هرتحول باید از جایی آغازشود.

محمد رفیق رجا

پس از اعلام دو ریاست جمهوری در افغانستان، عده ای زیاد دانسته وندانسته، آن را نکوهش نموده واین حرکت را باعث شرم افغانستان می خوانند.اجازه بدهید چند نکته ای را درباره « شرم ازنادانی» برای تامل بنویسم:
اول: افغانستان سالها پیش، ازنظر ذهنی وروانی دو تقسیم شده بود.جدای از ستم تاریخی واما در زمان که خون ریز ترین مهاجم خارجی بنام طالبان اسلام، امدند واقوام وملیت های افغانستان را، کشتند،کتاب ومکتب را آتش زدند، تجاوز نمودند، از کشته ها تپه ها ساختند و ملیت های غیر پشتون را به خاک سیاه نشاندند؛هیچ صدای در مخالفت با طالبان،از درون روشنفکران واحزاب هم تبار طالبان به گوش نرسیدند. اما اقوام وملیت های افغانستان بررغم تمامی آن همه ستم تاریخی، چشم بستند؛ برای پادشاهی کرزی واشرف غنی رعیت شدند وبه انها رای دادند. تا این ملک ارام شوند.اما کرزی واشرف غنی تمام امکانات جهان را برای جنگ قومی، به مصرف گرفتند.دریغ ازذره ای عاطفه،مهر ومحبت انسانی، به پاس رعیت داری در این ملک.
دوم: نفس مقاومت عبدالله و«تیم ثبات وهمگرایی» در برابر تمامیت خواهی قومی، در کلیت تاریخ سیاه سیاست تباری در افغانستان، نقطه آغاز واقعیت بخشیدن به تفکر مبارزان است که سالها از «ستم ملی» در افغانستان گفته اند. این تیم باهرانگیزه ی که باشد؛ با این شعارهای ضد تبعیض، اگردرین مقاومت تا اخربماند یا نماند، اما نفس این حرکت، جرقه ای درخشان و آگاهی گستری شد؛ حد اقل برایجاد شکاف،عادت وسنت تاریخی وفرهنگ ستم پذیری وترس ملیت های افغانستان ، ازحکومت های قبیلوی ووابسته!
سوم: پیش از هرتحول فزیکی ومادی سیاسی « اندیشه وایده ای» باید خلق گردد.تا روزاین ایده، به واقعیت تبدیل گردد. نفس این ایده ها، (اندیشه ی ازادی خواهی) محصول رنج ،ستم وتلاش انسان های است که در جستجوی راه حل انسانی مناسبات ظالمانه ای اجتماعی است. هرواقعیت واندیشه ای انسانی، درست مثل ایده ها، در آغازممکن از ساده ترین حالت آغازگردد.اما با گذشت زمان به پختگی ووارستگی می رسد. این آغاز یک “افغانستان جدید” است؛ یا افغانستان بطورعادلانه ملک همه اقوام وملیت ها است، یا دوحکومت وزمام داری وممکن در صورت ادامه ستم قومی، به دو ساحه جغرافیای تقسیم گردد. ایده و اندیشه عدالت ملی، باید از طریق تمثیل مادی وفزیکی ،از میان روشنفکران وفرهنگیان ، در ذهنیت مردم راه یابد. ایجاد دو حکومت وبا دو شعار ولو صد در صد ایده آل نباشد اما وظیفه انتقال ایده،تجربه فکری واندیشه را،به باور جامعه وفهم عمومی به خوبی انجام می دهد.
چهارم:انسان ها در اثر، تکراروتداوم یک سنت ظالمانه وغیرانسانی وتاریخی ،خوگرفته وعادت می نمایند. تغییرات اندک در آن را، در آغاز نمی توانند هضم ودرک نمایند. پشتون ها یکی از اقوام شریف افغانستان است.اما حکومت های که در تاریخ افغانستان؛ با سوء استفاده از نام پشتون ها بر تمام مردم افغانستان ستم نموده اند؛ تنها مسئول تمام خرابی، اوارگی،فقر، جنگ وویرانی افغانستان است. کدام امیری وسرداری را، کسی در تاریخ افغانستان می تواند پیدا کند، که حد اقل پلان، برای آبادی این کشوردر تاریخ ثبت کرده باشند. به دلیل تکرار وتداوم این واقعیت تاریخی ، باور همه به این است که ریس ومالک این ملک باید پشتون باشد
پنجم: از گذشته ها اگر بگذریم اما همین اکنون، چرا در شرایط که «مسئله ملی» در افغانستان یکی از گفتمان اصلی ملی به حساب می اید؛ طالبان به نام پشتونها ،اشرف غنی وکرزی به نام افغانستان، با امریکایی ها تمامیت ارضی افغانستان را به معامله وتاراج انداخته است.در زمان انتخابات هیچ کسی وهیچ حزبی غیر پشتونی جرئت ندارند خود را کاندید نمایند.اگرکاندید هم کند همین عادت ستم پذیری باعث می گردد که احزاب وسیاست مداران ملیت های مهم افغانستان، در اطراف یکی از برادران پشتون جمع شوند.هیچ کسی که اگاهی نسبی از «افغانستان امروز» دارند، نمی پذیرند که برادران پشتون اکثریت باشند.تصور کنیم که پشتونها، اکثریت هم باشند، اما کدام تفکردموکراتیک ودموکراسی چنین حکم داده اند که به نام حکومت پشتونها، برای همیشه به هر قیمت در فقر وجنگ زندگی نماییم. این برای نسل های بعدی اقوام وملیت های افغانستان، واقعا درد تاریخی است که دراکثریت مناطق برادران پشتون ، طالبان حکومت می کند. اما گروه وحلقه محدودی در اطراف اشرف غنی با زوروپول امریکای ها، از مردمان عادی وستم پذیرتاجیکها، ازبک ها وهزاره ها، رای گرفته و سرنوشت اقوام وملیت های افغانستان را در اختیار واز هیچ خشونت وتبعیض هم دریغ نمی ورزند…

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • 12
  • سرطان
  • 1399
  • 2
  • July
  • 2020
  • 11
  • ذو القعدة
  • 1441

عضویت در کانون