها انسان اين سرزمين پشتيبان آن تجربه است. وقتي ديده مي‌شود كه مردم در اين يا آن گوشهء كشور دندان روي جگر گذاشته و لب از لب پس نمي‌كنند، تنها در ذهن‌هاي بيمار تلقي رضايت و يا نا آگاهي را خلق مي‌كند. اين سكوت مي‌تواند تأملي براي تفكر دقيق‌تر باشد، همچنانكه مي‌تواند آرامشي قبل از توفان نيز باشد. آيا كسي در آن بالاها وجود دارد كه معناي اين سكوت را درك كند؟ و به حال ملت، بينديشد؟

عبرت گرفتن از گذشته‌ها. سخن گران بهای مردم ما است كه «خوشبخت‌ها سر كسی مي‌بينند و بدبخت‌ها سر خود ». به نظر مي‌رسد كه هنوز فرصت است تا در جرگهء خوشبخت‌ها از سرنوشت ديگران عبرت گرفت و راه طي شدهء ديگران را دوباره طي نکرد. در عصر آگاهي بايد با احترام آگاهي حركت كرد. افغانستان جديد به سياست‌هاي جديد، به سنت‌هاي جديد ضرورت دارد

سياست‌هاي نابخردانه مايهء رنج و اندوه مردم ما است و هم مايهء ضياع نيرو و انرژي و اعتماد جامعهء بين‌المللي. بهتر است ميلياردها دالر را خرج خريدن دشمني نکنید خرج جذب دوستان و عزيزان ملت خويش نمائید بجاست که مردم افغانستان با پشت سرگذاشتن تجربيات تلخ گذشته و قريب به سه دهه جنگ ‏و درگيری، اختلافات خود را کنار بگذارند و برای افغانستان آزاد، آباد و مستقل تلاش نمايند. به اين ‏نکته بايد اذعان کرد، افغانستان عليرغم پيشينه ای تاريخي و فرهنگي که دارد، امروز نيز اين کشور از ‏سرمايه های علمي، فرهنگي، اقتصادی اثار تمدني و باستاني فرواني برخوردار مي‌باشد که در صورت ‏استفاده درست و بهينه ازين امکانات مادی و معنوی و نيروهای فکری- فرهنگي به توسعه افغانستان ‏سرعت بخشيده و اين کشور را در زمره کشورهای پيشرفته و توريستي جهان قرار خواهد داد.

. 8- ما ه جوزا – سال – 1385 – شمسی- هجری

منا بع:

- یادداشتهای در باره سرزمین و رجال هزاره جات اثر حسین نایل - بهار سال 1379 هجری شمسی، چاپ ایران از صفحه 11- 125.

ـ مقاله آقای ابشین تحت عنوان بامیان در ادوار مختلف تا ر یخ، منتشره در شماره، 35 ماهنامه وزین ندای هزارستان، ماه حوت سال 1382 شمسی چاپ آلمان.

- مقاله محترم نواندیش زیر عنوان ایدهء برگردانیدن کوچی ها به هزاره جات منتشره در ویبلاک نیما.

- مقاله حسین ورسی زیر عنوان مزاری فریاد درد تاریخی یک ملت منتشره در ویبلاک جنبیش ملی اسلامی افغانستان.

- مقاله محترم غلام سخی حلیمی تحت عنوان ملت سازی در اندیشه شهید مزاری منتشره در ویبلاک بسوی عدالت.


آرشيف      
تجاوز کوچي ها به هزارستان و سياستهای دو پهلوی دولت ·
آينده پيمان ناتو با آينده افغانستان گره خورده است ·
چرا مردمان ملکی قربانی جنگ می شوند؟ ·
عید سعید فطر مبارکباد ·
مردم دورنماي زندگي را نمي بينند ·
آیا پروسه مبارزه با فساد هم به بن بست می رسد؟ ·
افغانستان در خطر ·
افغانستان شهر بی دروازه ·
ناتو فرماندهی امنیت سراسری در افغانستان را به عهده گرفت ·
مجسمه ساز افغانی مجسمه های تخرتب شده بودا را بازسازی مي نماید ·
افزایش نیروهای ناتو راه حل مشکل نیست ·
از شایعه تا نیرنگ ·
بیکاری افغان ها و کارگران خارجی ·
چند پرده از یک نمایش تاریک ·
(نقدي بر مقاله توهين آميز روزنامه جام جم ايران ) كارگران افغاني ، مهاجرت ودهها ميليون دلار سود براي ايران ·
گزارشی از شهر بامیان ·
فرارسبدن ماه مبارک رمضان گرامی باد ·
نتايج مسابقات خاطره نويسي مهاجرين افغاني (داغ روزگار ·
دستاوردهاي دولت براي مردم ضعيف بوده است ·
سانسور رسانه ها و خبر گزاری ها در کابل ·
چگونه می توان به آینده افغانستان امید وار بود؟ ·
آغاز موج جدید مهاجرت از افغانستان به کشورهای همسایه ·
عقد پيمان همکاری دراز مدت بين دولت افغانستان و سازمان ناتو ·
اطلاعيه ·
درصد بی کاری در فنلاند نسبت به سال گذشته از 7.3 به 6.6 درصد کاهش یافت ·
هشتاد هفتمین سالروز استقلال افغانستان مبارکباد ·
افزایش تعداد پزشکان خارجی در فنلاند ·
مظلوم و مغضوب وا قع شدن مردم و سر زمین هزاره جات ·
شرکت يک نوجوان افغاني مقيم فنلند به مسابقات جهاني ووشو ·
ناتو فرماندهی مناطق جنوب افغانستان را به دست گرفته وعملیات نظامی خودرا آغاز کرد ·
افغانستان عضو ناظر پيمان انرژی اروپا شد ·
گاردين : برخی اعضای پارلمان و مقامات امنيتی افغانستان سابقه جنايات جنگی دارند ·
زرقاوى از اردن و افغانستان تا عراق ·
با حضور تعدادی از مسئولین کشور قیر ریزی سرک دشت برچی آغاز شد ·
شادي مردم عراق از كشته شدن زرقاوي ·
با ز دید رئیس جمهور فنلند از غرفه کانون تو سعه و تعاون افغانستان در دهکده جهانی هلسنکی ·
همکاری های اقتصادی ایران وافغانستان ونقش آن در اوضاع ژئوپلیتیکی منطقه ·
قابل توجه مدیران سایت ·
سنگ در برابر تفنگ ·
شکست ايران در برابر افغانستان ·
درخشش سپورتي جوانان افغان در خارج از کشور ·
دو تن ازمتعلمين افغان مقام اول را باکسب مدال طلا از آن خودنمود ·
جنگی با ارزش جنگی بی ارزش ·
جنرال آمریکایی مهم ترین پیشرفت ها و چالشها درافغانستان را عنوان میکند ·
کوفی عنان راهبرد ضد تروریسم سازمان ملل برای توجه به قربانیان را معرفی می کند ·
مرورى بر هزينه زندگى در شهرهاى دنيا ·
در حاشيه انتشار نوار ويدئويي حمله 11سپتامبر به پنتاگون ·
فقركثيف و آلاينده ·
حفاظت از حقوق اقليتها ·
مردم درباره تشنج های پارلمان چه میگویند؟ ·
دمی با کتاب همزبانی و بی زبانی ·
تلویزیون کوثر به زودی افتتاح خواهد شد ·
روابط استراتژيك افغانستان و هند ·
بن بست اصلاحات در سازمان ملل ·
آيا ماانسان نيستيم چراکس مارا کمک نمى کند ·
مـــــجـــــلــــــه ای طـــــــــبــــــي ·
سفر کاری داکتر سيما ثمر به فنلند ·
محاکمه ای عبدالرحمن و چالشهای آن ·
نقش تربیت در نهادینه کردن دموکراسی ·
زندگي نامه وزيران پيشنهادي رييس جمهور كرزي ·
بررسی اخبار افغانستا ن در سال 1384از دیدگاه ایرنا ·
کانون سال نو خود را با بر گزاری تظاهرات باشکوه آغاز کرد ·
تجليل نوروز در افغا نستان ·
شام فرهنگی افغانستان در کشور فنلند ·
مجله ای طبي کانون توسعه و تعاون افغانستان ·
يازدهمين سالروز شهادت رهبر شهيد استاد مزاری ·
آروزها و خواسته های شورا های ولایتی ·
افغانستان و فاشیسم ·
تروريسم به روايت ارقام ·
دایر کردن نمایشگاه عکس توسط نصرالله پیک ·
حد اقل يک ميليون دالر اختلاس! بقلم کامران مير هزار از کابل پرس ·
عریض شدن سرکهای کابل طی پنج سال آینده ·
کمیسیون بررسی وضعیت امنیتی هرات تشکیل شد ·
چه به آتش آزادي، چه به آتش غيرت ·
درهرات چه می گذرد ؟ ·
وزراى کابينه در مورد موافقتنامه افغانستان به مردم معلومات مى دهند ·
درس آموزی از مکتب عاشورا ·
طبل رحيل بكوبيد كه محرم، آغاز هجرت انسان از راه رسيده است ... ·
ديدارى از افغانستان در سرزمين ديجيتال ·
گزارشی مشروح از کنفرانس لندن ·
خاطرات تلخ ایام مهاجرت از ایران ·
كشف منابع عظيم گاز در افغانستان ·
همجنس بازی, در افغانستان ·
كتاب هاي بن لادن در امريكا ·
کشته گان را چگونه می شماریم ؟ ·
سفارت ايران در افغانستان؛ سوپردلالي به جاي فعاليت ديپلماتيك ·
روشنفکری شغل نیست ·
بوش برای تقویت امنیت ملی آمریکا خواستار تدریس زبان فارسی در کودکستان ها شد ·
سپاسگزاری محقق نسب ·
اسامه بن لادن کجاست؟ ·
نصر الله بابر دزد با فرهنگ ·
تحليل بن مايه هاي پايداري درترانه هاي عاميانه افغانستان ·
پارلمان افغانستان فعاليت سازمانهای غيردولتی را بررسی می کند ·
كشف قديمي‌ترين ردپاي انسان در استراليا ·
منشأ کلمهء خراسان ·
بحران اشتغال ·
BBC-علی محقق نسب روزنامه نگار افغان آزاد شد- ·
اطلاعیه كمیته حمایت از محقق نسب ·
نخستین اجلاس پارلمان افغانستان دایر شد ·
علی محقق نسب درآستانه ای اعدام ·
حوزهء نا امنی ها توسعه یافته است ·
دربندنگهداشتن محقق نسب ، زندانی ساختن آزادی بیان است ·
مصاحبه با کار گردان فیلم فصل سکوت برنده جایزه فستیوال سینما ویست استرالیا ·
نتیجه نهایی انتخابات پارلمان اعلام شد ·
درخشش فیلم افغانی فصل سکوت وبرنده جایزه فستیوال سینما ویست در استرالیا به کارگردانی عبدالرحمن عالمی ·
زمستان با سرما کشنده و فقر مضاعف ·
محکوميت محقق نسب از ديدگاه قانون ·
نامه سر گشاده ای روشنفکران و فرهنگیان افغانستان به اقای حامد کرزی نسبت به باز داشت علی محقق نسب ·
هئیت جهانی قضیه محقق نسب را با دقت پیگیری میکنند ·
نگهداری تاریخچه پزشکی ·
طی یک گردهمایی در کابل کمیته دفاع از محقق نسب خواستار آزادی فوری وی شدند ·
برای آزادی علي محقق نسب جرناليست افغان تلاش کنيم ·
بيوگرافي حاج علي محقق نسبب ·
سومين مراسم جايزه يلدای ادبی برگزار شد ·
محقق نسب، ترديدی ديگر در تابوهای تفکر ·
ماه مبارک رمضان ·
درآستا نه ای تشکیل پارلمان - از :نبی قا نع زا ده ·
نقش همراستایی منافع در پایداری اجتماع ·
نمایشگاه کتاب در کابل ·
ADCO Brochures نشرات کانون ·
آغاز شمارش آرأ در سراسر افغانستان ·
مصاحبه با داکتر بارنت روبن - افغانستان در پردگاه خطر ناک ·
tes3 ax ·
test ax ·
test1 ·
عید سعید فطر برهمه ای روزه داران و وطنداران مبارکباد ·
نظریه پردازی علم در ماورا الطبیعه ·
مبارک باد سالروز استقلال افغانستان ·
سالروز استقلال افغانستان ·
ورزش راه سالم زندگي ·
Didar pap az Germany ·

Login »