آشفتگی های ادامه دار اهالی «دانشنامه هزاره»

عبدالله اکبری
شخصا هیچگاه انتظار پاسخ مسؤلانه و روشن، از اصحاب «دانشنامه هزاره» نداشتم. می‌دانستم که در برابر آن همه اشتباهات آشکار که همه می‌دانیم هیچ جوابی جز قبول آن همه اشتباهات زیانبار نبود. کار، نیازمند تصمیم های سخت و اصلاحات جدی و اساسی بود. طبیعی است که آدمهای اساسی و جدی تصمیم های اساسی و جدی می‌گیرند نه اهالی «دانشنامه هزاره» دوستان به نظر، دست در دست تصمیم گرفته‌اند، به همین کار پر خطا در پناه لفاظی ها مانند دفعه قبل ادامه دهند. این همه تأخیر در پاسخ، به احتمال زیاد صحبت و قناعت گیری حامیان مالی بود و به نظر ظاهراً قناعت کرده اند که پول از ما و کار از شما، بی خیال این همه نقد و نوشته!
بنابر این آنچه را می‌نویسم فقط برای روشنی بیشتر وضعیت است و اینکه انتظار خاصی از اهالی دانشنامه باشد از همین حالا معلوم است که نیست. در این صورت برای مردم و مخاطبان گرامی به موردهای اشاره می‌کنم.
یکم: در پاسخ به نوشته من از میان آن همه اشتباهات نشانی شده عمدتاً دو سه مورد را مثلا پاسخ داده اند، که آن هم اشتباه، فرار و دروغ محض است. کتاب یک آخوند ایرانی هیچگاه در سایت آیت الله فیاض نبوده است. دفتر مجتهد و آن هم در قامت آیت الله فیاض آنقدر بی در و پیکر نیست که آن کتاب کذایی آخوند ایرانی را به نام آیت الله فیاض درسایت بزند. همه می دانیم تمام نوشته های ایشان به زبان عربی است و اصلاً ایشان هیچ کتابی در زبان فارسی ننوشته است. در حد احتمال هم نمی شود گفت که یک کتاب فارسی و آن هم با آن سر‌و وضع در سایت آیت الله فیاض نشر شود. البته می توانند فوتو شاپ کنند، مانند خود این دانشنامه فوتو شاپی و غلط اندر غلط که داده ها بر پیام‌های فیسبوکی و بعضاً بر وبلاگها و مسنجرهای غیر دقیق استوار است. نیز جنابان می توانند هی تلاش کنند که بر ذهن و ضمیر مردم خطاها و اشتباهات شان را همراه با جهل آشکار شان، علم تحمیل کنند. کف بزنند که پاسخ تفصیلی داده اند اما بدانند این شدنی نیست. چنین خندیدن به شعور مردم و جامعه تاوان دارد.
پاسخ به مورد و بخش دیگر نیز از آن بلاهت های آشکار نویسندگان در پاسخ است. جنابان مثلاً در پاسخ به پی جویی دزدان مال مردم هزاره تا خاک پاکستان توسط شهید ابوذر، روشنی و توضیح داده اند که گویا من تفاوت کار کتاب با دانشنامه را نمی دانم. کسی ازاین مدعیان علمی و عالی جنابان بپرسد که من در کجای نوشته گفتم که آن روایت را با جزئیات نیاورده اید؟! شما آن را و بر علاوه، دیگر مسؤلیت های رسمی ایشان را از کارنامه وی حذف کرده اید. من نوشتم توازن در روایت کارنامه های افراد و منطقه‌‌ها رعایت نشده است. شما متاسفانه توازن را تعداد کلمات فهمیده اید. روشن است منظور از توازن، موردها و بخش های کارنامه است و این خطا در کارتان فراوان اندر فراوان بر آفتاب است. در نوشته ها و روایت ها نه تنها در مورد شهید ابوذر که در ده ها مورد دیگر رعایت نشده است. واقعا از درک همین مطلب ساده عاجز بودید و هستید؟! می دانم و خودتان هم خوب می دانید که دارید فرار می کنید. پاهای تان در زمین گیر است اما وجدان تان را هم متاسفانه قفل کرده اید. نتیجه آن همه جلسات شورای علمی و مشاوران خاص واقعا‌ً این است؟! به شعور مردم تان می خندید؟! بی تردید چنین رویه و پاسخ دهی از کسانی می بر آید که شرم و شرف را از ریشه کشیده و قورت داده باشند. شما راه و شیوه زندگی تان را چنین انتخاب کرده اید اما تأسف و دریغ بر کسانی که هنوز فکر می کنند شما برای مردم کاری می کنید!
دوم: در نوشته قبلی یکی از اشاره های من به مشکلات ساختاری دانشنامه بود. این‌جا باز هم برای روشنی ذهن مخاطبان گرامی تکرار می کنم، چرا هیأت امنا رئیس ندارد؟! و اگر دارد چرا در کتاب نیامده است؟! برای گروه های منطقه‌ای هر کدام سر گروه درست کرده اید، چگونه هیأت امنا، کارشناسان، ارزیابان و گروه های تاریخ، فرهنگ، جغرافیا، تاریخ معاصر و سیاست می توانند بدون رئیس یا سر گروه باشند؟! چه فسادی می تواند به خصوص در نداشتن رئیس برای هیأت امنا باشد؟!
من از تمام اعضای هیأت امنا می پرسم که سکوت تان تا این دم چه معنی می دهد؟! شما در این جهان و جریان هستید یاخیر؟! همچنان از گروه های کارشناسان و مشاوران علمی، ویراستاران و ارزیابان علمی، گروه فرهنگ، گروه سیاست و تاریخ معاصر و گروه جغرافیا می پرسم که چرا صدای تان خاموش است؟! فکر می کنید تاریخ و جامعه از شما باز خواست نمی کنند؟! می دانم و خودتان نیز نیک می فهمید که در برابر آن همه اشتباهات آشکار مؤلفان مورد نظر، اصلی ترین پاسخ ها را باید جنابان باز پس بدهند. اگر ادعای رئیس دانشنامه درست باشد که تمام آن اشتباهات از زیر ریش جنابان گذشته است و بعد از بررسی و صحه گذاشتن شما خانم جمیله از قوم شریف تاجیک در «دانشنامه هزاره» جا خوش کرده است. کتاب مستطاب کذایی هم با تایید شما و در یک فیلترینگ سخت از چشم و علم شما به نام آیت الله فیاض زیر چاپ رفته است. اگر با مشورت شما نبوده چرا مانند دیگر بزرگان رد نمی کنید و بیانیه نمی دهید و یا اگر کار را درست می دانید چرا استدلال نمی کنید که همگان شیر فهم شوند!
سوم: هر چند در نوشته قبلی به اجمال آوردم که تمام برنامه با محوریت مشهد و لندن پیش می رود و بعضاً افراد و گروه ها در نقش سیاهی لشکر و برای مشروعیت بخشی است. دقیق هم بود و در نتیجه بعضی از بزرگان مانند استاد حاج کاظم یزدانی، استاد خادم حسین ناطقی شفایی، استاد عزیزالله شفق، استاد فاضل کیانی، استاد خالقداد برهانی، دکتر مصطفی خرمی، سید غلام حسین موسوی و استاد عباس دلجو رسما بیانیه دادند که نامهای شان بدون مشورت درج شده اند و از روند کار و تهیه مطلب‌ها اظهار بی اطلاعی کردند. از گروه های منطقه ای شهرستان/ولسوالی ناهور و استان/ولایت غور همین‌طور سکوت را شکستند و استعفا هم دادند. بعضی ها هم این طرف و آن طرف می گویند که ما هم واقعا در جریان نبودیم و نامهای ما بدون مشورت آورده شده اما رسما به هر دلیلی بیانیه نداده اند. بعضی از بزرگان اما سکوت کرده اند و این گمانه را ایجاد کرده است که نکند اهالی سکوت در جریان تمام کار بوده و هچنان شریک و ناظر جریان برنامه ها می باشند. من اینجا مشخص از آقایان جناب آقای دکتر «محمد علی جویا» و جناب آقای «محمد اسلم جوادی» می پرسم که لطف کنید یک گزارش برای روشنی افکار عامه از جلسات و کار شورای علمی بدهید. بی تردید باید برای جلسه‌ها زمانهای مشخص در کار باشد. صورت جلسه و مصوبه داشته اید و بحث های تفصیلی ناگذیر کرده اید. لطف کنید روشنی بیندازید. حد اقل مسؤلیت تان را در برابر افکار عامه و تاریخ ادا کنید. عین سؤال می تواند از فرهیخته گرامی جناب آقای استاد دکتر «محمد امین احمدی» باشد که شبیه چنین یک روال کاری باید در گروه کارشناسان علمی و مشاوران نیز بوده باشد. لطف کنید بنویسید و روشنی دهید. وجه شما بیشترین اعتبار را به دانشنامه داده است. نکند خدای نکرده به این اعتماد و اعتبار اجتماعی شما به خصوص لطمه بخورد. ما می دانیم و خود بهتر می دانید که این اعتماد و اعتبار به سادگی به دست نیامده است. اگر همه سکوت را همچنان پیشه کنید، این گمان بیشتر تقویت می شود که فساد و باند بازی در این نهاد چقدر می تواند تأسف بار باشد. وقتی از هشتصد و چند مدخل نزدیک به سیصد تای آن برای نوشتن، بین خانم «صدیقه هاشمی» آقای «محمد حسین فیاض» و بزرگوار دیگر تقسیم می شود غیر ازفساد چه چیزی می تواند باشد؟! شما بزرگواران بیشتر از هر کس کار علمی، پژوهش و نقد را درک می کنید. همچنان سالها در رأس و اداره نهادهای مشخص بوده اید. با کار اداری و شیوه کار نهادی نیز آشنا هستید. پشت پرده ایستادن و تماشا کردن به نظر نمی تواند به نفع هیچ یک شما باشد.
چهارم: بگذارید یکی از پاسخ های این شاهکاران را در مورد قوم و هویت هزاره بررسی و باز بینی مختصرکنیم. از قطار کلمات و مضمون پاسخ، چنین بر می آید و به شکلی اعتراف می کنند که خودشان هنوز تعریف مشخصی از هویت و ریشه قوم هزاره ندارند. آن تعریف چهارگانه را که خودشان آورده اند نیز هیچگاه با کار درون دانشنامه هم خوانی ندارد اما جالب تر اینکه می خواهند در فرایند پژوهش هزاره پژوهان به یک قطعیت برسند. بعد اعلان کنند که آری منظور ما از قوم و هویت هزاره این است. به معنی دیگر، تا اکنون که جنابان دارند برای قوم هزاره دانشنامه می سازند و می نویسند بر سر هویت و ریشه این قوم به توافق نرسیده اند. این شیوه از پاسخ اهالی دانشنامه می تواند جوک این اول سال باشد و به یقین برای اولین بار در تاریخ دانشنامه نویسی خواهد بود که یک جمع روی عنوان و قومی دانشنامه می نویسند که چگونگی و قطعیت آن قوم را خود جنابان نمی دانند. می خواهند در آینده هزاره پژوهان برای شان تحقیق کنند و بعد دوستان اعلان موضع کنند. به یقین گفته می توانم که در تاریخ دانشنامه نگاری برای اولین بار است یک گروه روی عنوانی کار می کنند که خود شان از چند و چون عنوان چیزی دقیق نمی دانند. دانشنامه سازان گرامی، فرض بگیریم هزاره همان تعریف چهار شاخصه شما باشد اما درون کارتان استوار بر تعریف تان است؟ که نیست. در یک مغالطه در پاسخ به نوشته من می گویند که تعریف قوم را نفهمیده ام و سراغ تاریخ و جمعیت شناسی رفته ام اما باز خودشان در ابتدای همان پاسخ نامه کذایی یکی از چهار عنصر قوم، تاریخ مشترک را ذکر کرده اند. نمی دانم این دوستان وقتی نوشته می کنند دو باره یک مرور می کنند یا نه همینگونه صفحه پر می کنند تا برای عوام الناس داد بزنند که پاسخ تفصیلی داده‌ایم؟! مسخره تر از همه بر منتقدین می تازند که ناقدان راهکار نداده اند که منظور شان از قوم و هویت چیست؟! این همه منابع داخلی و خارجی به خصوص در سالهای اخیر هیچکدام نتوانسته اند مغز بزرگان را باز کنند که هزاره چه قومی است!؟ خجالت زمانی بیشتر می شود که خود جنابان هزاره باشند. تازه ادعای نخبه بودن را هم داشته باشند اما بر چگونگی قوم خود شک داشته باشند. طرف دیگر موردی را با مغالطه رد می کنند که می تواند درست باشد و آن همان نگاهی است که بعض دوستان آورده اند که هر کس شناسنامه هزاره دارد و خود را هزاره می گویند و می دانند هزاره است. بر عکس کسانی که شناسنامه هزاره ندارند و خود را هزاره نمی گویند و نمی دانند هزاره نیست. اگر از جنابان پرسیده شود آنانی که خود را هزاره نمی دانند و نمی گویند واقعا به چه دلیل هزاره است؟! این دسته از آدمها در «دانشنامه هزاره» چه می کنند؟! این یک نوع هزاره سازی زوری اهالی «دانشنامه هزاره» نیست؟! نه تنها این مغالطه و پاسخ اشتباه، بلکه اگر دقیق و دانه دانه پاسخ های پر اشتباه و ضد و نقیض تان، در این چهل صفحه پاسخ تفصیلی تان، فهرست و بررسی شود بیشتر از چهل صفحه توضیحات اشتباه تان خواهد شد. متاسفانه سودی ندارد که این دور یا تسلسل باطل و بی معنی، با شما که روشن ترین اشتباهات را نمی پذیرید ادامه یابد.
پنجم: دوستان ما در میان لفاظی های بی مورد چپ و راست از اصلاح شیوه نامه گفته اند. من می گویم آقایان شما صادق نیستید، بعض مسایل را نمی فهمید و بعض مسایل را که متوجه شده اید لج می کنید. همین وعده اصلاحات را در دور اول داده بودید. لطف کنید تفاوت شیوه نامه‌های تان را با ویراست دوم نشر کنید که خلق الله بداند راست می گویید. در عمل ویراست دوم تان که پر مشکل تر از اول است و آن تأثیر اصلاح شیوه نامه های تان را در کجای کارتان ببینیم؟! تازه ادعای اصلاح شیوه نامه تان با بخش اصلاحات و اضافات در مقدمه کتاب تان که نمی خواند. به جای این لفاظی های بی مورد اگر اعتراف بر خطا می کردید نیز کسی شما را به دادگاه نمی برد. خودتان می دانید کسی با شما پدر کشتگی و چیزی نا تقسیم ندارد. چرا این همه عریان گارد حیثیت گرفته اید؟!
ششم: متاسفانه اهالی دانشنامه برای پوشاندن اشتباهات‌ شان گاهی مسأله مالی را بزرگ می کنند. داد و فریاد راه می اندازند که کار «دانشنامه» کار دولت است و باید امکانات یک دولت پشت کار باشد. بعضی ها عاطفی می شوند و فکر می کنند راست می گویند، این بیچاره ها از نداشتن امکانات این همه اشتباه را مرتکب شده اند. من از این دوستان می پرسم حد اقل یک طرح و مدخل تان را نشانی کنید و اعلان کنید به دلیل مشکل مالی ناکام و ناقص مانده است؟! یک پرس و جو از هزینه کلمه شمار «دانشنامه ادب فارسی» کنید، آیا شما بیشتر از آن هزینه نکرده اید؟! آن «دانشنامه» با حمایت دولت نفتی جمهوری اسلامی کار و نشر می شود. اگر کسانی نداند فکر می کنند راست می گویید اما خودتان می دانید که شما هیچ مشکل مالی به خصوص در دور دوم نداشتید و کسانی که از جریان خبر دارند بدانید شما را نفرین می کنند. در نتیجه می خواهم بگویم که مشکل مالی بهانه‌ای بیش نیست. از خود جنابان می پرسم شما و وجدان تان به همین اندازه مصرف، کار درست و قابل قبول ارائه توانسته اید که این همه منت هم می دهید؟!
سه حرف آخر:
الف: پر واضح است که اهالی دانشنامه در پی اصلاح نیستند و از مشکلات جدی دانشنامه به صورت روشن به هر دلیلی فرار می کنند. وجود چنین یک کتاب پر اشتباه را به نام «دانشنامه هزاره» نه تنها مفید نمی‌دانم که به شدت به ضرر امروز و فردای هزاره ها می‌دانم. بنا بر این حق دارم از مسؤلین دانشنامه بخواهم نام و کارنامه مرا که بدون مشورت در این کتاب نشر کرده اید فورا بر دارید. بر علاوه که روایت کارنامه پر اشتباه است مصاحبه انترنیتی و صوتی با من دروغ محض است. بعض جاها باید تصمیم جدی گرفت و به صراحت اظهار نظر کرد که این دانشنامه نه تنها دانشنامه منِ هزاره نیست که توهین به شعور و ظرفیت نیروی انسانی ما است. آقای سید ابوطالب مظفری می تواند برای سید نقیب مزاری و سید انوری دانشنامه بنویسد اما همانگونه که راه ما از سید نقیب مزاری جدا است دانشنامه ما هم جدا خواهد بود. خواهش می شود هر چه عاجل در نمونه آنلاین کارنامه مرا حذف و دانشنامه تان را اصلاح کنید. در اسرع وقت این کار را لطفا انجام داده، اطمینان دهید.
ب: اعلام می شود که اهالی دانشنامه کذایی حق ندارد در باره «بنیاد تاریخ شفاهی افغانستان» و یا آثار و کتابهای این بنیاد مطلب و مدخل تهیه و نشر کند. مدخل سازی از نام «بنیاد تاریخ شفاهی افغانستان» و نشر آثار این بنیاد در چنین یک کتاب آشفته پذیرفته نیست. در مورد محصولات «دفتر نشر فرهنگ مقاومت» و مجله «بیدارگران» عین عمل صدق می کند. هیچ یک از عنوان های نشر شده در «دفتر نشر فرهنگ مقاومت» نباید به عنوان مدخل در دانشنامه کذایی مورد استفاده قرار گیرد.
ج: بد نیست از دیگر دوستانی که کارنامه و آثارشان در دانشنامه آمده است نیز خواهش کنم که در روند تصفیه و تشخیص بپیوندند. از نمایندگان قریه ها و به خصوص منطقه‌های که روایت های مخدوش و اشتباه در دانشنامه دارند نیز تمنا می شود بی تفاوت نمانند زیرا این گروه نه اهل اصلاح کار است و نه توانایی کار درست را دارند. از این‌که روایت های منطقه‌ها و کارنامه‌ها، اشتباه و غرض آلود روایت می شوند، همان به که برای فرصت دیگر باشد. با توجه به جبهه‌گیری آشکار اهالی دانشنامه بر علیه راه و آرمان «رهبر شهید بابه مزاری» همچنان ادبیات پایداری این راه و آرمان، پیروان جبهه عدالت خواهی مسؤلیت هزار چند بر دیگران دارند که در این زمینه فعال باشند و هماهنگی های لازم را انجام دهند. این شیوه می تواند ساده ترین و ممکن ترین راه برای اصلاح و سر عقل آوردن عوامل دانشنامه کذایی باشد. خوب است همه با تمام عوامل غیر مسؤل این نهاد قطع همکاری کند. به صورت دسته جمعی از مسؤلین بخواهند که کارنامه ها، مدخل های منطقه ها و دیگر موردها را از کتاب موجود بر دارند.

2 دیدگاه