تاملی برکاندید شدن نسل جدید مهاجران، درشهرهای فنلند

به قلم محمد رفیق رجا

مدت است که در رسانه های مجازی جوانان افغانستانی دربرخی شهرهای فنلند از کاندید شدن شان در شورای شهر مقیم، خبر می دهند.این خبرها واقعا مایه ای امید، وباز تاب شورو شوق به ایجاد تغییر وتاثیر گذاری توسط نسل های جدید، مهاجر درین کشور است. اما برای هر کاری در زندگی تنها شور وشوق کافی نیست. ای کاش در رقابت ها وعرصه های دانش، نیز نسل مهاجرین، برجستگی های در سطح تلاش های اجتماعی انجام می دادند. این هردو مفهوم موضوع این سخن است. دو مسئله ی اما مهم؛ برای کاندید شدن در شورای شهر قابل توجه است که بدون داشتن هرکدام آن شرایط؛ نه تنها ضایع شدن امکانات ووقت است بلکه ” افغانی” کردن انتخابات ونورم های آن، در کشور مقیم است. به تناسب حوصله ی مخاطبین؛هردو شرط را به شکل مختصر، وتاملاتی درین باره را توضیح خواهم داد:

اول: شرایط کاندید شدن درشهر:

  1. زندگی حد اقل 51 روز در ان شهرونیز بدون وقفه حدود دوسال زندگی واقامت در فنلند دوشرط ابتدایی کاندید شدن است.
  2. تابعیت شرط نیست. اما شهروندی و داشتن اقامت قانونی شرط است. طبیعی است جنسیت ،رنگ ،دین ونژاد شرط نیست.
  3. کسی که حق رای دارند می توانند کاندید هم شوند.یعنی از18 سال به بالا باشند.
  4. هر شخص که بشکل رسمی وقانونی؛ فقدان صلاحیت او، در مدیریت زندگی تایید نشده باشد. می توانند با داشتن شرایط شهروندی از طریق احزاب ویا شخصی خود را کاندید نمایندگی شهرمقیم نماید.

دوم. داشتن توانایی نمایندگی از شهروندان.

وظیفه و مسئولیت اصلی نمایندگان شهر، ایجاد پلان، فیصله وتلاش برای رشد کیفیت رفاه عمومی و بهتر شدن سطح زندگی شهروندان درابعاد گوناگون است. در توانایی نمایندگان شهر؛ تخصص وتحصیل شرط نیست.اما گفته شده است که بتوانند بعدا توانایی های لازم را درمشارکت مدیریت سرنوشت عمومی شهر کسب نمایند.این واقعیت دارد که برخی نمایندگان حتا در پارلمان ، توانای لازم ومناسب  را در دفاع از منافع رای دهنده های خود ندارند.چنین نماینده های ، فقط وسیله و رای؛ اجرای شدن سیاست حزب خود می باشد. ولو آن سیاست بر ضد، موقعیت زندگی اجتماعی، خودش باشد. مثلا: در برخی از کشورهای همسایه ؛ هستند نماینده های درشهر وپارلمان با اصلیت خارجی، اما بر ضد پناهندگان فعال تر از خود راسیستهای آن کشور است. درهمین کشور هستند؛ نماینده های که به طبقه ی متوسط اجتماعی تعلق دارند؛ اما به نفع سیاست های احزاب راست فعالیت می نمایند.

https://vaalit.fi/kuntavaalit

با وجود آن دو شرط اصلی ورسمی؛ تاملات چند، حایزاهمیت است:

یک. کلمه« توانایی» شرکت در مدیریت یک شهر بسیارگسترده است.نخستین توانایی تحصیلات اکادمیک نیست.البته که بهترین توانایی است.اما ظرفیت شخصی کسب اطلاعات ذیل حد اقل نسبی، برای نمایندگی در شهر حیاتی ومهم است: فهم قانون اساسی فنلاند، دانستن قوانین عادی که روز مره یا هر ساله پارلمان ان را تصویب می نمایند،دانستن کلتور وفرهنگ، تعامل اجتماعی وفهم چگونگی روابط اجتماعی، درک حقوق اساسی شهروندی ، مثل حقوق اطفال ، زنان،پناهند گان، معیوبین ، کهن سالان وبیکاران. فهم واطلاعات حد اقل نسبی ویا کافی از بودجه اقتصادی کل کشوروشهر مقیم ، در امد اقتصادی شهر مقیم، نیاز مندی های جمعیتی، فرهنگی  وبازسازی شهر مقیم. ابعاد وچگونگی روابط شهرها وحکومت مرکزی.درک روابط قدرت وحدود صلاحیت های پارلمان،حکومت وارگان های قضای وامنیتی .فهم حدود صلاحیت وروابط شورای شهر با ارگان های دولت.  یعنی دانستن تمام انچه به سرنوشت زندگی اقتصادی، بازسازی، علمی وفرهنگی جمعیت وشهرمقیم، مهم وحیاتی است . درست است که دانستن ان همه پیشاپیش نقدا، شرط نیست اما بدون فهم و کسب توانایی دانستنی های فوق ؛ حد اقل به شکل نسبی، تصمیم وپلان برای رفاه واسایش زندگی در یک شهر، ممکن نیست.

بدون درک برنامه حزب در سراسر کشوروبدون فهم نیازمندی ها وپلان حزب خود، در شهر مقیم ، اساسا کسی نمی توانند مسئولیت کاندید شدن را حداقل نسبی انجام دهد. مثلا در یک بخش از شهربنا بر دلایل، مرکزمراقبت کهنسالان تعطیل ودر منطقه ی دیگری از همین شهر؛ مرکز بزرگتر کهنسالان نیاز است. حمایت وپلان شورای شهر، به اطلاعات نسبی از بودجه شهر ، درک سیاست منطقه ای حکومت ، فهم پلان ووعده انتخاباتی حزب خودش ، درک نیازمندی ها وقوانین عمومی ویا مقررات منطقه ای شهرمقیم، نیازدارند. بطور مثال ماهانه ویا سالانه مطالعه دها اجندا، برای رفاه عمومی شهردر برابر نمایندگان قرار دارد ؛ فهم ودرک نه تنها خود این اجندا وده ها

مسئله دیگرمربوط ان، که درین رابطه نیاز به مطالعه دارد باید نماینده شهرتوانای درک ان را داشته باشد. واین نیاز به حد اقل ترین اطلاعات وزبان علمی دارند که یک نماینده شهرمی بایست بدانند.البته که تنها زبان ، سواد وتوانای درک مطالب اجندا نیست. بلکه توانایی درک مطالب اقتصادی ودها مسئله دیگربه همین شکل، مهم است که بدون فهم ان،  نظر دهی ممکن نیست.

دو. مفاد شخصی:  شرکت در هر گونه کار های اجتماعی، فرهنگی ، اقتصادی وسیاسی، برعلاوه شهرت ومنفعت مادی؛ اما خود ، کسب تجربه وفهم مدیریتی است که، راه را برای هرگونه پیش رفت های در زندگی شخصی، اقتصادی واجتماعی بازمی نمایند. کسب عضویت در احزاب وانجمن ها در واقع، ورود به دهلیز مدیریت وحکومت در کشورهای مقیم است. واین برای تمام هم وطنان ما که از ستم تبعیض وافراطی گری به اینجا امده اند، سرنوشت و زندگی ایدال به حساب می اید.از این طریق می توانند به کشوربلاکشیده افغانستان نیزراهای کمک را پیدا نمایند.

سه. ضررکار اجتماعی این است که مانع تحصیل جوانان می شود: صرف وقت، در انجمن های مدنی، احزاب وهر گونه کار دسته جمعی، بدون آگاهی وتوانایی های مشخصا تخصصی، وتحصیلی با کار یدی وعادی هیچ تفاوت ندارد. تحصیل وانرژی آموزشی از لحاظ عملی، به سن وسال تعلق دارد.فنلاند یکی از کشور های است که نه تنها هیچ مانع برای تحصیل نیست؛ بلکه تمام امکانات از هر لحاظ برای تحصیل وتخصص فراهم است.

چهار. مدیریت وقت کافی می خواهد: شرکت دررهبری ومدیریت انجمن ها ،احزاب وهر کار گروهی، خطردلسردی وانحراف از تحصیل و تخصص را در کمین دارد. چون با گرفتن مسئولیت ، به کارهای مناسب موقعیت، باید رسیدگی نمود. تجربه ی چندین نسل، که بدون داشتن تخصص وصلاحیت کافی علمی، در کار های گروهی واجتماعی شرکت نموده است؛ نشان می دهد که شرکت در کار های اجتماعی، بدون تخصص وصلاحیت علمی موثر نیست.

پنج. فرد دانا وتوانا درمدیریت اجتماعی وسیاسی تاثیرحتمی دارد: بعد ازختم تحصیل وداشتن تخصص؛ مدیریت انجمن ها واحزاب به دلیل تاثیر گذاری ونقش تعیین کننده پشیمانی ندارد. البته که عضویت در انجمن ها واحزاب در زمان تحصیل، تجربه وتوانای های شخصی را افزایش می دهد،هیچ ضرر جز سود تجربی، نمی تواند داشته باشد. اما مشارکت در مدیریت وگرفتن مسئولیت در احزاب، جامعه وانجمن ها، در زمان تحصیل؛ اکثرن مانع تحصیل وتخصص می گردد. البته که بدیهی است ، با داشتن تخصص وتحصیل ، مشارکت فعال در انجمن ها ، احزاب وگروهای مدنی ، موقعیت مناسب اقتصادی وسیاسی وجایگاه بلند اجتماعی حتمی است ودرین صورت تلاش های عملی بدون نتیجه نیست.

شش.احتیاج احزاب به حد اقل رایی وچگونگی استفاده جوانان از این فرصت: هزاران افراد واجد شرایط رایی، در حاشیه ای جامعه قرار دارند. بنا بر هر دلیل نمی خواهند به فنلاندی ها رای بدهند. جوانان مهاجر می توانند با استفاده درست از فرصت رای مهاجران را داشته باشند. تفاهم وکمک به موفقیت همدیگردر صورت ممکن به نفع همدیگر، اگردر یک حزب باشند کنار بروند.شخص دارای صلاحیت را کمپایند نمایند. اما حضورگروهی مثلا چند نفر افغانستانی در یک شهر، از یک حزب، ممکن توجه خارجی ها را جلب نتوانند.

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 1
  • عقرب
  • 1400
  • 23
  • October
  • 2021
  • 16
  • ربیع الاول
  • 1443

عضویت در کانون