کدام اهداف را ایران در افغانستان دنبال میکند؟

منبع : فارین افیرز

نوشته ای از : کولین .پ. کلارک و آرین طباطبایی

ترجمه :سید جمال اخگر

 

مذاکرات برای پایان دادن جنگ طولانی بین دولت افغانستان و طالبان  همراه با خشونت و تشنج ادامه دارد.

طالبان و دولت اسلامی شاخه خراسان (ISKP) غالباً با حملات بالای نیروهای امنیتی افغان و غیر نظامیان شیعه مذهب فاجعه می آفرینند.

هرگونه توافق احتمالاً ایالات متحده را ملزم خواهد ساخت تا نیروهای خود را از افغانستان بیرون کند ، رییس جمهور ترامپ مشتاقانه قصد دارد پس از گذشت دو دهه تمامی گزینه ها برای کاهش نیروهای این کشور را بررسی کند، اتفاقی که تا اخیر سال جاری ممکن رخ دهد . کاهش نیروهای آمریکایی میتواند زمینه را برای گسترش نفوذ ایران در افغانستان فراهم سازد.

تهران مدت هاست که از بی ثباتی در همسایه شرقی خود نگران است ده ها سال درگیری صد ها هزار پناهنده افغان را ناچار به مهاجرت به این کشور کرده است و این کشور نتوانسته است طوریکه جنگ نیابتی را در عراق ، سوریه و یمن به پیش برده است در افغانستان نیز دنبال کند. اما اکنون ایران فضای بیشتر برای اجرای مانور خواهد داشت و ممکن بخواهد برای حفظ منافع خود و تضعیف منافع آمریکا  در امور افغانستان مداخله کند .

در جستجوی ثبات :

تهران و واشنگتن در بسیاری از مناطق خاور میانه با هم سرو شاخ شده اند اما در افغانستان اهداف مشترکی را دنبال میکنند . ایران از تلاش های ایالات متحده پس از حمله نظامی به افغانستان در سال 2001 حمایت نموده و در ایجاد ائتلاف ضد طالبان نیز این کشور را کمک کرد. در نخستین مذاکرات پس از تهاجم ایالات متحده مقامات ایرانی به برگزاری انتخابات دیموکراتیک پسا طالبان تاکید داشتند ، امروز نه ایالات متحده و نه ایران تمایل دارند تا رشد روز افزون گروه دولت اسلامی (ISKP ) را بیبینند. ایران به افغانستان با ثبات نیاز دارد زیرا دو کشور دارای مرز های مشترک اند و هرنوع ناامنی و آشفتگی درین کشور اغلباً به ایران سرایت میکند.

ایران درکنار اینکه میزبان صد ها هزار پناهجوی افغان میباشد به عنوان چهارراه کلیدی قاچاق مواد مخدر به اروپا نیز شناخته میشود.

دو کشورافغانستان و ایران در اواخر دهه 1990 به سبب افزایش درگیری های طالبان در آستانه جنگ با هم قرار گرفتند زیرا طالبان در سپتامبر 1998 چندین دیپلومات ایرانی را در شهر مزار شریف در شمال افغانستان کشتند وایران در واکنش به کشته شدن دیپلومات های خود هزاران سرباز را به مناطق مرزی با افغانستان فرستاد . بی اعتمادی ایران به طالبان بیان کننده طرز تفکر این کشور در باره نتیجه گفتگو های بین الافغانی میباشد. تهران از دسته طالبان که با پاکستان و عربستان سعودی روابط نزدیک دارند بیم دارد و نمیخواهد این گروه در دولت مرکزی جدید از قدرت برخوردار باشند. اغلب خشن ترین طالبان  سنی مذهب اند با این حال به اندازه گروه دولت اسلامی خشن نیستند ، تهران با حکومتی که در ترکیب آن طالبان موجود باشد ولی منافع آن کشور را به خطر نی اندازد مایل به همکاری است.

تهران طی سال های اخیر بسیار تلاش کرد تا روابط خود با طالبان را از طریق ابتکارات امنیتی ، اقتصادی و دیپلوماتیک تقویت کند .

منافع اصلی سیاسی و اقتصادی ایران را دسترسی کالا های ایرانی به بازار های افغانستان و حفظ ثبات مرزی تشکیل میدهد

اقتصاد ایران هنوز هم تحریم های ایالات متحده و بحران کوید 19 را متحمل میشود ، مقامات ایران نگران هستند که وضعیت آشفته در افغانستان موج دیگری از پناهندگان را به این کشور سوق ندهد .

کوید 19 به فقر و مشکلات پناهندگان افغان که قبلاً با بیکاری و عدم موجودیت مراقبت های بهداشتی دست و پنجه نرم میکردند، افزوده است.

ایران هزاران پناهجوی افغان را رد مرز کرده است اما افزایش خشونت ها به موج جدید مهاجرت به این کشور منجر خواهد گردید.بنابرین ایران تا حد زیادی از وضعیت سیاسی موجود در افغانستان حمایت میکند زیرا این موضوع به تهران فرصت میدهد تا بالای اولویت های دیگری چون بحران کوید 19 که روزانه جان ده ها تن را میگیرد تمرکز کند ، با این حال شرایطی وجود دارد که ممکن ایران را مجبور به مداخله در امور افغانستان نماید.

در صورتیکه دولت بوجود آمده در نتیجه  مذاکرات بین الافغانی برای ایران قابل قبول نباشد ممکن این کشور در امور افغانستان مداخله کند ، ادغام طالبان تندرو که میتواند منافع ایران را با چالش مواجه سازد در بدنه حکومت مرکزی ایران را نا چار میسازد تا نیروهای خود را در غرب افغانستان بخاطر جلوگیری از بروز هرنوع آشفتگی مستقر کند. اگر به اثبات برسد که دولت افغانستان نمیتواند بگونه ی موثر در برابر گروه دولت اسلامی و سایر شورشیان که تهدید مستقیم به منافع ایران و جامعه شیعه محسوب میشوند، اقدام کند ، احتمالاً ایران بخواهد که وارد عمل شود.درینصورت ممکن رهبران ایران به این نتیجه برسند که شبه نظامیان آن کشور در تامین امنیت مکان های مهم و سرکوب گروه دولت اسلامی نسبت به نیروهای امنیتی افغان موثر واقع میشوند.

یک جبهه ی جدید ؟ :

اگر ایران تصمیم برای دخالت در امور افغانستان داشته باشد برای اینکار ابزار قدرتمندی در اختیار دارد.

اسماعیل قانع فرمانده جدید نیروهای قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و جانشین قاسم سلیمانی از تجارب خوبی در افغانستان برخوردار است وی در استخدام افغانها برای اعزام به جنگ ایران-عراق در سال 1980 و جنگ طالبان در سال 1990 نقش عملیاتی و مهم داشت. ایران در زمینه شریک سازی اطلاعات با ایالات متحده  در زمان تهاجم این کشور به افغانستان همکاری نموده و از حکومت جاگزین طالبان نیز حمایت نمود.

قانع تجربه و شناسایی عمیقی از کار در مرز و مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر و جنایتکاران دارد این تجارب قانع را قادر میسازد تا از بی ثباتی در منطقه و تهدیدات مرزی و اینکه چه موقع نیاز به اقدامات نظامی بیشتر است درک خوبتری داشته باشد. اما شاید وسیله احتمالی ایران برای مداخله به افغانستان  استفاده ازنیروهای شبه نظامی باشد ، نیروهای که ایران در کشور های دیگر نیزبشکل نیابتی مورد استفاده قرار میدهد . ایران در امر جمع آوری جنگجویان خارجی شیعه مذهب برای فرستادن به جنگ سوریه پیشرفت های چشم گیری داشته است ، بسیاری ازین افراد استخدام شده از کشور های افغانستان و پاکستان میباشند ، جنگجویان افغان بیشتر در دسته فاطمیون نیروی بین 10 تا 15 هزار نفر تنظیم شده اندو جنگ در حلب ، دمشق ، لازاکیه و قلمون را پیش میبرند. با ختم جنگ سوریه ایران میتواند جنگجویان شیعه را به افغانستان اعزام نموده و نفوذ خود در منطقه را گسترش دهد و گروه دولت اسلامی را نیز زیر نظر داشته باشد. گروه دولت اسلامی شاخه خراسان توانایی انجام حملات وحشتناک و خونبار چون حمله بر مراسم جنازه و یک زایشگاه در ماه می را دارند.

درحال حاضر جنگجویان دولت اسلامی اکثراً در شرق افغانستان  در نزدیکی مرز با پاکستان و دور از ایران مستقر هستند و اگر وضعیت برای این گروه تغیر کند احتمالاً ایران نیز راهبرد خود را تغییر دهد، دولت اسلامی با حمله در ماه جنوری 2017 ثابت ساختند که توانایی انجام حملات در خاک ایران را دارد

نیروهای نیابتی و شبه نظامیان در قلب استراتیژی و سیاست خارجی ایران قرار دارد ، نیروی قدس روابط مستحکم با شبه نظامیان خاور میانه از حزب الله لبنان تا حوثی ها در یمن دارند . رهبران ایران هنوز هم از کشته شدن سرلشکر قاسم سلیمانی در اوایل جنوری توسط ایالات متحده درد میکشند و احتمالاً ایده ی  ایجاد جبهه ی ضد واشنگتن در افغانستان را در سر بپروراننده و دست به یک سلسله حملات برای تسریع روند خروج نیروهای خارجی بزنند ، به نظر میرسد که ایران نقش زیادی در وادار ساختن ایالات متحده برای خروج نیروهایش از افغانستان داشته باشد. ممکن این حملات بشکل پراگنده خطوط تدارکاتی و لوژستیکی ایالات متحده را که روند خروج نیروها را تسهیل میکند هدف قرار دهد و با خروج نیروهای امریکایی یک پیروزی تبلیغاتی در اختیار ایران قرار گیرد.تهران میتواند با استفاده از شبه نظامیان شیعه افغانستان به عنوان نیروی نیابتی خود را از اقدامات خصمانه دور نگهدارد، از طریق نیروهای فاطمیون و سایر شبه نظامیان ایران میتواند منافع ایالات متحده و متحدین آن را با حملات پیچیده با تهدید مواجه سازد و یا به احتمال قوی ساحه نفوذ خود را در افغانستان گسترش داده و نفوذ ایالات متحده را کاهش دهد.

ایران ملیارد ها دالر را روی مسلح سازی ، آموزش و پرداخت به هزاران جنگجوی خارجی در سوریه از جمله افغان ها هزینه کرده است . مهمترین وظیفه قانع به عنوان جانشین سلیمانی مدیریت روابط نیروهای قدس با شبه نظامیان نیابتی میباشد . تجربه وی از جنگجویان شیعه افغانستان نشان میدهد که این نیروها میتوانند نقش برجسته ی در سیاست خارجی ایران داشته باشند.

تشکیل حکومت آینده کابل به هرشکلی که باشد تهران به مرز های شرقی خود با احتیاط چشم خواهد داشت تا جایکه نتیجه گیرد که بهترین شکل دفاع از مرز هایش مداخله در امور افغانستان باشد.

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 28
  • سنبله
  • 1399
  • 18
  • September
  • 2020
  • 30
  • محرم
  • 1442

عضویت در کانون