آینده واقعی وبحث های فدرالی

محمد رفیق رجا

پروسه ی «صلح با طالبان» در واقع نجات امریکا از باطلاق جنگ افغانستان است. اما وبه تبع آن، داغ شدن بحث های فدرالی حد اقل ارزوهای مردم است که از ستم «حکومت های قبیلوی» به ستوه امده اند. دردوران دموکراسی امریکایی وحضورسازمانهای بین المللی که حد اقل سنخیت با فدرالیزم داشت؛ هیچ گروهی وجریانی سیاسی مهمی، برای آن برنامه نداشتند وهیچ کسی جز پدرام برای ضرورت آن تلاش نه کردند. اما اینک که خشن ترین جریان ضد دموکراسی وضد فدرالی برای تصاحب کامل قدرت، با زور و فاتحانه؛  درهرمیز« مزاکرات صلح» همه را به تسلیم فرا می خواند؛ شاید کم تر کسی، ریشه های بحث های فدرالی ساختن افغانستان را بداند. به باوراین قلم بحث فدرالی ساختن کشور، همین اکنون هیچ ریشه ی جززبان حال؛همان ضرب المثل معروف مجرم زیردار را ندارد که: «ازاین پایه به آن پایه فرجی است» به هرصورت، قصه این مجمل را با چند نکته توضیح خواهم داد:

اول. جنگ وفقط سرسختی طالبان با حمایت پاکستان، امریکایی هارا مجبور ساخت که درافغانستان شکست شان را پذیرفته وطالبان را به رسمیت بشناسد. امریکایی ها ، بر رغم کشتارهر روزه ی بی گناهان واطفال، توسط طالبان، برای خروج از باطلاق جنگ افغانستان ، با طالبان تنها جریان اصلی وکلیدی عامل جنگ، مذاکره نموده و قدم به قدم زمینه ای ذهنی وعملی طالبان را برای تصاحب قدرت اماده نمودند.این، قصه ای اصلی تمام هیاهوی صلح دوحه وترکیه است.

 

دوم. جریان های مخالف طالبان،غرق درهزارو یک جنجال بدون زحمت طالبان؛ انها خود، حریف از پا در اوردن همدیگرمنتظرفرصت اند. تنها جریان که به دلیل بافت قومی وتفکرافراطی متحد کننده وحمایت قاطع پاکستان،  روز به روز، وزنه ای تهاجی قدرت شان سنگین ترمی شود، طالبان است.

سوم.جمهوریت بدون هیچ شکی، حتا مقدس وارزوی مردم افغانستان است.اما این جمهوری را ، اشرف غنی ودارودسته دزد وخلاف کارش چنان بدنام ساخته است که نه برای افغانستان قابل قبول است ونه امریکایی ها، توان توجیه وادامه حمایت آن را دارد.

چهارم. طالبان هیچ گاهی به هیچ کاغذ وقرار داد پابند نبوده ونخواهندشد.هیچ تضمینی از سوی هیچ کسی برای طالبان اعتبار نداشته ونه خواهند داشت. عهد شکنی طالبان با گروه ظاهرشاه، داکترنجیب، شهید مزاری، حزب اسلامی گلبدین،ملک خان،احمدشاه مسعود، مشهورسیاست افغانستان است.

پنجم. دموکراسی خواهی وفدرالی ساختن کشور، ضرورت حیاتی امروز جامعه ما است. اما این ضروت ، پیش وبیش از هر چیزی دیگری، به نیروی مدافع وجریان سیاسی لازم دارد که برای آن، تلاش نمایند وبرای بر پایی آن؛ ملیت ها واقوام رابر استراتژی واحد ملی بسیج، مسلح ومتحد نمایند.

ششم. طالبان وجریان برتری خواهی قومی آن؛ دشمن دایمی ورسمی «حل مسئله ملی» وحق تعیین سرنوشت ملیت ها است وخواهند بود. انها برای همیشه تا زمان که اسلحه بدست دارند، دشمن عدالت وبرابری باقی خواهند ماند.هیچ جریان از تسلط وتمامیت خواهی به راحتی دست نکشیده ونه خواهند کشید.

هفتم. اما سخن اصلی ومحوری ؛ ایجاد جبهه وجریان ملی برای « حل مسئله ملی» است که بطور طبیعی ، از درون ملیت های هزاره ، تاجیک ، ازبک ودیگر اقلیت های ملی، باید شکل بگیرند، ملیت های که مورد ستم وکتمان تاریخی قرار گرفته است.

هشتم. آنهای که از نام رهبران اقوام وملیت ها به شهرت رسیده اند؛ اکنون اسیرمعیشت وروز مرگی، مامورحکومت اشرف غنی گردیده .حکومت که خود باعث تباهی واوردن طالبان شده است. امید بستن ملیت ها ی محروم کشور، به این طیف ازرهبران که به دروغ، حمایت مردم را یدک می کشند، سرابی بیش نیست.

نهم. اکنون به جای شعارومصروفیت های دروغین، که امریکای ها برای تکمیل شرایط اوردن طالبان مهندسی می نماید، درهر جای که ذره ای وجدان عدالت خواهی است، از تمام جریان های سیاسی دردرون دولت وخارج از دولت، بر محوراستراتژی واحد ملی ؛ برای مقاومت ضد طالبانی وافراطی گری اماده شوند. هیچ تضمینی وهیچ کشور خارجی در میدان جنگ افغانستان؛ جزایجاد « استراتژی واحد مقاومت ملی»، از ملیت های محروم کشور نمی توانند، مانع افراطی گری طالبان، شوند.

دهم. تجربه کله منارها،کشتار دسته جمعی در شمال،  برتری طلبی قومی وتمامیت خواهی درافغانستان، برای تمام جریان های سیاسی ؛ تجربه آشنا وحتا تکراری است. جریان های سیاسی حداقل به حکم « تنازع بقاء خود»، برای مسلح شدن به خاطر صلح، عدالت، ازادی وبرابری ، تلاش نمایند. ماهیت وهویت طالبان،  زبان مدنی ، دموکراسی وفدرالیزم را نمی شناسند. هیچ صلحی وعدالتی در دنیا بدون زورو توان دفاعی تحقق نیافته است.

 

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 23
  • حمل
  • 1400
  • 12
  • April
  • 2021
  • 29
  • شعبان
  • 1442

عضویت در کانون